Upload

Upload

下載 Farsi Persian 字幕

第 3 季

發布資訊

Upload S03E04 480p x264-mSD RUBiK
Upload S03E04 HDR 2160p WEB h265-NHTFS
Upload S03E04 720p/1080p WEB h264-ETHEL NHTFS
Upload S03E04 720p/1080p HEVC x265-MeGusta ELiTE
Upload S03E04 720p WEBRip x265-MiNX FENiX T0PAZ
Upload S03E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Upload S03E04 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Upload S03E04 WEBRip x264-TORRENTGALAXY XEN0N
Upload S03E04 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-NTb
Upload S03E04 720p/1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
由 AMIRX79X 評論 AMIRX79X
█⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

標籤

x264
480p
480
web
HD
720p
720
1080
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
發布於: 2023-10-27
下載次數: 72
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫- گندش بزنن، تف توش، تف توش! ‫- هول نشید.

‫- فقط باید جلوی خونریزی رو بگیریم. ‫- چیز خا...

‫بیا، این رو بکن توی دماغت.

‫یا این یکی.

‫- یا این. ‫- سیب‌زمینی آخه؟! مامان...

‫ویو، بس کن! ‫داری وضعیت رو بدتر می‌کنی.

‫وایسید، بیا. ‫این تامپون فوق جذب‌کننده هست.

‫آخی، نِویا تو کِی انقدر بزرگ شدی؟

‫اما نترسید، فقط یه خون دماغ ساده‌ست. ‫باشه؟

‫اصلاً تموم شد دیگه. ‫چیزیم نیست.

‫- تموم شد. ‫- خب اگه یه خون دماغ ساده نباشه چی؟

‫روپرت تیلفورد هم خون ‫دماغ شد، قبل از اینکه کله‌‍ش...

‫منفجر شد.

‫عزیزم، شاید بهتره بری پیش دکتر.

‫آخه دکتر مگه می‌خواد چیکار کنه، مامان؟ ‫من یه ناهنجاری علمی هستم.

‫کاری از دست دکتر عادی بر نمیاد

‫- اما دکتری که دانلود رو اختراع کرد، شاید. ‫- نورا.

‫ببین، من پیداش کردم. ‫اسکار مایر اینتل اخراجش کرده

‫اما هنوز توی سان فرانسیسکو زندگی می‌کنه ‫و اونقدر هم ازمون دور نیست.

‫من مثلاً زیاد نباید آفتابی شم. ‫وسایل نقلیه‌ی عمومی

‫از افتتاحیه‌ی یه فیلم بیشتر دوربین دارن.

‫مشکلی نیست.

‫تا حالا هواپیمای شخصی سوار شدید؟

‫یکی رو سراغ دارم. ‫عاشقش می‌شید.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫هی خوابالو، فیلم تموم شده ها.

‫کم‌کم داریم می‌رسیم.

‫توی این فکر بودم که...

‫فکر کنم بهتره بهش نگیم ‫که من دانلودی هستم.

‫هرچی آدم‌های بیشتری خبردار بشن

‫خطرناک‌تر میشه، نمیشه؟

‫پس لطفاً بهم قول بده ‫که چیزی بهش نمیگی.

‫باشه. ‫قول میدم.

‫خب، رسیدیم چیکار کنیم؟

‫من یه نقشه دارم.

‫راستکی داری یا داری از ‫روی اعتماد به‌نفس میگی؟

‫از روی اعتماد به‌نفس.

‫خب، موقع گفتنش خیلی سکسی شدی.

‫خب پس شاید بهتره بیام سمتت.

‫آره شاید.

‫چیزیم نیست.

« آپلود » « فصل سوم: قسمت چهارم »

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫خوشگل شد.

‫توی متن پست بنویس: ‫رفتم سفر کاری، نکبت‌ها.

‫#به_خودتون_برسید. ‫پستش کن.

‫ای بابا، یکی دیگه بگیر. ‫یه عکس دیگه.

‫شرمنده، شارژم تموم شد.

‫چه عجیب واقعاً. ‫هروقت که می‌خوایم...

‫عکس بگیریم...

‫این...

‫اینطوری میشه.

‫شرمنده، من...

‫توی هواپیما ۳تا قرص زولپیدم خوردم.

‫۳تا زولپیدم؟!

‫از وقتی شوهرم ولم کرده ‫خواب ندارم.

‫آخی، نمی‌دونستم.

