Black Butler

Black Butler (黒執事)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 5

معلومات الإصدار

[Animworld] Kuroshitsuji S05E07 [Ali Sensei]
تعليق من Ali_Sensei
[AnimWorld] l [Ali_Sensei]

الوسوم

other
نشرت في: 2025-05-19
تنزيلات: 34
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 102 سطر.

‫ایست! ورود به این منطقه برای شهروندان ممنوعه.

‫الان به من گفتی شهروند؟

‫خیلی عذر میخوام قربان!

‫ماموریت من محرمانه‌ست. در این مورد به کسی چیزی نگو.

‫بله قربان!

‫از دست اینا. چرا اون خانواده اینقدر ‫مردم رو به زحمت میندازه؟

‫این باید خودش باشه.

‫یا خدا!

‫خودش رو درگیر این کرده؟

‫تیکه آخرش جور در نمیاد. ‫چیکار باید کنم؟

‫وقتی طلسم نهایی رو تکمیل کنم، ‫خشم گرگینه‌ها هم تموم میشه.

‫بعدش دیگه روستا امن میشه،

‫و اونا میتونن باز بهمون سر بزنن.

‫سرورم، وقت خواب‌ــــ

‫وولف.

‫چیزی که برای انجام وظیفه‌م نیاز داشتم رو آماده کردم.

‫دنیای انیمه تقدیم میکند

مترجم: Ali_Sensei

‫زیرنویس های بیشتر در awsub@

‫Black Butler

‫Emerald Witch Arc

‫"باعث خرسندیم میشه اگه جادوگر کوچولو ‫برای صرف چای نزد من بیاد."

‫یه جوری میگه اینگار کار راحتیه.

‫خودخواهیشون هم درست همونجوریه که ‫شایسته‌ی یه ملکه‌ست.

‫تا طلوع فردا زمان زیادی نمونده.

‫مقدمات رفتن رو آماده کنید. ‫دستورات دیگه رو بعدا بهتون میدم.

‫بله قربان!

‫سباستین، کمکم کن لباسم بپوشم.

‫و درمورد اطلاعاتی که کسب کردی ‫جزئییات بیشتری بهم بگو.

‫چشم.

‫و یه چیز دیگه.

‫یه چای صبحگاهی‌ای برام بیار ‫که به خوبی سرحالم بیاره.

‫بله، سرورم.

‫بعنوان یکی از نوادگان جادوگر زمرد،

‫هم اکنون قراردادی که مدت ها پیش ‫بسته شده بود را کامل میکنم.

‫گرگینه‌ها، طلسم نهایی را مشاهده کنید!

‫بیدار شدید؟

‫وولف.

‫یادمه... طلسم نهایی رو تموم کردم ‫و بعد از پا افتادم...

‫بله.

‫واقعا خسته نباشین، سرورم.

‫لطفا لباس‌های خوابتون رو بپوشین.

‫باز قیافه‌ت اونجوری کردی.

‫روزی که به مقام جادوگر زمرد رسیدم رو یادت میاد؟

‫مگه میشه فراموشش کنم.

‫اوقات تلخی نکن دیگه. ‫من به این پاها افتخار میکنم.

‫اونا ثابت میکنن من از نسل جادوگر زمردم.

‫خوشحالم که امروز یکی از وظایف ‫جادوگر زمرد رو به سرانجام رسوندم.

‫چهره‌ی کسی که منُ به دنیا آورد رو یادم نمیاد،

‫ولی امیدوارم اونم خوشحال شده باشه.

‫معلومه که شده.

‫همگی بهتون افتخار میکنن.

‫ولی حالا که طلسم رو تکمیل کردم، ‫بنظرت ماموریت بعدیم چی میتونه باشه؟

‫خ-خب...

‫آها فهمیدم! جنگل ر ترک میکنم ‫و کلی چیزای جدید یاد میگیرم!

‫بعد میتونم به روستا کمک‌ـــ

‫نمیشه!

‫چی؟

‫شما جادوگر زمردین و منم خدمتکارتونم.

‫قوانینمون ما رو از ترک وولفشلخت منع میکنن.

‫روز طولانی‌ای داشتید و خسته شدید. ‫لطفا برید بخوابید.

‫لباس خوابتون رو میارم براتون.

‫باشه. میخوابم.

‫چخبره؟

‫عصر بخیر سالیوان-ساما.

‫ش-شما چجوری اومدید این بالا؟

‫اگه بیفتید میمیرید!

‫کجاش عجیبه؟

‫مگه خودت جادوگری نیستی که ‫میتونه روی دسته جارو پرواز کنه؟

‫ش-شییل، عقلت برگشته سر جاش؟

‫آره. به لطف تو.

‫میخواستم قبل از رفتن ازت تشکر کنم.

‫نیازی به تشکرـــ

‫که اینطور.

‫میخوای با برپایی یه ضیافت روی بدنت ‫ازم به صورت فیزیکی تشکر کنی، آره؟

‫جالب شد.

‫نه!

‫راستش میخواستیم چیزی که ‫بیشتر از همه خواهانش بودید رو بهتون بدیم.

‫چیزی که بیشتر از همه چی میخوام؟

‫دیدن دنیای بیرون، بانوی من.

‫دنیای بیرون؟

‫بله. میتونید به دانش و تجربیاتی دست پیدا کنید ‫که اینجا هرگز بهشون نخواهید رسید.

‫نظرتون چیه؟

‫و-ولی من جادوگر زمردم، ‫و قوانین روستا میگه...

‫که اینطور.

‫خیلی خب پس. شرمنده که ‫همچین پیشنهاد نامناسبی دادم.

‫بعد از اینکه ما رفتیم پنجره‌ها رو ببند و برگرد به خوابت.

‫ما هم مثل رویا بودیم. ‫قبل از طلوع رفتیم.

‫ممنون، دوست من. خداحافظ.

‫ب-باهاتون میام.

‫میخوام چیزای بیشتری بدونم!

‫در این صورت بانوی جوان، ‫لطفا لباس‌هاتون رو عوض کنید.

‫یک دختر جوان برای برداشتن اولین قدم‌هاش ‫در دنیای جدید، باید لباس مناسبی بپوشه.

‫دست‌هاتون، لطفا.

‫ما در دنیای ناشناخته همراهیتون میکنیم.

‫میگم، کجا داریم میریم؟

‫این پله ها که به دنیای بیرون نمیرن. ‫داریم میریم به عمق قلعه زمرد.

‫دنیای بیرون هم جلوتره.

‫نگو شما رفتید به‌ـــ

‫اگه بلند صحبت کنید، ‫گرگینه‌ها متوجهمون میشن.

‫این یه دایره‌ی جادوییه؟

‫تکمیل این دایره‌ی جادویی باید وظیفه‌ی ‫جادوگر زمرد باشه، درسته؟

More Farsi Persian subtitles for Black Butler

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left