Black Butler

Black Butler (黒執事)

تنزيل الترجمة Farsi/persian

الموسم 5

معلومات الإصدار

[Animworld] Kuroshitsuji S05E13 [Ali Sensei]
تعليق من Ali_Sensei
[AnimWorld] l [Ali_Sensei]

الوسوم

other
نشرت في: 2026-01-07
تنزيلات: 20
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi/persian

أول 140 سطر.

‫دنیای انیمه تقدیم میکند

‫زیرنویس های بیشتر در awsub@

‫Black Butler

‫Emerald Witch Arc

‫من برگشتم.

‫بانوووی من؟!!

‫موهاتون چی شدن؟

‫از این به بعد دیگه خانمی نیست که ازم مراقبت کنه ‫برای همین خواستم یه شروع تازه داشته باشم.

‫خب؟ بهم میاد؟

‫آره نیاد.

‫منظورش "آره میاده."

‫اونهمه آماده‌سازی هیچ و پوچ شد.

‫این مدل آلیس لیدل حسابی ‫بین دخترای لندن مد شده.

‫مدل مو و سبک زندگی زن‌ها ‫باید آزادانه‌تر باشه.

‫همونطور که چندبار بهت گفتم ‫ما اولویتمون باکلاس و شیک بودنه نه "مد روز".

‫تو هنوز اینجایی آقای لجباز؟

‫خب، الان که دیگه نمیشه کاریش کرد. ‫برگردیم به عمارت، سرورم؟

‫بعد تموم شدن دوخت لباس میبینمتون!

‫همگی خوش اومدین.

‫شییِل!

‫رفته بودی آلمان مسافرت؟

‫چرا منو دعوت نکردی؟!

‫و یه خانوم صیغه‌ای هم با خودت آوردی، ای آدم آب زیرکاه.

‫همم، مدلش با لیزی فرق میکنه.

‫صیغه‌ای؟

‫پس دنبال همچین چیزی بودی.

‫نبودم!

‫خب، مهمون‌های شییل مهمون من هم هستن.

‫برای امشب تدارک یه جشن ببین، اگنی.

‫چشم.

‫حتما حسابی خسته شدین.

‫چای عصرانه رو الساعه میارم خدمتتون.

‫چای امروز چای ویکنز ارل گری هست.

‫همراه با کیک بادام و پرتقال ‫و تارت تمشک.

‫همه‌شون خوشمزه بنظر میان.

‫بریم که بخور‌ـــ

‫صبر کن.

‫آی!

‫سالیوان-ساما، آموزشتون برای صرف چای ‫با ملکه به طور رسمی شروع شد.

‫ما از کلمات غیر رسمی‌ای مثل "خوشمزه" استفاده نمیکنیم.

‫با دست خالی شیرینی برنمیداریم.

‫و به هیچ وجه تا وقتی بهمون تعارف نشده ‫سمت کیک نمیریم.

‫چی؟!

‫از الان به بعد، به مدت یک هفته تحت آموزش قرار میگیرید ‫تا تبدیل به یک بانوی شایسته بشید.

‫با آداب چای خوری شروع میکنیم.

‫تا وقتی توی این آداب ماهر نشید ‫خبری از کیک نیست.

‫ن-نه نبرش!

‫هوی! داری کاری میکنی بانوی جوان گریه کنه! یه کیک‌ـــ

‫وولفرام.

‫چیه؟

‫لطفا به انگلیسی شکایتت رو بگو.

‫اگه اینکارو کنی با کمال میل گوش میدم.

‫کلمات... دیکشنری...

‫شییل، یه چیزی بهش بگو.

‫آره راست میگه! ترسناک شده ‫و منم دلم برای این دختر میسوزه!

‫اگه لوست کنم هیچوقت پیشرفت نمیکنی.

‫تلاشت رو بکن.

‫موقع سوپ خوردن صدایی در نمیاریم.

‫اون لقمه بزرگه. بیشتر با نزاکت باشید.

‫یکی دیگه لطفا!

‫خانم‌ها نمیتونن درخواست ‫یک پرس غذای اضافه کنن.

‫انجامش نده اگنی-سان.

‫فردا میخوام‌ــــ ‫نه، ترجیح میدم گوشت خوک بخورم.

‫بعنوان مهمان لطفا در مورد منو نظر ندید.

‫و فردا هم طرز خوردن ماهی رو یاد میگیرین.

