Supernatural

Supernatural

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Supernatural S01E11 Scarecrow 1080p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 11 Supernatural زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-17
Descargas: 28
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

و قبل از اینکه برید، یه پای سیب از ما

مهمون ما. اوه، خدای من، خیلی ممنون

خواهش می‌کنم. هی، باید بیشتر گم شیم

یعنی، همه تو این شهر خیلی خوبن

آره، قضیه چیه؟

همه‌چی ردیفه. باشه. ممنون

چه تاتوی باحالی داری. ممنون

خب، بذارین برگردونمتون به بین‌ایالتی

آره، لطفاً. از لاسکی مستقیم برو بیرون شهر

و بعد بپیچ راست تو جاده Orchard

باشه، ممنون

چی شد؟

نمی‌دونم. ماشین یهو از کار افتاد

گوشی هم همینطور

چطور ممکنه؟

بیا. اونجا شبیه یه خونه‌ست

نه، من نمیرم اونجا

هالی، ما کمک می‌خوایم. نمی‌تونیم همینجا وایسیم

بیا. باشه

ببین اینو

اگه فقط یه مغز داشتم. گم نمی‌شدیم

ممنون

این باید عجیب‌ترین مترسک لعنتی باشه که تا حالا دیدم

منو می‌ترسونه

لطفاً، عجله کنیم، باشه؟

اون صدا رو شنیدی؟

سلام؟ کی اونجاست؟

وینس؟

وینس؟

دین

سلام؟ سم، تویی؟

بابا

زخمی شدی؟ خوبم

همه‌جا دنبالت گشتیم

نمی‌دونستیم کجایی، حالت خوبه یا نه

سمی، من خوبم. تو و دین چطورین؟

ما خوبیم. بابا، کجایی؟

ببخشید، پسرم، نمی‌تونم بهت بگم

چی؟ چرا نه؟ اون باباست؟

ببین، می‌دونم درک این برات سخته. فقط...

باید بهم اعتماد کنی

دنبال اونی، مگه نه؟

اون چیزی که مامانو کشت؟

آره. یه شیطانه، سم

یه شیطان؟

مطمئنی؟ یه شیطان؟ چی داره میگه؟

مطمئنم

گوش کن، سمی، من... خب...

من همچنین می‌دونم برای دوست‌دخترت چی شد

خیلی متاسفم

هر کاری می‌کردم تا از این محافظت کنم

می‌دونی کجاست؟

آره، فکر کنم بالاخره دارم بهش نزدیک می‌شم

بذار ما کمک کنیم. نمی‌تونی

تو نمی‌تونی جزئی از این باشی. چرا نه؟

گوشی رو بده به من. گوش کن، سمی، واسه همین دارم زنگ می‌زنم

تو و برادرت باید دست از گشتن دنبالم بردارید

حالا، می‌خوام این اسامی رو بنویسی

اسامی؟ چه اسامی؟ بابا، چی...؟

با من حرف بزن. بهم بگو چی شده

ببین، وقت این حرفا رو نداریم

این بزرگ‌تر از اونیه که فکر می‌کنید. اونا همه‌جان

حتی همین الان که داریم حرف می‌زنیم امن نیست

نه، باشه؟ عمراً. گوشی رو بده به من!

من بهت دستور دادم

حالا، دست از دنبال کردن من بردار و کارت رو بکن، می‌فهمی؟

حالا، این اسم‌ها رو یادداشت کن

بابا، منم. کجایی؟

بله، قربان

آه... آره، خودکار دارم

اسامی چیان؟

باشه، پس اسم‌هایی که بابا بهمون داد، همشون زوجن؟

سه زوج مختلف همگی گم شدن

از شهرهای مختلف، ایالت‌های مختلف؟ درسته، آره

واشنگتن، نیویورک، کلرادو

هر زوج یه سفر جاده‌ای بین‌ایالتی داشتن

هیچ کدوم به مقصدشون نرسیدن یا دیگه هیچ خبری ازشون نشد

کشور بزرگیه

ممکن بود هرجا غیبشون بزنه. ممکن بود

اما مسیر هر کدوم از همون قسمت ایندیانا رد می‌شده

همیشه تو هفته دوم آوریل، هر سال پشت سر هم

این هفته دوم آوریله. آره

پس بابا داره ما رو می‌فرسته ایندیانا...

...تا قبل از اینکه یه زوج دیگه ناپدید بشن، بریم دنبال چیزی بگردیم؟

یاهتزی!

می‌تونی تصور کنی یه الگوی اینجوری رو کنار هم بذاری؟

اون همه آگهی ترحیم مختلفی که بابا مجبور شد بخونه؟

بابا یه استاده

داری چیکار می‌کنی؟

ما نمی‌ریم ایندیانا

نمی‌ریم؟ نه، داریم میریم کالیفرنیا

بابا از یه تلفن عمومی زنگ زد

با کد منطقه ساکرامنتو. سم

دین، اگه این شیطان مامان و جس رو کشته و بابا داره بهش نزدیک می‌شه، ما باید اونجا باشیم

ما باید کمک کنیم. بابا کمک ما رو نمی‌خواد

خب، برای من مهم نیست. اون بهمون دستور داده

برای من مهم نیست

ما همیشه لازم نیست کاری رو که میگه انجام بدیم

سم، بابا ازمون خواسته کار کنیم تا جون آدما رو نجات بدیم. این مهمه

باشه، می‌فهمم. باور کن. ولی من دارم در مورد یه هفته حرف می‌زنم اینجا، رفیق

برای پیدا کردن جواب. برای انتقام.

