Dying for Sex

Dying for Sex

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Dying For Sex S01E05 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-04-10
Downloads: 197
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫لمسم کن. خواهش می‌کنم

‫تو رو خدا

‫چطور جرات می‌کنی؟

‫لامصب بدجوری شق کردم

‫تا وقتی آروم نشدی ‫حق نداری از این آسانسور پیاده بشی

‫« مرده‌ی سکس »

‫« حیوان دست‌آموز من »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫تو رو خدا

‫تو رو خدا

‫- می‌خوای ببینیش؟ ‫- آره

‫آره

‫بیام نزدیک‌تر؟

‫آره

‫رونم رو ببوس

‫خودتو ارضا کن

‫گندش بزنن. لعنتی ‫خودتو جمع‌وجور کن، مالی

‫حداقل پورت شیمی‌درمانی رو پوشوندم؟

‫با صورتم رونت رو لمس کردم

‫اشکال نداره؟

‫نه، اشکال نداره

‫این چند ماه اخیر ‫ خیلی عجیب بوده، می‌دونی؟

‫البته عالی بوده

‫ولی تابحال همچین کاری نکرده بودم ‫و می‌دونی... عاشقشم ولی...

‫حس بدی پیدا می‌کنم ‫که تو رو ارضا نمی‌کنم

‫توام از این کارا لذت می‌بری؟

‫آره

‫هرموقع چیزی که می‌خوای رو بهت میدم ‫یه جور خاصی نگاهم می‌کنی

‫جوری بهم نگاه می‌کنی ‫که انگار بدجوری منو می‌خوای

‫اجازه هست بگم ‫که چشمات واقعاً خیره ‌کننده‌ست؟

‫و می‌دونم به زبون آوردنش ضدحاله ‫معذرت می‌خوام، ولی هستن

‫واقعاً نمی‌خوای این کلوچه‌ها رو بخوری؟

‫چون اگر نخوری، من همه‌شونو می‌خورم

‫و ببین، می‌دونم که ‫با افراد دیگه‌ای هم از این کارا می‌کنی

‫دو روز پیش شنیدم یه یارویی ‫داشت مثل سگ پارس می‌کرد

‫آها آره. تازه باهاش آشنا شدم ‫دلش می‌خواد سگ باشه

‫خب خیلی توش مهارت داره

‫صداش خیلی بلند و واقعی بود

‫خب...

‫خیلی‌خب، می‌خوام کاری رو انجام بدم ‫که هیچکدوممون دلمون نمی‌خواد

‫که حرف زدن در مورد احساساتمه

‫من...

‫من سال‌ها با یکی بودم، و...

‫میرم سر اصل مطلب

‫بهم خیانت کرد

‫و بعد تصمیم گرفتیم ‫رابطه‌مون رو تبدیل به رابطه‌ی باز کنیم

‫ولی این بهونه‌ای شد ‫که با همدیگه رفتار وحشتناکی داشته باشیم

‫علاوه بر اون سروکله‌ی یه یارویی ‫به اسم "پیر" پیدا شد

‫و تریسام‌های خیلی ناجوری باهاش داشتیم

‫که باعث شد میان‌دوراهم زخم بشه

‫بخاطر یه بیماری مقاربتی ‫که دکترها فکر می‌کردن منقرض شده

‫بهت... بیماری مقاربتی ماقبل تاریخی داد؟

‫آره. خب، زن فوق العاده‌ای بود ‫و بهترین آرزوها رو براش دارم

‫می‌دونی، فقط... ‫ خیلی احساس تنهایی می‌کنم

‫منظورم این نیست که تنهام ‫ولی توی زندگیم خیلی احساس تنهایی کردم

‫و انجام این کارها با تو باعث میشه...

‫احساس تنهایی نکنم

‫و ببین، می‌دونم اصلاً نمی‌شناسمت ‫و سوال‌های زیادی دارم

‫مثلاً اولین باری که بهم لگد زدی ‫مجبور شدم آمبولانس خبر کنم

‫و بعد تا مدت‌ها خبری ازت نبود

‫و وقتی برگشتی ‫با عصا راه می‌رفتی

‫لگد زدن توی کیر سفت و شقم ‫برای همیشه چلاقت کرد؟

‫دلم می‌خواد فکر کنم همینطوره، ولی...

