前 200 行。
- گندش بزنن، تف توش، تف توش! - هول نشید.
- فقط باید جلوی خونریزی رو بگیریم. - چیز خا...
بیا، این رو بکن توی دماغت.
یا این یکی.
- یا این. - سیبزمینی آخه؟! مامان...
ویو، بس کن! داری وضعیت رو بدتر میکنی.
وایسید، بیا. این تامپون فوق جذبکننده هست.
آخی، نِویا تو کِی انقدر بزرگ شدی؟
اما نترسید، فقط یه خون دماغ سادهست. باشه؟
اصلاً تموم شد دیگه. چیزیم نیست.
- تموم شد. - خب اگه یه خون دماغ ساده نباشه چی؟
روپرت تیلفورد هم خون دماغ شد، قبل از اینکه کلهش...
منفجر شد.
عزیزم، شاید بهتره بری پیش دکتر.
آخه دکتر مگه میخواد چیکار کنه، مامان؟ من یه ناهنجاری علمی هستم.
کاری از دست دکتر عادی بر نمیاد
- اما دکتری که دانلود رو اختراع کرد، شاید. - نورا.
ببین، من پیداش کردم. اسکار مایر اینتل اخراجش کرده
اما هنوز توی سان فرانسیسکو زندگی میکنه و اونقدر هم ازمون دور نیست.
من مثلاً زیاد نباید آفتابی شم. وسایل نقلیهی عمومی
از افتتاحیهی یه فیلم بیشتر دوربین دارن.
مشکلی نیست.
تا حالا هواپیمای شخصی سوار شدید؟
یکی رو سراغ دارم. عاشقش میشید.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
هی خوابالو، فیلم تموم شده ها.
کمکم داریم میرسیم.
توی این فکر بودم که...
فکر کنم بهتره بهش نگیم که من دانلودی هستم.
هرچی آدمهای بیشتری خبردار بشن
خطرناکتر میشه، نمیشه؟
پس لطفاً بهم قول بده که چیزی بهش نمیگی.
باشه. قول میدم.
خب، رسیدیم چیکار کنیم؟
من یه نقشه دارم.
راستکی داری یا داری از روی اعتماد بهنفس میگی؟
از روی اعتماد بهنفس.
خب، موقع گفتنش خیلی سکسی شدی.
خب پس شاید بهتره بیام سمتت.
آره شاید.
چیزیم نیست.
« آپلود » « فصل سوم: قسمت چهارم »
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
خوشگل شد.
توی متن پست بنویس: رفتم سفر کاری، نکبتها.
#به_خودتون_برسید. پستش کن.
ای بابا، یکی دیگه بگیر. یه عکس دیگه.
شرمنده، شارژم تموم شد.
چه عجیب واقعاً. هروقت که میخوایم...
عکس بگیریم...
این...
اینطوری میشه.
شرمنده، من...
توی هواپیما ۳تا قرص زولپیدم خوردم.
۳تا زولپیدم؟!
از وقتی شوهرم ولم کرده خواب ندارم.
آخی، نمیدونستم.
اشکالی نداره.
باورم نمیشه دارم این رو میگم
اما اگه کسی رو خواستی که باهاش...
صحیح.
گپ خوبی بود.
نورا توی سان فرانسیسکو چیکار میکنه؟
زنگ بزن به نورا.
سلام.
سلام. پارسال دوست امسال آشنا.
باورت نمیشه بگم کجـ...
اون صدای چیه؟
آمم...برگروب.
این لسآنجلسیها خیلی به چمنشون اهمیت میدن.
پس لسآنجلسی؟
آره، آره.
الان هم توی سونا هستم. چقدر هم گرمه.
- چطور؟ - هیچی. همینطوری.
آممم...باشه پس.
آره.
حقیقتش الان دستم بنده.
نظرت چیه بعداً بهت زنگ بزنم؟
آره، باشه. مشکلی نداره.
ماشین، قفل کودک رو فعال کن.
ماساژ قاچ قاچی برو.
سرعتش مورد پسنده؟
تندتر...
من باید برم.
هنوز روغنم رو پاک نکردی!
امروز برنامهت چیه نیتنجونی؟
تا وقتی که پول نخوام بدم پایهی همه کاری هستم.
مگه امروز نباید بری سر کار؟
نه، مغازه بستهست. بهخاطر شیوع قارچ پوستی.
آقای براون، طبقهی ۵ میرید؟
- آره، ممنون. - پس خودتون برید
- چون من باید برم ناهار. - چی؟
ساعت ۹:۴۰ دقیقهی صبحه.
اصلاً غذات چیه؟
- هی، هی بیا اینجا. - اوه، ای شیطون.
نه، لوک در مورد یه روش هک گفت که چطوری میشه رفت طبقهی اول
اما تا حالا نتونستیم امتحانش کنیم چون این هوش مصنوعیه
نمیذاره دکمههای آسانسور رو بزنیم
عزیزم، الان طبقهی اولیم.
نه، نه، نه.
طبقهی خیلی اول.
عین ویترین نسخهی آزمایشی لیکویو میمونه.
