As primeras 200 linias.
بابا میخواد راهشو ادامه بدیم
نجات آدما، شکار موجودات... کار خانوادگی
هنوز داری کلاهبرداری کارت اعتباری میکنی؟ فکر میکنی کلاهبرداری کارت اعتباری آسونه؟
باشه، آقای برکوویتز
مارشالهای فدرال. مسئولین محیط زیست
کشیش سیمونز. اداره حیات وحش آمریکا
نایجل تافنل. دکتر جری کاپلان
خبرنگارها. دلالهای هنری
دانشجوها. امنیت داخلی
حتی برای ما هم خیلی غیرقانونیه
تیم سوات یک زن محلی رو پیدا کرد که دست و پاش بسته شده بود و دهانش رو بسته بودن
مهاجمش، یک مرد سفیدپوست حدوداً ۲۴ تا ۳۰ ساله،
در خونه در حال پنهان شدن پیدا شد
تغییرشکلدهنده؟ هر فرهنگی اسطورههای تغییرشکلدهنده داره
افسانههای موجوداتی که میتونن خودشونو به حیوونها یا آدمهای دیگه تبدیل کنن
هی
پلیس این دین وینچستر رو مقصر میدونه
برای قتل امیلی
متاسفم که قراره از دستش بدم. چی؟
چند بار فرصت دیدن مراسم خاکسپاری خودم رو پیدا میکنم؟
با چه اسمی؟
اوه، آره، این مورد علاقمه تا اینجا
هویتهای احتمالی توی سه ایالت که ما میدونیم
باید بهت زنگ بزنم
خب
اول فکر کردم داری کارتو جدیتر میگیری
کلاهبرداری کارت اعتباری
ورود غیرقانونی. حالا، این یکی گیجم کرد
نبش قبر
اما با این حال، اینا تا قتل فاصله زیادی دارن
بعدش یه فکس از سنت لوئیس به دستمون رسید
که اونجا مظنون به شکنجه و قتل یه زن جوون هستی
البته هیچکس نتونست چیزی رو ثابت کنه،
چون، ظاهراً، تو اونجا مُردی
دستات جایی که ببینم. اما باید یه چیزی بهت بگم
به نظر من که خیلی سالمی
پس الان میدونیم کارن گایلز اولین کسی نبود که کشتی
داری جایی میری، سم؟
اما بهت تضمین میدم، اون آخریه
فکر کردم شاید تشنهات باشه
باشه، پس تو پلیس خوبهای
پلیس بده کجاست؟ اون پیش برادرته
باشه. و چرا ما رو بازداشت کردین؟
اون به اتهام قتل بازداشت شده
و تو؟ خواهیم دید. قتل؟
واقعاً متعجب به نظر میرسی. یا بازیگرت اینقدر خوبه؟
کیو قرار بوده کشته باشه؟ به اونم میرسیم
نمیتونید همینجوری بدون اتهام اینجا نگه مون دارید
خب، در واقع، میتونیم برای ۴۸ ساعت
اما تو که دانشجوی رشته حقوقی اینو میدونی
من همه چیزو در موردت میدونم، سم
۲۳ سالته، شغلی نداری، آدرس خونهای نداری
مادرت وقتی بچه بودی مُرد
محل زندگی پدرت نامعلومه
و بعدش پرونده برادرت، دین هست
که مرگش، خب، کمی اغراقآمیز بود
هر وقت خواستی میتونی حرف بزنی
خجالت میکشی؟ مشکلی نیست، من ادامه میدم
خانوادهات وقتی بچه بودی زیاد نقل مکان میکردن
با این وجود، دانشآموز ممتاز بودی
با بورسیه کامل وارد استنفورد شدی
بعدش، حدود یک سال پیش، توی آپارتمانت آتشسوزی شد
یک کشته، جسیکا مور دوستدخترت
بعد از مرگش، ناپدید شدی
همه چیزو پشت سر گذاشتی
به یه کم مرخصی نیاز داشتم
تا باهاش کنار بیام
پس دارم با برادرم یه سفر جادهای میرم
چطور پیش میره برات؟
عالی
یعنی
دومین توپ بزرگ نخ کلافشده رو توی قاره آمریکا دیدیم
محشر
ما اثر انگشت دین رو توی ایفیس چک کردیم
باشه. بیش از دوازده مورد احتمالی پیدا شد
موارد احتمالی. که یعنی بیارزشن
اما باعث میشه آدم فکر کنه. وقتی اثر انگشت تو رو بررسی کنیم چی پیدا میکنیم؟
آره. خب، مطمئن شو که بهم اطلاع بدی، باشه؟
میتونم؟
لطفاً. عالیه
سم، تو بچه خوبی به نظر میرسی
تقصیر تو نیست که دین برادرته
ما که نمیتونیم خانوادهمونو انتخاب کنیم
الان، کارآگاهان توی سنت لوئیس دارن یه جسد رو نبش قبر میکنن
دارن سعی میکنن بفهمن چطور برادرت مرگ خودشو جعل کرده
بعد از شکنجه کردن اون همه زن جوون
دین آدم بدیه
زندگی اون تموم شده
زندگی تو لازم نیست اینجوری باشه
میخوای من علیه برادر خودم برگردم؟
نه. ما که همین الان هم تو چنگمون گرفتیمش
سر صحنه قتل کارن گایلز با دستای آلوده به جرم
فقط نیاز داریم تو چندتا تکه گمشده رو کامل کنی
چرا باید این کارو بکنم؟
چون میتونم با دادستان حرف بزنم
برات معاملهای جور کنم
میتونی به زندگی خودت برسی
دین کارش تمومه
بابام و تونی گایلز دوستای قدیمی بودن
اونا با هم توی خدمت بودن
ما از بچگی میشناختیمش، میدونید.
