The first 200 lines.
آقا، آقا؟
!اینجایی
.بهوشه
آقا، صدای منو می شنوید؟
- تو یه فرشته ای؟ .- نه
- شیطونی؟ .- نه
!پس یه کیسه کیر بخور
،خوب، این محبتتون رو می رسونه، آقا
.اما ما اجازه نداریم انعام قبول کنیم
فقط در گاراژ رو ببندید و بذارید کاری رو .که شروع کردم تموم کنم
خوب، این مهم نیست، تو نورگیر رو .باز گذاشته بودی
.نتونستم دکمه ـش رو پیدا کنم
خوب، عزیزم چقدر تلاش کردی عزیزم؟
من دارم بهش نگاه می کنم، ما .نارنجیش کردیم
!- مامان ،- دفعه ی قبلی
،تلاش کرد که خودشو دار بزنه ،طناب رو زیادی طولانی گره زده
از میز پرید پایین، جفت قوزک هاش رو .شکست
.همسایه ها آویزون اونجا پیداش کردن
!مامان، خفه شو
.با مامانت اینجوری حرف نزن
دخالت نکن، میشه، "لری"؟
،و اگه می خوای واقعا خودکشی کنی
تو دو بلوک اونطرف تر از مرکز آمبولانس .اینکارو نمی کردی
.جای خودت رو بگیر .نه یه جایی نزدیک مرکز آمبولانس
.بدجور مسخره بازی شده دیگه
.حالا تمام خونه قراره بوی دود اگزوز بده
...- آقا .- و تو شلنگ خوب آبیاریم رو خراب کردی
!واسه ی همین "خرزه هندی" ـیام خراب می شن
!- آقا - بله؟
.هیچی
قرار بود بیای بیرون ماشین لعنتی رو .تمیز کنی
بچه ی فلان شده توی زندگیش حتی یه کارم !تموم نکرده
فکر می کنید برای ناهار می تونه بیاد خونه؟
.می خوام بدونم چقدر گوشت باز کنم
حداقل بچه های من مدام سعی نمی کنن !خودشون رو بکشن
."بخاطر اینکه اونا علف میفروشن، "لری
.راستش جنسشون هم خوبه
- آره؟ .- درسته
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
Shepherd ترجمه از: امين
آژير قسمت هشتم: عنکبوت کوچولو موچولو !ترجمه اين سريال حاوي محتواي سني بزرگسال مي باشد
.اون باید یه تماس ترسناک برات بوده باشه
.بله، بود
اون پدرخواندش جدا مشکل کنترل خشم .داشت
اوه، من داشتم در مورد بچه ـهِ صحبت .می کردم.، "برایان" آینده
"برایان" آینده؟
.آره، این چیزیه که ما بهش میگیم
ببین، "برایان" آینده همون تویی توی ده .سال آینده
،مجرد، با پدر و مادرش زندگی می کنی .توی زیرزمین
!- نحسه .باید اثاث کشی کنی، دادا -
.- سیمو ببر .- خرس گنده شدی
تو تو آینده اینجوری میشی "برایان"، تو حتی ."همون ماشین رو میرونی، یه "سوبرو
از این نحس تر هم میشه؟
،هی، یه دقیقه وایسید رفقا
اولا، من یه "اوتبک" میرونم، اون یه .فورست" میرونه"
.یه مدل واقعا ناامید کننده
.اشتباه از من بود، کاملا فرق دارن
بعلاوه، اون احتمالا دوباره برگشته خونه ی ،پدر و مادرش
.من هیچوقت اثاث کشی نکردم .انتخاب های سبک زندگی
تو از چی می ترسی "برایان"؟
.واقعا، دادا، رو پای خودت وایسا
.از بار اضافی خلاص شو
!می بینید، همینه
.این همون چیزیه که ازش می ترسم
من از کاهش نقش موثر خانواده های آمریکایی می ترسم، خب؟
من از از دست دادن پیوند های نسل ها .می ترسم
.همون چیزی که همه ی مارو به هم گره میده
.و اجاره دادن
.من واقعا از اجاره دادن می ترسم
زیاده، غیر مسئولانه اس و یک سوراخ .بدون ته مالیه
در ضمن شما پسرا بهم 37 سنت .بدهکارید
- برای چی؟ .- برای اسمارتیزا
.- بی خیال .- 110شمال شیکاگو
،درگیری مسلحانه ی خانوادگی "ریسین" شماره 3540
.- آمبولانس 14 رسیدگی می کنه !- برو
با احتیاط پیش برید، پلیس در صحنه .حضور داره
قربانی تیر خورده در پاگرد زمین گیر شده .و در حال از دست دادن خونه
.هی
.زن توی پاگرد حداقل یک بار تیر خورده
.بدجوری خونریزی داره
.تکونم نمی خوره
.تیرانداز دوست پسر سابقشه
اون در رو قفل کرده و مسلح توی طبقه .اوله
چقدر وقت داریم؟
مذاکره کنندگان با گروگان گیر یه ده دقیقه .دیگه میرسن
.سازمان کنترل حیوانات هم همین حدود
...واقعا دوست دارم ببینم اون تو یارو
.چند تا اسلحه با خودش داره
.بیلی دوربین دو چشمی ـم رو بیار
.باشه، دریافت شد
روز شما چطور بود، پسرا؟
خب، ما همزاد "برایان" رو از خودکشی .نجات دادیم
.اون همزادم نبود
.- حداقلش کپت بود .- بهش می گیم "برایان" آینده
.- حداکثر یه شباهت اتفاقی - چقدر اتفاقی؟
"اون با پدر مادرش زندگی می کنه و یه "سوبرو .می رونه
...اگر واقعا اهل خودکشی بود
اون یه ماشین با همچین مصرف خوبی .نمیروند
!اصل مطلب: "برایان" پولکیه
!یالا
...احتمالا بتونی یه خونه ی یه اتاقه
.با یه قیمت خوب تو این محله بگیری
رو در بایستی نکنید و بخنیدید، اما ...می دونستید که
دارایی و درآمد زایی اولین دلیل اختلافاته؟
- می دونی شماره ی دو چیه؟ - چیه؟
.گلوله
!- بذار برم !- گندش بزنن
!هی، بذار برم
!اوه، خدای من
!گرفتمش
!خفه شو، مرد
.اوضاع امنه
.کار خوبی بود
.گرفتمش، اوضاع امنه
!تریسا، من از چیز استفاده کردم
!از اون چیزه که تو کلاس یاد گرفتیم استفاده کردم
.- برانکارد رو بیار .- هی، برانکارد رو بیار
.بشین، بشین
.بشین
.دختر خوب، دختر خوب
از کی تا حالا نجواگر سگ شدی؟ (نجواگر: فردی که می تواند با حیوانات راحت ارتباط برقرار کند)
."من یه سیاه پوستم "جان
وقتی که بزرگ می شدم، یه سگ نژاد ."پیت بول" اون اطراف داشتیم
.ما فکر می کردیم اونا "موش خرما" ـن
.خیلی خب، خانم، کمک اینجاست
.خوبه، خوبه
.- کامل قابل کنترله - مطمئنید؟
معلومه که مطمئنم. یه جراحت گوشته.
