The first 200 lines.
« بیاند، به یاد بنیانگذاران خود هستیم »
پسر. جیمی
چی بلایی سر تو اومد؟
فکر میکنم خیلی خفن بشه اگه ما
...یه پل ارتباطی باشیم بین - ،لعنتی -
اون یارو که تو برج چوک بود
چی؟
لعنتی
ولی خوندماغ نداشتی، درسته؟
اینقدر نگران نباش، باشه؟
اگه خوندماغ بشم، بهت میگم
امروز صبح چطور بود؟ این ساک بهنظر سبکتر شده
آره، دو نفر دیگه رو برگردوندم به خانوادههاشون
البته کسی پول نداره که
باهاشون کاری بکنه - آره -
پسر
« چارلی مانگر » « مسکن برای افراد بیبضاعت »
آدرسش که درسته
برام مهم نیست
بالاخره میتونیم با هم رو یه تخت واقعی بخوابیم
کاری میکنم حسابی عاشقم بشی، نورا آنتونی
کسی سشوار من رو ندیده؟
یا خدا
نیتنِ من
باورم نمیشه واقعاً خودتی
سلام، مامان - ...اوه -
خیلیخب
خب، سر جدیدم چطوره؟
عاشقشم. گوشهات رو درست کردن
وایسا، چی؟ - نورا -
فکر کنم واسه دیدن تو بیشتر از پسر خودم هیجانزدهام
خیلیخب - شوخی کردم -
پسرم از دنیای مردهها برای شامِ روز تخفیف مجازی» برگشته»
.لطفاً بیاید تو .هرچی مالِ منـه مالِ شمام هست
من «ویو» سادهام
هرچی که روش برچسب «ویو گنده» داشت بهش دست نزنید وگرنه
چاقو میخورید
اینقدر شیر جو دوسر من رو نخور، ویوِ ساده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« آپلود » « فصل سوم: قسمت سوم »
.تو یه برندهای .یه برنده، آره
« ترجمه و زیرنویس از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
خب، اینجا ترتیب خوابیدن چطوریـه؟
خب، همهمون روی یه تخت میخوابیم
خدا رو شکر دو نفرهست
من وسط میخوابم - ،عزیزم -
گفتم شاید بشه امشب رو پیش پدر و مادرت بخوابی
.نمیخوام با مامانم بخوابم، عزیزم .خیلی عجیبـه
خب، فقط امشبـه، عزیزم
خیلیخب، باشه، عزیزم
ممنون، عزیزم
نه، نه. نهخیر
پشمام
شرمنده
خدایا، هنوزم باورم نمیشه با هم هستید
منم همینطور
میدونم - خیلی خوبه، نه؟ -
البته - ،نیتن -
موریتسیو میخواد یه چیزی بهت بگه
...اگه میخوای من رو بابا صدا کن و
نه - اگه دوست نداری همون موریتسیو... -
«من در هر صورت بهت میگم «پسرم
اصلاً همچین چیزی نمیخوام
شب بخیر، بچهجون
نه... ممنون
ممنون. شب بخیر
شب بخیر
ببین چی دارم
اینجوری شما دو تا مرغ عشق حریم خصوصیتون رو دارید
کارِتون رو بکنید و من اصلاً نمیفهمم
خدای من
نه، نه. یا خدا
نه. خیلی متأسفم
خیلی شرمنده - هوم -
...خیلیخب، میشه
اینم گذاشتم. برو که رفتیم
وقتی کار پیدا کنم خودمون خونه میگیریم، باشه؟
میتونم چندتا شیفتِ از راه دورِ لیکویو بردارم
گذروندن یه روز تو واقعیت مجازی الآن مثل تعطیلات میمونـه
با این قابل مقایسه نیست؟ - هوم -
،آره، داری من رو عاشق خودت میکنی نیتن براون
جدی میگم، برید تو کارش - نه، مامان -
!بس کن. لطفاً - اصلاً نمیفهمم
.نمیخواد .ولی بازم ممنون
« روز تخفیف مجازی »
آره، تازه گرفتمش و عاشقشم
« موجودی ناکافی »
اصلاً منصفانه نیست
عزیزم، خیلی بابت بوفۀ روز تخفیف مجازی هیجان دارم
میخوام مثل خوکی که قراره بکُشنش غذا بخورم و
بعد خود خوک رو بخورم
،آبگوشتِ بینهایت کوکتل نامحدود
