Dying for Sex

Dying for Sex

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Dying For Sex S01E06 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Kommenteerib HosseinEsmaily

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-11
Allalaadimised: 190
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« نـوامـبـر »

‫امروز صبح این آهنگ رو ‫توی ماشین پخش کردم

‫- سورپرایز! ‫- سلام. چه خبره...؟

‫اینجا چه خبره؟ ‫قضیه... قضیه چیه؟ چیه...؟

‫سرطان فراگسترم امروز یک ساله شد!

‫اوه

‫دکتر پی، کیک می‌خوای؟

‫نه، ممنون. عه، فان‌فتیه

‫- ولی نه. من... راستش، یکی از... ‫- همم؟

‫یکی از اون کلاه‌های مهمونی رو می‌خوام

‫خیلی خوشحال میشم سرت کنی

‫آخه می‌دونین چیه، من... ‫من واقعاً یه بچه‌ی یک ساله دارم

‫برای اردک‌ها صدای اردک درمیاره

‫چه ناز

‫خب، بگذریم، می‌خواستم...

‫فقط می‌خواستم بیام یه سر بهت بزنم

‫و بهت بگم بر اساس اسکن‌ها ‫ سرطان پخش نشده، پس...

‫داری... داری خوب پیش میری

‫نه، ولی می‌خوام ‫حواسمون به حالت تهوعت باشه

‫- خب؟ ‫- باشه

‫ظاهراً ماری‌جوانادرمانی داره جواب میده

‫و سونیا بهم گفت

‫محبوب‌ترین عضو گروه حمایت از ‫بیماران سرطانی مرحله‌ی چهاری

‫- پس... آره، پس... ‫- مرحله‌ی چهار، مرحله‌ی چهار

‫- آره. مرحله‌ی چهار ‫- خب، خوبه. نه، خوبه، خوبه

‫خب، برنامه‌تون برای عید شکرگزاری چیه؟

‫- قراره شریک‌هام آشپزی کنن ‫- شریک...

‫نمی‌دونستم شرکت داری

‫نه، نه، شریک‌های زندگیم ‫توی یه رابطه‌ی چندمهریم

‫با دو نفر دیگه توی رابطه‌م

‫خب، عالیه. خوبه

‫آره. دست... دست‌های بیشتری هست ‫که بتونن بوقلمون رو شکم‌پر کنن

‫- یا... ‫- ای شیطون. خیلی بدجنسیا

‫آره، باشه

‫خب، مهمونی... مهمونی ‫خیلی محشری گرفتین برای...

‫دوستت دارم، دکتر پی

‫- ممنون ‫- خب، خیلی لطف داری

‫- خب، بیا. اینو پس بدم ‫- نه، نه

‫نگهش دار. لطفاً نگهش دار

‫ممنون. ممنون

‫می‌خوایش؟

‫« مــرده‌ی ســکــس »

‫« تـعـطـیـلات مـبـارک »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫وای خدا

‫این همون چیزیه که فکر... این بات‌پلاگه؟

‫و دوست کوچولوش

‫وایسا ببینم...

‫آخی

‫یه خانواده‌ی کامل از بات‌پلاک‌هاست

‫- آره ‫- مامانی و بابایی و بچه‌شون

‫نمی‌دونستم اهل بات‌پلاگ و اینا هم هستین

‫آره، گفت می‌خواد امتحانش کنه

‫مخصوص عید شکرگزاری

‫وای خدا

‫امیدوارم قبل از غذا باشه

‫اگر بگیری منظورم چیه

‫میگما، اگر قراره با باسن‌هاتون ‫و بات‌پلاگ کاری انجام بدین

‫میشه روی مبل انجامش ندین؟

‫چون حالا دیگه اونجا خونه‌ی منه

‫هرجا باسنش میره منم دنبالش میرم، پس...

