Supernatural

Supernatural

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 3

Informations sur la version

Supernatural S03E05 Bedtime Stories 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-playWEB
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 5 Supernatural زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publié le: 2025-11-15
Téléchargements: 19
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

ببین، بابا دیگه نیست.

تا جایی که می‌تونیم اون حرومزاده‌های شیطانی رو شکار می‌کنیم.

سال ۱۸۳۵ سموئل کلت برای یه شکارچی یه اسلحه ساخت.

این اسلحه می‌تونه هر چیزی رو بکشه. فقط چهار تا گلوله مونده.

بدون اون‌ها، این اسلحه به درد نمی‌خوره.

تنها به این درد می‌خوره که بفهمیم چطور کار می‌کنه.

اسباب بازی قشنگیه. یه شیطان رو متوقف نمی‌کنه.

از کجا می‌دونی مگه؟ اسمش رو بذار یه حدس کارشناسی.

آخ. می‌خوای با اون اسلحه کمکت کنم یا نه؟

اون معامله‌ای که برای نجات سم کردی.

یه سال فرصت زندگی. راستش، یه جورایی رهاکننده‌ست.

نترسیدی؟

معلومه که نه. چقدر مطمئنی...

که اون چیزی که برگردوندی...

صد در صد خود سمه؟

فکر می‌کنی مشکلی واسه برادرم پیش اومده؟

شیاطین دروغ می‌گن. مطمئنم سم خوبه.

آره، منم همینطور.

تو اهل آجرکاری هستی، من اهل چوب. همیشه همینطور بوده.

من یکی رو می‌خوام که آجرها رو برداره. امت، حتماً باید تو باشی.

مسئولیت من نیست.

هی، اون چی بود؟ نمی‌دونم. شاید یه سگ؟

عجب سگی بود. باشه.

صبح یه گروه میاد. به این چوب نگاه کن، ها؟

نگاهش کن. چرته.

از کجا سفارش دادی؟ همون جای همیشگی.

باید از بلوک سیمانی استفاده می‌کردیم، همونطور که من می‌خواستم.

دوباره شروع شد. تو رئیس نیستی. می‌دونی، همه‌تون یه مشت دخترین.

ببین، تهش همینه، باشه؟

یه باد شدید بیاد کل اینجا رو هواست.

آره، آره، بی‌خیال.

اون رو شنیدی؟ چی رو بشنوم؟

کایل، پاشو بریم. باشه، من میرم کامیون رو گرم کنم.

لعنتی چی به سرش اومده؟ جک!

جک!

نمی‌فهمم، دین. چرا نه؟

چون من گفتم.

حالا کلت رو داریم. سم.

می‌تونیم اون شیطان رو احضار کنیم... ما هیچی رو احضار نمی‌کنیم.

مجبورش کنیم که تو رو آزاد کنه. ما نمی‌دونیم این کار می‌کنه یا نه.

بهش شلیک می‌کنیم. اگه بمیره، معامله از بین می‌ره.

نمی‌دونیم اون کار می‌کنه یا نه. داری به من می‌گی...

یه عالمه اما و شاید، و این کافی نیست.

چون اگه این معامله رو بهم بزنیم تو می‌میری.

و اگه بهم نزنیم هم، تو می‌میری. من نمی‌خوام این بحث رو ادامه بدم.

چرا؟ چون تو گفتی؟ آره، چون من گفتم!

خب، تو بابا نیستی.

نه، ولی من بزرگ‌ترم.

و دارم کاری رو می‌کنم که بهترینه.

از این قضیه می‌گذری، می‌فهمی؟

در مورد قاتل روانی بهم بگو.

بیا دیگه سم، در مورد قاتل روانی بهم بگو.

"قاتل روانی"

"قربانی‌ها رو با خشونت حیوانی تیکه پاره می‌کنه."

خب، اشاره‌ای به دندون‌های تیز و برنده‌اش شده؟

یا پنجه‌های ده سانتی‌متری، چشم‌های حیوانی؟

نه.

چرخه قمری درسته.

اگه گرگینه باشه، وقت زیادی نداریم. جمعه ماه کامله.

اون آخرین باریه که برای یه ماه تغییر شکل می‌ده.

دو روز، کاری نداره.

من کارآگاه پلنت هستم و ایشون کارآگاه پیج.

ما از دپارتمان کلانتری شهرستان هستیم.

آره، امم، منتظرتون بودیم.

بودید؟ تمام صبح.

شما طراح چهره‌نگاری هستید، درسته؟

اُم... بله حتماً.

آره. آره.

اون دقیقاً همکارم هست.

و کارهایی که با یه خودکار می‌تونه بکنه، ها!

ولی، گوش کنید، قبل از اینکه اون رو شروع کنیم، می‌خواستم ازتون بپرسم...

اِم، چطور فرار کردید؟

من-- من هیچ ایده‌ای ندارم.

من داشتم قایم می‌شدم.

و اون منو پیدا کرد.

داشت مستقیم میومد سمتم و بعدش یهو وایستاد.

با یه نگاه خالی زل زد بهم.

بعدش هم همینطوری دوید و رفت.

باشه.

اُم.

من به هر جزئیات فیزیکی که یادتونه نیاز دارم.

اِم، آره. اِم.

قدش حدود ۱۸۰ سانتی‌متر بود.

صد و هشتاد... اِم، موهای تیره.

