The first 176 lines.
منو یادت میآد؟ من مدیام
میدونم اون بیرون هستی
چرا یه نصیحت دوستانه رو قبول نمیکنی و همین حالا تسلیم نمیشی؟
نمیذارم برج رو آتیش بزنی
یا مخزن کولای ما رو مسموم کنی
فکر هم نکن که قراره برد رو ببینی
اون نمیخواد ببینتت. همین الان بیخیال شو
اوه ساکت شو! من حق دارم برد رو ببینم! خودم این حق رو به دست آوردم
اون چه مشکلی با من داره؟
فکر میکنه تو همون خرابکاری یا یه چیزی تو همین مایهها
بهش گفتم که نمیخوام چیزی رو خراب کنم
وقتی قضایا رو برای برد توضیح بدی
همهچی درست میشه
اول باید پیداش کنم
یا مخزن کولای ما رو مسموم کنی
انگار همین بغله، میتونی لمسش کنی
چطور بریم تو؟ (مدیا همچنان از بلندگو صحبت میکند)
ببخشید، دنبال در اصلی برج میگردم
از کدوم طرفه؟
خب، میتونم بهت بگم ولی فایدهای برات نداره
چرا؟
خب، اگه از اهالی برج بودی، نمیپرسیدی
که یعنی نیستی
و این یعنی باید از ایستبازرسیها رد بشی
نمیذارم برج رو آتیش بزنی
یا مخزن کولای ما رو مسموم کنی. (مدیا همچنان از بلندگو صحبت میکند)
خب، اون یکی کجاست؟
توی نقشهی من فقط دو تا ایستبازرسی هست
نه، یکی دیگه هم هست. ایستبازرسی مخفی
تو از کجا دربارش میدونی؟
خب، من تاجرم. چیزمیز خرید و فروش میکنم. خبرها بهم میرسه
اطلاعات خودش یه جور بیزنسه. میدونستی؟
باشه، پس این سومین ایستبازرسی مخفی کجاست؟
من نمیتونم بهت بگم
ولی شاید یکی تو "صرافی برد" بدونه
صرافی برد دیگه چیه؟ بیا تا بهت نشون بدم
فکر هم نکن که قراره برد رو ببینی
اون نمیخواد ببینتت. همین الان بیخیال شو
هیچ کاری از دستت برنمیآد. سلام جی
تغییراتی توی فشار خونش دیده میشه
دما، نبض و واکنش به محرکها
چشماش رو باز کرده. آب دهنش رو قورت داده، سرفه کرده و عطسه کرده
دستش رو تکون داده. دستت رو فشار داده
خودتون گفتید که زمان میبره
آره
چرا من باید این همه دور بشینم؟
این بهترین وسیلهی منه. بیخیال کیت
من قرار نیست چیزی رو خراب کنم. این واسه تولد جیه
قرار گذاشتیم کادوش رو با هم درست کنیم
فقط اونا رو ببر، باشه؟
اصلاً این قطعات باریک واسه چیه؟
حصار دورش
چطور شد که من باید حیاط رو بسازم و تو ساختمون رو؟
چون من مدیرم و تو کارگر
چقدر بچهگانهست
تو مشکل جدیِ سازگاری داری
این یعنی چی؟
یعنی باید بذاری تو ساختن قسمتهای خوبش کمک کنم
وگرنه هیچوقت دوستی پیدا نمیکنی
باشه
فقط اشیای عتیقهی برد! فقط تاجرها
توریست ممنوع! فقط تاجرهای واقعی اجازه ورود دارن
پس با افتخار از کنار اینجا رد شو
کلکسیونهای دلپذیرِ کلیپر
این آشغالها چیه؟
صنایع دستیِ بچههای فقیر
ما داریم برای لباس معامله میکنیم، نه سود
ببرش بیرون از اینجا. (صدای جیرینگ سفال)
دکمهها، انگشتانهها و شلوارهای برد
یا مثلاً باتریهای تمومشدهی برد
و لامپهای سوختهای که خودِ برد عوضشون کرده؟
بیا، شاید این بتونه ما رو ببره تو
تلسکوپ برد و دو تا مجوزِ عبور از ایستبازرسیهای برد
بذار کیفیتشون رو ببینم
بهتر از اینها پیدا نمیکنی
این آت و آشغالهای برد رو نیار اینجا
من اینا رو نمیخوام
هی، زود باش، پسشون بده
برو پی کارت بچه، این شغل منه
عجب مکافاتیه
بسیار خب، معاملهی خوبی داشته باشید. بعدی
اثری از بزرگترین و برترین هنرمند جهان، برد
ممنون که منو آوردی تو. خوبیت رو فراموش نمیکنم
اینجا کجاست؟
نگران نباش. خیلی زود دستت میآد قضیه چیه