‫- از دست تو... ‫- تضمین نمی‌کنم

‫تولد سرطانت مبارک، عزیزم

‫ممنون. تو بهترین زن دنیایی

‫شرمنده نمی‌تونم از این کیک خوشگل بخورم

‫نمی‌تونم هیچ چیز خوشمزه‌ای بخورم

‫خیلی‌خب. من دیگه میرم. خودشه

‫خیلی‌خب. مشکلی نداری؟

‫نه، چه مشکلی. عاشق راهروام

‫عاشق وزوز لامپ‌های مهتابیم ‫خیلی آرومم می‌کنن

‫ممنون. هرچی لازم داری بردی؟

‫آره بابا

‫سلام

‫اون... اون داخله

‫باشه. تو... تو می‌خوای چیکار کنی؟

‫من می‌خوام چیکار کنم؟

‫آره خب، می‌دونی ‫تابحال فرصت نکردیم صحبت کنیم

‫برای همین گفتم شاید...

‫می‌تونیم در مورد این صحبت کنیم ‫که قراره چیکار کنم

‫خیلی‌خب، قراره زنگ بزنم بخش مالی بیمارستان

‫و سرشون داد بزنم چون صورت‌حساب‌هایی ‫فرستادن که صورت‌حساب‌های واقعی نیستن

‫و فقط می‌خوان شرکت بیمه‌ش بهشون پول بده

‫و فکر کنم بعدش دنبال آپارتمان بگردم

‫ولی آپارتمانی که بهم اجازه بده ‫بدون درآمد یا پول قرارداد ببندم

‫و بعدش اگر بدنم تحملش رو داشته باشه

‫بیشتر نشئه می‌کنم ‫تا بتونم قلب شکسته‌م رو فراموش کنم

‫عه، پس امشب حسابی کار داری

‫آره. حسابی

‫باشه

‫تو شادش می‌کنی

‫خیلی‌خب، بجنب. فوقش تا یک ساعت دیگه ‫انرژی داره، پس... بدو برو

‫در مورد این گیاهی که برای تولد سرطانم ‫برام گرفتی بگو، کثافت آشغال

‫یهویی وحشت کردم و برات گیاه گرفتم

‫ازش خوشت میاد؟

‫ازش متنفرم

‫می‌ذارمش توی گلدونی ‫که سوراخ زهکشی نداره

‫گیاه برگ‌انجیریه

‫برگ‌های خاصی داره ‫و مراقبت ازش راحته

‫می‌دونی اگر همینطوری ‫در مورد گیاه صحبت کنی چی میشه؟

‫هردفعه باید اول بذاری یکم خشک بشه ‫بعد دوباره بهش آب بدی

‫درد داشت؟

‫آره

‫آره

‫- آره ‫- یکم کیک می‌خوری؟

‫آره لطفاً

‫از روی انگشتم بخورش

‫- فان‌فتیه؟ ‫- خفه‌خون بگیر

‫الان دستتو باز می‌کنم

‫همینطوری لیس بزنم

‫باید می‌دونستم میای ‫باید می‌دونستم سروکله‌ت پیدا میشه

‫نه. الان نه

‫الان نه

‫برو بیرون

‫برو بیرون

‫حالت خوبه؟

‫معذرت می‌خوام

‫وقتی بچه بودم بهم تعرض شد

‫و من...

‫تابحال با کس دیگه‌ای ارضا نشدم

‫می‌خوام سعی کنم با تو ارضا بشم

‫واقعاً دلم می‌خواد امتحان کنم

‫اگر توام بخوای امتحانش کنی

‫آره

‫آره

‫نمی‌دونم چند بار می‌تونم بگم آره ‫بدون اینکه عجیب غریب بنظر بیام

‫حالا برو دم دیوار وایسا ‫و اون کون صورتی کوچولوتو نشونم بده

‫برو اون گوشه!

‫خبرهای خوبی دارم

‫اوهوم

‫بهش گفتم می‌خوام باهاش ارضا بشم

‫ممنون، ممنون ‫پس قراره امتحانش کنیم

‫و سونیا داره کمکم می‌کنه ‫و تکنیک‌های تنفس عمیق بهم یاد میده

‫برای همین حس و حال خیلی خوبی دارم

‫و فکر کنم سعی می‌کنم ‫تا کریسمس ارضا بشم

‫مثل فیلمای هالمارکی ‫(شبکه‌ای آمریکایی)

‫فیلم "مالی تو کریسمس ارضا میشه"

