Bones

Bones

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

Bones S04E18
تعليق من alone.alone90
گروه ترجمه ایران فیلم-دکتر در لانه سارا و کیارش

الوسوم

other
نشرت في: 2013-10-21
تنزيلات: 46
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

اين ببرا بهتر از من غذا مي خورن

هي، غذاي ديروز هنوز اينجاست - و مال روز قبلش هم -

فکر نکنم "ماتيلدا" تو اين دو روز تکون خورده باشه

اميدوارم که مريض نشده باشه- شايد يه چيزيش باشه -

بايد به دامپزشک زنگ بزنيم ؟

بيا بريم - من آخر هفته پيش با "پارکر" اينجا بودم -

يه سري ميمون دارن که آزادانه برا خودشون از اين ور به اون ور تاب مي خورن درست اون جا

فکر مي کني وقت داشته باشيم ؟ - ... بوث" ما اومديم اينجا" -

که يه سري بقايا رو ببريم

بونز" آره، حالا يه کم خوش خوشک بريم و اين پستاندارا رو بو کنيم"

چرا؟ اونا بد بو ان و مدفوعشون پرت مي کنن

کي تو يه پارک حيوانات پرسه مي زنه ؟

يکي که قدرت قضاوتش خيلي ضعيفه

فکر کنم کسي به اين يارو نگفته که اينجا باغ وحش حيووناي اهلي نيست

حالا هر چي

گوشتش و با دندون کندن و تو آفتاب هم پخته

اما ريشه هاي بيني نشون ميده که يه مَردِ سياه پوسته

بيش از 6 فوت(182سانت) قدش بوده

... "طبق گفته ي کتاب جامع حيواناتِ "پارکر

اونا مي تونن هر ساعت 56 کيلومتر بجهن و حمله کنن

و تا 9 متر خيز بردارن

... ببر از گوشت و

اعضاي داخليش قبل از تميز کردن استخوان ها تغذيه کرده

من فکر مي کنم که قرباني از ماشينش فاصله گرفته

و مست بوده و بعدش هم کارش به اينجا کشيده

پارسال يه همچين چيزي برا يه يارويي تو بخش زرافه ها اتفاق افتاده بود

زرافه ها گياه خوارن آدما رو نمي خورن

اون بخش فرق مي کنه

اما اون يارو بازوش شکسته بود

مي دونستي که زرافه ها مي تونن تا دو تُن وزن داشته باشن ؟

همه اين و مي دونن- و اينکه کمتر از دو ساعت در روز مي خوابن -

اون و نميدونستم

پينکي"(انگشت کوچيکه) ، "بِرِين"(مغز) و شکست داد"

خُب، من هيچ راهي برا فهميدن دليل مرگ اينجا ندارم

پس بايد همه چيز و جمع کنيم و برگردونيم آزمايشگاه

ببندينش

روي استخوان خنجري و جناغ سينه جاي دندون هست

"خوشحالم که برگشتيد دکتر "اديسون

مطمئن نبودم که دوباره مي بينيمتون - ... دکتر "برنن" بهم اطمينان دادن -

که مي تونم رو يه محيط کاملاً حرفه اي حساب کنم

"من تمرکز و توجهتون به کار و تحسين مي کنم دکتر "اديسون

لايه ي پوششي ستون فقرات خورده شده

هيچ چيزي هم تو شکمش نيست که من بتونم تحليل کنم چون که ببره شکم و خورده

اُه، من ببر و سرزنش نمي کنم

حيوانات نبايد براي سرگرمي انسان ها محبوس بشن

از باغ وحش متنفري ؟ - و گياه خوارم هستم -

يه نفر داره زندگي شخصي خودشو باز مي کنه - به پرونده مربوطه -

باغ وحش ها برنامه هاي خيلي زيادي براي توليد مثل و نگهداري گونه هاي در حال انقراض دارن