‫هوی تو! بانوی جوان ـــــ

‫به انگلیسی، لطفا.

‫الان از اونموقع که توی روستا بودم ‫قوانین بیشتری هست.

‫اگه دوست داری میتونی برگردی همونجا.

‫اینجوری با دوستات صحبت میکنی؟

‫نکنه قلبت از سنگه؟

‫نه عضله‌ست.

‫بیخیال! دیگه از تو کمک نمیخوام.

‫عالیه.

‫چی شد؟ مگه نگفتی دیگه از من کمک نمیخوای؟

‫اوه، تویی.

‫چیزی نمیشه اگه یکم به حرفاش گوش بدید، ارباب.

‫به غرغرهای الکیش؟

‫مسئولیت اون با توئه.

‫من سرم با کارهایی که موقع نبودنمون ‫روی هم تلنبار شده مشغوله.

‫اینجوریه پس، سرورم؟

‫آره.

‫باید با احترام کامل به علیاحضرت سلام کنید.

‫وولفرام، تو هواشو داشته باش.

‫از پسش بر میاید!

‫چانه‌تون رو به عقب ببرید ‫و بدون نشون دادن دندان‌هاتون لبخند بزنید.

‫عصلتون بخیل سلورم.

‫خب، خوب بود.

‫هرچند طرز بیانتون هنوز کار داره.

‫یه فکری دارم.

‫این شیه؟

‫این وسیله برای اینه که ‫زبونتون رو موقع تمرین ببینید.

‫به دقت توی آینه نگاه کنید.

‫وقتی درش ماهر شدید میتونیم بریم به صرف چای.

‫نوک زبونت بچسبه به سقف دهان.

‫زبونت رو بیشتر خم کن.

‫بانوی من؟

‫بانوی من؟

‫بالوی مل؟

‫این چیه دیگه؟

‫اوی!

‫ب-ببخشید. حالت خوبه؟

‫اون چه مرگشه؟

‫ اون دهن معصوم و پاک منو باز کرد!

‫میخواد چی بذاره داخلش مگه؟!

‫جان؟

‫شییل! شنیدم از خارج برگشتی، ‫اومدم بهت سرــــ

‫میدونم از دور چطور بنظر میرسه، ‫ولی گوش کن لیزی‌ــــ

‫پس منظورت از "کاری" که توی آلمان داشتی این بود؟

‫عذر میخوام بانوی من. ‫ولی یه دلیل موجهی برای این اتفاق هست.

‫اوه، پس جریان این بوده.

‫زود قضاوت کردم. ‫شرمنده شدم.

‫نزدیک بود شییل رو تنبیه کنم.

‫ببخشید.

‫نه خواهش.

‫وقتی جلوی تانک بودم کمتر خطر مرگ رو حس میکردم.

‫ولی شییل...

‫خیلی بی‌رحمی که میذاری دوستت ‫همچین درس‌های سختی رو تنهایی بگذرونه.

‫چی؟

‫طبق معمول هیچی از احساسات دخترا نمیفهمی.

‫برای همچین درس‌های سختی اگه ‫همدیگه رو تشویق کنیم میتونن باحال هم باشن.

‫و-واقعا؟

‫فهمیدم! چرا امروز همه با همدیگه انجامشون ندیم؟

‫فکر خیلی خوبیه!

‫چی؟

‫من چرا باید اینکارو کنم؟ ‫آداب معاشرت برای هر فرد و جنسیت فرق میکنه وــــ

‫این کاریه که برای دوستامون انجام میدیم.

‫تو خیلی خوش‌شانسی! همه‌ی دخترای انگلیس آرزوشونه ‫به مراسم دراوینگ روم ملکه دعوت بشن.

‫بیا با هدیگه حسابی تلاش کنیم و ‫دوتا بانوی شایسته بشیم.

‫ب-باشه.

‫میتونی منو لیزی صدا کنی.

‫منم میتونم سالی-چان صدات کنم؟

‫آ-آره.

‫خب، حالا که این مسئله حل شد...

‫وقت یادگیریه!

‫هورا!

‫شییل، برازنده‌تر و نازتر انجامش بده.

‫چجوری باید اینکارو بکنم؟

‫سرورم، یادمه قبل از بازدید از ‫املاک وایکانت توی این کار ماهر شده بودین.

‫اوی! اون‌ــــ

More Farsi/persian subtitles for Black Butler

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left