‫حالت خوبه؟

‫بهش بگو

‫نمی‌خوام در موردش صحبت کنم

‫ببخشید، ببخشید، ببخشید. معذرت می‌خوام ‫معذرت می‌خوام. باید ببرمش شیمی‌درمانی

‫باید دندونم رو بکشم

‫چی؟

‫میگه...

‫یه لحظه وایسا

‫آخه...

‫عین شعبده‌بازی می‌مونه

‫وای خدا. خیلی‌خب

‫باید برم دندونم رو بکشم ‫برای همین نمی‌تونم مالی رو ببرم شیمی‌درمانی

‫خیلی‌خب، توصیه نمی‌کنیم تنها بری

‫بخاطر خستگی جسمی ‫و مه مغزی شیمی‌درمانی

‫حتی یادت میره چطوری انگلیسی حرف بزنی ‫کسی هست ببرتت؟

‫باید انجامش بدی

‫بخاطر نیکی انجامش بده ‫بخاطر دهن نیکی انجامش بده

‫مامانم

‫عالیه. می‌تونه بیاد؟

‫آره. فکر کنم

‫ای خدا

‫فقط باید بهش بگم سرطانم برگشته

‫حتی بهش نگفته ‫که بازم سرطان گرفته

‫مشکلی نیست. یه سری جزوه

‫- در مورد نحوه‌ی گفتن به نزدیکان دارم ‫- عالیه

‫و اشکالی نداره که مستقیم بهش بگی ‫ازش چی می‌خوای

‫مثلا بگی "می‌خوام فضای امنی ‫برای سکوت ایجاد کنیم"

‫- فضای امن برای سکوت؟ چه باحال ‫- آره

‫می‌خوای این‌کارو بکنی؟ ‫بنظرت جواب میده؟

‫صبر کن ببینم، رابطه‌تون چجوریه؟

‫فراز و نشیب‌هایی داشته

‫گمونم بدترین نشیبش این بوده که

‫ وقتی 7 سالم بود دوست‌پسرش ‫مجبورم کرد براش ساک بزنم، پس...

‫نشیب خیلی ناجوری بوده

‫خیلی‌خب

‫وایسا، یه نکته‌ی بامزه

‫اسمش مارک والاس بود

‫و وقتی پاییز همون سال برگشتم مدرسه

‫معلم سال دومم اسمش والاس مارک بود

‫شوخی نمی‌کنم

‫شرمنده. خنده‌دار بود

‫هفت سالت بود؟

‫آره. خب، به مامانم گفتم

‫و مامانم از هم پاشید ‫و چند باری رفت کمپ ترک اعتیاد

‫و مجبور بودم مدام قانعش کنم ‫که تقصیر اون نبوده

‫بعد از 30 سال دیگه از این‌کار خسته شدم

‫برای همین حالا دیگه ‫هرازگاهی یه مدت حرف نمی‌زنیم

‫- اینطوری... اصلاً نوبتم رو لغو می‌کنم ‫- وایسا. نه، نه، نه، مشکلی نیست

‫الان شرایط روحیم خوبه

‫و مامانم با یه بُزچرون ‫توی ورمانت زندگی می‌کنه

‫پس، می‌دونی... ‫بیا قال قضیه رو بکنیم بره

‫الان؟

‫وایسا، وایسا. داری همین الان زنگ می‌زنی؟

‫مامان؟

‫گوشی دستت

‫دارم توی قفس تخم جمع می‌کنم ‫و باید جغد رو بزنم کنار

‫شاهینه بدجوری داره اذیت می‌کنه...

‫مامان، سرطانم برگشته

‫چی؟

‫مرحله‌ی چهاره

‫توی...

‫توی استخون‌هامه. غیرقابل درمانه، پس...

‫دارم می‌میرم

‫همین الان میام اونجا ‫الان کجایی؟ دارم میام

‫خیلی‌خب بچه‌ها، خفه‌خون بگیرین!

‫گانزو، جیل، توتو! ‫سناتور بادوم‌زمینی، بس کنین!

‫داریم فضای امنی ‫برای سکوت ایجاد می‌کنیم

‫می‌خوام با دخترم صحبت کنم

‫یه چیز خوبی برای پسر خوبم دارم

‫بشین!

