Black Butler

Black Butler (黒執事)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

[Animworld] Kuroshitsuji S05E08 [Ali Sensei]
A Commentary by Ali_Sensei
[AnimWorld] l [Ali_Sensei]

Tags

other
Published on: 2025-05-26
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 124 lines.

‫گرگینه‌ها، طلسم نهایی را مشاهده کنید!

‫اوقات تلخی نکن دیگه. ‫من به این پاها افتخار میکنم.

‫خوشحالم که امروز یکی از وظایف ‫جادوگر زمرد رو به سرانجام رسوندم.

‫همگی بهتون افتخار میکنن.

‫آها فهمیدم! جنگل ر ترک میکنم ‫و کلی چیزای جدید یاد میگیرم!

‫بعد میتونم به روستا کمک‌ـــ

‫نمیشه!

‫چی؟

‫راستش میخواستیم چیزی که ‫بیشتر از همه خواهانش بودید رو بهتون بدیم.

‫دیدن دنیای بیرون، بانوی من.

‫نظرتون چیه؟

‫و-ولی من جادوگر زمردم، ‫و قوانین روستا میگه...

‫که اینطور.

‫ممنون، دوست من. خداحافظ.

‫ب-باهاتون میام.

‫میخوام چیزای بیشتری بدونم!

‫خب، سالیوان-ساما؟

‫دنیای بیرون پر از شگفتیه، ‫موافقید؟

‫"گرگینه‌ها" فقط آدم‌هایی بودن توی لباس مبدل.

‫و "بخار" هم در حقیقت...

‫...یه سلاح شیمیاییه که توی این کارخونه ‫ساخته شده. یه گاز سمی.

‫ن-نه...

‫به خودت افتخار کن! تو قوی‌ترین ‫گازِ سمی تاریخ رو ساختی!

‫آها درسته. همچین سلاح شیمیایی فوق‌العاده‌ای ‫شایسته‌ی یه اسمه.

‫اسمش رو میذارم گاز "سالین"!

‫هشدار اضطراری؟

‫بانوی جوان!

‫دنیای انیمه تقدیم میکند

مترجم: Ali_Sensei

‫زیرنویس های بیشتر در awsub@

‫Black Butler

‫Emerald Witch Arc

‫چیزی که تمام این مدت میساختم جادو نبوده؟

‫گاز سمی بوده؟

‫فکر میکردم دارم از روستایی‌ها محافظت میکنم.

‫ولی داشتم یه سلاح میساختم؟ ‫چیزی که تنها فایده‌ش کُشتنه؟

‫توی تمام این مدت همه داشتن گولم میزدن؟

‫بگو که اینا واقعیت نداره، ارشد!

‫چرا گریه میکنی، زیگلینده؟

‫دقیقا چون برای ذهن فوق‌ العاده‌ای که ‫باهاش به دنیا اومدی

‫یه محیط مساعد فراهم شد تا بتونه ‫خودش رو توی تحقیقات غرق کنه

‫تونستی سلاح شیمیایی نهایی رو بسازی.

‫برای چی ناراحتی؟ ‫تو تاریخ رو عوض کردی.

‫تو تجسم زنده‌ی عزیزی هستی ‫که یه روزی از دستش دادم.

‫چی؟

‫پس اشک‌هات پاک کن،

‫دخترِ عزیزم.

‫دخترت؟

‫13 سال پیش بود که، ‫داخل یه پروژه‌ی نظامی خاص شرکت کردم.

‫پروژه مربوط به گاز خیلی خطرناکی میشد

‫که برای بیش از 20 سال، ‫تولید انبوهش غیرممکن در نظر گرفته میشد.

‫هدف پروژه این بود که این "گاز خردل" رو ‫به حالتی در بیارن که بشه ازش سلاح تولید کرد.

‫این...

‫طولی نکشید که یه دانشمند نابغه ‫روشی برای ترکیب و تولیدِ بی خطرش به وجود آورد.

‫به سلامتی تحقیق موفقیت آمیزمون!

‫به سلامتی!

‫ازت ممنونم.

‫این منم که باید تشکر کنم. ‫باعث افتخاره که با شما کار کردم.

