Supernatural

Supernatural

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 2

Informasi rilis

Supernatural S02E14 Born Under a Bad Sign 1080p AMZN WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 14 Supernatural زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-11-15
Unduhan: 27
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

بابا میخواد ما راهشو ادامه بدیم.

نجات مردم، شکار موجودات. کار خونوادگیه.

بابام تو آخرین شکارش یه شریک داشت.

یارو گند زد و بابامو به کشتن داد.

این چه ربطی داره--؟ اون پدرت بود، دین.

شاید کار شیطانه. داره ما رو تحت فشار میذاره. دنبال راهیه که از پا درمون بیاره.

من مگم. اون تسخیر شده.

اون یه انسانه که توسط یه شیطان تسخیر شده.

کلید سلیمان. اگه یه شیطان رو توش بندازی، گیر می‌افته.

قبل از اینکه بابا بمیره، یه چیزی بهم گفت. یه چیزی در مورد تو.

گفت که باید نجاتت بدم. و اگه نتونستم، باید بکشمت.

اون از نقشه‌های شیطان خبر داشت؟

یعنی من باید برم سمت تاریکی؟ من هیچ‌وقت همچین چیزی نگفتم.

لعنتی، اگه حواست نباشه یه روز باید خلاصم کنی، دین.

الن. دوباره منم.

خبری ازش داری؟

قسم می‌خورم، مثل اینه که دوباره دارم دنبال بابام می‌گردم.

دارم عقلمو از دست می‌دم.

نه، هزار بار بهش زنگ زدم. فقط میره رو پیغام‌گیر.

نمی‌دونم کجا رفته و چرا.

سم همینجوری غیبش زده.

صبر کن.

سمی؟ کدوم گوری هستی؟ حالت خوبه؟

هی، هی، هی، آروم باش. کجایی؟

باشه، تکون نخور. دارم میام.

سم، منم.

سم؟

سم؟

هی.

هی، دین.

داری خونریزی می‌کنی؟

سعی کردم بشورمش.

وای خدای من.

فکر نکنم خون من باشه.

مال کیه؟ نمی‌دونم.

سم، چه بلایی سرت اومده؟

دین.

هیچی یادم نمیاد.

چی فهمیدی؟

دو روز پیش با اسم "ریچارد سمبورا" اتاق گرفتی.

فکر کنم ترسناک‌ترین قسمتش اینه که تو طرفدار بون جووی هستی.

دین.

اتاقت ساکت بوده. کسی چیز غیرعادی ندیده.

یعنی هیچکی منو ندیده که غرق خون این اطراف راه می‌رفتم؟

آره، منظورم همینه. پس چطور اومدم اینجا، دین؟

چه بلایی سرم اومده؟ نمی‌دونم، باشه؟

ولی تو خوبی، این مهمه.

بقیه چیزا رو می‌تونیم از پسش بربیایم. اوه، واقعا؟

اگه به کسی آسیب زده باشم چی؟ یا بدتر، سم.

اگه این همون چیزی باشه که بابا در موردش بهت هشدار داده بود چی؟

هی، وای، وای. بیا اینجا عجله نکنیم.

ما نمی‌دونیم چی شده.

فقط باید مثل یه کار عادی باهاش برخورد کنیم.

آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟

من و تو تو اون متل تو وست تگزاس.

رفتم بیرون چند تا همبرگر بگیرم و... وست تگزاس؟ اون که مال یه هفته پیش بود.

همینه.

بعدش دیدم که اینجا نشستم.

خونی.

حس می‌کردم یه ماه خواب بودم. باشه. قدم‌هاتو دنبال کن.

مدیر گفت دیروز بعدازظهر رفتی.

دیگه ندیدن برگردی، پس...

هی.

چیزی رو می‌شناسی؟

نه واقعا.

وایسا.

چی؟ فکر کنم اینجا بودم.

یادت میاد؟

نه واقعا. فقط...

آشناست، می‌دونی؟

اون یکی رو امتحان کن.

آره. باشه.

وایسا.

اوه، تو رو خدا بگو اینو ندزدیدی.

خون بیشتر.

سم، صندلی عقب.

فکر می‌کنی من اینو روی کسی استفاده کردم؟

من هیچی فکر نمی‌کنم.

باشه، این دیگه واقعاً نگران‌کننده است.

بیخیال، این نمی‌تونه کار تو باشه. حتماً کار کس دیگه‌ای بوده.

یه نفر که، امم، سیگار منتول می‌کشه.

هی.

یه رسید بنزین، چند تا شهر اون‌ورتر.

باشه، رسید مال ۱۰ گالون بنزین از پمپ شماره دوئه.

هنوز مو به تنت سیخ نشده؟

"خدای من، این آشناست،" حس دژاوو؟

شاید یکی تو مغازه تو رو بشناسه.

بیا.

تو، از اینجا برو بیرون، الان. دارم زنگ می‌زنم پلیس.

داری با اون حرف می‌زنی؟ آره، دارم با اون حرف می‌زنم.

دیروز یه احمق اومده اینجا، مستِ مست. یه بطری بزرگ از یخچال برداشت، شروع کرد به سر کشیدن.

این آقا؟ تو آبجو سنگین می‌خوری؟

بعد از اینکه بطری رو کوبید تو سر لعنتیم نه.

این آقا؟ چی، مگه دارم اردو حرف می‌زنم؟

متاسفم اگه کاری کردم.

برو تا نرسیدن، رفیق. باشه؟ پلیسا تا پنج دقیقه دیگه اینجاَن.

وایسا، وایسا. داره میره، داره میره. گوشی رو بذار زمین.

سم، برو تو ماشین منتظر بمون. ولی، دین...

