Dying for Sex

Dying for Sex

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Dying For Sex S01E01 Good Value Diet Soda 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
Kommenteerib HosseinEsmaily

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-05
Allalaadimised: 424
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫اسمش چی بود؟

‫بردلی بود؟ نه

‫پاول؟ تی‌جی؟ ‫نه بابا، هیچکس اسمش تی‌جی نیست

‫بیست و خرده‌ای سال سن داشتیم ‫و همینطوری مدام برام می‌خورد

‫شاید گرسنه بوده

‫بس کن. بهش فکر نکن. بس کن

‫حواست اینجا پیش استیو باشه ‫الان چی گفت؟

‫گمونم منم فمینیستم؟

‫من تنها خبرنگار مرد مجله‌م

‫که سردبیرهای زن می‌خوان باهاش کار کنن

‫خیلی اوضاع خرابه ‫گاهی اوقات خبرنگارها خیلی بی‌شعورن

‫فشار کاریشون زیاده، حقوقشون کمه ‫و بار اطلاعات زیاد رو دوششون سنگینی می‌کنه

‫- ببخشید، فکر کنم از بحث خارج شدیم ‫- نه، به بحث‌مون مربوطه. می‌خوام...

‫خیلی‌خب. وقتی... وقتی یکی می‌پره ‫وسط حرفم حواسم پرت میشه

‫بگذریم، آره دیگه، بنظرم ‫داری تبعیض قائل میشی

‫سال‌هاست که من و مالی ‫زندگی جنسی فعالی نداشتیم

‫از وقتی فهمیدین ‫مالی سرطان سینه داره؟

‫آره خب، وقتی سرطان گرفتی ‫چندان سکس نمی‌کردیم، برای همین...

‫چون گفتی کله‌ی کچلم ‫باعث میشه یاد بابات بیفتی

‫ولی دیگه لازم نیست ‫ازم مراقبت کنی. صحیح و سالمم

‫فقط می‌خوام منو بخوای

‫لطفاً. لطفاً

‫و حالا دوباره دلش می‌خواد سکس داشته باشیم ‫و من آدم بده شدم؟

‫چون نمی‌تونم توی یه چشم بهم زدن ‫دوباره آقای سکس بشم؟

‫چیه؟

‫بخاطر آقای سکس می‌خندی؟

‫اگر آقای سکس واقعاً آقای سکس باشه

‫احتمالاً به خودش نمیگه آقای سکس

‫بگذریم...

‫ببین، من زنم رو می‌شناسم

‫از قدیم رابطه‌ی خیلی پیچیده‌ای ‫ با سکس داشته

‫و فکر نکنم... فکر نکنم ‫واقعاً همچین چیزی بخوای

‫بنظرم در مورد اینکه ‫واقعاً چی می‌خوای گیج شدی

‫مالی، حس می‌کنی ‫گیج شدی که واقعاً چی می‌خوای؟

‫- می‌خوای با استیو سکس داشته باشی؟ ‫- می‌خوام سکس داشته باشم، آره

‫گندش بزنن

‫با استیو

‫ولی این یه میل واقعی نیست

‫- تاثیر داروئه ‫- تاموکسیفن

‫آره، دارویی که جلوی برگشتن سرطان رو می‌گیره

‫یکی از عوارضش کاهش میل جنسیه ‫ولی بدن مالی با بقیه فرق می‌کنه

‫- و میل جنسیش رو افزایش داده ‫- این از عوارض جانبیش نیست

‫خیلی‌خب، ولی هست ‫دکتر پنکوویتس گفت بخاطر داروئه

‫دکتر پنکوویتس دکتر توئه، استیو؟

‫- دکتر "مالی"ـه ‫- دکتر منه

‫همونطور که دکتر گفت ‫گوشی خودمو گذاشتم توی سینی فناوری

‫- اگر میشه خاموشش کن ‫- شرمنده، از بیمارستانه

‫بخاطر... بخاطر آزمایشیه که از لگنم...

‫چیزی... میرم جواب بدم

‫می‌تونی بذاریش رو بلندگو ‫مالی، بذارش رو بلندگو

‫- الو؟ ‫- میشه بذاریش رو بلندگو؟

‫- مالی؟ بدموقع مزاحم نشدم؟ ‫- نه

‫خیلی‌خب. جواب نمونه‌برداری ‫ از لگنت به دستم رسیده

‫و متاسفانه...

‫گندش بزنن. گندش بزنن ‫گندش بزنن. گندش بزنن!

‫جلوتو نگاه کن لعنتی!

‫گندش بزنن

‫« مُرده‌ی سکس »

‫« نوشابه‌ی رژیمی مقرون به‌صرفه »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫- سلام عزیزم. می‌خوای جایی برسونمت؟ ‫- سلام

‫پرت کردن کسی از پرتگاه ‫همچین حسی داره؟

‫- ببخشید، سرت شلوغ بود؟ ‫- دارم میرم تمرین

‫داری سیگار می‌کشی؟ ‫چیه؟ سیگار نعناییه؟

‫وای خدا. تو کی هستی؟ ‫مگه دوست‌پسر اردوگاه تابستونی منی؟

‫چی شده؟

‫یادته لگنم درد می‌کرد ‫و هر کاری می‌کردم خوب نمی‌شد؟

‫- اوهوم ‫- سرطانه

‫برگشته

‫ولی تو که...

