The first 170 lines.
از این طرف
این چیه؟
کلوب منه
اینجا کتابخونهست؟
آره
ولی تو گفتی کمک میکنی برسم به برج
دارم همین کار رو میکنم
نمیتونی همینطوری راه بیفتی بری دمِ برج و بگی سلام
راه خیلی طولانیه
میخوام ببینم رفقام کمکمون میکنن یا نه
یه لحظه صبر کن. اینجا کتابخونهست
حتماً یه نقشه دارن که به دردمون بخوره
آره، درسته
بیا بریم بگیریمش
وایسا
دیگه چی شده؟
نقشه برج محرمانهست
توی بخش ویژه نگهش میدارن
فقط رئیس کلوب من بهش دسترسی داره
پس تو باهاش دوستی
آره
حتی مطمئن نیستم بتونم شماها رو ببرم داخل کتابخونه
چرا؟
اینجا قانون داره
کجاست؟
جِی رو توی اتاقش ندیدم، فکر کردم... فکر کردم
اوه، معذرت میخوام، باید بهتون میگفتم
چی رو میگفتید؟
خب، جِی دیگه به مراقبتهای ویژه احتیاج نداره
یعنی میتونم ببرمش خونه؟
متأسفانه نه. چیزی که الان لازم داره، مراقبت طولانیمدته
خودم ازش پرستاری میکنم
اینجا براش بهتره
دارم هماهنگ میکنم که منتقلش کنن
به بخش مراقبتهای طولانیمدت ما
مراقبتهای طولانیمدت؟
من... من نمیتونم اجازه بدم پسرم
توی یه بخش، یه گوشهای ذرهذره آب بشه
خانم زیگلر، بهبودیِ جِی ممکنه خیلی طول بکشه
و صرفاً چون خطرِ فوری برطرف شده، معنیش این نیست که
به مراقبتِ زیادی احتیاج نداره
تازه، شما هنوز اونجا رو ندیدید
اونقدرها هم که فکر میکنید بد نیست
اینجا عجیبترین کتابخونهایه که تا حالا دیدم
هیس
اینجا چیکار میکنی؟
کتاب جمع میکنیم، برای تمدن نگهشون میداریم
تا حالا تو کتابخونه بودی؟
نه، راستش نه
آلفا
بُلد فِیت
خیلی وقت بود نبودی
میدونم. پیدا کردن کتاب داره سخت میشه
بیا فقط نقشه رو برداریم و از اینجا بزنیم به چاک
چند تا پیدا کردی؟
فقط چهار تا. اوضاع اون بیرون سخته
اینا اینجا چیکار میکنن؟
اِم، باید هِدا رو ببینیم. هستش؟
ما برای حضور اونا قانون داریم
میدونم، ولی گم شدن. به کمک ما نیاز دارن
فکر کردم شاید بتونن یه مدتی اینجا بمونن
اصلاً حرفش رو هم نزن
هدا، ما قرار بود متمدن باشیم
داری پیشنهاد میدی که قانون رو بشکنیم؟
نه
خب، شایدم، فقط یه ذره
راستش، من فقط نقشه برج رو میخوام
هیچکس نقشه برج رو نمیگیره
اون قفله و تنها کلیدش هم دست منه
فقط میخوام قرضش بگیرم
اصلاً و ابداً
چطوره یه کپی ازش بگیرم؟
قانون ۹۱، کپی ممنوع
خب، اگه از رو بکشیم چی؟
مگه سواد نداری؟ قانون ۹۲، کپیبرداری ممنوع
یه استثنا قائل شو
نه. اینجا ما همهچی رو طبق قانون پیش میبریم
تازه، اگه هم میخواستیم استثنا قائل بشیم
قطعاً برای پسرا نمیشد
با اون دستای کوچولوی کثیف و چرکآلودشون
تازه، شما تنبل هم هستین
بلد نیستین چطوری قوانین رو رعایت کنین
و اصلاً هم به باهوشی ما نیستین
این دلیل نمیشه که لایق یه فرصت نباشن
آلفا، ببین چی داری میگی
اونا از کتاب و یادگیری چی میفهمن؟ آخه پسرن