بیا بریم
خیلیخب، گندهبک
روز تخفیف مجازی فقط یه بهانهست تا
بیگ هم» گوشت خوک بیشتری بفروشه»
بدترین حالتِ مصرفگراییـه
عزیزم، تو عاشق مصرفگرایی هستی
:تو یه تتو داری که نوشته «میگیرم پولو، میکنم پارو»
...حالا، ببخشید ولی
کی داخل این آواتارـه؟
هوم؟ از کی تا حالا تو نگران پول میشی؟
من؟
نگران پول؟
...نه. من
اگرچه باید برم
...چون
باید برم سالن
خیلیخب
خب، منم خودم رو سرگرم میکنم
عجیبه، خیلی وقته از لوک خبری ندارم
.اگرچه یهجورایی خوبـه ...دوستش دارم ها، ولی
...بعضیوقتها یکم
کنترلش سخته، راستش
خدای من، خیلی دوست دارم وقتی در مورد لوک بد میگی
خیلیخب، عزیزم. اینگرید خارج میشه
ایول. ایول، ایول، ایول
ها؟
یکم سادهست در مقایسه با
بقیۀ آپلودها
حس و حال خونههای قدیمی رو میده
ریدید با این کاغذدیواریهاتون
شما باید خواهر آلیشا باشید
از دیدنتون خوشحالم
سرجوخه لوک کرازلی
ماچ - ایشون مادرمـه -
احمق
میشناسمش
همون منحرفیـه که تو دریم هاب» با تو سکس کرد»
چشماتو از مامانم درویش کن
ارنی میگه ما مسئول خیالپردازیهامون نیستیم
اِرنی سگِ درمانیِ منـه
دوست داشتی در مورد من خیالپردازی کن، سرجوخه
!اوه
و شما رو امشب سر شامِ
روز تخفیف مجازی میبینم
همهتون تو لیکویو جشن میگیرید؟
نه
امسال آشپزی با منـه
کل خانواده خونۀ من هستن
الآن حسابی رفتم تو فاز مهموننوازی
هوم - اوه -
درود. درود
سرجوخه
هی، لیش. میشه باهات صحبت کنم؟
...آه
یادته گفتم میتونی روز تخفیف مجازی رو
مرخصی بگیری؟
لعنتی، گفتم کدو عسلی، نه کدو حلوایی
خیلی خیلی با هم فرق دارن
ازت میخوام که کار کنی
برنامه ریختم که واسه خانوادهام ...غذا بپزم و
شغل جدیدت همینـه، لاغرمُردنی
نه، شمعها رو خاموش نکن
برای بهتر کردن حال و هواست
،خیلیخب، راستش رو بگم
من تو اداره نیستم
خونهام و دارم واسه شوهرم غذا میپزم
دخترۀ شیطون
وضع ازدواجمون خرابـه و - اوف -
درمانگرمون گفت اگه به هلموت
احترام نذارم و محبت نکنم ترکم میکنـه
شوخیت گرفته؟
کلاه؟ اینجا که برلین نیست منگل
واقعاً بهش احتیاج دارم، لیش، باشه؟ راز کوچیکمون باشه؟
حله، لوس گوس. هوات رو دارم
...خیلی ممـ
شرمنده، بچهها، فقط باید
یهسری چیزا رو بررسی کنم
همه نوشیدنی دارن؟
آره. اوهوم - مرسی، آره -
باید پرینت گوشت رو هم شروع کنم
!اوه! گوهان
نه! از جلو نه
برو
جلوش رو بگیرید
از هورایزن لسآنجلیس بسته دارید
منم، مالِ منـه
باید این
ارتباط چشمیات رو تمومش کنی
زیادیـه
هنوزم داری انجامش میدی
خب یه جای دیگه رو نگاه کن دیگه
چه خبر شده؟
داداش، نباید اینقدر واضح نگاه کنی
هیچ جای امنی برای نگاه کردن نیست
خیلی بهتر شد
روز تخفیف مجازیـه
برنامۀ خاصی نداری؟
برنامه دارم؟
آره. کلی برنامه و نقشه دارم
حسابی سرم شلوغـه
ولی از اونجا که دیدم تو سر کاری
گفتم یه لطفی در حقت بکنم و باهات وقت بگذرونم
باید برم. یه گوشت خوک تو یه پرینتر اجارهای دارم
آه! اصلاً منصفانه نیست
.الان تعطیلاتـه .همه به مرخصی احتیاج دارن
مرخصی؟
مرخصی... دیگه چیـه؟
یه چیز مال انسانهاست
No comments yet. Be the first to leave one.