وقتی خبر مرگش رو شنیدیم، اومدیم.
بفرما.
آنتونی گایلز. آنتونی گایلز کیه؟
یه وکیل تو بالتیمور.
تا دیروقت تو دفترش کار میکرده. ببین اینو.
آها.
گلوش بریده شده بود ولی اتاق تمیز بود.
هیچ دیانای و اثری نبود. ادامه بده. جالبتر میشه.
"دوربینهای امنیتی نتونستن از مهاجم فیلمی ضبط کنن."
یکی نوارا رو دستکاری کرده یا یه قاتل نامرئیه.
از اون نوعهایی که من خیلی دوست دارم.
چی فکر میکنی، اسکالی؟ بریم ببینیم؟ من اسکالی نیستم. تو اسکالیای.
نه، من مولدرم. تو یه زن موقرمزی.
خب.
برای دین سخت بود تونی رو بکشه.
با توجه به اینکه ما تو شهر نبودیم. بهم بگو بعدش چی شد.
خب، اون موقع بود که رفتیم دیدن کارن.
به زور خودشو نگه داشته بود.
ما فقط میخواستیم کنارش باشیم، میدونی.
بیمه.
کلاً بیمه رو فراموش کرده بودم.
از اینکه الان مزاحمتون میشیم واقعاً متاسفیم.
ولی شرکت موظفه خودش یه تحقیق انجام بده.
متوجهید؟ حتماً.
خب. اگه فقط میتونید هرچیزی رو به ما بگید،
که از شبی که همسرتون فوت کرد، یادتونه.
من و تونی قرار بود شام بخوریم.
زنگ زد و گفت با کامپیوترش مشکل داره.
و مجبور شد تا دیر وقت کار کنه.
همین بود.
هیچ ایدهای دارید کی این کارو کرده؟
نه. نه. مثل اینکه به پلیس هم گفتم هیچ ایدهای ندارم.
تونی قبل از مرگش حرف غیرعادیای زد؟
تو روزهای قبل از مرگش به شما؟
غیرعادی؟
آره، مثلاً عجیب.
عجیب؟ میدونی، کارن، غریب.
صداهای عجیب.
توهم، چیزی شبیه به این؟
اَهِم. چی؟
یه روز قبل از مرگش یه کابوس دیده بود، ولی...
چه جور کابوسی؟
گفت نصف شب بیدار شده.
یه زن پایین تخت ایستاده بوده.
پلک زده، غیب شده. یعنی، فقط یه کابوس بود.
نگفت شبیه چی بود؟
چه فرقی میکنه لعنتی قیافش چطور بوده؟
فقط شرکت ما خیلی دقیق عمل میکنه.
گفت رنگ پریده بود و چشماش قرمز تیره بود.
بعد من کارن رو بغل کردم.
بهش گفتم اگه چیزی نیاز داشت زنگ بزنه، و همین بود.
ختم کلام.
سَم، من دارم سعی میکنم کمکت کنم.
ولی باید باهام صادق باشی.
الان، ما یه شاهد عینی داریم.
کسی که دو مرد رو دیده.
که شبیه تو و برادرت بودن و وارد دفتر گایلز شدن.
ببین، کارن بعداً بهمون زنگ زد گفت چیزایی رو میخواد.
از دفتر تونی که پلیس اجازه نمیداد بره تو.
مثلاً یه عکس از خودشون تو پاریس و یه سری چیزای دیگه.
ببین، ورود به صحنه جرم اشتباه بود، ولی اون کلید رو به ما داد.
هی.
جسد آنتونی گایلز دقیقاً همینجا پیدا شد.
"گلوش انقدر عمیق بریده شده بود که بخشی از نخاعش پیدا بود."
تو چی فکر میکنی؟
روح انتقامجو، تاکید میکنم انتقامجو؟
آره، شاید.
خب، اون زن رو پایین تختش دیده بود.
هی، اینو نگاه کن.
دانا شولپس؟
این چیه؟ یه اسمه؟
نمیدونم، ولی همه جا هست.
فقط کار کردن و تفریح نکردن، جک رو یه پسر بیحوصله میکنه.
وای.
فکر کنم رسماً وارد فاز عجیب و غریب شدیم.
شاید گایلز میشناختش.
شاید اسم همون دختر رازآلود رنگپریده چشمقرمز ماست.
خب، ببینیم چی پیدا میکنیم.
هیچ جا حتی یه اشاره به یه دانا شولپس هم نیست.
نه یه دی. شولپس.
یا هیچ جور شولپس لعنتی دیگه. عالیه.
تو چی پیدا کردی؟ هیچی.
هیچ دانا شولپسی تو بالتیمور زندگی نکرده یا نمرده.
حداقل تو ۵۰ سال گذشته. خب، حالا چی؟
خب، فکر کنم نزدیکم که رمز عبور گایلز رو پیدا کنم.
شاید چیزی تو فایلهای شخصیش باشه. منظورت از "نزدیک" یعنی...?
شاید سی دقیقه.
محشره.
پس فکر کنم منم باید علاف باشم.
خیلی محشره.
رفیق، جدی میگم. باشه.
من میرم با کارن حرف بزنم، ببینم چیزی در مورد این دانا شولپس میدونه یا نه.
عالیه.
ادامه بده، نابغه.
دین برگشت خونه کارن تا حالشو بپرسه.
یعنی، میدونی که قبلاً خیلی ناراحت بود.
پس چرا تو باهاش نرفتی؟
من فقط برگشتم متل.
راستی، از کجا میدونستی من اونجام؟
No comments yet. Be the first to leave one.