Supernatural

Supernatural

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 2

Informations sur la version

Supernatural S02E12 Nightshifter 1080p AMZN WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 12 Supernatural زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publié le: 2025-11-15
Téléchargements: 30
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

بابا می‌خواد راهشو ادامه بدیم

نجات دادن مردم، شکار کردن موجودات. کار خانوادگیه

مهاجمشون یک مرد سفیدپوست، بین ۲۴ تا ۳۰ سال.

عکس خوبی نیست. تغییرشکل‌دهنده؟

هر فرهنگی یه تغییرشکل‌دهنده داره. چیزی که شبیه هرکسی می‌شه؟

وایسا! زانو بزن.

به ظن قتل بازداشت شده. قتل؟

ما همین الان در مرکز شهر، جلوی سیتی‌بانک میلواکی هستیم

و با اینکه چند دقیقه پیش تبادل آتش مختصری صورت گرفت

پلیس و تیم‌های SWAT موضع خودشون رو حفظ کردن

در حالی که وارد سومین ساعت این درگیری شدید می‌شیم

مقامات تخمین می‌زنند که تا ۱۰ گروگان داخل بانک نگهداری می‌شوند

هنوز هیچ خبری از هویت مظنونین نیست و...

داره میاد بیرون. موضع خودتون رو حفظ کنید! یه اتفاقی داره می‌افته

فکر کنم دارن در رو باز می‌کنن. راجر، داری می‌بینی؟

گروگان داره میاد بیرون. عقب‌نشینی کنید. عقب‌نشینی کنید. تیراندازی نکنید

هی، شلیک نکنید! شلیک نکنید! لطفا!

نه، نه، نه! حتی فکرشم نکن! گمشو عقب!

لطفا، شلیک نکنید

خب، چجوریه آدم پلیس FBI باشه؟

خب، خطرناکه

آره

و رازهایی که باید نگه داریم. اوه خدای من، چه رازهایی!

ولی بیشتر از همه، حس تنهایی داره

دقیقا می‌فهمم چی میگی. آره

هلنا خریدار ارشدمون بود. اون...

اون مثل خانواده‌مون بود، می‌دونی؟ خودش اینو می‌گفت

هر سال تو جشن کریسمس می‌گفت ما تنها خانواده‌ای هستیم که داره

هیچ علامتی نبود که نشون بده ممکنه این کارو بکنه؟

نه، حتی الانم نمی‌تونم باور کنم

اون شب، هلنا بعد از تعطیلی برگشت مغازه

تمام ویترین‌ها و گاوصندوق رو خالی کرد

ادگار، نگهبان شبمون، مچش رو گرفت

نمی‌دونست چیکار کنه. سال‌ها بود می‌شناختش

بهم زنگ زد خونه

و اون موقع تفنگشو گرفت؟

تو صورتش شلیک کرد

من صدای جون دادنش رو شنیدم

از پشت تلفن

هیچ فکری در مورد انگیزه‌اش ندارید؟

چه انگیزه‌ای؟ هیچ منطقی نداره

چرا همه اون الماس‌ها و جواهرات رو بدزده، بعد چی؟ فقط یه جایی بندازتشون؟

فقط قایمش کنه و بعد بره خونه و...

خودکشی کرد؟

پلیسا گفتن سشوار رو انداخته تو وان حموم و خودش رو برق گرفت

اونا باید بدونن، درسته؟

آره

خب، ممنون فرنی. فکر کنم هرچی لازم بود رو فهمیدم

واقعا؟ آخه من بیشتر از اینا دارم

می‌دونید، اگه می‌خواستید باهام مصاحبه کنید...

یه وقت دیگه، خصوصی؟

آره. آره، فکر کنم ایده خوبیه

شما یه میهن‌پرست واقعی هستید، واقعا همینطوره. چرا شماره‌تونو نمی‌نویسید؟

پس خودتون هیچ وقت فیلم دوربین امنیتی رو ندیدید؟

پلیس، همون اول همه نوارها رو برد

معلومه که بردن

به پرونده‌ت نگاه کن، این همونه

پلیسای مزخرف. دارن فقط کارشون رو می‌کنن

نه، دارن کار ما رو می‌کنن. فقط خودشون نمی‌دونن، واسه همین گند می‌زنن توش

در مورد این بانک صحبت کن. Milwaukee National Trust

یه ماه پیش بهش دستبرد زدن. همون شیوه عمل (M.O.) مثل جواهرفروشی؟

کار خودی، کارمند قدیمی. از اون آدمایی که اصلا باورش نمی‌شه این کارو کرده باشه

یارو بانک رو می‌زنه، بعد میره خونه و مثلا خودکشی می‌کنه

رزنیک نگهبان شیفت بود؟ بهش حمله کردن و بیهوش شد

توسط صندوقداری که به اونجا دستبرد زده بود. خدایا!