‫اشکالی نداره.

‫باورم نمیشه دارم این رو میگم

‫اما اگه کسی رو خواستی که باهاش...

‫صحیح.

‫گپ خوبی بود.

‫نورا توی سان فرانسیسکو چیکار می‌کنه؟

‫زنگ بزن به نورا.

‫سلام.

‫سلام. ‫پارسال دوست امسال آشنا.

‫باورت نمیشه بگم کجـ...

‫اون صدای چیه؟

‫آمم...برگ‌روب.

‫این لس‌آنجلسی‌ها خیلی ‫به چمن‌شون اهمیت میدن.

‫پس لس‌آنجلسی؟

‫آره، آره.

‫الان هم توی سونا هستم. ‫چقدر هم گرمه.

‫- چطور؟ ‫- هیچی. همینطوری.

‫آممم...باشه پس.

‫آره.

‫حقیقتش الان دستم بنده.

‫نظرت چیه بعداً بهت زنگ بزنم؟

‫آره، باشه. ‫مشکلی نداره.

‫ماشین، قفل کودک رو فعال کن.

‫ماساژ قاچ قاچی برو.

‫سرعتش مورد پسنده؟

‫تندتر...

‫ ‫

‫من باید برم.

‫هنوز روغنم رو پاک نکردی!

‫امروز برنامه‌‍ت چیه نیتن‌جونی؟

‫تا وقتی که پول نخوام بدم ‫پایه‌ی همه کاری هستم.

‫مگه امروز نباید بری سر کار؟

‫نه، مغازه بسته‌ست. ‫به‌خاطر شیوع قارچ پوستی.

‫آقای براون، طبقه‌ی ۵ می‌رید؟

‫- آره، ممنون. ‫- پس خودتون برید

‫- چون من باید برم ناهار. ‫- چی؟

‫ساعت ۹:۴۰ دقیقه‌ی صبحه.

‫اصلاً غذات چیه؟

‫- هی، هی بیا اینجا. ‫- اوه، ای شیطون.

‫نه، لوک در مورد یه روش هک گفت ‫که چطوری میشه رفت طبقه‌ی اول

‫اما تا حالا نتونستیم امتحانش کنیم ‫چون این هوش مصنوعیه

‫نمی‌ذاره دکمه‌های آسانسور رو بزنیم

‫عزیزم، الان طبقه‌ی اولیم.

‫نه، نه، نه.

‫طبقه‌ی خیلی اول.

‫عین ویترین نسخه‌ی آزمایشی لیک‌ویو می‌مونه.

‫خیلی مزخرفه اما مشروب‌فروشی ‫با تنظیمات مستی رایگان داره.

‫انگار شایعه بوده.

‫خدایــا!

‫وای خدا!

‫همچین هم بد نبود.

‫- حال داد. ‫- آره.

‫باز دوباره نه.

‫خانم کنرمن پدرم رو در میاره.

‫ ‫

‫دهنم سرویسه.

‫اگه تا امشب بودجه گیر نیارم

‫از فردا میندازنم پیش شما.

‫حداقل خوراکی بهتون سیب میدن. ‫من سیب دوست دارم.

‫پیازه.

‫ای گندت بزنن. ‫ای خدا.

‫من نمی‌تونم عین اسب ‫پیاز بجوَم.

‫آپلودها اجازه ندارن کار کنن.

‫چطوری وقتی قراره خودم رو وفق بدم ‫باید روی فرم بمونم؟

‫من یه راهی بلدم.

‫حاضری یه‌کار خلاف قانون بکنی؟

‫آره. ‫چیه؟

‫خیلی‌خب...

‫برو منطقه‌ی خاکستری ‫بعدش برو سمت جنوب.

‫یه انبار می‌بینی.

‫ازشون بپرس پنیر کجاست. ‫خودشون می‌دونن چیکار کنن.

‫منطقه‌ی خاکستری، جنوب، انبار، پنیر. ‫منطقه‌ی خاکستری، جنوب،

‫- انبار، پنیر. حله. ‫- پنیر.

‫- مرسی ینگ. ‫- راستی...

‫تو باحالی و حس کردم ‫یه جرقه‌ای الان بین‌مون خورد.

‫نظرت چیه با هم بریم سر قر...

‫عجب. ‫یعنی چی می‌خواست بگه؟

‫منطقه‌ی خاکستری، جنوب، انبار، پنیر.

