Dying for Sex

Dying for Sex

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Dying For Sex S01E04 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-04-08
Downloads: 358
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تکون نخور، مالی

‫ببخشید اگر الکی شلوغش کردم

‫آره، من که چیزی حس نمی‌کنم

‫واقعاً؟ آخه انگار اونجا یه چیزی حس کردم

‫می‌دونی، احتمال اینکه توی این سن ‫سرطان گرفته باشی خیلی کمه

‫نگران نباش

‫یکم استراحت کن. بقدر کافی آب می‌خوری؟

‫دستکش‌های اینجا همیشه زیادی کوچیکن

‫شاید دست‌هات زیادی بزرگن ‫می‌دونی که این یعنی چی

‫وای خدا. دارن لاس می‌زنن؟

‫صورتت سرخ شد

‫انگار نه انگار که من اینجام ‫انگار منم بخشی از این تختم

‫دیگه واقعاً از بیمار بودن خسته شدم

‫وایسا

‫خیلی‌خب، مالی. برات آهنگ می‌ذارم

‫آهنگ نمی‌خوام

‫آهنگ نمی‌خوام!

‫قطعش کن. آهنگ رو قطع کن!

‫لطفاً، لطفاً تکون نخور

‫قطعش کن

‫سلام. خیلی‌خب...

‫ببخشید، ببین، دقیقاً چه مشکلی ‫با پرتودرمانی داری؟

‫آخه... می‌خوام... اشکالی نداره ‫چند روزی استراحت کنم؟

‫- معذرت... معذرت می‌خوام ‫- واقعاً نیازه...

‫نه، نه. معذرت خواهی نکن

‫- نیاز به استراحت دارم. نیاز به استراحت دارم ‫- ببخشید. ببین

‫- معذرت خواهی نکن، مالی. عصبانی شو ‫- وایسا. لورا

‫- ازت می‌خوام بهم کمک کنی ‫- چی؟ ببخشید

‫دکتر پی، اسمش "نیکی"ـه

‫- اسم من "نیکی"ـه ‫- نیکی

‫نیکی. درسته، معذرت می‌خوام

‫ممنون سونیا، که گوشزد کردی

‫و ببین... نه، می‌دونم

‫می‌فهمم. درک می‌کنم

‫بخاطر عمل لگن و این‌ها ‫این ماه به جفتتون سخت گذشته

‫چی گفتی؟ سخت گذشته؟

‫- خب... ‫- خیلی‌خب

‫فقط می‌خوام بهت یادآوری کنم ‫که بخش‌هایی از استخونش رو در آوردن

‫یه میله‌ی فلزی توی پاشه

‫و حالا یه تومور توی چشمش داره

‫پس کمابیش مطمئنم الان نگفتی "سخت گذشته"

‫چون اگر گفته باشی، باید خم شی

‫و کون لورا رو ماچ کنی

‫- گندش بزنن ‫- چی...؟

‫ببخشید

‫خب، نمی‌تونم از ذهنم پاکش کنم، مگه نه؟

‫نه، معلومه که می‌تونی

‫« مـرده‌ی سـکـس »

‫« فاعل بودن مهارت مقدسیه »

‫طرف 40 ساله متخصص سرطان بوده

‫می‌خوان دیگه نذارن ‫همراهش بیای توی بخش

‫- منطقیه ‫- حالش خوبه؟

‫خیلی خسته بنظر میاد

‫فکر کنم جفتمون داریم کم میاریم

‫نباید اینطوری کنترلت رو از دست بدی

‫"سکس با چشم‌بند. بی‌غیرتی ‫شکنجه‌ی قلقلکی. فتیش شیردهی؟"

‫فکر نکنم این یکی رو داشته باشم

‫- باشه. عالیه ‫- نه، نه، نه، نه، نه

‫"صبح‌ها گرگ وال‌استریتم ‫شب‌ها جنده‌کوچولوی توام"

