أول 200 سطر.
.بايد تندتر بري "جان"، داره مي ميره
.گندش بزنن، دو دقيقه مونده برسيم
.تقريبا ضربان نداره - !يالا، جناب، يالا، يالا، يالا -
.هي، فکر کنم مي خواد يه چيزي بگه
!داره زور مي زنه يه چيزي بگه - .ريتمش نامنظم شده، بايد بهش شوک بديم -
.نه، نه، نه - .داره زور مي زنه... داره زور مي زنه يه چيزي بگه -
!چيه جناب؟ يالا، جناب - ."براي شوک آماده ايم، "براي -
چيه؟
!"براي"
.آماده
.آماده
.آماده
.گندش بزنن
.واضح گفت: به "کاترين" بگيد دوستش دارم
.من که شنيدم گفت: کاتتر شکسته
.کاتتر؟ عمرا اگه گفته باشه
.من کنار خودت نشسته بودم - تو چي شنيدي؟ -
.پوکر کاتوليک
حالا اين يعني چي چي؟
!شايد يه کشيشه بهش نظر داشته
."مردم وقتي حالشون خرابه، دري وري هاي عجيبي ميگن "برايان
،يه داداش گنده ـه يه ماه پيش به تور ما خورد
.همون قضيه، سکته ي قلبي، 52 سالش بود
،هيکلي ساخته بودا
،بوکسور سابق سنگين وزن .گردنش اندازه گردن فيل بود
.گفت که برم نزديکش، منم خم شدم
مي دوني چي گفت؟
!"هانا مونتانا"
،يه پيرزن رو تابستون پارسال داشتيم
.نود و شش ساله، مادربزرگ خيلي خوبي بود
،سفيد پوست، يهودي، از باقي مونده هاي آشويتز
مي دوني جمله ي آخرش چي بود؟
!سالسا
.من که اميدوارم حرف آخرم "خوشحال" باشه
،من اميدوارم حرف آخرم: اين بهترين دهني عمرم بود
.ازت ممنونم "نيل پاتريک هريس"، باشه
.حلقه ي ازدواج دستش بود
.من به زنش اين لطفُ بدهکارم
...که آخرين کلماتي که با نفس هاي آخرش
،توي اين زمين خاکي گفته
.مربوط به اين بوده که ادوستش داشته
...برايان"، ما هنوز به اين توافق نرسيديم"
.که اون کلمه ي "کاترين" رو به کار برده
...و حتي اگر هم گفته باشه، ممکنه که داشته
.در مورد کامرو يا کيرش صحبت مي کرده
کي اسم کيرش رو "کاترين" مي ذاره؟
!يارويي که کامرو مي رونه - .خيلي خب -
."متاسفم، خانم "هريس
.ما هرکاري مي تونستيم انجام داديم
.اوه
.هريس"، اين زنشه"
.اين "کاترينِ"، زنه مَرده
.برايان" دخالت نکن"
.برايان" ما گاهي زندگي ها رو نجات مي ديم"
.گاهي هم موفق نمي شيم
...اما ما حدود رو وقتي که مربوط به
.خانواده ي عزادار مي شه، نگه مي داريم
.اون عاشقش بوده، منم اينو بهش بدهکارم
.اينم وظيفه ي اخلاقي منه
...من... سعي کردم که آقاي "هريس" رو نجات بدم و من
.اون يه سري حرفاي مهم بريده بريده براي خانمش داره
.اوه، خداي من - .آره -
.خيلي تکان دهنده بود
...اون گفت: به کَ
.هگنس بگيد من سلام مي رسونم
کَهَگنس"؟"
.مشکل گلو پيدا کرده بود
.مثل همين گلو گرفتگي خودمون
.کَهَگنس"، مشکل خيلي عادي ايه"
.اوه
خوب، چرا فقط گفته سلام برسون؟
...خانم، احيانا... احيانا همسر شما
کامرو مي روند؟
.متاسفم خانم، اون جديد اومده
...چيزي که اون گفت اين بود که
.به "اگنس" بگيد دوستش دارم
.ارزش يک عمر زندگي رو داشت
.و بعدش لبخند زد - .و از دنيا رفت -
.اوه، خداي من
.اين خيلي زيباست
.بله، زيبا بود
.بابت از دست رفته تون متاسفيم
.ما بايد بريم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
آژير قسمت چهارم: کلمات آخر مشهور !ترجمه اين سريال حاوي محتواي سني بزرگسال مي باشد
.من دروغ نمي گم
.من بر اساس يک قطب نماي اخلاقي زندگي مي کنم
مگه شما پسرا اينکارو نمي کنيد؟
،نه، من قطب نماي اخلاقي ندارم
من موقعيت ياب اخلاقي دارم، گرفتي؟
...که تقريبا سه راه رو در تمام
:موقعيت هاي پيش اومده پيشنهاد مي کنه
...دروغ مشتي، دروغ مصلحتي
،راه طولاني و تنهاي راستگويي و درستکاري
.که از همه ي راه ها فاکتور مي گيره
.و معمولا هم با فجاعت تمام، ختم مي شه
.واسه ي همين هم هست که من بندرت انتخابش مي کنم
.من که کيرم راهنما ـمه - ...که فعلا هم فقط -
."يه سمت رو نشون ميده: "تريسا
.باعث شدي راهنما ـم کمتر باحال به نظر بياد
.بنظرم بايد رد اين "کاترين" خانومَ رو بزنيم
.کير من مي گه بايد رد ناهار رو بزنيم