اُم، در مورد چشم‌هاش چی؟ رنگ چشم‌هاش چی بود؟

شاید آبی؟

تاریک بود. آبی؟

به نظر می‌اومد، اِم، حیوانی؟ ببخشید؟

در مورد دندون‌هاش چی؟ چیز عجیبی در موردشون دیدید؟

نه، اونا فقط دندون بودن.

دندون. باشه.

در مورد ناخن‌هاش چی؟

باشه، ببین، اون فقط یه آدم معمولیه.

با چشم‌ها و دندون‌ها و ناخن‌های معمولی.

ببینید آقا، اشکالی نداره اگه... نه.

نه.

اونا برادران من بودن. این یارو...

اون برادران منو کشت.

شما چه حسی داشتید؟

هومف.

تصورشو هم نمی‌کنم بدتر از این.

می‌دونم آسون نیست، اما اگه بتونی جزئیات بیشتری به یاد بیاری...

یه چیز دیگه هم بود. یه، اِ...

یه خالکوبی روی دستش از یه شخصیت کارتونی. اِ...

آها!

همون کایه که دنبال رود رانر بود.

وایلی کایوتی. آره، خودشه!

کایل؟ دکتر گریسون.

حالت چطوره؟ خوبم، با توجه به شرایط.

شما، اِ، دکتر کایلین؟ بله.

می‌تونم فقط چند تا سوال ازتون بپرسم؟

حتماً.

من نباید ببینمش؟

اِ... ها.

آره، آره. اِم...

آره، خب، می‌دونی، فعلاً داره روش کار میشه.

هوم.

این... این واقعاً... اوه.

به به، این واقعاً یه، اِ، اثر هنریه. واقعاً.

آره، انگار تو می‌تونستی بهتر از این بسازی.

دکتر راجع به برادرای کایل چی گفت؟

زیاد نه. تو صحنه حادثه مرده بودن.

ولی گزارش پزشک قانونی رو بهم داد.

بذار حدس بزنم، قلباشون نبود. نه.

ولی تیکه‌هایی از کلیه‌ها، ریه‌ها و روده‌هاشون.

این دیگه واقعاً حال بهم زنه.

آره، و قطعاً رفتار گرگینه نیست.

خب، پس چی؟ یه شیطون؟ ممکنه مهاجم تسخیر شده بوده.

چرا یه شیطون حمله رو نصفه کاره ول کنه؟

فکر می‌کنم که... اِ...

ممکنه...؟ چیزی به ذهنم نمی‌رسه. منم همینطور.

باشه، من دارم از گرسنگی می‌میرم.

وایسا، پاوربارها کجان؟ همه‌شون رو خوردی و ما گم شدیم!

ما گم نشدیم. راه همین‌جاست.

آخ!

نگاه کن، اونجاست!

اوه. آدمیزاد. آره.

خدا رو شکر.

شما دو تا حالتون خوبه؟

سلام. راستش، ما گم شدیم.

اوه، پیش میاد. مسیر پیچ در پیچ میشه.

و خونه من تنها خونه‌ای هست که اینجا مونده.

اِم.

می‌تونم مسیر درست رو نشونتون بدم.

ولی می‌ترسم برگشتن طول بکشه.

شما خیلی عمیق تو دل جنگلید.

خسته نباشی، کِن.

اِم.

دوست دارین بیاین تو یه کم استراحت کنین؟

اِم، آره.

ممنون، ولی باید برگردیم.

اوه، بیا دیگه عزیزم، خودش تعارف کرد.

یه پیرزن بی‌خطره. مگه چی میشه؟

مطمئنی بیشتر نمی‌خوای؟

نه، ممنون. اِ... اِم...

سیرم.

باید بریم. اوهوم.

واقعاً نمی‌دونیم چطور ازتون تشکر کنیم.

آااه!

کن؟

تو؟

چی شده؟

تو...؟ ما...؟

به ما دارو دادی؟

جولی، فرار کن!

وایسا!

خواهش می‌کنم، باید بس کنی.

نگران نباش. همه چیز خوبه.

فقط همین‌جور ثابت بمون عزیزم.

بس کن! بس کن، خواهش می‌کنم بس کن!

چرا داری این کارو می‌کنی؟

نه!

نه!

خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم. هیس.

باید شما رو تحت نظر داشته باشیم. ممکنه داروها تو بدنتون باشن.

باید برم. کار دارم.

کارایی که باید انجام بدم. می‌تونه صبر کنه.

حالا باید استراحت کنی.

بمون.

چند دقیقه دیگه برمی‌گردم.

کارآگاهان. دکتر گریسون.

چه خبره اینجا؟ کل شهرم داره دیوونه میشه.

همین که خودمون فهمیدیم، بهتون می‌گیم.

خانم واتسون؟ سلام.

فقط باید چند تا سوال ازتون بپرسیم.

مجبوریم دوباره اینا رو مرور کنیم؟

حالا؟ سعی می‌کنیم کوتاه باشه.

خانم واتسون، می‌تونید به ما بگید چطور فرار کردین؟

من به اندازه کن غذا نخورده بودم، واسه همین اونقدر بی‌هوش نبودم.

و وقتی اون پیرزنه...

داشت کن رو تیکه تیکه می‌کرد...

هلش دادم و افتاد.

سرش خورد به اجاق گاز.

اون مرده، درسته؟

من...؟ من اونو کشتم؟

هیچ ایده‌ای دارین که چرا این کارو باهاتون کرد؟

نه. یه لحظه...

یه پیرزن مهربون بود.

و لحظه بعد مثل یه هیولا شد.

چیز دیگه‌ای یادتون میاد؟

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left