‫ممنون که گذاشتین ‫منم به این گروه ملحق بشم

‫می‌دونین من برای کریسمس چی می‌خوام؟

‫یه کلاه گیس کوفتی جدید ‫که باهاش شبیه بی آرتور نشم

‫آره والا. ای‌کاش بیمه پول ‫کلاه گیس‌هایی رو می‌داد

‫که جنسشون شبیه موهای سیاه‌پوست‌ها باشه

‫اینطوری منم ارضا می‌شدم

‫فکر کنم بابت این یکی ‫باید همه‌مون نفس عمیق بکشیم. یالا

‫و آروم باشین

‫میگما، بنظر دختر باحالی میای ‫ولی اینجا چیکار می‌کنی؟

‫کاری بهتر از این نداری ‫که با یه مشت سلیطه‌ی در حال مرگ بچرخی؟

‫- تیکه‌ی نیمه‌سنگینی بود، ولی... نه، ندارم ‫- آره

‫واقعاً ندارم

‫و بنظرم مناسب گروه هستم ‫چون بطور کلی آدم غمگینی هستم

‫خیلی خیلی غمگینم

‫چون من و دوست‌پسرم بهم زدیم ‫و علاوه بر اون...

‫کون لقش

‫نیکی بازیگر محشریه

‫دیگه نیستم، ولی... آره، نمی‌دونم والا

‫حداقل سرطان ندارم ‫چون ظاهراً خیلی ضدحاله

‫خیلی‌خب ‫ امروز یه کار جدیدی رو امتحان می‌کنیم

‫ازتون می‌خوام دفترچه‌هاتون رو در بیارین

‫قراره چیزی رو بنویسیم که ازش می‌ترسیم

‫- ایول ‫- یا تصویرش رو بکشین

‫و ازتون می‌خوام این هفته ‫روش کار کنین، باشه؟

‫شروع کنین

‫چی می‌نویسی؟

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫رفتارت عجیب شده ‫بهم نیاز داری

‫استیو منو برد پیش یه روان‌شناس

‫که گفت اگر بارها و بارها ‫داستان اتفاقی که برام افتاده رو تکرار کنم

‫باهاش کنار میام

‫ولی هیچوقت نمی‌خواستم ‫جلوی استیو در موردش صحبت کنم

‫پس داستانش رو به من بگو

‫خودت که داستانشو می‌دونی

‫آره، ولی هیچوقت ‫همه‌شو کامل یک‌جا نشنیدم

‫- نوشتمش ‫- اوهوم

‫می‌تونم برات بخونمش

‫"تابستونی که هفت سالم شد"

‫"دوست‌پسر جدید مادرم بهم تعرض کرد"

‫"پولدار بود"

‫"یه ساعت گرون‌قیمت داشت ‫که مامانم عاشقش بود"

‫"داشت ما رو می‌برد فلوریدا"

‫"برای همین شب قبل از سفر ‫خونه‌ی اون مونده بودیم"

‫"زیر بارون چمدون‌هامون رو بردیم داخل"

‫"مامانم آبمیوه‌ی پرتقال خواست"

‫"من توی چهارچوب در ‫بین پذیرایی که مامانم توش بود"

‫"و اتاق خواب، که طرف داشت با انگشتش ‫پودر رو توی نوشیدنیش هم می‌زد وایساده بودم"

‫"به مادرم چیزی نگفتم"

‫"چند دقیقه بعد، بیهوش شده بود"

‫"و بعدش دوست‌پسرش مجبورم کرد"

‫"باهاش بازی‌های سکسی دهانی ‫انجام بدم و بهم گفت دوستم داره. و..."

‫"فقط دلم می‌خواست برم"

‫"ولی لباس‌‌هام رو قایم کرده بود"

‫"برای همین یه برس پرت کردم سمتش ‫و با سرعت از اتاق‌خوابش رفتم بیرون"

‫"می‌خواستم برم خونه"

‫"رفتم مامانم رو پیدا کنم ‫با تمام زورم تکونش دادم"

‫"گفتم باید بریم"

‫"سه ثانیه بیدار شد و گفت: برو، من خوابم"

‫"بعدش برگشتم پیش دوست‌پسرش ‫و معذرت خواهی کردم که با برس زدمش"

‫خوابیدی؟ خیلی حوصله‌سربر بود؟

‫چی؟ نه. دارم گریه می‌کنم

‫آها

‫معلومه که دارم گریه می‌کنم

‫آره، این بیشتر با عقل جور در میاد

Dying for Sex subtitles in other languages

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left