‫منطقه‌ی خاکستری، جنوب، انبار، پنیر.

‫امری داشتید؟

‫سلام، بله. ‫شوهر من...

‫یا بهتره بگم همسر عرفی من...

‫حالا اینش مهم نیست، ولی...

‫داشتیم قدم می‌زدیم که خفت‌مون کردن.

‫وای خدا، کی خفت‌تون کرد؟

‫چندتا لات وحشی.

‫- حالتون خوبه؟ ‫- من آره

‫اما شوهرم توی سرش لگد خورد.

‫ای تف توش.

‫- واقعاً که. ‫- میشه گوشی‌تون رو قرض بگیرم به دکتر زنگ بزنم؟

‫خب، من می‌تونم معاینه‌‍ش کنم. ‫خودم دکترم.

‫- چی؟! ‫- واقعاً؟

‫کار خدا رو ببین.

‫مرسی.

‫بد لنگ می‌زنی. ‫بهت رحم نکردن، نه؟

‫وقتی داشتم دهن‌شون رو سرویس می‌کردم ‫مچ پام پیچ خورد.

‫اما به نامردی من رو زدن.

‫مستقیم برید.

‫۱۰۰ سال پیش، فاندرز گروو

‫به‌عنوان مؤسسه‌ای برای مردان ‫قدرتمند و فاسد از نظر اخلاقی

‫بنیان شد تا تصمیماتی رو بگیرن ‫که روی همه‌ی افراد تأثیر می‌ذاره.

‫اما امروز درهای این مؤسسه به روی ‫زنان ما

‫و اقشار مختلف جنسیتی نیز باز شده.

‫هیچکس آب زیرکاه‌تر از ستاره‌های ‫بی‌نظیر نا-مرد هورایزن نیست.

‫پس لطفاً به‌همراه بنده ‫یک کف مرتب برای ورود این عزیزان بزنید.

‫ممنون، مرسی.

‫ممنون لوسی. ‫مرسی.

‫مرسی.

‫این اواخر پنریا ایآن در ‫حال رشد مشترکینش بوده.

‫اما ما هیچ پیشرفتی نداشتیم. ‫سه ماه گذشته انقدر بد بود

‫که مجبور به تعطیل کردن ‫بخش یکپارچگی مدنی شدیم.

‫امروز می‌خوام ایده‌های آینده‌دار بشنوم.

‫آلیشا، نظرت رو برامون بگو.

‫مهم نیست چقدر به‌هم ریخته ‫و با هدف جلب توجه باشه.

‫آم...باشه...

‫حتماً.

‫حقیقتش همین اواخر خانواده‌ی من ‫اومدن و لیک‌ویو رو دیدن.

‫خوش‌شون اومد ‫یا دیوونه‌‍ش شدن؟

‫به‌نظرشون خیلی خشک و بی‌روح بود.

‫ببینید، من برای اولین ‫بار توی زندگیم پول دارم.

‫از پس هزینه‌ی آپلود توی لیک‌ویو بر میام

‫اما دلم همچین چیزی رو نمی‌خواد.

‫متوجه‌‍م که من

‫قشر مورد نظر هورایزن نیستم

‫اما خب چرا نباشم؟

‫شرمنده بچه‌ها، آلیشا تازه وارده.

‫بذار بقیه‌‍ش رو بگه.

‫خب...

‫باشگاه‌ها یا تیم‌های ورزشی کجان؟

‫من یواشکی از دوست پرستارم توی مونت ‫تاکوبل-ساینای شنیدم که اَدل یه پاش لب گوره.

‫خب چرا ما قبل از پنریا ایآن ‫نریم سراغش و بگیریمش؟

‫نظر تو چیه کارینا؟

‫دل و جرئت‌مون رو نشون میده. ‫خوشم اومد.

‫آفرین آلیشا.

‫من یه قشر دیگه رو سراغ دارم ‫که می‌تونی بریم سراغ‌شون.

‫بچه‌ها.

‫تحقیقات نشون میدن بچه‌ها برندها رو ‫از یک و نیم تا دو سالگی تشخیص میدن

‫و بعد از اون به برند وفادار میشن.

‫پس بیاید تا خوندن و نوشتن یاد نگرفتن ‫برای مُردن بهشون هیجان بدیم.

‫یا خدا لوسی، تو مثلاً خودت بچه داری.

More Farsi Persian subtitles for Upload

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left