قانون ۲۳۱ چی میشه؟
رئیس باید هر خواستهی کسی رو که
اون رو به چالش بکشه و برنده بشه، برآورده کنه
اون فقط واسه اعضای کلوپه
کجا اینو نوشته؟
اینجا که همچین چیزی نگفته
بیخیال. دارم قانونها رو عوض میکنم، من رئیسجمهورم
اما هدا، فکر میکردم همه باید از قانونها اطاعت کنیم
حتی خودِ تو
خیلی خب
اگه نقشه رو میخواد، باید منو به چالش بکشه
من تو رو به چالش میکشم
چالشت رو قبول میکنم
اگه ببری، نقشه مال توئه
اگه من ببرم چی گیرم میآد؟
نمیدونم. واقعاً چیزی ندارم که بدم
اون دوربین رو
نمیتونم
هر جور راحتی
یالا، یالا. بیا زود تمومش کنیم و از اینجا بزنیم بیرون
صبر کن
خوبه
خب حالا چی؟
اوه، نه
نگران نباش جی، من تو رو از اینجا میبرم
نه، من با دخترا نمیجنگم
ولی من میجنگم
نه یه دعوای واقعی، اونجوری که پسرا انجام میدن
ما روش خودمون رو برای تسویهحساب داریم
یه روش خیلی متمدنانهتر
اون دیگه چیه؟
مسابقهی هجی کردن کلمات
اگه ببری، نقشه مال توئه
اگه ببازی، محکومی که تا ابد سرگردون باشی
پزشک
پ-ز-ش-ک. پزشک
یتیم
ی-ت-ی-م. یتیم
سیبزمینی
س-ی-ب-ز-م-ی-ن-ی
سیبزمینی آخرش «ه» داره؟
رقتانگیز
ازم خواستی نگاهی به مراکز مراقبتیتون بندازم
و این کار رو کردم
من پسرم رو اینجا نگه نمیدارم
خانم زیگلر، آروم باشید
اونقدری که فکر میکنید بد نیست
با توجه به شرایط، اینجا بهترین جا برای اونه
نه، ترجیح میدم ببرمش خونه
نمیتونید این کار رو بکنید. اون به مراقبت دائمی نیاز داره
براش یه پرستار میگیرم
میدونی هزینه یه پرستار تماموقت چقدر میشه؟
خب، برام مهم نیست
نمیخوام توی یه همچین جایی رهاش کنم
یه جای دیگه پیدا میکنم
یه راه دیگه هم وجود داره
خب، اون چیه؟
یه جایی هست که تخصصش توی مراقبتهای طولانیمدته
درمان و مراقبت از بیمارانِ کما
آهان بفرما، اینجاست، «دریفتوود»
ولی یه مرکز آزمایشی به حساب میاد
میرم یه نگاهی بندازم
و حالا، مسابقهی اصلی؛ یه نبرد سنگینوزن در ۱۰ راند
بین قهرمان فعلی و یه پسرِ گمشده
در گوشهی سمت چپ من، با ضریب هوشی نامعلوم: جِی
آلفا
۱۵۶ و در اون یکی گوشه، با ضریب هوشی خیرهکنندهی
کسی نیست جز قهرمان بلامنازعِ مسابقات هجی کلمات
و رئیس انجمن کتابخونه: هدا
(هو کردن فِلش)
خیلی خب، میخوام یه مبارزهی تمیز و جوانمردانه ببینم
بعد از اینکه زنگ خورد دیگه نباید هجی کنید، حرفی رو هم که گفتید نمیتونید پس بگیرید
استفاده از لغتنامه هم ممنوعه، و اگه کلمهای رو اشتباه هجی کنید
اون یکی هم یه فرصت پیدا میکنه تا کلمه رو درست هجی کنه
فهمیدی؟
خیله خب، حالا با هم دست بدید و آمادهی هجی کردن باشید
هدا، اولین کلمهات «مخچه» است
م-خ-چ-ه
درسته
(هو کردن فلش)
جی، اولین کلمهات اینه: فراموششده
فراموششده
ف-ر-ا-م-و-ش-ش-د-ه
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.