باشه، ببین، می‌دونم چه حسی داری. واقعاً می‌دونی؟

چند سالت بود مامان مرد؟ چهار؟

جس شش ماه پیش مُرد.

تو از کجا می‌دونی چه حسی دارم لعنتی؟

بابا گفت برای هیچکدوممون امن نیست.

معلومه اون چیزی می‌دونه که ما نمی‌دونیم.

اگه میگه دور بمونیم، دور می‌مونیم.

این ایمان کورکورانه‌ای که به اون مرد داری رو نمی‌فهمم.

منظورم اینه که انگار اصلاً ازش سوالی نمی‌پُرسی.

آره، به این میگن یه پسر خوب بودن.

تو یه پدرسگ خودخواهی، می‌دونی اینو؟

تو فقط هر کاری دلت می‌خواد می‌کنی و برات مهم نیست بقیه چی فکر می‌کنن.

تو واقعاً اینو فکر می‌کنی؟ آره، همینطوره.

خب، پس این پدرسگ خودخواه داره میره کالیفرنیا.

شوخی می‌کنی، جدی نیستی. جدی‌ام.

نصفه شبه.

هی، من دارم میرم. میذارمت و میرم، شنیدی؟

همینه که می‌خوام انجام بدی.

خداحافظ، سَم.

بذار حدس بزنم. اسکاتی.

آره.

سلام، اسمم جان بونامِه.

اون درامر لد زپلین نیست؟

وای.

خوبه.

طرفدار راک کلاسیک.

چه کاری می‌تونم برات انجام بدم، جان؟

می‌خواستم بدونم که، اِم، اتفاقی این افراد رو دیدی؟

نه. اینا کین؟

دوستامن. حدود یک سال پیش ناپدید شدن.

از اینجا رد شدن. تو اسکاتزبورگ و سِیلم پرس‌وجو کردم.

متاسفم.

اینجا غریبه زیاد نمی‌بینیم.

اسکاتی، یه لبخند داری که یه اتاقو روشن می‌کنه. کسی تاحالا بهت گفته؟

ولش کن. بعداً می‌بینمت.

هی.

حسابی منو ترسوندی.

متاسفم. فقط فکر کردم شاید نیاز به کمک داشته باشی.

اِم، خوبم، ممنون.

اِم، خب، کجا میری؟

جسارت نباشه ولی عمراً بهت نمیگم.

چرا نه؟ تو ممکنه یه جور آدم عجیب‌غریب باشی.

منظورم اینه که، تو داری رایگان سفر می‌کنی. خب، تو هم همینطور.

سواری می‌خوای؟

آره، آره. آره.

فقط اون.

تو رو نمی‌برم.

به یه مرد ون مشکوک اعتماد می‌کنی و نه به من؟

قطعاً.

مطمئنی برای بنزین یا چیزی توقف نکردن؟

نه.

نه، یادم نمیادشون. میگی دوستات بودن؟

درسته. اون مرده تتو داشت؟

آره، داشت.

یادت میاد؟ تازه ازدواج کرده بودن.

حق با توئه. برای بنزین توقف کردن. بیشتر از ۱۰ دقیقه اینجا نبودن.

چیز دیگه ای یادت میاد؟

بهشون گفتم چطور برن بزرگراه، بعدشم از شهر رفتن.

میشه اون سمتی رو نشونم بدی؟ حتماً.

این دیگه چه کوفتیه؟

رفیق، چقدر زشتی.

تتوی قشنگی داری.

برگشتی. هیچوقت نرفته بودم.

هنوز دنبال دوستات می‌گردی؟

می‌شه اونجا رو پُر کنی، امیلی؟

خب، اینجا بزرگ شدی؟

۱۳ سالم بود که اومدم اینجا.

پدر و مادرمو از دست دادم. یه تصادف رانندگی.

عمه و عموم منو پیش خودشون نگه داشتن. آدمای خوبی هستن.

اینجا همه خوبن.

پس، چی، اینجا یه، اِم، شهر کوچیک و بی‌نقصه؟

خب، می‌دونی، اینجا یه جای پرت و دوره، ولی دوسش دارم.

منظورم اینه که، شهرهای اطراف ما...

مردم دارن خونه‌هاشون، مزرعه‌هاشون رو از دست میدن.

ولی اینجا، تقریباً انگار ما مورد لطف خدا هستیم.

هی، رفتی باغ؟

اون رو دیدی-- اون مترسک رو؟

آره، منو می‌ترسونه.

مال کیه؟ نمی‌دونم.

همیشه همینجا بوده.

اون مال عمه و عموته؟

مشتریه. مشکل ماشین داشته.

یه زوج نیستن، مگه نه؟ یه مرد و یه زن؟

آره.

متاسفم، اتوبوس ساکرامنتو تا فردا، ساعت ۵:۰۵ بعدازظهر حرکت نمی‌کنه.

فردا؟

باید یه راه دیگه باشه. خب، هست. یه ماشین بخر.

هی.

هی. تو باز که اومدی.

چی شد سواریت؟ حق با تو بود.

اون یارو مشکوک بود. همش دست‌درازی می‌کرد.

ردش کردم.

چی شده؟ فقط دارم سعی می‌کنم برم کالیفرنیا.

محاله. آره.

منم همینطور.

می‌دونی که اتوبوس بعدی تا فردا نیست.

آره. آره، مشکل همینه.

چرا؟ چی تو کالیفرنیا اینقدر مهمه؟

فقط چیزیه که خیلی وقته دنبالش می‌گردم.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left