‫- این یکی بنظر خوب میاد ‫- نه، نه. مشکلی نیست

‫دیگه جلوی هیچ دکتر دیگه‌ای ‫به کونم چنگ نمی‌زنم. باشه؟

‫این مدت خیلی عصبانی بودی

‫حالم... حالم عالیه. خوبم

‫و دارم تمام این کارها رو انجام میدم ‫و دارم لبخند می‌زنم

‫خب، لبخند خیلی عجیبیه

‫- واقعاً؟ ‫- اوهوم

‫مالی

‫مالی

‫پرتودرمانی در درازمدت ‫حالت رو بهتر می‌کنه

‫- بنظرم بهتره قطعش نکنی ‫- نمی‌خوام در مورد مریض بودن صحبت کنم

‫دیروز توی یه برنامه‌ی دوست‌یابی ‫کینکی (گرایش‌های نامتعارف) عضو شدم

‫بنظرتون من یه بی‌غیرت ‫عاشق در کونی و دردم؟

‫آره. آره چجورم

‫می‌فهمم چی میگی

‫جفتتون نیاز دارین ‫یه مدت از بیمارستان دور باشین

‫- خیلی‌خب. بیاین جلو. بیاین جلو ‫- چی شده؟

‫هیس. فردا شب چیکاره‌این؟

‫و لباسی دارین که شما رو ‫شبیه شاه‌دخت پاپی کنه

‫که یواشکی داره تمام ‫ اعضای گروه اسپایس گرلز رو می‌کنه؟

‫تمام عمرم داشتم خودمو ‫برای این آماده می‌کردم، حالا هرچی که هست

‫بهم می‌خوره سرطان داشته باشم؟

‫- نه، بهت می‌خوره کلامیدیا داشته باشی ‫- باشه

‫واقعاً؟ هدفم همین بود

‫- سلام، سلام، سلام ‫- سلام

‫لباستون عالیه

‫- ممنون ‫- این غذاست؟

‫لازانیاست. برای غذاهای مهمونیه

‫سکس پارتی همراه غذاست؟ ‫بکن بکن با خوراکیه؟

‫اون دوست‌دختر سابقمه. مهمونی اونه

‫عجب بوهای جالبی میاد

‫انگار ترکیبی از بوی واژن و پونه‌ی کوهیه

‫اون سوراخ کونه؟ نه چراغه

‫- سونیا ‫- جی

‫و دوست‌های سونیا ‫پالتوهاتون رو بدین به من

‫- خوش اومدین، خوش اومدین ‫- سلام

‫خیلی‌خب، طبیعتاً رضایت‌نامه رو امضا کردین

‫پس قوانین رو می‌دونین، درسته؟

‫لمس بدون اجازه ممنوعه

‫- و اگر کسی معذب‌تون کرد... ‫- وای خدا. تحمل همچین جایی رو ندارم

‫ده دقیقه می‌مونم و بعدش میرم

‫اینا بلیت‌های نوشیدنی‌هاتونه

‫- آره اینو می‌خوام. آره ‫- آره، و...

‫- ببخشید، ولی یخ تموم کردیم ‫- ساعت 10 و ربعه

‫- چطوری به این زودی یخ تموم کردی؟ ‫- می‌خوای بری یخ بیاری؟

‫- برو یخ بیار. خیلیا اومدن ‫- خیلی بی‌نظمی

‫- یخ‌ها رو خوردن ‫- باشه، باشه، باشه

‫- من نوشیدنیم رو بدون یخ می‌خورم ‫- باشه

‫خب...

‫توی این اتاق، گوشی ممنوعه

‫وای خدا

‫رقص داریم!

‫اینجا هم بعضیا همدیگه رو بغل کردن

‫بررسی فرج، بانداج شیباری

‫سلام ساشا. قراره امشب بسته بشی؟

‫خوشت میاد؟

‫- حالا دیگه مال منی ‫- آره

‫وای، آره

‫فوق العاده‌ای

‫خودتو بمال

‫آره. همینطوری

‫تا نگفتم ارضا نشو

‫لطفاً

‫لطفاً

‫حالا می‌تونی

‫عالیه

‫داری به چی فکر می‌کنی؟

‫حالت خوبه؟

‫منم... منم همینو می‌خوام

‫سونیا در مورد ما چی بهت گفته؟

‫هیچی. فقط اینکه با هم دوست بودین و...

