As primeras 200 linias.
پدر میخواد ما راهشو ادامه بدیم.
نجات دادن مردم، شکار کردن موجودات... کار خونوادگی ماست.
قبل از اینکه پدر بمیره، یه چیزی بهم گفت.
یه چیزی درباره تو.
چی؟ اینکه شاید مجبور شم بکشمت؟
یعنی چی؟ نمیدونم.
اون از نقشههای شیطان برای من خبر داشت؟
یعنی قراره برم سمت تاریکی؟ تو کی هستی؟
خواهش میکنم. تو در خطری. اسمت چیه؟
اوا ویلسون. تو باید یکی از ما باشی.
یکی از کی؟ یکی از اونایی که قدرت روانی دارن، مثل من.
بقیه هم مثل ما اون بیرون هستن.
و همه ما بخشی از یه چیز بزرگتریم.
من بخشی از هیچی نیستم. باشه؟ اینو میبینی؟
من تا هشت هفته دیگه عروسی میکنم.
نمیتونی از این فرار کنی.
و نمیتونی از من محافظت کنی.
من میتونم تلاش کنم.
شاید بتونم کمک کنم. تو هر کاری از دستت برمیومده کردی.
برگرد پیش نامزدت. اونجا در امانی.
قول بده بعدش زنگ میزنی. قول میدم.
اوا
بیشتر وسایل اینجاست.
باورم نمیشه دارید خانم تامپسون رو تعطیل میکنید.
میدونی، پدر و مادرم اینجا نامزد کردن.
پدربزرگ و مادربزرگم هم همینطور.
آره، خیلیا همین کارو کردن.
جعبهها ته راهرو هستن.
کمکی نمیخوای؟ اوه نه، خانم، خودم انجامش میدم.
اون قراره اسباببازیهامونو ببره؟
فقط اونایی که دیگه باهاشون بازی نمیکنید.
اینطور نیست که الانم کم داشته باشی.
عوضی. عوضی.
درست حرف بزن. مگی اول گفت.
تو هم درست حرف بزن، مگی.
شب بخیر، تابیثا.
آخ!
اوه خدای من! بله، بله، صدای منو میشنوید؟
باید همین الان یکی رو بفرستید!
یه آمبولانس. یه تصادف شده.
از پلهها افتاد. نمیدونم. فکر کنم اون...
تایلر. نگاه نکن!
نگاه نکن!
بله
سوزان تامپسون.
فقط... فقط عجله کنید! عجله کنید. من...
نه، نمیدونم. ندیدم چطور شد.
آره.
باشه.
ممنون، الن.
چی گفت؟ چیزی دستگیرش نشد.
من خودم هر پایگاه دادهای رو چک کردم: فدرال، ایالتی و محلی.
هیچکس چیزی از اوا نشنیده.
اون فقط... ناپدید شد، میدونی.
تو چی؟
نه. مثل قبل.
متاسفم، رفیق. آره.
الن یه سرنخ پیدا کرد.
یه هتل تو کورنوال، کانکتیکت.
دو تا حادثه عجیب تو سه هفته گذشته.
آره، این چه ربطی به اوا داره؟
یه کاره. یعنی، یه خانم تو وان غرق شد.
چند روز پیش، یه نفر از پلهها افتاد پایین، سرش کامل ۱۸۰ درجه چرخید.
که خب، این خیلی طبیعی نیست، میدونی؟
نمیدونم، دین، شاید هیچی نباشه، ولی من به الن گفتم...
که بهش فکر میکنیم. تو گفتی؟
آره.
متعجب به نظر میرسی. خب، آره، فقط، میدونی...
این که راه و روش همیشگی سم وینچستر نیست، مگه نه؟
چه روشی؟ فقط فکر کردم بعد از اوا...
خب، غصه خوردن و آهنگهای غمگین بیشتر...
و خیره شدن به پنجرههای بارونی وجود داره.
آره، دیگه ساکت میشم.
ببین، من بودم که بهش گفتم برگرده خونه.
حالا نامزدش مرده.
و یه شیطانی اون رو به ناکجاآباد برده. میدونی؟
الان یه ماهه داریم دنبالش میگردیم.
و هیچی پیدا نکردیم.
پس من ازش دست نمیکشم ولی نمیذارم بقیه هم بمیرن.
باید تا جایی که میتونیم مردم رو نجات بدیم.
وای، این طرز فکر زیادی سالمه برای من.
رسماً الان راحت نیستم، مرسی.
باشه، به الن زنگ بزن و بگو قبول میکنیم.
رفیق، این عالیه!
ما هیچوقت فرصت همچین کارایی رو پیدا نمیکنیم.
مثل چی؟
خونههای جنزده مدل قدیمی، میدونی؟
مه، راهروهای مخفی... لهجههای مسخره بریتانیایی.
شاید حتی توش با فرد و دافنه هم برخورد کنیم.
دافنه، عاشقشم!
هی، یه لحظه صبر کن.
زیاد مطمئن نیستم "جنزده بودن" مشکل باشه.
منظورت چیه؟
این الگو رو اینجا میبینی؟
اون یه کینکوناکسه. یه نقطه پنجتاییه.
نقطه پنجتایی؟ آره.
اون برای طلسمهای هودو استفاده میشه؟ درسته.
اینو با گیاه خون پر کنی یه طلسم قدرتمند داری.
آره، من هیچ گیاه خونی نمیبینم.
فکر نمیکنی اینجا زیادی...
یه طعمۀ تر و تازه برای هودو؟
شاید.