."اون عشق زندگيش بوده "جاني
.نه، زنش بود. ما همينو الان بهش گفتيم
مي خواي چيکار کني؟ بري دنبال هرچي "کاترينِ" توي شيکاگو بگردي؟
اينا به کنار، کاترين رو با "سي" مي نويسن يا با "کي"؟
.و مي دوني که دختر سياها اين بيرون با "کيو" تلفظش مي کنن
.اوه، ما عاشق لهجمونيم
البته بجز توي کوانزا
...من نمي دونم چجوري
.توي اين قضيه ي اشتباه کرديم
...وُوا، وُوا، وُوا
.فکر کنم امروز غذاي مکزيکي مي گيريم
...مي دوني چي بيشتر از
قطب نماي اخلاقي "برايان" اذيتم مي کنه؟
...اينکه کير "جاني" مي دونه کجا بره
تا بهترين "کارنيتاس" ـي شهر رو بخره؟
.اينا معرکن
.ممنونم، عالي جناب
.حالا باعث شدي خيلي معذب بشه
...اوه، نه، نه، نه، اين مُرده
..."منو ياد يه چيزي انداخت "جاني ...و من منظورم از مُرده
.پدرته که توي ماشين جون داد
.و تو هم در موردش بي خيال به نظر مياي
در مورد چي حرف مي زني؟
.مرد بزرگ ايرلندي
.شصت و پنج سالشه
.وايسا ببنيم - .موهاي سفيد، چشم هاي آبي -
.اوه، خداي من
.حتي همون بوي ادکلن قديمي رو مي داد
.بوي مردونه ـس
.گندش بزنن، اين معرکس
چي معرکس؟
...آم، بابام مادرم رو بخاطر
.يه رقاصه که اسمش "کوکو" بود، تو 13 سالگيم ول کرد
،اين حقيقت که همزادش
...جلوي من به خاک افتاد
،و حتي آب تو دلم تکون نخورد
.معنيش اينکه اون کاملا از زندگيم بيرون رفته
،مَرده هم قيافش، هم بوش
.حتي لباس پوشيدنش شبيه بابام بود
.و من حتي متوجه نشدم
.مثل اينکه طرف انگار نه انگار که وجود داره
.بزن قدش، دادا
...آخرين باري که تو با پدرت
صحبت کردي کي بود "جان"؟
.هاا، يادم نمياد
.هفت سال "جان"، من نشون کردم
.هفت سال
."واو، بزن قدش، "برايان
."اين خيلي مسخرس "جاني - چي؟ -
،اگر اوني که امروز مُرد بابات بود
...تو کيلومتر ها باهاش
.مشکلات حل نشده داشتي
،و اين هميشه آزارت ميداد... و من رو
...به عنوان کسي که بايد به غُرغُر هاي توي کوني
.تا آخرت عمرت گوش کنه - .من که فکر نمي کنم -
.اين ناراحت کنندس، اين واقعا ناراحت کنندس
.انگاري که يکي از فيلم هاي افسرده کننده ي "گاس ون سنت" ـه
.وقتي که مي تونه يه ساخته ي ويژه ي "راب لاو هالمرک" باشه
راب لاو"؟"
شما پسرا هيچوقت "کفش هاي کريسمس" رو نديديد؟
.اوه، خداي من، خيلي خوبه
.بعضي وقتا حتي توي تابستون هم نگاش مي کنم
.تو بايد بهش زنگ بزني، جان
.نمي دونم چجوري مي تونم پيداش کنم - .من مطمئنم که مادرت مي تونه -
تو چجوري مي توني از پدر خودت متنفر باشي؟
.من ازش متنفر نيستم....دوستش ندارم
.نسبت بهش هيچ احساسي ندارم
...کسشعره، تو همه ي عصبانيت
...و خشمت نسبت بهش رو
.يه مغلمه اي از مشکلات مربوط به تعهد تبديل کردي
.که به رابطه ي تو و "تريسا" گند ميزنه
.بسه ديگه - ....قطب نماي آويزونت -
مي دونه که "تريسا" آتيشي ترين دختريه که .تو تاحالا باهاش بودي
...اما ترسِ ـت در مورد پدرت
.مخ گنده ي ايرلنديت رو خراب کرده
،براي اولين بار در تاريخ بشريت
.کير مَرده از خودش باهوش تره
.به بابات نگاه کن و با احساساتت مواجه شو
.مي دوني چيه "هنک"؟ تو راست ميگي
.کاملا حق با تو ـه
،بايد برم سراغش
،تا ازش تشکر کنم
،"چون که ول کردن من و مامانم بخاطر "کوکو
.بهترين چيزي بود که تابحال براي من اتفاق افتاده بود
،ما به هم مثل دو تا انگشت يک دست چسبيده بوديم
،منظورم اينکه يه سري ناسازگاري هم بود
...مثل اينکه من هيچ وقت اجازه نداشتم
،توي خونه کورن فلکس "کوکو پافس" بخورم
...اما اين قضيه رو
.مامانم با ياد دادن اصطاح صورت به من جبران کرد
،و آموزش رانندگي
.و همين طور چجوري توپ بيسبال رو پرت کنم
.منظورم اينکه، ما هميشه با هم بوديم
...مي دوني چه حالي داره که مامانت
تو رو براي تماشاي بازي "بالز" ها ببره؟
.نه، تو نمي دوني
...شرط مي بندم که هيچ وقت به بازي "بيرز" ها
با مادرت نرفتي،و اون مجبورت نکرده .که دستکش دستت کني
No comments yet. Be the first to leave one.