The first 200 lines.
خوب، تو با کسی توی بیمارستان قرار می ذاری؟
کدوم بیمارستان؟
تو با آدمای بیشتر از یه بیمارستان قرار می ذاری؟
.من با چندین نفر توی چندتا بیمارستان قرار می ذارم
چجوری اینکارو می کنی؟
.وقت زیادی رو توی بیمارستان می گذرونم، مرد
- شماها از قضیه ی همدیگه خبر دارید؟ .- البته، من بی قیدم، دروغگو نیستم
هی، شما پسرا لازمه اون .صندوق نامه ها رو خالی کنید
.بدجوری پر شده، بهم ریخته
."هنک"، توی قسمتت یه مجله "جت" ـه اعلام
.با یه "اپرا" ی لاغر مردنی روش اعلام
.اون از دهه ی 90 به بعد لاغر نبوده
.من مجله ی "جت" نمی گیرم
،منم "اوپرا" ی لاغر مردنی نمی گیرم .از غبغبش خوشم میاد
!یالا، تمیزشون کنید الان
.عالی میشه اگر اینکارو زودتر انجام بدید
اونقدر زیاد شده که دیگه .نمیشه شمردشون
...65، 66، 67
."67تا نامه توی جعبه نامه ـت، "هنری
.خیلی خب بابا، دختر
.ببینی، ببین، ببین، ببین
.پس این... انجام شد
هی، خوشحال شدی؟
."خیلی خب، این خوبه، ممنونم "هنری
.به، اینو نگاه کن
.فانتزیه
،شخصی و دست نویس ""هنری سینت کلیر
.خطاطی شده
.آره
.- یکی ازدواج کرده - کی؟
.اوه، یکی که آدرس این خونه ام رو نداره
.یا شماره تلفنم رو
.یکی که با اون شاگرد شوفر بهم خیانت کرد
.یکی که کلا برام هیچ اهمیتی نداره
."جف سر آشپز"، گندش بزنن
داره با شاگرد شوفره ازدواج می کنه؟
.نه، داره با "الخاندرو" ازدواج می کنه
اوه، خدای من، داره با برادرت ازدواج می کنه؟
.نه
...پسر عموت؟ این خیلی
...اوه، خدا
"برایان" می تونی توی انبار تدارکات بهم یه کمک بدی؟
.من یه جورایی می خوام اینجا باشم
.تا "هنک" رو حمایت عاطفی کنم
."برایان"، انبار تدارکات، الان
،اگر دلداریت میده ...بنظرم چشم های تو
.خیلی از اون "الخاندرو" قشنگ تره
،و صندوق پستیت هم خالیه .همین دیگه
،ببین، می دونم الان حس بدی داره
.اما اینم می گذره
.- بلا - چیه؟
- میشه "پسر" صدات کنم؟ .- نه
.خوب، بهرحال اینکارو می کنم
.چون این از اون صحبت های پدر و پسری ـه
...پسر، این یارو "ال چی چی" صورتش
،شاید شبیه تو باشه
،اما هر خری که باشه .اون چیزایی که تو گرفتی رو نداره
که هست؟
.آزادیت رو
"تو اگر بخوای، می تونی با همه ی پسرای "پسرستان .قرار بذاری (پسرستان: محله ای که در آن همجسنگرایان زیاد هستند)
تو خسته میشی ولی میتونی .اینکارو بکنی
...این صحبت مهم تکون دهنده ی
پدر و پسری بود؟
خدا لعنتش کنه، من تو این .چیزا تازه واردم
.و من هنوز حرفم رو تموم نکردم
،این داره نشون میده تو چقدر عالی هستی
...و این سر آشپز احمق داره با
.کسی که قیافش عین تو ـه ازدواج میکنه
...منظورم اینکه اونقدر عند جنسی که
...اون رفته و برای خودش
.یه کپی از "هنک سینت کلیر" پیدا کرده
- چطور بود؟ .- بد نبود
می دونی چیه، "کش"؟ .تو راست میگی
.حالا تو می تونی بهم بابا بگی
"جف" داره با یه ورژن پایین تر .من ازدواج میکنه
.یا بابا بزرگ
"و یادت میاد که "جف چقدر میتونه پر مدعا باشه؟
.با آشپزی تلفیقی فرانسویش
.و اون اپرای شر و ور آسیایی آشغال
میدونی چیه، "جف" و اون شوهر ...تقلبی خرش
قراره از اون دسته زوج های اعصاب خوردکن ...بشن که
6تا بچه از کشور های مختلف به فرزندی ...قبول می کنن و
"اسمای گهی مثل "برایس" و "ترستین .روشون میذارن
.توی "کنیا" به پدر "بابا" میگن (!ما هم از بابا استفاده می کنیم)
.بابا بزرگ
.امتحانش کن
.کردم، تو دهن نمی چرخید
.هی
حدس بزن همین الان از کی دعوت نامه ی عروسی گرفتم؟
:اوه، بذار حدس بزنم
...هم اتاقی دانشگاهت که با
بهترین دوستم "هنک" رو هم ریخت و بعد بهش خیانت کرد؟
قلبش رو شکوند و اساسا تابستون پارسال رو خراب کرد؟
- تو هم دعوت شدی؟ .- نه هنک شده
.گندش بزنن، همون چیزی بود که ازش می ترسیدم
منظورم اینکه، اساسا داره .با هنک ازدواج می کنه
.اگر هنک اسم قشنگ تری داشت
.- می دونم - رو به راهه؟
