前 158 行。
سلام خوشتیپها
این پیامیه از طرف تلویزیون مداربسته بخش داخلی برج
و یه دلیل دیگه برای اینکه چرا بودن توی برج عالیه
هنوز باورم نمیشه که رسیدیم
باورش کن رفیق
وارد شدیم. جامون امنه
قراره همهمون توی جکوزی یه دوش حسابی بگیریم
لباسهای جدید برجی بپوشیم
و بعد با بازیهای ویدیویی صفا کنیم
کلی سوال دارم که میخوام از برد بپرسم
امیدوارم چیزی رو فراموش نکنم
برندههای زیادی هستن و دو برابرشون بازنده
اون روزهای بدِ قدیمی رو یادتونه؟ دیگه تموم شدن
این فصل، چون ما باهوشترینیم
و بهترین... ستارههای واقعیِ برج
میخوایم به خودمون برسیم
و جشن بگیریم که کی هستیم و چطوری به نظر میایم، بیاید
عاشق برندهها باشیم و بازندهها رو تحقیر کنیم
این فصل از طرف مدیریت برج تقدیم میشه
جوایزِ دلبری و مدِ برج
جایی که آدمهای خوشگل اون نیمه گمشدهشون رو پیدا میکنن
خب، من اسپانسر رسمیِ
کلوپِ مهمونیِ چای هستم
یه جعبه کامل دوناتِ مونده جمع کردم که براشون ببرم
و اونها حتی فکرش رو هم نمیکردن
اه! دیگه هیچوقت از برج بیرون نمیرم
اون بیرون خستهکننده و کثیفه
افادهایها
تا وقتی که شورای عالی در حال جلسهست، تمام
بازیها و سرگرمیها باید متوقف بشن
تمام اتاقهای بازی باید تخلیه بشن
به دستور ماکرو، لطفاً اتاق رو خالی کنید
همه بازیها و سرگرمیها
ببخشید، چطور میتونم برد رو پیدا کنم؟
نمیتونی، تنبیه شده
منظورت چیه؟
تو باید همون بچه جدیده باشی
برد توی اتاقش زندانی شده
چرا؟
برد گند زد
نتونست از پسش بربیاد
الان ماکرو رئیسه
یعنی همه گذاشتن این اتفاق بیفته؟
آره خب، ماکرو خیلی باحاله
نگاه کن، سطلآشغالی اومد
خب، فهمیدی برد کجاست؟
فلش، اونها برد رو زندانی کردن
چرا؟
تقصیر خودش بود
نتونست اون چیزی رو که بچهها میخواستن بهشون بده
برای همین ماکرو حبس خانگیش کرد
میخوایم بریم نجاتش بدیم
بدون اجازه ماکرو نمیتونی ببینیش
مواظبش باش، آدمِ موذی و بدجنسیه
من الان بیخیال نمیشم. این ماکرو رو کجا میتونم پیدا کنم؟
الان جلسه شورا دارن
از اون طرف. مراقب باش
ممنون
دیشب دوباره خوابت رو دیدم
داری سعی میکنی باهام حرف بزنی؟
اسمش جِیه
اون با دو تا همراه سفر میکنه که الان هم اینجا پیششن
اون اولین بچهایه که تا جایی که یادمونه تونسته وارد
برج بشه، اون هم با رد کردنِ سه تا ایست بازرسی برد
نتیجهی این موفقیت
که همونقدر که بعید بود، نامطلوب هم بود
و فکر کنم دارم از طرف کل گروه حرف میزنم
لشکری از بچههای بیرون
حالا وقتی از ایست بازرسی رد میشن و میان توی
برج، میخوان برد رو ببینن که الان
از همیشه محبوبتر شده
این "جی" برای تودهها تبدیل به یه قهرمانِ اسطورهای شده
در مجموع، دنیای ما داره به سمت هرج و مرج میره
خیلی ممنونم
اینطوری نیست که بهتون هشدار نداده باشم
بهتون گفتم "ویرانگر" داره میآد، اما گوش دادین؟
نه
