The first 106 lines.
،من زیگلینده سالیوان هستم .فرمانروای این جنگل
شما از کدوم گوری پیداتون شده؟
کافیه وولفرام.
آخ، آخ، آخ!
عذر میخوام. خیلی وقته که غریبه ای ندیدیم.
،تا حالا از این روستا بیرون نرفتم
و احتمالا هیچوقت هم نتونم اینکار رو کنم.
دوست دارم از دنیای بیرون برام تعریف کنین. از دنیایی که در موردش چیزی نمیدونم.
قبلا... معذرت. بیا دوست باشیم.
اول زبان کشورتون رو بهم یاد بده.
یکسری درمان های خانگیِ انگلیسیه.
چی؟
فکرشو نمیکردم اینقدر زود آماده بشه!
صبر کنید بانوی من.
ظروف نقره ای از خارج به سمت داخل طبق ترتیب استفاده چیده میشن.
داشتنِ اطلاعات بیشتر، همیشه خوبه.
اطلاعات؟
نکتهی خوبی بود!
...ا-این زخم ها
فکر میکنم گرگینه-ساما به خاطر ورود غریبه ها به خصوص مَردها به اینجا عصبانیه.
اگه همینجوری ادامه پیدا کنه آدمای بیشتری آسیب میبینن!
لطفا سالیوان-ساما، از روستا محافظت کنید!
چرا تردید میکنی، جادوگر زمرد؟
قبل اینکه اینقدر عاشق دنیای بیرون بشی روی تکمیل طلسم نهایی تمرکز کن.
خیلی خب.
میگم فردا از اینجا برن.
معذرت میخوام. معذرت میخوام، بانوی جوان.
من... من...
وولف، گریه نکن. ببخشید.
جایی نمیرم. طلسم نهایی رو تکمیل میکنم و از همهتون محافظت میکنم.
گرگینهها، طلسم نهایی را مشاهده کنید!
عصر بخیر سالیوان-ساما.
راستش میخواستیم چیزی که بیشتر از همه خواهانش بودید رو بهتون بدیم.
بله. میتونید به دانش و تجربیاتی دست پیدا کنید که اینجا هرگز بهشون نخواهید رسید.
ب-باهاتون میام.
میخوام چیزای بیشتری بدونم!
دستهاتون، لطفا.
ما در دنیای ناشناخته همراهیتون میکنیم.
جادوگر زمرد.
جادوگر زمرده.
ازش محافظت کنین!
حالتون خوبه؟
فورا براش یه لباس بیارید!
اینجا چخبر...
چه نمایش مسخره و مفصلی.
"گرگینهها" فقط آدمهایی بودن توی لباس مبدل.
و "بخار" هم در حقیقت...
...یه سلاح شیمیاییه که توی این کارخونه ساخته شده. یه گاز سمی.
به خودت افتخار کن! تو قویترین گازِ سمی تاریخ رو ساختی!
فکر میکردم دارم از روستاییها محافظت میکنم.
ولی داشتم یه سلاح میساختم؟ چیزی که تنها فایدهش کُشتنه؟
بگو که اینا واقعیت نداره، ارشد!
چرا گریه میکنی، زیگلینده؟
دقیقا چون برای ذهن فوق العادهای که باهاش به دنیا اومدی
یه محیط مساعد فراهم شد تا بتونه خودش رو توی تحقیقات غرق کنه
تونستی سلاح شیمیایی نهایی رو بسازی.
پس اشکهات پاک کن،
دخترِ عزیزم.
بانوی جوان!
تو هم داشتی گولم میزدی.
دروغگو!
از اینکه من اون چیز رو ساختم میترسم.
دیگه نمیدونم به چی باید باور داشته باشم.
دیگه نمیخوام به چیزی فکر کنم.
فقط میخوام ناپدید شم.
از اونجایی که تونستی یه سم برای محافظت از مردمت درست کنی،
فکر کردم شاید بتونی درمانش رو هم درست کنی.
این اتفاق اونقدر جادویی هست که دنیا رو مات و مبهوت کنه.
یه درمان جادویی؟
پس بیا این جنگل رو ترک کنیم، سالیوان.
چیزی که در حال حاضر بیشترین لذت رو بهم میده بازیم با شماست،
وادار و مقید شدم به "خادم" شما بودن.
از غرایزم پیروی نمیکنم و مثل یک هیولا رفتار نمیکنم.
هرچند، اگر ترجیح میدید "هیولا" باشم، اینکار رو براتون انجام میدم.
بالاخره من یک خدمتکار شیطانیام.
دنیای انیمه تقدیم میکند
مترجم: Ali_Sensei
زیرنویس های بیشتر در awsub@
Black Butler
Emerald Witch Arc
از هم جدا شدن؟
بانوی جوان رفت سمت راست پس.
گرفتن جادوگر زمرد اولویت اصلیمونه!
واحد اصلی، برید به مسیر سمت راست.
واحد منم دنبالم بیاد به اون مسیر.
بله!
"صدای پا میشنوم! دارن نزدیک میشن!" ...اسکار میگه.
چه قدرت شنوایی ترسناکی! مارها گوشهای تیزی دارن پس، ها؟
"از گوشمون نیست. ما ارتعاشات رو از طریق پوستمون حس میکنیم." ...ووردورث میگه.
بانوی جوان!
دارن میان! برقصونشون.
تو آریزونا که بودم تجربه خوبی از مارها نداشتم،
ولی وقتی باهات متحد باشن خیلی خفنن!
اگه نمیخوای نیش زده بشی به حریم خصوصی یه دختر تجاوز نکن!" ...امیلی میگه.
بایستید!
مگه نمیفهمی من آلمانی بلد نیستم!
من یکم اینجا علافشون میکنم. شماها برید.
بانوی جوان رو نندازی یه وقت.
"باشه!" ...اسکار میگه.
خب، وقتشه این جیگرو امتحان کنیم.
سرباز خوبی دارن.
یه قوطی مربا؟
بخوابید زمین!
ها؟
افسر هیلبارد، اینکه کل نیروها رو با اون خدمتکار فرستادین ریسک بزرگی نبود؟
فکر میکنی اون یه خدمتکار عادیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.