حيواناتي که در باغ وحش بارآورده مي شن غرايز طبيعي ضعيفي دارن

اونا در واقع حيوانات خانگي محبوس شدن - حيوانات خانگي معمولاً نمي خورنت -

گربه ي معمولي خانگي قبل از اينکه جسدت سرد بشه مي بلعدت

لامي ِ قرباني و ريسمان فقراتي قرباني هنوز دست نخوردست

هيچ نشونه اي از کار غريزي ببر براي گاز گرفتن گلو و يا خفه کردن وجود نداره

ببر دليل مرگ نيست - موافقم -

يه جور اسلحه چيزي که از لگن خاصره و ران باقيمانده برش داده

سرخرگ راني و به طور عرضي برش داده

اون از روش قديميِ خون ريزي تا مرگ مُرده

يه بند کفش

که تو گوشت قاطي شده

ممکنه ببرِ بالا آورده باشدش

مثه يه گلوله ي پشم

با در نظر گرفتن تجزيه و

... ميزاني که ببر خورده من

زمان قتل و بين آخراي شب جمعه و يا اول شنبه پيش بيني مي کنم

"خوش اومدي، "کلارک

باشگاه ميرفتي ؟ - ببخشيد ؟ -

خيلي سفت و جمع و جور به نظر مي رسي

من معتقدم که همه مکالمات بايد به قتل اين مَرد ربط داشته باشه

آنجلا" داره يه دوره ي تجرد مي گذرونه"

سوييتز" فکر مي کنه که اين بهم کمک مي کنه که رابطه هاي تعهد مندانه تري داشته باشم"

اما به نظر مي رسه اين شهوتش و زياد کرده باشه

جوييدن

...باعث شده که يه سري ذرات وارد جاي دندون ها در

روي استخوان غوزک مياني شده

مي فهمم

اما الان مي شه فشارت داد

ما بايد از ببرمون تشکر کنيم که دندون هاي قرباني و نخورده

سوابق دندوني يه تطابق آسون بهمون داد

"دکتر "اندرو ولتون

مطمئني ؟ - بله، اين سوابق دندونيه -

لازم نيست که دانشمند موشک هوا کن باشي تا بتوني سوابق دندوني و شناسايي کني، غم انگيزه، نه ؟

اون خوشتيپه

واقعاً سکسيه - "باشه، کافيه، "آنجلا -

حالتون خوبه دکتر "سرويان" ؟

...من

من دکتر "ولتون" و مي شناختم ما با هم زندگي کرديم

به مدت دو سال

اُه، خداي من ، "کم" من واقعاً متاسفم

...نه، بيايد فقط

بفهميم که کي کُشتَتِش ، باشه ؟

استخوان ها فصل چهار -قسمت 18 "دکتر در لانه"

خُب به بيمارستان زنگ زدم

دکتر "ولتون" دو روزه که گم شده بوده

"متاسفم "کم

... من حتي

اندرو" رو ده ساله که نديدم" احمقانست که اينجوري واکنش نشون بدم

نه، نيست مي دوني چيه ؟

اون يه بخش بزرگي از زندگي تو بوده

دخترش چي ؟ کي قراره يه "ميشل" بگه ؟

اون دوباره ازدواج کرده بوده يا ؟ - نه -

خانواده ي ديگه اي نداشت

آره، تعجب نمي کنم

مادر "ميشل" مُرد

وقتي که داشت زايمان مي کرد و من فکر نمي کنم که "اندرو" تونسته باشه هرگز

کسي ديگه رو دوباره دوست داشته باشه

ميشل" همه چيزش شده بود"

اون الان بايد چند سالش باشه ، 16 سال ؟

چه زمان وحشتناکي براي از دست دادن پدرشه

... گوش کن "بونز" و من

يه مدد کار اجتماعي پيدا مي کنيم

نه مدد کار اجتماعي نه

اگه کس ديگه اي نباشه من بايد اين کار و بکنم

من باهاش حرف مي زنم

کم" ده سال از موقعي که ديديش گذشته"

"من تقريباً براي دو سال مادرش بودم "سيلي

.... اون بايد از کسي بشنوه که

پدرش و دوست داشته باشه

خُب، مطمئني که نمي خواي ما باهات بيام تو ؟

نه، من خوبم

کم" بزرگش کرده ؟" - آره، برا دو سال -

کميل سرويان" ؟"

