ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
... اگه لوح شیطان بتونه دروازههای جهنم رو ببنده
لوح فرشته چه کار میتونه بکنه؟
."نمیتونم بهت اجازه بدم اونو ببری "دین
.من فقط میدونم که از الان من باید از این لوح محافظت کنم
در برابر "نائومی"؟ - .از تو -
از من؟ چی داری میگی تو؟
کس" ! لعنتی"
.اسم من "نائومی"ـه - .میشناسمت -
و خوب میدونم با "کس" چه کار کردی وقتی از برزخ اومد بیرون
"تو داری کنترلمون میکنی، "کستیل
... حالا "کستیل" با یه بمب هیدروژنی توی جیبش
.آب شده رفته تو زمین
.خدا یه سری آزمایش تعبیه کرده
وقتی هر سه تا رو انجام بدی .میتونی دروازهها رو ببیندی
آزمایش دوم چیه؟
یه روح بیگناه باید از جهنم آزاد
.و به بهشت برده بشه
.تموم شد
.آزمایش دوم خیلی بیشتر از اولی روت تاثیر گذاشته
."اون توی سرمـه "دین
.ترس، قایم شدن
و اگه توی سرم باشه میدونه من کجام
فکر کردی تا ابد میتونی از دست من فرار کنی؟
.نیست
.خرخون کوچولومون فرار کرده
آره، ولی خب کجا؟
کوین" بیخیال بابا درُ باز کن، ماییم"
زودباش داریم خونزیری میکنیم
بابا منم دیگه
الان شد ورژن خیسِ من
.در زدن مخصوص رو یادت رفت
آخه فایده در زدن سری چیه وقتی ازش استفاده نمیکنی؟
"ببخشید "کوین
.پیداش کردیم
چیو؟
یه سر نخ گیرمون اومد
که "کراولی" داره به فعالیتهای زمینیش میرسه
ما هم یه تله واسش گذاشتیم
.اونم افتاد توش
اون یکی قسمت لوح رو هم گرفتم
چی؟
دیگه رسیدیم آخرای راه
نگی هیچوقت واست چیزی نگرفتیم
یا خدا؟ شوخی میکنی؟
آزمایش سوم هم ردیف شد
بالاخره میتونیم بفهمیم
دروازههای جهنم رو ببندیم و "کراولی" رو بندازیم بیرون
خیلی هم خوب
خب نمیخوای بری تو کار اون یکی تیکه؟
.لازم نیست
خب داداش "کیوی" جون کار درست خودمون
تو ببین خدا تو این ورق مرقهاش چی نوشته
ما هم میریم یه جای دور یه سر و صدای اساسی به پا کنیم
.که جای تو امن باشه
سریع برمیگردیم، باشه؟
.فکر کنم مشکلی نداره
.خیله خب، یادت نره پشت سرمون درُ قفل کنی
خب پس سه تا آزمایشـه
سه تا آزمایش بعدش اونا درُ رو من قفل میکنن
تو، "سم" قلابی
اگه دوباره کاری کنی دستمون رو شه
باز دوباره باید حافظه .کوتاه مدت "کوین" رو دستکاری کنم
و این کاری خیلی ریسکیـه .پس هواست باشه چی بلقور میکنی
چی؟
.همون تیکههایی که اومدی
"داداش کیوی" ..."ورق مرق"
."کلا اینجور صحبتهای مدل "دین
.سم" کلا بچه مثبته و از این چیزا نمیگه"
یادتون باشه من دو تا شخصیت سازی .تمیز و درست حسابی میخوام
.بله قربان
.لامصب اصن کارگردانی تو خونمـه
با افتخار تقدیم میکند IMDB-DL تیم ترجمه
: مترجمیـــن Kian00sh_93 N3g!n MahyaR67
بفرمایین
"غذای مخصوص رفع درد و بلای "جان وینچستر
.بفرمایین
.انقدر توش فلفل زدم لبات آتیش میگیره
.درست مثه اونایی که بابا درست میکرد
میخوای مثه بچهها بگم هواپیما داره میاد دهنتو باز کن؟
آخرین باری که یه چیزی خوردی کِی بود؟
... من - ."چند روز شده "سم -
الان سه روزه که لب به غذا نزدی
اونو از کجا آوردی؟
.از وقتی تو مثه بخاری شدی
.باز کن - .دین" جانِ من بیخیال -
... دستمالهای خونی، تب، پاهای لرزون
.اصن نشونههای خوبی نیست
.خب چون حالم خوب نیست
.تا وقتی هم که دوباره شروع نکنیم خوب نمیشم
.تا وقتی آزمایش سوم رو انجام بدیم
.آزمایش؟ من موتور گازی هم نمیدم سوار شی
ما الان درگیر این ماجرا شدیم
و تنها راه رد شدن از وسطشـه
خودم میدونم، تو ام میدونی که
چقدر دلم میخواد اون در کوفتی رو تو صورت اون کثافتا بکوبونم
.ولی باید بذاری ازت مراقبت کنم
.باید بذاری کمکت کنم قدرتت رو بدست بیاری
این یه سرماخوردگی ساده یا یه تب معمولی
یا هر چیز دیگهای که با غذا خوردن درست شه