ممکنه استخون رو شکسته باشه. یه جای .زحم باحال میگیری
.و کلی قرص مسکن مشتی
."برایان" گاز
!اوه، خدا
!یه عنکبوت روی شونه ی لعنتیمه
!یکی بگیرتش
من گلوله خوردم و اینقدر بلند عربده .نمی کشم
!اوه، خدای من، اوه، خدای من، اوه، خدای من
.- تکون نخور !- بگیرش، بگیرش، بگیرش
- گرفتمش، خب؟ - رو من نیست؟
روم نیست دیگه؟ از روم برش داشتی؟
.هی، آروم باش، "هنک"، آروم باش
می دونی، من فقط می خوام اینجا .بذارمش روی زمین
!نه، نه! نه، نه، نه
یه چند تا از لنگاشو بشکون که دیگه نتونه .سمت من بیاد
.- یه چند تا از لنگاشو بشکون هی، آخرین باری که شنیدم... -
،کسی مثل این داد و هوار می کرد .من بودم
."وقتی 13 سالم بود توی کنسرت "هانسون
"(اوهه، ازت ممنونم، "عیسی مسیح (ع
!- اندازه ی کله ـم بود .- خیلی خب، پرنسس
صحبت از سرت شد، می دونی می خواهیم برات چی بگیریم؟
- یه نوشیدنی؟ .- نه
.یه تاج
.عنکبوتا سمی دارن که می تونه بکشتت
.نه یه "بابا لنگ دراز" رو
!خوب، اون که بالا کلش اسمش رو ننوشته بود
.من از زنبور می ترسم
منم، خوشم نمیاد ازشون، خوشم .نمیاد ازشون
،داشتم تیکه می انداختم کسخول، خدا .بدجور خرابی
.- من از هیچی نمی ترسم .- کسشعره
.من نمی ترسم. من از چیزای گنده می ترسم
سرطان، تروریسم، "بن افلک" یه بتمن .نکبت بشه
!نگران نباش، مرد، می پکونتش
.هرکسی از یه چیزی می ترسه
.- من از آدم کوچولو ها می ترسم - کوتوله ها؟
...من از همه جاشون نمی ترسم .فقط دست
خیلی نرم و کوچیک جوری که ...می تونه بگیردت
.و تو بسختی حسش کنی
.مثل یک زمزمه
.همینطور اهل فضاهای خیلی باز نیستم
چمنزار و چیزایی مثل اون؟
.احساس ناچیز بودن بهم میده
تاحالا به پارک "گرند کنیون" رفتی "بیلی"؟
.نرو
.تو "گرند کنیون" تو یه کوتوله ای
."میکروفوبیا" ـس "برایان
.به ترست میگن، ترس از چیزای کوچیک
."مثل کیر "جانی
.هی، از دست من ناراحت نباش، دادا ...فقط بخاطر اینکه
یه حشره ی کوچیک باعث میشه عین یه .دختر جیغ بکشی
.اینم از سیب زمینی سرخ کرده هات، دادا
اصلا خنده دار نبود، دادا! اصلا خنده دار .نبود
...فقط سه تا چیزه
.که اصلی ترین چیزایی که باید ازشون ترسید
یک: کمپانی "مارس" دیگه شکولات پیچی .درست نکنه
.دو، زن سابقم و سه هم زامبی ها
تو از زامبیا می ترسی؟
تو نمی ترسی؟
تو از چی می ترسی "بیلی"؟
.من از هیچی دادا
.- عین خودمی .- آره، ترسا بی فایدن
."درسته، بزن قدش "بیل
- تو امروز نترسیده بود؟ .- نه، دادا
.مثلا خودت رو بذار جای من
.مثلا، من دارم می رم توی اون جا
یارو، بدجوری دیوانه اس، درسته؟
،یه کلت "گلاک" داره، بد مسته
.بد مستی که دری وری میگه
بدترین چیزی که می تونه اتفاق بیفته چیه؟
.برو توی سر من
.پس الان دارم مثل تو فکر می کنم
.دقیقا
No comments yet. Be the first to leave one.