آره

آقای رزنیک؟

رونالد رزنیک؟

پسر سگ...

اف‌بی‌آی، آقای رزنیک

بذار نشان رو ببینم

من قبلاً اظهاراتمو به پلیس دادم

رونالد، فقط چند نکته در مورد اظهاراتت

می‌خوایم یه توضیحات بیشتر در موردش بگیریم

خوندی؟ آره، خوندم

اومدید گوش بدید ببینید چی می‌خوام بگم؟ ما واسه همون اینجاییم

خب، بفرمایید داخل

هیچ کدوم از پلیسا دیگه بهم زنگ نزدن

بعد از اینکه بهشون گفتم واقعا چی داشت اتفاق می‌افتاد

همشون فکر کردن دیوونه‌ام

اول از همه، خوآن مورالس هرگز به Milwaukee National Trust دستبرد نزد

اینو من تضمین می‌کنم

من و خوآن دوست بودیم

اون موقع شیفت‌های شب من برمی‌گشت بانک و ما با هم ورق بازی می‌کردیم

پس تو اون شب بهش اجازه دادی بیاد تو بانک. بعد از ساعات کاری

چیزی که من گذاشتم بیاد تو بانک...

خوآن نبود

یعنی صورت اون رو داشت ولی صورت اون نبود

همه جزئیات عالی بود ولی بیش از حد عالی

انگار یه عروسک‌ساز ساخته بودش، انگار داشتم با یه عروسک بزرگ خوآن حرف می‌زدم

یه "عروسک خوآن"؟ ببینید...

این تنها باری نبود. اون جواهرفروشی هم بود

و پلیسا و شماها، منظورم اینه که شماها نمی‌خواید ببینیدش

هر دو جرم کار یه چیزه

و اون چیه، آقای رزنیک؟

چینی‌ها روشون کار کردن و قبل از اونا روس‌ها

نصف آدم، نصف ماشین

مثل ترمیناتور ولی از اون مدل‌هایی که می‌تونه خودش رو تغییر بده

خودش رو شبیه بقیه کنه

مثل تو T2. دقیقا

ببین، فقط یه ربات نیست. بیشتر یه "مندروید"ه.

مندروید؟

چی اینقدر تو رو راجع به این رونالد مطمئن کرده؟

ببین، من از همه نوارهای امنیتی کپی گرفتم

می‌دونستم پلیس اونا رو که بگیره، قضیه دفن می‌شه. بفرما

حالا نگاه کن

نگاه کن

بهش نگاه کن، نگاه کن، نگاه کن

می‌بینی؟ نگاه کن، ایناش.

می‌بینی؟ اون چشم‌های لیزری داره.

پلیس گفت یه جور نور بازتاب‌شده بوده.

یه جور "فلر دوربین." باشه؟

این کوفتی فلر دوربین نیست.

اونا میگن من یه مورد پس از تروما هستم.

خب که چی؟ بانک می‌ره و اخراجم می‌کنه؟ مهم نیست.

مندروید هنوز اون بیرونه.

قانون دنبال این چیز نمی‌گرده.

خودم انجامش می‌دم.

می‌بینی؟ این موجود، آدم واقعی رو می‌کشه. جوری نشون می‌ده که انگار خودکشی بوده.

بعدش انگار، تبدیل به اون آدم می‌شه.

مدتی کار رو زیر نظر می‌گیره تا بفهمه غنیمت خوبیه.

بعدش فرصتش رو پیدا می‌کنه.

این سرقت‌ها، با هم گروه‌بندی شدن. پس من حدس می‌زنم...

مندروید وسطشون پنهان شده.

شاید زیر زمین. نمی‌دونم.

شاید اونجا باطری‌های مندرویدی‌اش رو شارژ می‌کنه.

باشه.

می‌خوام خیلی با دقت گوش کنی.