،منظورم اینکه اگر عروسی این هفته اس
چقدر این نخ نماست؟
.بدجور داغونه، پسر
.به متن دعوتش نگاه کن
واقعا، جنده، خطاطی؟
.آشغالا حتی لبه های کاغذ رو هم نگرفتن
.- به این نگاه کن .- بگیر نگیر داره
.به هر طرفی ممکنه بره
،هی، بهم یه لطفی کن
،اگر یه روزی واقعا بهم زدیم
،و تو با کپی من آشنا شدی و باهاش ازدواج کردی
منو به عروسی دعوت می کنی؟ .می خوام خودم رو توی لباس رسمی ببینم
...هیچ راهی نداره که 50 دلار برای
.استیک ناهاری که قراره بخوری، حروم کنم
.من مرغ سفارش میدم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
Shepherd ترجمه از: امين
آژير قسمت هفتم: تا "جف" ما را از هم جدا کند !ترجمه اين سريال حاوي محتواي سني بزرگسال مي باشد («اشاره به جمله ی: «باشد که تا مرگ ما را از هم جدا کند)
...من حتی نمی فهمم
.چرا مردای گِی می خوان که ازدواج کنن
منظورم اینکه، قدیما اوضاع .رو به راهی داشتیم
،رقصیدن، نوشیدن، کردن
.خرید کردن، خوردن، کردن یکی دیگه
،"نوشیدن، رقصیدن، رفتن به کنسرت "مدونا
،"کردن یه رقاص پشتیبان "مدونا
،نه بچه ای، نه حلقه ای، نه طلاقی
.همه چی عالی بود
غیر از اون مورد "مدونا"، بنظر خیلی .خوب میاد
،بالاتر از همه ی اینا .من این جنگ رو بردم
جنده داره با یه داداش که .قیافش عین منه، ازدواج می کنه
کی اینجا کی رو از دست داده؟
- درست نمیگم؟ .- چرا
،تو خوشگلی
،و من برخلاف همکارت که اینجاست
.رقاص خوبی هستی
.یه مرد آزاد
"- تو عند جنسی "هنک .- آره
.می دونی چیه، تو راست میگی
،من تیکه ی لعنتی شهرم
...و من این کون تمیز رو به
.بهترین جای بلند کردن می برم
.بار گی ها تو پایین خیابون
."آره، بهش میگن "بیمارستان
."دانی" یه دکتر بانمک "پورتریکو" ـیی
.ساعت 11 کارش تموم میشه
.و من امشب مریض خودم می کنمش
.- یا بالعکس .- خوبه (!همون دکتر بازی خودمون)
...و شماها از عروسی با یه
.گزارش کامل از "الخاندرو" بر می گردید
،که شرط می بندم بدجوری اواخواهریه
.یه ورژن زن صفت از من
.فعلا
.هی، تو نمی تونی به اون عروسی بری
.دلش ناراضیه
.می دونم، من می مونم و می پائمش
،اما برای همین تو باید بری
و با یه گزارش از شخصیت ."الخاندرو" برگردی
،یه رقاص افتضاح با نیم متر قد
.که اساسا یه تیکه با کیره
.خیلی خب
هی، تریسا، اگر یه نفر اضافه برای ...عرویس لازم داشتی
.من خوشحال میشم باهات بیام
.حالا هر چی
از نظر تو اشکالی نداره؟
.آره، البته
شماها قرار میذارید؟
!نه
.برایان عاشق عروسیه
.من اونا رو بررسی می کنم
.- همه ی فیلماش رو می بینم .- همه اش رو
تنها مشکل من با فیلم "چهار عروسی ... و یک ختم" این بود که
"بهش "پنج عروسی و هیچ ختم .نمیگن
بعلاوه من می دونم چجوری باید .رقص یورتمه کرد
.خب، این قراره یه عروسی گی توپ باشه
...می دونی، اونا قرار نیست برقصن تا
.مشروبشون تموم شه
.در حقیقت، بهش "پوکا" میگن (پوکا: نوعی رقص لهستانی)
.اما من اونم بلدم
.خوب، پس مشکلی نیست
.من واقعا جونش رو دارم
.- می تونم تمام شب برقصم .- چه باحال
.من بیمه ی رقصت میشم
!نه، واقعا مجبورت می کنه چیزی رو امضا کنی
.- می کنم .- واقعا تهدید آمیزه
- چشم پوشی از حقوق؟ .- فقط برای امنیت دوتامون
خوب، دیشب چطور بود؟
!- معرکه .خوبه -
"دکتر یه خالکوبی پرچم "پرتریکو .روی باسنش داشت
،جایی که ما داشتیم میرفتیم ...انتظار داشتم که
بیدار شیم تا "پرتریکو" رو آخرای .ساحل "نیو جرسی" پیدا کنیم
.خب، خوشحالم که حالت خوبه
.از این بهتر نبودم
.از این بهتر نبودم
اسم اون یارو که "جف" داره باهاش ازدواج میکنه چی بود، دوباره؟
""الخاندرو
""الخاندرو
،شنبه، تو و من داداش
دو تا صندلی قسمت جلو، بازی ."بلک هاوکس" و "برونز"
آره، خیلی از رفتن به یه عروسی احمقانه .بهتره
همون روز عروسیه؟
.اوه، خبر نداشتم
.واو، من چقدر سطحی ام
No comments yet. Be the first to leave one.