و شما پدر من و مي شناسيد ؟

تو چهار سالت بود وقتي که من و پدرت با هم بوديم

من وقتي که تازه شش سالت شده بود رفتم

اما مهمونيت و يادم مياد

...تو رو پاي دلقکه نشسته بودي وقتي که اون داشت

بادکنک هاي شکل حيوونا رو درست مي کرد و تو هم هي مي داديشون به من

...و منم دستم پر بود از اين - من يادم نمياد -

و بابام هم الان اينجا نيست

مي دونم

"من دارم با اف.بي.آي رو يه پرونده کار مي کنم "ميشل

مي شه بشيني لطفاً ؟

اون به من گفته بود که هيچ وقت نمي خواد بچه داشته باشه

شايد دليلش "ميشل" باشه

من درک نمي کنم - اون "ولتون" و دوست داشته -

حدود دو سال باهاش زندگي کرده

و "ميشل" و مثه بچه ي خودش بزرگ کرده و بعد

تمام اين مدت و تنها بوده ... بخاطر اينکه نمي خواسته که خودشو

دوباره تو اون موقعيت قرار بده

اما اون ده سال پيش بوده

براي "کم" يه سري ملاحظات احساسي اينجا وجود داره

به خاطر همينه که بايد تو اين پرونده دخيل باشه

با ما

... بهترين کار اينه که تو

تو آزمايشگاه بموني

يه ذره بيشتر فقط همين دفعه رو

به خاطر اينکه من اونجا بيشترين فايده رو دارم

مي فهمم

تو و "کم" مي تونيد

رو احساسات و حدس هاي غير دقيقتون براي حل کردن اين پرونده حساب کنيد

اون به اين احتياج داره

"تو اين قضيه به من اعتماد کن "بونز

آخرين باري که ديدمش جمعه شب بود ...اون داشت

برا يه مهموني از طرف بيمارستان تو پارک حيوانات آماده مي شد

منم آخر هفته رو خونه دوستام گذروندم

مطمئنم که هنوز تو بيمارستانه

ميشل" ما پدرت و پيدا کرديم"

من خيلي

...متاسفم که بايد بهت بگم اون

اون فوت کرده

چي ؟

اون حالش خوب بود

اون حالش خوب بود من دو روز پيش ديدمش

شما اشتباه مي کنيد

من خيلي متأسفم عزيزم

کسي پيشت ميمونه ؟

...خدمتکارمون خانم "جينکس" اما اون

چه اتفاقي افتاد ؟

اون سالم بود

ما معتقديم که به قتل رسيده

چي ؟

اُه خداي من

اُه خداي من

ببين، من حتي شما رو نميشناسم ، خُب ؟

چرا فقط کارتون و انجام نمي دين و بفهمين کي با پدرم اين کار و کرده ؟

همه چي مرتبه ؟ بابام

اون مي گه که بابام به قتل رسيده

اُه خداي من

چطور تونستيد به خودش تنها بگيد

چرا من و صدا نکرديد ؟

من فکر کردم که من و يادش مياد ...من

دوست خانوادگي بودم

فکر مي کنم بايد بريد

من مي دونم که اين سخته اما بايد يه چند تا سوال بپرسم

حالا ؟

برا اينکه بتونيم تحقيقات رو جلو ببريم - چي ؟ -

چي مي خوايد بدونيد ؟

... پدرت

دشمني، يا رابطه ي سخت و پيچيده اي داشت ؟

همه دوستش داشتن

گفتي که مي شناختيش

بايد اين و بدوني

چطور پيش رفت ؟

... بايد يه مددکار اجتماعي مياورديد؛ اون

اصلاً من و يادش نيومد

لگن خاصره رو نگاه کنيد

پارگي هاي سطحي در پوشش استخوان لگن خاصره

اينا خرده هاي استخوان نيستن

هر چيزي که باعث اين پارگي شده يه چيزي و تو استخوان جا گذاشته

به جراحت هاي نزديک سرخرگ راني نگاه کنيد

More Farsi Persian subtitles for Bones

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left