بس کنید. هرج و مرج، تهدید، خطر
بذارید یه لحظه بهش فکر کنیم
داری تخمه میخوری؟
از جلسهام برو بیرون
ملیسا، دفعه بعد اون یارو رو برای تخمه بگرد
میخواید بدونید باید با این بچه
چیکار کنیم؟
باید روش مطالعه کنیم
من دیدم تو سرش چی میگذره
حالا، ممکنه این نتایج به نظرتون خیرهکننده بیاد
حتی فوقالعاده
اما من معتقدم این پسر، جی، مالِ... یه جای دیگهست
اگه بخوام دقیقتر بگم، یه بُعد دیگه
ما باید ذهنش رو تحلیل کنیم. اگه میخوایم
رازِ وجودِ خودمون رو بفهمیم
ما از کجا اومدیم ماکرو؟
به کجا میریم؟
رشته کلام از دستم در رفت
اون یکی رو بیشتر براق کن
تحلیلش کنیم؟ تحلیلش کنیم؟
اون داره دنیای ما رو به نابودی میکشونه
باید بفرستیمش توی یه جزیره یخی یا یه همچین جایی ولش کنیم
این ایدهها به درد من نمیخورن
چیزی که به دردم میخوره اینه که از این "مشکل"
به نفع خودمون استفاده کنیم
جی همیشه بالاترین واکنشها رو
نسبت به این وسایل نشون میده
و همهشون توی اون جعبه کفشی بودن
که من توی
کمدش پیدا کردم
عینک آفتابی، دستکش، محافظ چرم
و این... مگه اینها چه ویژگی خاصی دارن؟
خب، همهشون مال باباش بودن
به جز اون یکی. چرا اون انقدر واکنش بالایی داشت؟
شاید یه ارتباطی وجود داشته باشه
از دیدِ جی دربارهشون برام بگو
باشه؟
بله؟
اومدیم ماکرو رو ببینیم
برین پی کارتون، اون... هی! نمیتونید برید تو
تو باید جی باشی. نقل مجالس برجی
ملیسا، میفهمی که این پسر یه قهرمانه؟
برو بیرون
میدونم برد رو زندانی کردی
باید ببینمش. همین الان
الان زمان مناسبی برای برد نیست
اون... مشغول فکر کردن به آیندهشه
اما مردم هنوز برد رو میخوان
اگه بفهمن چیکار کردی، میندازنت بیرون
حق با توئه
حق همیشه با مردمه
برای همینه که میخوایم تو رو رهبر جدید کنیم
چی؟
اون واکس چرم قبلاً جزو وسایل
کمپینگِ برد بود
قضیه اون دستکشها چیه؟
اوه، برد چند سالی یه ماشین کروک میروند
حتی توی زمستون
همیشه اونها رو دستش میکرد
و عینکها؟
آره، اونها هم همینطور
اون، اه، همیشه موقع رانندگی میزدشون
یادمه یه بار با هم رفته بودن رانندگی
زمستون بود
و وقتی برگشتن، دستکشها دستِ جی بود
و کاپشن برد تنش بود
و عینک آفتابی هم زده بود
فکر میکنی اون ماشین کروک برای جی معنای خاصی داشته باشه؟
وقتی کوچیک بود فروختیمش
البته هیچکس تا حالا بدونِ تلویزیون رهبر نشده
بچهها هر چیزی رو باور میکنن
آره، حتماً
من نمیخوام رهبر بشم
اما دلت میخواد برد رو ببینی. و خواهی دید
وقتی که تو رو به عنوان جانشینش معرفی کنه
برای چی؟ تو که الان همهچیز رو به دست گرفتی
مردم هنوز به برد ایمان دارن
اما اون بهشون نمیگه که از من پیروی کنن
و فکر میکنی که اون بهشون میگه از من پیروی کنن؟
معلومه، اون بالا جامعه داره از هم میپاشه
برد به اون آدمها اهمیت میده
No comments yet. Be the first to leave one.