Supernatural

Supernatural

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

Supernatural S02E20 What Is and What Should Never Be 1080p AMZN WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 20 Supernatural زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-15
Descargas: 49
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

بابا می‌خواد راه اون رو ادامه بدیم.

آدما رو نجات بدیم، چیزا رو شکار کنیم.

کار خانوادگی.

شب بخیر، عشقم.

هی، دین.

بابایی. هی، رفیق.

سمی.

مری.

این دوست‌دخترم، جسیکا هست.

پس به سلامتی سم و پیروزی فوق‌العاده‌اش تو آزمون LSAT.

بدون تو چیکار می‌کردم؟ نابود می‌شدم.

نه!

کار رو ول نمی‌کنم. لعنت به این کار!

دیگه از این کار خسته شدم. پول که نمی‌گیریم.

ازمونم تشکر نمی‌کنن. تنها چیزی که نصیبمون میشه بدشانسیه.

آره؟ یه ماشین پلیس بیرونه.

فکر می‌کنی برای ماست؟ نمی‌دونم.

نمی‌دونم چطوری. ما پلاک‌ها و کارتای اعتباری رو انداختیم.

دارن میرن. هیچی نبود.

دیدی، جای نگرانی نیست. آره، فراری بودن...

یه پارتی رقص حسابی! هی رفیق.

دخترا از این استایل خطرناک خوششون میاد.

چیزی پیدا کردی؟ شوخی می‌کنی؟ چطوری می‌تونستم؟

منو مجبور کردی حدود ۵۰ مایل مربع رو بگردم.

اونجا جایی بود که قربانیا ناپدید شدن. من هیچی پیدا نکردم.

تو چی؟ فقط یه چیز. الان دیگه تقریباً مطمئنم.

ما داریم دنبال یه جن می‌گردیم. یه جن لعنتی؟

فکر می‌کنی اینا می‌تونن آرزو برآورده کنن؟ نمی‌دونم.

به اندازه کافی قدرتمندن. ولی نه دقیقاً مثل باربارا ادن تو شلوار سندباد.

جن‌ها قرن‌هاست از آدما تغذیه می‌کنن.

تو قرآن بهشون اشاره شده. خدای من.

باربارا ادن جذاب بود، مگه نه؟

خیلی جذاب‌تر از اون دختر تو "بی‌ویچد" بود.

اصلاً داری به من گوش می‌دی؟

اهم. آره. خب، جن‌ها کجا پنهان می‌شن؟

معمولاً خرابه‌ها. هر چی بزرگتر، بهتر. جاهای بیشتری برای قایم شدن دارن.

چند مایل اونورتر یه جا دیدم. می‌خوام برم بررسی‌اش کنم.

اول بیا دنبالم.

نه. مطمئنم هیچی نیست. فقط می‌خوام یه نگاهی بندازم.

دین؟ سم.

چی شده؟ نمی‌دونم کجام.

چی؟ چی شد؟

خب، جن، بهم حمله کرد. جین؟

جین می‌نوشی؟ نه، احمق، جن!

اون موجود ترسناک، یادت میاد؟

دستش رو روم گذاشت و بعدش کنار یه دختر جذاب بیدار شدم.

کی، کارمن؟

کی؟ دین، مستی.

مست‌بازی درمیاری. نیستم.

مسخره‌بازی رو بذار کنار. دیره.

باشه، فقط برو بخواب.

فردا می‌بینمت، باشه؟ صبر کن، سم. سم.

لارنس؟

این دیگه چه کوفتیه؟

عزیزم؟

چرا بیداری؟

هی.

کارمن.

کارمن، ام، من فقط، ام...

آه، نمی‌تونی بخوابی، آره؟ آره. ها ها.

خب، چرا برنمی‌گردی سر جات ببینم می‌تونم کاری برات بکنم؟

حتماً.

آره، یه دقیقه دیگه. تو برو. باشه.

زیاد بیدار نمونی. نه.

دین.

مامان؟

اینجا چیکار می‌کنی؟

خوبی؟

نمی‌دونم. خب، بیا تو.

کارمن همین الان زنگ زد گفت یهو زدی بیرون.

کارمن؟

درسته.

بذار یه سوال ازت بپرسم.

وقتی بچه بودم، وقتی منو می‌ذاشتی بخوابم همیشه بهم چی می‌گفتی؟

دین، نمی‌فهمم. فقط به سوال جواب بده.

گفتم فرشته‌ها مراقبتن.

باور نمی‌کنم.

اوه!

عزیزم، داری منو می‌ترسونی.

حالا، فقط بهم بگو چی شده. فکر نمی‌کنی آرزوها واقعاً می‌تونن...؟

چی؟

بی‌خیال. اوه!

بی‌خیال. من فقط، ام...

خوشحالم می‌بینمت، همین.

خوشگلی. ها.

چی؟

هی، وقتی، ام...

وقتی جوون بودم، هیچ وقت اینجا آتیش‌سوزی شده بود؟

نه، هیچ وقت.

فکر کردم شده بود.

فکر کنم اشتباه می‌کردم.

بابا تو تیم سافتبال بود؟

تیم سافتبال بابا. اون...

این برام خنده‌داره.

اون عاشق اون تیم مسخره بود.

بابا مرده؟

و چیزی که کشتش یه...

سکته.

تو خواب مرد، خودت می‌دونی.

عالیه. ببخشید؟

عالیه. منظورم اینه که با آرامش رفت.