برو تو ماشین منتظر بمون.

هی، ببین، من فقط می‌خوام باهات حرف بزنم، همین، باشه؟

وقتی رفت، کدوم طرفی رفت؟

چرا از خودش نمی‌پرسی؟ دارم از تو می‌پرسم.

لطفاً. یه لطف بزرگی در حقم می‌کنی.

اوه، در حق تو لطف کنم؟ خب، من واسه همین زنده‌م!

می‌دونی رفیقت پول مشروب رو حساب نکرد.

یا سیگارها رو که تازه غیرقانونی هم روشن کرد.

دیدی سیگار می‌کشید؟ آره. طرف یه دودکشه.

این، خب... باید کافی باشه.

اومم. خب... الان دارم یادم میاد.

دو تا پاکت برداشت.

البته که برداشت.

از مسیر ۷۱ رفت شمال. مستقیم از شهر خارج شد.

سام، چه مرگته؟ هان؟

چون سیگار کشیدن، بطری پرت کردن به مردم...

منظورم اینه، این بیشتر شبیه منه تا تو.

دین، صبر کن. همین جا. بپیچ تو اون خیابون.

چی؟ نمی‌دونم از کجا می‌دونم. فقط می‌دونم.

هرکی اینجا زندگی می‌کنه، به نظرم از غافلگیری خوشش نمیاد.

در بزنیم؟

آره. فکر کنم.

هی، دین.

تعجب می‌کنم پلیس سر و کله‌ش پیدا نشد.

یه جای اینطوری، فکر می‌کردی آژیر داشته باشه.

آره، همینطوره.

چراغا رو روشن کن.

دین، من این کارو کردم. ما که نمی‌دونیم.

دیگه چی می‌خوای؟

ماشین، چاقو، خون رو چطور توضیح میدی؟

نمی‌دونم رفیق. چرا خودت نمی‌گی؟

حتی اگه تو این کارو کرده باشی، مطمئنم دلیلی داشتی.

می‌دونی: دفاع از خود، اه... یه پسر عوضی بود، یه چیزی.

اون کارت شناسایی نداشت.

من شاه‌کلیدت رو می‌خوام. چی؟

من شاه‌کلیدت رو می‌خوام.

وای.

یا این مردک یه یونابامبره یا یه شکارچی.

دین، فکر کنم یه شکارچی رو کشتم.

بیا بفهمیم.

بریم که داشته باشیم.

چطور اینو پاک کنی، هان؟

سام، بس کن. به کمکت نیاز دارم.

من کشتمش، دین.

من همینطوری وارد شدم و کشتمش.

به من گوش کن. این هرکی که هست، یه شکارچیه.

بقیه شکارچیا دنبال قاتلش میان.

یعنی باید رد پامون رو پاک کنیم، باشه؟

اسمش استیو وندل بود.

این نامه از طرف دخترشه.

اثر انگشتات رو پاک کن. بعد میریم.

باشه، چند ساعت می‌خوابیم بعد اینجارو می‌ذاریم پشت سرمون.

ببین، می‌دونم این بده، باشه؟

باید از این حال دربیای.

سام، یه چیزی بگو.

باید بخوابیم و صبح بریم؟

قتل، دین. این کاریه که کردم.

شاید، باشه؟ هی، ما که نمی‌دونیم-- بدل‌انداز بود.

بیخیال. خودت می‌دونی که نبود. فیلم رو دیدی.

هیچ درخشش چشمی نبود، هیچ تغییر شکلی. ولی تو نبودی.

باشه. آره، شاید خودت بودی ولی تو نبودی.

فکر کنم بود.

فکر کنم شاید بیشتر از اون چیزی که تو می‌دونی.

این چه معنی میده لعنتی؟

تو چند هفته گذشته من داشتم...

من این احساسات رو داشتم.

چه احساساتی؟ خشم.

نفرت.

و نمی‌تونم متوقفش کنم.

فقط بدتر میشه. روز به روز بدتر میشه.

هیچ وقت اینو به من نگفتی.

نمی‌خواستم بترسونمت.

خب، تو این کار گل کاشتی!

دین، می‌دونی که اهریمن چشم‌زرد واسه من نقشه‌هایی داره.

می‌دونیم که قبلاً هم بچه‌های دیگه رو تبدیل به قاتل کرده.

هیچ‌کس جز خودت نمی‌تونه تو رو کنترل کنه. اینطور به نظر نمیاد.

حس می‌کنم هر کاری هم بکنم، آروم آروم ولی حتماً...

من دارم تبدیل می‌شم به... چی؟

اونی که قراره باشم.

خودت یه بار گفتی. باید با اونی که هستم روبرو شم.

منظورم این نبود. ولی هنوزم راسته. خودت می‌دونی.

بابا هم اینو می‌دونست. واسه همین بهت گفت...

اگه کار به اینجا کشید... خفه شو، سام.

دین، تو بهش قول دادی.

به من قول دادی.

نه.

به من گوش کن.

ما یه راهی پیدا می‌کنیم، باشه؟ منظورم اینه، حتماً یه راهی هست، مگه نه؟

آره، هست.

نمی‌خوام به کس دیگه‌ای آسیب بزنم.

نمی‌خوام به تو آسیب بزنم.

این کارو نمی‌کنی.

هرچی که هست، می‌تونی باهاش بجنگی.

نه. نمی‌تونم.

تا ابد که نه.

بیا، باید انجامش بدی.

می‌دونی، خیلی تلاش کردم تو رو امن نگه دارم.

می‌دونم.

نمی‌تونم.

ترجیح میدم بمیرم.

نه.

تو زنده می‌مونی.

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left