سلام. چطور میتونم کمکتون کنم؟
آره، یه اتاق برای چند شب میخواستم.
هی!
ببخشید. مشکلی نیست.
خب، تبریک میگم. شما ممکنه از آخرین مهمونای ما باشید.
یه کم بدشگون به نظر میرسه.
نه، ببخشید. منظورم اینه که آخر ماه داریم تعطیل میکنیم.
حدس بزنم. شماها برای عتیقه خریدن اینجایین؟
از کجا فهمیدی؟ خب، قیافهتون به این کارا میخوره.
خب، یه تخت کینگ سایز؟
چی؟ نه.
نه، نه. ما دو تا تخت تکنفره میخوایم.
ما فقط برادریم. آره.
اوه، خیلی معذرت میخوام.
منظورتون چی بود که قیافهمون به اون کارا میخورد؟
میدونید، حالا که صحبت از عتیقهجات شد...
یه گلدون خیلی جالب توی ایوان جلویی دارید.
اونو از کجا آوردین؟
هیچ ایدهای ندارم. همیشه اونجا بوده.
بفرمایید آقای ماهوگاف.
شما در اتاق ۲۳۷ اقامت خواهید داشت. باشه؟
شروین، میتونی این آقایون رو تا اتاقاشون راهنمایی کنی؟
بذارین حدس بزنم.
عتیقهخر؟
میتونم کمکتون کنم این کیف رو ببرید.
خودم میبرم. باشه.
پس هتل داره تعطیل میشه؟ آره.
خانم سوزان سعی کرد سرپا نگهش داره.
اما مهمونا دیگه مثل قبل نمییان.
با این حال، واقعاً حیف شد. اوه، واقعاً؟
شاید دیگه اینطور به نظر نیاد اما اینجا یه کاخ بود.
دو تا معاون رئیسجمهور مختلف روی بالشتهای ما سر گذاشتن.
پدر و مادرم اینجا کار میکردن. عملاً اینجا بزرگ شدم.
دلم براش تنگ میشه.
اینم اتاقتون.
ممنون.
نمیخوای که منو بپیچونی، نه پسرم؟
این دیگه چیه--؟
چی؟
این که طبیعیه. لعنتی، آخه کی اینجا میمونه؟
من تعجب میکنم این همه مدت تونستن سرپا بمونن.
باشه. قربانی شماره یک. جوآن ادیسون، ۴۳ ساله، یه مشاور املاک.
مسئول فروش هتل بوده.
و قربانی شماره دو لری ویلیامز بود.
داشت یه سری چیزا رو میبرد برای خیریه. یه ارتباطی بینشون هست.
دارن اینجا رو تعطیل میکنن. شاید یکی نمیخواد بره.
دارن از هودو استفاده میکنن. کی ساحر ماست؟
همون خانم سوزان؟ نه، بعید به نظر میرسه.
منظورم اینه که اون خودش داره میفروشه. پس کی؟ شروین؟
نمیدونم.
سؤال آزاردهندهتر اینه که چرا فکر میکنن ما همجنسگرا هستیم؟
خب، تو یه جورایی زمختی.
فکر میکنم داری جبران مافات میکنی.
آره، حتماً.
هی.
اینو نگاه کن. بازم هودو.
سلام. سلام.
همه چی تو اتاقتون خوبه؟ آره.
آره، همه چی عالیه. خوبه.
خب، من داشتم وسایلمو جمع میکردم، واسه همین...
هی، اینا عروسکای عتیقه هستن؟
چون این یکی... این یکی، اون...
اون یه کلکسیون بزرگ از عروسک توی خونه داره. نه؟
کلی. کلی.
آره. فکر میکنین میشه... ما بیایم تو یه نگاهی بندازیم؟
نمیدونم. خواهش میکنم؟
اون عاشقشونه. بهتون نمیگه.
همیشه بهشون لباسای کوچولو میپوشونه.
و شما روزشو میسازید. آره. ها؟ ها؟
واقعاً همینطوره.
باشه، بیاید تو. باشه. باشه.
وای.
اینا که خیلی عروسکن.
و خوبن، میدونید اصلاً خیلی ترسناک نیستن.
فکر کنم یه کم ترسناکن.
اما اینا همیشه تو خانواده ما بودن.
ارزش معنوی زیادی دارن.
این چیه؟
هتل؟ درسته. ماکت دقیقشه، سفارشی ساخته شده.
سرش پیچ خورده بود.
چش شد؟
احتمالاً تایلر.
مامان! مگی داره اذیت میکنه.
تایلر، بهش بگو گفتم خوب باشه، باشه؟
هی تایلر. میبینم عروسک تو شکوندی. میخوای درستش کنم؟
من نشکوندمش.
همینجوری پیداش کردم.
اوه. شاید مگی این کارو کرده؟ نه. هیچکدوممون نکردیم.
مامانبزرگ عصبانی میشد اگه ما میشکوندیمشون.
تایلر، اون عصبانی نمیشه. مامانبزرگ؟
مامانبزرگ رز. همۀ اینا اسباببازیهای اون بودن.
واقعاً؟ مامانبزرگ رز الان کجاست؟
توی اتاقشه.
میدونید، خیلی دوست دارم با رز در مورد عروسکهای فوقالعادهش صحبت کنم.
نه.
منظورم اینه...
متاسفانه این غیرممکنه. مادرم خیلی مریضه.
و هیچ ملاقاتکنندهای رو نمیپذیره.
No comments yet. Be the first to leave one.