چون من قراره حقیقت محض رو راجع به همه اینا بهت بگم.

چیزی به اسم مَندروید وجود نداره.

هیچ چیز شیطانی یا غیرانسانی اون بیرون در جریان نیست. فقط آدمن.

هیچی دیگه، می‌فهمی؟

اون چشم‌های لیزری؟ فقط یه فلر دوربین.

می‌دونم نمی‌خوای باور کنی، اما دوستت از بانک سرقت کرده و تموم.

از خونه‌ام برو بیرون!

همین الان. حتماً.

اول از همه.

وای، این دیگه تهشه، رسماً.

این حرف رو به اون بدبخت بگو.

چی گفتی؟ نوارهایی که کپی کرده رو پس بگیریم؟

مدارک محرمانه یه تحقیق در حال انجام؟ این دیگه شورش دراومده.

چیه، از دست من عصبانی هستی؟

به نظرم ترسناکه که چقدر تو یه پلیس فدرال خوبی.

می‌تونستیم یه کم بهش کمک کنیم. کار تحقیقاتی خیلی خوبی انجام داده بود.

مندروید؟ البته به جز قسمت مندرویدش.

ازش خوشم اومد. اونقدر هم با ما فرق نداره.

مردم فکر می‌کنن ما دیوونه‌ایم. اون یه شکارچی نیست.

اون یه مردیه که به چیزی برخورده.

اگه با این روبرو بشه، تیکه تیکه می‌شه.

بهتره تو تاریکی بمونه و زنده بمونه.

آره، فکر کنم.

دگردیس.

درست مثل سنت لوئیس. همون واکنش شبکیه به ویدئو.

چشم‌ها جلوی دوربین برق می‌زنن.

از این چیزهای لعنتی متنفرم. فکر می‌کنی من متنفر نیستم؟

یکی از اونا که تبدیل به تو نشد و تو رو متهم به قتل نکرد.

ببین، اگه این دگردیس شبیه اون یکی میسوری باشه...

اون وقت رونالد حق داره.

دوست دارن زیر زمین، مخصوصاً فاضلاب، لانه کنن.

همه سرقت‌ها تا اینجا به نقشه اصلی فاضلاب وصلن.

یه بانک دیگه هم روی اون خط اصلی فاضلاب هست.

هنوز هیچ پرچمی تو سیستم ما بالا نرفته.

نه، این یه اشکال تو کل شبکه است.

فقط می‌خوام مطمئن شم نمایشگرهای شعبه اوکی هستن.

احتیاط شرط عقله. برنامه اینه.

خیلی خب. چیز دیگه ای لازم دارین؟

نه، ما قبل از اینکه بفهمی میایم و می‌ریم. یه بررسی روتین.

اوکی دوکی.

ازش خوشم اومد. میگه اوکی دوکی. اگه خودش دگردیس باشه چی؟

اون وقت تعقیبش می‌کنیم تا خونه و یه گلوله نقره‌ای تو سینهش می‌کاریم.

باشه. پاپ‌کورن داری؟

خب، انگار آقای اوکی‌دوکی...

خودش اوکی‌دوکیه.

شاید زود قضاوت کردیم، دین.

ما حتی نمی‌دونیم اینجاست.

شاید بهتره برگردیم به فاضلاب‌ها و...

ما قرار بود دنبال چشم‌ها باشیم.

دارم بهش می‌رسم. اوه، واقعاً؟

یه لحظه صبر کن.

سلام، هیولا. گرفتمش.

سم.

چی؟

سلام، رونالد.

این سرقت نیست.

همه الان رو زمین.

بشین پایین، لعنتی.

زود باش، رو زمین، رو زمین.

وسط.

رو زمین وسط. وسط، رو زمین. زود باش.

عجله کنین. زود باشین.

تو گفتی نباید اسلحه بیاریم.

من نمی‌دونستم قرار بود این اتفاق بیفته.

من حرف می‌زنم. فکر نمی‌کنم از تو خوشش بیاد.

الان فقط یه راه ورود و خروج از اینجاست و من اونو زنجیر کردم.

پس هیچ‌کس نمی‌ره، می‌فهمی؟

هی، رفیق.

حالا چرا آروم نمی‌شی؟ فقط آروم باش.

این دیگه چه...

تو.

الان برو رو زمین. باشه، داریم انجام می‌دیم.

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left