Black Butler

Black Butler (黒執事)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 5

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[Animworld] Kuroshitsuji S05E10 [Ali Sensei]
ناشر Ali_Sensei
[AnimWorld] l [Ali_Sensei]

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-06-10
تعداد دانلود: 33
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 126 خط.

‫آره. علیاحضرت دستور داده ‫تا در مورد چند تا مرگ مشکوک

‫که توی آلمان اتفاق افتاده تحقیق کنم.

‫ارباب؟!

‫ی-یه گرگینه؟

‫چی؟

‫من دارم، گریه میکنم؟

‫ارباب!

‫س-باس-تین...

‫ارباب!

‫شییل... دیگه نمیخوام درد بکشم!

‫تاریکه. کجاییم؟

‫نکنه...

‫میترسم.

‫گمونم بیناییشون رو از دست دادن.

‫بخار جنگل روح آدمی رو تضعیف، ‫و ترسش رو تشدید میکنه.

‫احتمالا دلیلی داره که به باغبان اجازه میده ‫نزدیکش بشه ولی به بقیه نه.

‫هیچ بخار شیطانی ای ‫نباید بتونه روی من اثر بذاره.

‫پس اون دقیقا چی بود؟ ‫و این گرگینه کیه؟

‫این باید همون عصای جادویی باشه.

‫الفبای تِبان که معمولا جادوگرها استفاده میکنن.

‫O, P, F, C, H.

‫این باید...

‫ا-ارباب جوان، لطفا بیاید بیرون.

‫دیگه نمیخوام اینجا بمونم! میخوام برم خونه!

‫"خونسرد باشید، لبخند بزنید!"

‫میترسم.

‫میخوام برم خونه! همین حالا!

‫از چی اینقدر میترسی؟

‫همه چیز تاریکه.

‫نمیتونم چیزی ببینم.

‫من همه چیز رو در موردت میدونم.

‫تو از مواجه شدن باهاش میترسی...

‫از مدرک گناهت که درست همونجا کنارته.

‫واقعا که چه احمقی هستی.

‫میدونی که هیشکی ازت نمیخواد انتقام بگیری.

‫گمونم وظایف مهمتری از پیچوندن خودتون بین ملحفه ها

‫و غرق شدن توی حسرت ها و ترس هاتون ‫برای انجام دارید.

‫حالا دیگه از تخت بیاید بیرون.

‫ولی، رها کردن انتقامتون ‫باعث نقض قراردادمون میشه.

‫آه.

‫چه پایان خسته کننده‌ای برای داستانمون شد.

‫دلم به حال کسایی که جونشون رو ‫برای همچین فرد خسته کننده‌ای دادن میسوزه.

‫این غذایی نیست که انتظارش میکشیدم.

‫ولی احتمالا تا مدتی ‫گرسنگیم رو بخوابونه.

‫یادم میاد چرا با یه شیطان قرارداد بستم

‫دلیل واقعیِ اینکه یه قدرت فوق العاده میخواستم ‫تا بتونم جلوی هرکسی وایسم...

‫به خاطر هیچکس دیگه‌ای نبود.

‫فقط به خاطر خودم بود!

‫سباستین!

‫این رفتار با اربابت درست نبود سباستین.

‫عذر میخوام.

‫صبحتون بخیر، سرورم.

‫دنیای بیرون؟

‫و-ولی من جادوگر زمردم، ‫و قوانین روستا میگه...

‫که اینطور.

‫ممنون، دوست من. خداحافظ.

‫میخوام چیزای بیشتری بدونم!

‫حالا این "وظیفه‌ی جادوگر زمرد" چی هست؟

‫به اینکه نمیتونی از روستا خارج بشی ربطی داره؟

‫گرگینه ها که جادوشون رو از دست داده بودن، ‫با جادوگرها ارتباط برقرار کردن.

‫بهشون گفتن در عوض محافظت از روستا ‫باید براشون یه منبع از بخار درست کنن.

‫بخاری که شما توی جنگل باهاش مواجه شدین، ‫باقی مونده‌ی یه طلسم قدیمی بود.

‫که اینطور. پس تاریخچه‌ای که ‫بهتون آموزش دادن این بوده؟

‫تماشا کنید! جادوگر زمردمون بالاخره انجامش داد!

‫خب، سالیوان-ساما؟

‫دنیای بیرون پر از شگفتیه، ‫موافقید؟

‫برای ساختن سلاحت،

‫تو پاهای دخترت رو خورد کردی ‫و با "وظیفه‌ش" تهدیدش کردی.

‫پدر و مادر باید اینجوری باشن؟

‫بچه‌ها نباید بازیچه‌ی والدینشون بشن.

‫سباستین، باقیش به عهده‌ی تو.

‫بله، قربان.

‫کی رفت اون بالا؟

‫سباستین، هر مدرک و نوشته‌ای از چیزی که ‫سالیوان درست کرده رو نابود میکنی.

‫دوست دارید چجوری انجام بشه؟

‫تصمیمش با خودته.

‫بذار غریزه‌ی هیولاییت آزاد باشه.

‫برای ساخت جهانی شگفت انگیز...

‫باید به شکارچی بگم ‫شر همه‌ی اون گرگ های ترسناک رو کم کنه.

‫"باعث خرسندیم میشه اگه جادوگر کوچولو ‫برای صرف چای نزد من بیاد."

‫باورم نمیشه توی این سن هم ‫باید گندکاریاش رو جمع کنم.

‫فکر میکردم بالاخره آزاد شدم.

‫دقیقا مثل همیشه‌ای، دیدری.

‫من رو با اسم کوچیکم صدا نزن.

‫من که حمالت نیستم!

‫حالا، ته ریشی!

‫لعنتی!

‫با من بودی؟

‫کاری کردم نگاهش کنی!

‫لعنت بهش.

‫د-دیدری...

‫ممنون. ولی تو اینجا چیکار میکنی؟

‫فکر میکردم معلوم باشه.

‫اینجام چون تو دست کردی تو لونه‌ی زنبور.

‫کنار وایسا. ‫مثل بابات به درد نخوری.

‫اگه نگران گاز سمی ای، ما‌ــــ

‫نه!

‫فقط مربوط به گاز نیست. ‫ارتش از این جنگل برای‌ــــ

‫مراقب باش!

‫لعنتی. دیر رسیدم.

‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫حالتون خوبه ارباب؟

‫حالا هم زلزله داره میاد؟

‫زلزله نیست.

‫یچیزی...

‫این چیه دیگه؟

‫یه توپ سیار؟

‫چرا خشکتون زده! ‫بدویید. تکون بخورید!

‫اون لعنتی چیه دیگه؟ خیلی بزرگه!

‫جدیدترین خودروی زرهی زمینی، پانزره.

‫دنیای انیمه تقدیم میکند

مترجم: Ali_Sensei

‫زیرنویس های بیشتر در awsub@

‫Black Butler

‫Emerald Witch Arc

‫پانزر؟

‫ساخته شده تا توپ‌های سنگین علاوه بر دریا ‫از روی خشکی هم قابل جابجایی باشن.

‫کشور شما هم داره ازشون میسازه، نه؟

‫در موردش شنیدم، ولی نشنیده بودم ‫ساختشون تموم شده باشه.

‫فکرشم نمیکردم آلمانی‌ها تا این حد پیشرفته باشن.

‫ببرش روی نیم درجه!

‫بله!

‫پیاده نظام، حرکت!

‫لعنت بهتون!

‫حتی خط هم روش نیفتاد؟

‫اوی، ته ریشی!

More Farsi Persian subtitles for Black Butler

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left