.اینا همش جزئی از اون آزمایشهاس
... اون دو تا آزمایش اول . یه سری کار معمولی نیستن
. دارن يه بلايي سرم ميارن
. دارن عوضم ميکنن، دين
. کوين"ـه"
. چه عجب
"سم"، "دين"
اين پيغام رو با يه برنامه درست کردم
با يه سرور اتومات، خود به خود براتون ارسال ميشه
اگه هر هفته با يه فرمان ريستارتش نکنم
. که معنيش اينه اين هفته ريستارتش نکردم
و فقط يه دليل هست که اينکارو نکردم
... که يعني اگه دارين اينو ميبينين پس من
من... مُردم
، مُردم، حرومزادهها
گندتون بزنن، خدا رو گند بزنن همهي مخلوقاتشُ گند بزنن
کراولي" احتمالاً دستش به من رسيده"
. تنها چيزي که ميدونم اينه که اين سري ديگه وا نمیدم
. نميدونم از کجا ميدونم ولي... ولي ميدونم
همهي يادداشتها و ترجمههام رو يه جا آپلود کردم
. یه سری لينک واستون ميفرستم تا بتونين همشو بگيرين
. شماها بايد بقيهاش رو بفهمين
. متاسفم
... ميدونم وظيفهي من بود، ولي... ولي نتونستم
. متاسفم
! گندش بزنن
. "آره، ميدونم نديديش "کيل
. هيچکي نديده
خيله خُب اگه با "گارث" حرف زدي
. فقط بهش بگو یه زنگ بهم بزنه
. باشه
هنوز هیچ خبری از "گارث" نیس؟
.نه
بقيهي پيامبرا چي ؟
... منظورم اينه، اگه "کوين"، آه
مُرده باشه، يکي دیگه نباید شروع به کار کنه ؟
. فعلا که خبری نیس
اينجاييم... بدون سر نخ، بدون لوح، ریدیم آبم قطعه
. خب اینا رو داریم
. بايد مياورديمش اينجا
. داره از طعم قهوهش خوشم میاد
. آره، قهوهي اينجا خيليم بد نيست
. ميدوني، اولين باري که کشفش کردي يادمه
. قبل از اينکه بجوشونيش، حبه ها رو جويدي
افسانهها حقيقت دارن، بزها ياد گرفتي
آ، خيلي تو جاده بودی، آره ؟
. انگار هميشه داشتم فرار ميکردم
، آم، ببخشيد، آقا
ولي بايد بيشتر از قهوه سفارش بدين
. اگه ميخواييد رو ميز بشينين
... اوه ، البته، اومم
من یه سلامت قلب، سرخ شده با روغن زیاد و آبجو میخورم
. البته . همين الان ميارم
. دارن نزديکتر ميشن
اون چيه، رييس ؟
. به خدا قسم ميخورم "لنس" يارو يهو ناپديد شد
باز دوباره کرک زدی؟
یان"، بگو که خبراي خوبي داري"
. اون از يه تاکتيک هوشمندانه استفاده ميکنه
. يه رستوانه به اسم بيگرسون
. انسانها کلی از اونا دارن، همشون تقريباً يه جوره
راجع به چي حرف ميزني ؟
. شباهتشون
. کستيل" داره ازش برعليه ما استفاده ميکنه"
، حالا سعي ميکنيم خودمونُ سازگار کنيم
، ولي عين اينه که ما همزمان تو يه بيگرسونيم
، تو يه درجهي خرافات گير کرديم
... اون انتخاب ميکنه بعد کي بره
. اين چيزيه که بهش پيروزي ميده
منظورت اينه که نميتوني بگيريش ؟
.اونجا... اونجا کلي بيگروسون هست
. خيلي خوبه
. ميگي نميشه دستگيرش کرد
. پس باید یه کاری بکنیم متوقف بشه
. هممممم
. بازم همون مسئله، هر دفعه
هممممم ؟
. اون نشان... ميشناسمش
کوين" اينو به عنوان يه جور امضا درست کرده"
. براي حکاکيِ خدا
، انگار هر دفعه "متاترون" یه یادداشت
. ویراستار مینویسه این نماد گذاشته میشه
. باشه
. ولي فکر کنم قبلاً ديدمش
. منظورم اينه، خيلي وقت قبل
. يکي از درساي انسانيتم توي استنفورد بود
اونا کلام خدا رو توي استنفورد درس ميدن ؟
. آه ،نه... مرور هنر بوميهاي آمريکا بود
. فکر کنم يه سنگ نوشتهست
يه سنگ چي چي، ؟
، اين يکي مربوط به يه بيله ي کوچولو تو کلورادوئه
. بيشتر از يه خاندان درواقع
ميگه اينجا به خردههاي کوهشون چسبيدن
وقتي بقيه قبيلهها رفتن سمت سفيدپوستها
این علامت واسه نشون دادن حیطه قدرت بوده
"نزدیکترین معنیش میشه :"پیامبر خدا
"پیامبر خدا"
"پیامبر خدا" باید بریم اونجا
به خاطر یه حدس؟ .تو راه رفتن هم واست سخته
.اینجوری فقط وضعم بدتر میشه
.تا وقتی که برگردیم سر کار
No comments yet. Be the first to leave one.