قطعاً خیلی بهتر از گزینه‌ی دیگه‌ست.

مشروب خوردی.

نه، نخوردم. مامان.

فقط به کارمن زنگ می‌زنم بیاد دنبالت، باشه؟

صبر کن. نه. این کارو نکن. نکن.

می‌خوام اینجا بمونم. چرا؟

چون دلم برای اینجا تنگ شده.

خوبه. تو برو بخواب، باشه؟

مطمئنی حالت خوبه؟

فکر کنم آره.

باشه.

یکم استراحت کن.

دوستت دارم.

منم همینطور.

هی، منم. نمی‌تونم جواب بدم.

خب، فکر نکنم قبلاً تو کلاس من دیده‌باشمت.

شوخی می‌کنی؟ من عاشق سخنرانی‌هاتم. تو...

تو یادگیری رو جذاب می‌کنی. هاها.

خب، چی کار می‌تونم برات بکنم؟

درباره‌ی جن‌ها چی می‌تونی بهم بگی؟

خیلی از مسلمون‌ها باور دارن جن‌ها کاملاً واقعی‌ان.

تو قرآن بهشون اشاره شده. آره، می‌دونم. برو سر قسمت آرزو.

دربارش چی؟ فکر می‌کنی واقعاً می‌تونن انجامش بدن؟

اِم...

آه، نه. نه، فکر نمی‌کنم واقعاً بتونن انجامش بدن.

می‌فهمی که اینها موجودات افسانه‌ای‌ان.

آره. نه، می‌دونم، می‌دونم. اما، منظورم اینه که تو داستان‌ها...

می‌دونی، فرض کن یه آرزو داشتی، اما حتی به زبون هم نیاوردیش.

می‌دونی، مثلاً اینکه، اِم...

یه عزیز هیچ‌وقت نمیره یا اینکه، اِم، یه اتفاق وحشتناک هیچ‌وقت نیفته.

ظاهراً، آره.

منظورم اینه، قدرت خدایی دارن. هر جور بخوان می‌تونن واقعیتو تغییر بدن.

گذشته، حال، آینده.

چرا جن باید این کارو بکنه؟

چی، دفاع از خود؟ یا شاید واقعاً شیطانی نیست.

پسر. هوم...

مشروب خوردی؟

همه همین رو ازم می‌پرسن ولی، اِم، نه.

کی فکرشو می‌کرد، عزیزم؟ ما غیرنظامی هستیم.

هی! چت شده؟

اِم. این بهترین ساندویچیه که تا حالا خوردم. ممنونم.

قبلاً سعی کردم با سم تماس بگیرم. کجاست--؟ کجاست؟

اوه، اون به زودی اینجا میاد.

خوبه. خیلی مشتاقم ببینمش.

عزیزم، اِم، اشتباه برداشت نکن.

خیلی خوشحالم که یهو اومدی اینجا وقت بگذرونی.

اما، اِم، نباید سر کار باشی؟

کار؟

تو گاراژ.

درسته. گاراژ.

اونجا کار می‌کنم. آره. نه. امروز تعطیلم. ها.

چه خوب.

اِم.

چمن به نظر میاد نیاز به چمن‌زنی داره.

می‌خوای چمن رو کوتاه کنی؟ جدی می‌گی؟ با کمال میل چمن رو کوتاه می‌کنم.

برو حالشو ببر.

انگار تو عمرت چمن کوتاه نکردی.

آه.

باورم نمیشه.

جسیکا! ها!

از دیدن تو هم خوشحالم دین. هاهاها.

نمی‌تونم نفس بکشم.

سمی، خودتو ببین. هی.

تو با جسیکا هستی. این... باورم نمیشه.

هاها. آره.

شماها از کجا اومدین؟

ما تازه از کالیفرنیا پرواز کردیم اومدیم. کالیفرنیا.

استنفورد، هوم؟ دانشکده‌ی حقوق، شرط می‌بندم.

می‌بینم که مثل همیشه تولد مامان رو با سروصدا شروع کردین.

صبر کن، تولد مامان؟ امروزه؟

آره. آره، دین، امروزه. برای همینه که ما اینجاییم.

نگو که یادت رفته.

وای، چقدر باحاله.

خیلی خب.

به سلامتی مامان. تولدت مبارک.

تولدت مبارک. ممنونم.

به سلامتی مامان. به سلامتی.

دیشب واقعاً نگرانت بودم.

اوه، من-- من خوبم.

واقعاً خوبم.

باشه.

نظرت چیه بعداً برات یه چیزبرگر بگیریم؟

اوه خدایا، حتماً.

چطور سر از یه همچین دختر باحالی درآوردم؟

من فقط استانداردهای پایینی دارم.

خیلی خب، جس و من در واقع یه سوپرایز دیگه برای تولد مامان داریم.

اِم، تو می‌خوای بهشون بگی؟ اونها خانواده‌تن.

خیلی خب. چی؟ چی رو بگو؟

اوه خدای من! عالیه. تبریک می‌گم. ممنونم.

عالیه. تبریک می‌گم. ممنونم.

تبریک می‌گم. ممنونم.

خیلی هیجان‌زده‌ام.

فقط کاش بابات اینجا بود.

آره، منم همینطور.

جسیکا، بذار اون حلقه رو ببینم.

تبریک می‌گم سمی. ممنون.

واقعاً خوشحالم که خوشحالی.

خب، دین، چی بود، اِم...؟

اون قضیه تو رستوران چی بود؟

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left