‫بشین!

‫تکون نخور

‫تکون نخور

‫برو بیارش!

‫تابحال کسی نگاه نکرده بود ‫ببینه کنه دارم یا نه

‫چطوری همچین چیزی به ذهنت رسید؟

‫یهویی به ذهنم رسید

‫تو محشری

‫- حس کردم واقعاً مراقبمی ‫- آخی

‫کاری هست که بخوای ‫دفعه‌ی دیگه امتحان کنیم؟

‫قضاوتت نمی‌کنم

‫راستش، یه چیزی هست ‫که همیشه دلم می‌خواست انجام بدم

‫ولی تابحال به زبون نیاوردم

‫هی

‫سال‌ها با این نگرانی وقتمو تلف کردم ‫که عادی هستم یا نه

‫یا اینکه چیزهای عادی حشریم می‌کنه یا نه

‫تو هیچ مشکلی نداری

‫خیلی‌خب. من...

‫خیلی‌خب، الان میگم

‫می‌خوام یکی روم ادرار کنه

‫باشه، بذار بهش فکر کنم

‫سلام گیل

‫- مامان، اون سگه توی ماشینت؟ ‫- به سرپرستی گرفتمش

‫میشه تا میریم بیمارستان ‫توی آپارتمانت بمونه؟

‫- نه. سیستم ایمنی بدن مالی ضعیفه ‫- نه، خب... باشه، مشکلی نیست. اشکالی نداره

‫میشه تختش، کیفش و... پاش رو بیاری؟

‫- تمام وسایلش توی این کیفه؟ ‫- آره

‫اگر نتونست قفل رو باز کنه ‫کلیدهاش توی کیفه

‫گاهی اوقات انگشت‌هاش بی‌حس میشه

‫- باشه، باشه. من مادرشم ‫- باشه

‫- خیلی‌خب ‫- بیا، سگه رو بگیر

‫- اوه... ‫- یادت نره ببری بیرون بگردونیش

‫- با خودش سگ آورده ‫- تمام مدت گوشیم همراهمه

‫الان 4 تا سگ به سرپرستی گرفتم

‫سگ‌ها، آره ‫باز بحث سگ‌ها رو پیش کشید

‫توتو، سناتور بادوم‌زمینی

‫وقتی بچه بودم که نمی‌ذاشت سگ داشته باشم

‫گانزو

‫ولی از گربه‌ی ساقی موادش مراقبت می‌کردیم

‫- جیل کوچولوی نازنین ‫- از اون گربهه خوشم میومد

‫اوه، خیلی کمک لازم دارن

‫یکیشون راست‌روده نداره ‫خیلی مشکل‌ساز میشه

‫چی نگاه می‌کنی؟

‫اسمش "دختر مست از لاما میفته"ـست

‫حالت چطوره؟

‫آره، عالیم

‫آره

‫نه، وقتی دارم میرم شیمی‌درمانی حالم خوبه

‫مشکل دو روز بعد از شیمی‌درمانیه ‫که دلم می‌خواد بمیرم

‫ولی کارم راحت شده ‫چون واقعاً قراره بمیرم

‫برام مهم نیست دکترا چی میگن ‫تو سرطان رو شکست میدی

‫خوردن اینا برات بد نیست؟

‫خودت یه بار برای ناهار مدرسه‌م ‫بهم یه نون ساندویچی خالی دادی

‫یه مقاله‌ی عالی در مورد تاثیر ‫میخک و سیر خام روی سرطان خوندم

‫سیر خام سرطان ‫ مرحله‌ی چهار رو درمان می‌کنه؟

‫چرا ده ماه صبر کردی تا بهم بگی؟

‫به هیچکس نگفتم

‫از لحاظ روحی خوبی؟

‫به استیو زنگ زدم

‫چی؟

‫می‌خواستم بدونم چی شده ‫و اینکه خوبی یا نه

‫خودم بهت گفتم خوبم

‫نمی‌دونم چرا باید ‫اینو از زبون استیو می‌شنیدی

‫گفت شروع کردی به کندوکاو جنسی

‫کندوکاو جنسی؟

‫خیلی ناز بودی. هنوزم نازی

‫وای خدا

Dying for Sex subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left