‫دوست نبودیم. فقط سکس می‌کردیم

‫زنای همجنس‌گرا گاهی اوقات خیلی تهوع‌آورن

‫تجربه‌ی توهین‌آمیزی بود ‫حتی میشه گفت حرمت‌شکنانه بود

‫وای خدا. توی... توی مهمونی ‫از دیدنت خیلی لذت بردم

‫بهم بگو چطور می‌تونم ‫این کارایی که می‌کنی رو انجام بدم

‫چرا داری پچ‌پچ می‌کنی؟

‫فکر می‌کنی چیز خجالت‌آوریه؟

‫نه

‫ببین، فاعل بودن مهارت مقدسیه، خب؟

‫فقط باید یاد بگیری از چی وحشت داری

‫و اونقدر باهاش پیش بری تا اینکه ارضا بشی

‫هدفش روبرو شدن با نیمه‌ی تاریکیه ‫که درون همه‌مون وجود داره، درسته؟

‫در درون وجودت کی هستی؟

‫چجور حیوونی هستی؟

‫آره، نمی‌دونم والا

‫آخه من فاعل نیستم یا...

‫نمی‌دونم چی بهش میگین ‫یه... یه سلطه‌گر نیستم

‫اسمش مهم نیست

‫مهم اینه که توی ضمیر ‫نیمه‌خودآگاهت چی می‌خوای، خب؟

‫حتی بهش فکرم نکن

‫در مورد چی خیال‌پردازی می‌کنی؟ ‫بستن دیگران؟

‫داشتن کنترل کامل؟ هرچیزی هست بگو

‫با لگد زدم توی کیر همسایه‌م

‫ایول. ایول. خوب کردی

‫دیدی؟ این جذابه. حالا شد یه چیزی

‫حالا داریم به یه جاهایی می‌رسیم، خب؟

‫پس از داشتن نوع خاصی ‫از قدرت لذت می‌بری، درسته؟

‫- آره ‫- همم

‫پس قدم اول اینه که خودت رو ‫توی نقش سلطه‌پذیرتری قرار بدی

‫نه، می‌خوام کنترل دست من باشه

‫صحیح، صحیح

‫خب، برای اینکه بتونی ‫خوب کنترل رو در دست داشته باشی

‫باید درک کنی سلطه پذیرفتن ‫توی رابطه‌ی جنسی چه حسی داره

‫- خب ببین، حاضرم بهت نشون بدم ‫- نه

‫نمی‌خوای تسلیم من بشی؟

‫نه، باید... باید کنترل دست خودم باشه

‫از تسلیم شدن می‌ترسی، درکت می‌کنم

‫فقط می‌خواستم راهنماییم کنی

‫وقتی آماده بودی با نیمه‌ی تاریکت ‫روبرو بشی، برگرد

‫وال دوباره توی بخش من بود

‫ممنون که وقت گذاشتی

‫- چی؟ ‫- ممنون

‫خواهرت می‌خواد بدونه ‫چرا از تئاتر کنار کشیدی

‫- چه شلوار جین نازی ‫- ممنون

‫چرا اینقدر بوی بدی میدی؟

‫وای خدا

‫دیشب رفت سکس ‌پارتی

‫نه، یه... مهمونی مخصوص کینک ‫و "پلی‌پارتی" همراه با خوراکی بود ‫(مهمانی مخصوص بی‌دی‌اس‌ام)

‫خواهشاً تا جای ممکن از من دور شو

‫حامله‌تر از اونیم که بتونم تحمل کنم

‫خیلی‌خب، و از تئاتر کنار نکشیدم

‫عمراً از تئاتر کنار نمی‌کشم. اخراج شدم

‫چرا؟ چون داری مالی رو می‌بری دکتر؟

‫اینطوری نکن

‫هر روز میره بیمارستان. خیلی بی‌نظیره

‫یعنی می‌خوای بذاری ‫مالی گند بزنه به کل زندگیت؟

‫شرمنده، ولی نگرانتم

‫تابحال تجربه‌ی اینو نداشتی ‫که بخوای از کسی مراقبت کنی

‫میشه خفه‌خون بگیری؟ ‫اینقدر حرف نزن لعنتی

‫هی، نیکی. حالت خوبه؟

‫ببخشید

‫ببخشید

‫رفیقم برای شوخی "هوپس" صدام می‌کرد

‫چون بسکتبال بازی کردنم افتضاح بود

‫و بعدش کم‌کم منو هوپر صدا کردن

‫چطوری بریم سراغ اون موضوع؟ نمی‌دونم

‫- فکر کنم باید خودم بحثشو پیش بکشم ‫- راستش، اسمم رو رسماً عوض کردم

‫خب کی فهمیدی ‫از شکنجه‌ی ارگاسمی خوشت میاد؟

‫احتمالاً وقتی داشتم برای اوباما ‫رای جمع می‌کردم. طرفای سال 2006

‫آها

Dying for Sex subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left