‫همه چیز داشت خوب پیش میرفت.

‫ولی...

‫یه روز توی کارخونه‌ی تولید گاز حادثه‌ای اتفاق افتاد.

‫اون فوت کرد.

‫پروفسور چطورن؟

‫و من دیگه قابل شناسایی هم نبودم.

‫مغز اون یکی از گنجینه‌های ملیِ ما بود.

‫یه فقدان بزرگ برای کشورمون.

‫پروژه بدون وجود اون راکد موند.

‫همه‌مون ناراحت بودیم.

‫ولی...

‫ژن‌هاش توی وجودم ریشه دووندن...

‫...و شروع کردن به دوباره رشد کردن.

‫استعداد بچه خیلی سریع شکوفا شد.

‫سه سالش بود که خوندن رو کاملا یاد گرفت.

‫خانوم، بانوی جوان...

‫چی شده؟

‫تونست نحوه‌ی ترکیب گاز خردل رو بفهمه.

‫اینا کار توئه؟

‫توی اون لحظه، فهمیدم عزیزم برگشته. ‫ذهنش برگشته بود به من!

‫فورا با دولت مکاتبه کردم و ‫پروژه‌ی جدیدی رو شروع کردم.

‫به عبارت دیگه...

‫پروژه‌ای برای توسعه‌ی سلاح نهایی ‫از طریق پرورش یک نابغه.

‫شرایط لازم برای پرورش یه دانشمند نابغه

‫ایجاد یک محیط مساعده تا بتونه خودش رو ‫در تحقیق و مطالعه غرق کنه و همچنین انگیزه‌ش حفظ بشه.

‫اول باید چیزایی که با نبوغ تداخل دارن رو ‫حذف میکردیم، یعنی اخلاقیات و عقل سلیم.

‫و همچنین سرگرمی‌ها، شادی‌ها و لذت های دنیوی.

‫برای جدا کردنش از این چیزها، ‫باید تمام نشونه‌های زندگی دنیوی رو حذف میکردیم.

‫روستا رو برای همین هدف بوجود آوردیم.

‫و برای اینکه داوطلبانه توی این محیط بمونه،

‫یک جهان بینی اعتیاد آور درست کردیم.

‫یک شخص استثنایی: جادوگر زمرد.

‫وظیفه‌ش: محافظت از روستایی‌ها در برابر گرگینه‌ها.

‫و اینجوری بود که وولفشلخت، ‫"دره‌ی گرگ‌ها" بوجود اومد.

‫بله، چون اینجا بودی تونستی ‫خودت رو وقف مطالعه کنی،

‫و یک سلاح جدید رو در کمتر از 10 سال خلق کنی.

‫پروژه موفقیت آمیز بود، زیگلینده!

‫بانوی جوان!

‫عوضی!

‫تو هم داشتی گولم میزدی.

‫دروغگو!

‫برای ساختن سلاحت،

‫تو پاهای دخترت رو خورد کردی ‫و با "وظیفه‌ش" تهدیدش کردی.

‫پدر و مادر باید اینجوری باشن؟

‫بچه‌ها نباید بازیچه‌ی والدینشون بشن.

‫زیگلینده!

‫جلوش بگیرید!

‫وایسا! اگه بزنی به کپسول چی؟

‫برید دنبالشون!

‫خروجی رو ببندید!

‫سباستین، باقیش به عهده‌ی تو.

‫بله، قربان.

‫بانوی جوان...

‫وولف! چی شده؟

‫هیلده! انگلیسی‌ها بانوی جوان رو گرفتن!

‫چی؟

‫و در مورد همه چیز هم فهمیده.

‫الان باید توی منطقه‌ی A23 باشن. ‫من میرم دنبالشون!

‫ستوان!

‫ستوان یکم وولفرام گلزر، ‫مطمئنم فراموش نکردی.

‫وظیفه‌ی خدمتکار جادوگر زمرد

‫اینه که در صورت نیاز اضطراری ‫جادوگر زمرد رو از بین ببره.

‫بله!

‫چه سر و صدایی راه افتاده.

‫زیاد طولی نمیکشه پس.

‫وقتشه.

More Farsi Persian subtitles for Black Butler

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left