‫- دو سال گذشته ‫- می‌دونم

‫هر کاری دکتر گفت انجام دادی

‫- و تمام داروهاشون رو خوردی... ‫- آره می‌دونم

‫- و بازم... ‫- منصفانه نیست

‫نمی‌خوام حالا که تازه دارم ‫ به سینه‌های جدیدم عادت می‌کنم بمیرم

‫بس کن. قرار نیست بمیری

‫چرا، قراره بمیرم ‫توی استخون‌هام پخش شده

‫غیرقابل درمانه

‫میشه یه لحظه بهم مهلت بدی؟ ‫واقعاً شرمنده

‫- هی ‫- معذرت می‌خوام. معذرت...

‫عزیزم، چیزی نیست. چیزی نیست

‫نه، حس می‌کنم قراره ‫یه‌خرده شدیدتر بشه. بذار...

‫آخه... شوخی کردم. حالم خوبه!

‫- واقعاً؟ ‫- نه

‫- ای خدا! چرا اینجوری می‌کنی؟ ‫- شرمنده. نمی‌دونم چرا اینو گفتم

‫- این چه وضعشه؟ این چه وضعشه؟ ‫- درست انجامش ندادم

‫- چیکار داری می‌کنی؟ این چه وضعشه؟ ‫- نمی‌دونم باید چطوری این‌کارو بکنم!

‫نمی‌دونم چطور باید بهت بگم ‫که قراره بمیرم!

‫آره. اصلاً بلد نیستی! ‫این اصلاً روش درستی برای گفتنش نبود!

‫شرمنده. واقعاً شرمنده. شرمنده

‫وای خدا

‫آخه خیلی سرحال بنظر میای

‫اگر داری می‌میری ‫چرا اینقدر به‌طرز عجیبی سرزنده بنظر میای؟

‫انگار داری از درون می‌درخشی

‫- این درخشش طبیعی وجودته؟ ‫- نمی‌دونم

‫- خیلی گیج شدم، زیادی احساساتی شدم ‫- قضیه چیه؟ مست کرده؟

‫- نه. نه، الان بهش گفتم دارم می‌میرم ‫- چی؟ نه، مست نیستم

‫- انسانم و احساسات انسانی بهم دست داده ‫- چرا گریه‌ش اینقدر بلنده؟

‫گریه‌م همین شکلیه دیگه!

‫بازیگره. اشکش لب مشکشه

‫- برو پی کارت! برو! ‫- نه. جایی نمیرم

‫دوستم مشتریته!

‫این نوشابه‌ی کوفتی عجیب غریب رو ازت خریده

‫- آره، نوشابه‌ی مقرون به‌صرفه ‫- باشه، عالیه

‫ولی باعث نمیشه حق داشته باشین

‫بیرون مغازه‌م وایسین ‫و مثل روانی‌ها جیغ بکشین!

‫حق نداری بیای این بیرون و به دو تا غریبه ‫ که وسط صحبت خصوصی هستن بگی...

‫نگاش کن

‫- نه، این خانم مودبه. تو اصلاً مودب نیستی ‫- حق نداری در موردش حرف بزنی لعنتی!

‫نمی‌ترسه. خودش رو کاملاً بروز میده

‫عاشق این زنم

‫وای خدا

‫دارم یه واکنش عادی نشون میدم

‫و با تجربه‌ی عمیقی دست و پنجه نرم می‌کنم ‫که اصلاً نمی‌خوام تجربه‌ش کنم!

‫- پس برو داخل! ‫- چته تو... یعنی چی آخه...

‫- باشه ‫- اوهوم

‫- بمونین ‫- حله

‫فقط خفه‌خون بگیرین! لطفاً!

‫- گفت می‌تونیم بمونیم ‫- آره، شنیدم

‫باید این نوشابه رو امتحان کنی ‫ته‌مزه‌ش به‌طرز باورنکردنی‌ای افتضاحه

‫- اوه، آشغاله ‫- می‌دونم، نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم و نخورم

‫خیلی افتضاحه

‫کی فهمیدی؟

‫بیست دقیقه پیش

‫- چی؟ ‫- وسط جلسه‌ی زوج‌درمانی

‫- مالی؟ بدموقع مزاحم نشدم؟ ‫- نه

‫خیلی‌خب. جواب نمونه‌برداری ‫از لگنت به دستم رسیده

‫و متاسفانه نتیجه‌ش اون چیزی نیست ‫که امیدوار بودیم...