خیلی مزخرفه اما مشروبفروشی با تنظیمات مستی رایگان داره.
انگار شایعه بوده.
خدایــا!
وای خدا!
همچین هم بد نبود.
- حال داد. - آره.
باز دوباره نه.
خانم کنرمن پدرم رو در میاره.
دهنم سرویسه.
اگه تا امشب بودجه گیر نیارم
از فردا میندازنم پیش شما.
حداقل خوراکی بهتون سیب میدن. من سیب دوست دارم.
پیازه.
ای گندت بزنن. ای خدا.
من نمیتونم عین اسب پیاز بجوَم.
آپلودها اجازه ندارن کار کنن.
چطوری وقتی قراره خودم رو وفق بدم باید روی فرم بمونم؟
من یه راهی بلدم.
حاضری یهکار خلاف قانون بکنی؟
آره. چیه؟
خیلیخب...
برو منطقهی خاکستری بعدش برو سمت جنوب.
یه انبار میبینی.
ازشون بپرس پنیر کجاست. خودشون میدونن چیکار کنن.
منطقهی خاکستری، جنوب، انبار، پنیر. منطقهی خاکستری، جنوب،
- انبار، پنیر. حله. - پنیر.
- مرسی ینگ. - راستی...
تو باحالی و حس کردم یه جرقهای الان بینمون خورد.
نظرت چیه با هم بریم سر قر...
عجب. یعنی چی میخواست بگه؟
منطقهی خاکستری، جنوب، انبار، پنیر.
منطقهی خاکستری، جنوب، انبار، پنیر.
امری داشتید؟
سلام، بله. شوهر من...
یا بهتره بگم همسر عرفی من...
حالا اینش مهم نیست، ولی...
داشتیم قدم میزدیم که خفتمون کردن.
وای خدا، کی خفتتون کرد؟
چندتا لات وحشی.
- حالتون خوبه؟ - من آره
اما شوهرم توی سرش لگد خورد.
ای تف توش.
- واقعاً که. - میشه گوشیتون رو قرض بگیرم به دکتر زنگ بزنم؟
خب، من میتونم معاینهش کنم. خودم دکترم.
- چی؟! - واقعاً؟
کار خدا رو ببین.
مرسی.
بد لنگ میزنی. بهت رحم نکردن، نه؟
وقتی داشتم دهنشون رو سرویس میکردم مچ پام پیچ خورد.
اما به نامردی من رو زدن.
مستقیم برید.
۱۰۰ سال پیش، فاندرز گروو
بهعنوان مؤسسهای برای مردان قدرتمند و فاسد از نظر اخلاقی
بنیان شد تا تصمیماتی رو بگیرن که روی همهی افراد تأثیر میذاره.
اما امروز درهای این مؤسسه به روی زنان ما
و اقشار مختلف جنسیتی نیز باز شده.
هیچکس آب زیرکاهتر از ستارههای بینظیر نا-مرد هورایزن نیست.
پس لطفاً بههمراه بنده یک کف مرتب برای ورود این عزیزان بزنید.
ممنون، مرسی.
ممنون لوسی. مرسی.
مرسی.
این اواخر پنریا ایآن در حال رشد مشترکینش بوده.
اما ما هیچ پیشرفتی نداشتیم. سه ماه گذشته انقدر بد بود
که مجبور به تعطیل کردن بخش یکپارچگی مدنی شدیم.
امروز میخوام ایدههای آیندهدار بشنوم.
آلیشا، نظرت رو برامون بگو.
مهم نیست چقدر بههم ریخته و با هدف جلب توجه باشه.
آم...باشه...
حتماً.
حقیقتش همین اواخر خانوادهی من اومدن و لیکویو رو دیدن.
خوششون اومد یا دیوونهش شدن؟
بهنظرشون خیلی خشک و بیروح بود.
ببینید، من برای اولین بار توی زندگیم پول دارم.
از پس هزینهی آپلود توی لیکویو بر میام
اما دلم همچین چیزی رو نمیخواد.
متوجهم که من
قشر مورد نظر هورایزن نیستم
اما خب چرا نباشم؟
شرمنده بچهها، آلیشا تازه وارده.
بذار بقیهش رو بگه.
خب...
باشگاهها یا تیمهای ورزشی کجان؟
من یواشکی از دوست پرستارم توی مونت تاکوبل-ساینای شنیدم که اَدل یه پاش لب گوره.
خب چرا ما قبل از پنریا ایآن نریم سراغش و بگیریمش؟
نظر تو چیه کارینا؟
دل و جرئتمون رو نشون میده. خوشم اومد.
آفرین آلیشا.
من یه قشر دیگه رو سراغ دارم که میتونی بریم سراغشون.
بچهها.
تحقیقات نشون میدن بچهها برندها رو از یک و نیم تا دو سالگی تشخیص میدن
و بعد از اون به برند وفادار میشن.
پس بیاید تا خوندن و نوشتن یاد نگرفتن برای مُردن بهشون هیجان بدیم.
یا خدا لوسی، تو مثلاً خودت بچه داری.
No comments yet. Be the first to leave one.