من یه نقاشی دارم که شبیه پرندهست
یکی دیگه هم دارم که شبیه یه پرندهی دیگهست
و کلی چیزمیز دیگه
بیا امروز بعدازظهر یه کار متفاوت بکنیم
اوه
سلام. وسایل جشن رو آوردم
میتونم خودم نصبشون کنم؟
بیا
کی میتونه بهم بگه ایستبازرسی مخفی کجاست؟
من که نمیدونم. ولی اگه کسی هم بدونه، برات گرون تموم میشه
چرا؟ فقط یه آدرسه دیگه؟
اطلاعات یه کالا محسوب میشه. میدونستی؟
اگه چیزی میخوای، باید سر کیسه رو شل کنی
منظورم اینه که هیچچیز مفتی گیرت نمیآد. نه اینجا
ولی ایستبازرسیها که فقط مال پولدارها نیست
میگفتن بچهها میتونن با تلاش خودشون راهشون رو به برج پیدا کنن
فکر میکردم قانون برد اینه
شاید قدیما اینطور بود. الان دیگه بازار قانونه
در واقع، ناظرهای برج حتی اینجا قدرتی ندارن
همهچیز دست "پراپ"ـه، تاجر ارشد
اوه، متاسفم. (موسیقی دراماتیک)
مرام و مسلک برد دیگه فراموش شده
حالا مردم فقط دنبال وسایلشن
که واقعاً خندهداره، چون اکثرشون قلابیان
من باید از وسایلم استفاده کنم. نمیتونم معاملهشون کنم
دیگه خود دانی
یه دستبند چطوره؟
دو تا؟
خب، من ژاکتم رو باهات عوض میکنم
با همهی اینها، در ازای اون ژاکت و این یکی
سه تا، پیشنهاد آخرمه
ممنونم
یه معاملهی ویژه روی انگشت وسطِ "فرانس اِسکایوا"
از اینجا بگیرید. مسواک شخصی خودِ برد
یک روز از زندگی برد. برگی از خاطراتش
چی کار میتونم برات بکنم بچه؟ دنبال اطلاعات میگردم
میخوام بدونم ایستبازرسی مخفی کجاست
آدمی که میدونه چی میخواد. براش احترام قائلم
همهچیز دربارهی ایستبازرسی مخفی
اونم توی سربرگِ مخصوصِ برد، نه کمتر
شک دارم بتونم ازش بگذرم، ولی تو چی داری؟
یه نقشهی رسمی از برج
من بهتر از اونو دارم
یه اسکیتبوردِ کاملِ برد چطوره؟
مدیا! سلام جی
فکر کنم اینجا آخر خطته
و این هم تلسکوپته، جی
چرا این تلسکوپ برای جی خاصه؟
اوه، مال پدربزرگش بود
و بعدش مال پدرش شد
و وقتی پدرش فوت کرد، به اون رسید
یه جورایی میراث خانوادگیه
فشار خون و ضربان قلب، هر دو بالا رفتن
اوه
اینم دستکش بیسبالته
همهچیز به حالت عادی برگشت
بیا. عصای منو امتحان کن. باشه
این عصای دوناست
متاسفم، تغییری نکرد
باید یه اتفاقی میافتاد
من اسکیتبورد رو برمیدارم
مگر اینکه بتونی معامله رو جذابتر کنی
بیخیال! من حق دارم اون پاکت رو ببینم
نقشه رو که گرفتی. حالا اون رو بده به من
بهتره مجوز ایستبازرسی رو بدیم بهش
ولی ما برای رسیدن به برج به این احتیاج داریم
من باید ایستبازرسی مخفی رو پیدا کنم
آره، اولویت با کارهای مهمتره
مجوز رو میتونیم بعداً پس بگیریم
آره
مجوز ایستبازرسی
برد اینها رو همینجوری به کسی نمیده
گیتارشه. امضاش روشه. خودم شنیدم که باهاش مینواخت
انگار باختی بچه. این عملاً یه چیز مقدسه
صبر کن. این مال ایستبازرسی دومه
به ندرت کسی از اون یکی جون سالم به در میبره
شورتهای برد
هی، اگه اینها واقعاً شورتهای اون آدمبزرگه باشن
قبوله، معامله میکنیم
از کجا میدونی اصله؟
میخوام ثابت کنی که قلابی نیستن
ثابت کنم؟
من مجبور نیستم چیزی رو ثابت کنم
هی! چرا که نه؟
جای من اینجاست. منم همینطور
جنسهای من اصله! خودت میدونی که خوبن
هی! هی! دعوا نکنید
برای کاسبی خوب نیست
شرط میبندم وسایلِ "بردِ" اون قلابیان
مجبورش کن ثابت کنه اصله
مدیا، اون حق داره که روی کالاهای تو اعتراض بذاره
No comments yet. Be the first to leave one.