‫بنظر غیرواقعی میومد

‫حتی نمی‌شنیدم دکتر داره چی میگه

‫غمگین نشدم. فقط خودمو به عنوان ‫دختر هفت ساله‌ای تصور کردم که داره می‌رقصه

‫و اون نسخه‌ی 7 ساله‌م ‫رفتارش خیلی باهام بد بود

‫خیلی بی‌شعور بود

‫می‌دونست

‫می‌دونست عمرمو چطور گذروندم ‫و بابتش عصبانی بود

‫می‌دونست استیو دیگه لمسم نمی‌کنه ‫و خیلی غمگین شد

‫چون فکر کنم می‌دید

‫که تمام عمرم از احساساتم می‌ترسیدم

‫و در اون لحظه خیلی از دستش کفری بودم

‫و علاوه بر اون، رقاص افتضاحی هم بود

‫گوشی رو قطع کردم ‫و به استیو گفتم

‫و با یه حالت خاصی نگاهم کرد... ‫با حالت دلسوزی یا...

‫نمی‌دونم. دلسوزی نبود، بیشتر انگار...

‫الان زنگ می‌زنم بیمارستان

‫با همدیگه این قضیه رو پشت سر می‌ذاریم

‫هیجان‌زده شده بود

‫استیو لعنتی! چقدر دلم می‌خواد خفه‌ش کنم

‫اگر مریض باشم، همه‌چی بین‌مون ساده‌ست

‫آره

‫اون پرستار فداکاره و منم مریضشم

‫و اینجوری لمسم هم نمی‌کنه

‫ای خدا. مگه تو رو نمی‌بینه؟

‫اگر نمی‌خواد لمست کنه ‫پس یه تخته‌ش کمه

‫ولی من... ‫خب، از زندگی زناشوییت حمایت می‌کنم

‫معلومه که از زندگی زناشوییت حمایت می‌کنم

‫اونجا وایساده بودم ‫و بهش خیره شده بودم

‫- و یهویی... ‫- خب؟

‫یه خاطره‌ای یادم اومد که توش

‫بیست‌ و خرده‌ای سال سن داشتم ‫و یه پسری داشت برام می‌خورد

‫انتظار نداشتم اینو بگی

‫سرشو با دستام گرفته بودم. خیلی واضح بود

‫موهاشو لای انگشتام حس می‌کردم

‫- صحیح ‫- البته یکی اومد مچم‌مون رو گرفت

‫اصلاً ارضا نشدم ‫ولی بهترین حسی بود که تابحال داشتم

‫- درسته ‫- و مدام با خودم فکر می‌کردم

‫نمی‌خوام بدون تجربه‌ی دوباره اون حس بمیرم

‫و بعد دویدم سمت این بقالی ‫که اون سمت خیابون بود

‫همین بقالی؟ یعنی از جلسه‌ی مشاوره ‫دویدی اومدی اینجا؟ یعنی...

‫آره. اونجاست ‫عه، ببین. اون دکتر "اَن"ـه

‫- یا خدا. داره چی میگه؟ ‫- نمی‌دونم

‫- "حالت خوبه؟". حالت خوبه؟ ‫- نه، خیلی حالم بده

‫وایسا ببینم. وای خدا ‫رفت استیو رو بیاره. گندش بزنن. منو قایم کن

‫- چی؟ ‫- قایمم کن

‫اوه... وایسا...

‫فکر نکنم با این ‫به چیزی که می‌خوای برسی

‫اوه، نه. اوه... ‫خب، یه تصمیم دیگه بگیر

‫- استیو اومد. استیو داره میاد ‫- خیلی‌خب. راه بیفت بریم

‫کجا بریم؟ ولش کن

‫- نرو! ‫- سوار شو. برو، برو، برو. گرفتمت

‫خداروشکر که فقط از خط عابر می‌گذره

‫وای خدا، خیلی‌خب. سوار شدی؟

‫چرا اینقدر گنده‌تر از چیزی هستم ‫ که فکر می‌کردم؟

‫وایسا، وایسا، وایسا ‫بذار یه لحظه باهات صحبت کنم

‫- راه‌ بیفت! نیکی، لطفاً راه بیفت ‫- خیلی‌خب

‫- داره نزدیک‌تر میشه. می‌تونم حسش کنم ‫- نیکی، نه! نیکی، نه!

‫- ماشینم دکمه‌ی استارت نداره ‫- وای خدا!

‫- یکم دیگه درستش می‌کنم ‫- باید فشار بدی بالا و بچرخونی یا...

‫گیر می‌کنه. و یه نکته‌ی کوچیک دیگه...

‫- سلام، سلام، سلام. سلام ‫- وای خدا

‫یه لحظه وایسا

‫- فعلاً زبونتو نکن تو حلقم ‫- چی؟ اوه

‫- آخه... ‫- سلام. سلام مالی

‫- سلام ‫- سلام

‫شرمنده. ندیدمت

‫مگه نیکی بهت نگفته بود ‫اومده پیش من زندگی کنه؟

‫چرا گفته

‫- ازدواج سفید کردیم ‫- آره

‫دلو زدیم به دریا

‫- آره ‫- ولی به مامان‌بزرگم توی تایوان نگیا

‫سینه‌هات خیلی آرامش‌بخشن

Dying for Sex subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Dying for Sex

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left