Upload

Upload

下載 Farsi Persian 字幕

第 3 季

發布資訊

Upload S03E06 480p x264-mSD+RUBiK
由 AMIRX79X 評論 AMIRX79X

標籤

x264
480p
480
web
HD
720p
720
1080
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
發布於: 2023-11-04
下載次數: 62
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫رسیدیم.

‫- کاش می‌تونستم دعوتت کنم بیای ولی... ‫- سیستم دوگانگی رو تشخیص میده.

‫- آره، نورا قبلاً برام... ‫- توضیح داده.

‫همیشه می‌دونی قراره چی بگم.

‫خیلی عجیبه. ‫من تا حالا داداش نداشتم.

‫بله، بله.

‫اینجا جاییه که آدم صمیمی‌ترین ‫دوست‌هاش رو پیدا می‌کنه

‫ولی آره، بدجور عجیبه.

‫عین تنظیمات ریدن.

‫مثلاً اگه سرعت‌های دیگه‌ای به‌جز ‫«تخلیه‌ی عادی» رو امتحان کنی

‫عین لیگ جهانی بیس‌بال پرت میشه.

‫- مگه نه؟ ‫- چی میگی؟

‫اینجا که تنظیمات ریدن نداریم.

‫می‌دونی، آلیشا میگه تقریباً همه اینجا...

‫واقعاً آدم باید کنارش حواسش رو جمع کنه.

‫سلام مامان. ‫ببین، من پیش اون یکیمم.

‫نیتن...

‫یه بسته برات رسیده که روش نوشته ‫فوری و شخصی.

‫- نه، نه، نه. ‫- مگه کسی می‌دونه اینجایی؟

‫مامان، بازش نکن.

‫یه‌خرده گرد و خاک نارنجی رنگ روشه.

‫آها.

‫مشکلی نداره، بازش کن.

‫از طرف دوستمه.

‫«نیتن، چه‌خبر؟ ‫مأمور چیتوـم.

‫این دیوید چوک‌ـه روی هارد درایو.

‫یادت باشه کسی نفهمه من بهت دادمش.

‫امیدوارم به‌دردت بخوره»

‫من گفتم این چوک کجاست‌ها.

‫- این که عالیه. ‫- آره.

‫می‌تونی حافظه‌‍ش رو بگردیم ‫و همه چیز رو بفهمیم.

‫مدرک گیر بیاریم. ‫جواب تمام سؤال‌هامون رو می‌گیریم.

‫چوک همونیه که تو رو کُشت؟

‫پس میندازمش توی آشغال فشرده‌کن.

‫مامان، اون درایو رو بذار زمین.

‫- صبر کن تا خودم بیام. ‫- باشه.

‫یه آشی براش بپزم.

‫- نه، صبر کن تا خودم بیام. ‫- صبر کن تا خودش بیاد!

‫- البته اگه بتونم. ‫- مامان...

‫مامان!

‫زنگ بزن به نورا.

‫چرا جواب نمیده؟

‫شاید باز گذاشته رفته.

‫مثل همون قبلاً که بی‌خبر ول کرد رفت.

‫نه، همچین کاری نمی‌کنه.

‫شما دیگه زیادی به نورا بها دادید.

‫مثل یه فیلم گنده گوز توی ‫جشنواره‌ی فیلم ساندنس‌ـه.

‫نصف فیلم اصلاً نمی‌دونی چی به چیه.

‫خیلی مزخرفه.

‫- خیلی‌خب، یه‌کم آروم باش. ‫- نه، خودت آروم باش!

‫من مشکلی ندارم! ‫تو باید آروم بگیری.

‫«آره، من نیتنِ پشتیبانم.

‫من یه روح قلابی اضافی‌ام»

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، آروم باش.

‫می‌خوای در موردش حرف بزنیم رفیق؟

‫ببخشید.

‫اخیراً خیلی سخت گذشته.

‫شما رابطه‌تون با هم خیلی خوبه.

‫خب چون دقیقاً یه نفـ...

‫وسط حرف من نپر!

‫و حس می‌کنم نیتن باید ‫یه‌کم برای من هم وقت بذاره.

‫باشه، برات وقت می‌ذارم.

‫اما...الان نه.

‫زنگ بزن به نورا.

‫آخه کجایی...

‫سلام، نورا.

‫توقع ندارم فوراً بهم جواب بدی.

‫- چی؟! ‫- می‌دونم این...

‫آلیشا، صبر کن، صبر کن. ‫قضیه چیه؟

‫- الان جدی هستید؟ ‫- نورا...

‫- بذار برم بیرون! ‫- نورا آروم باش.

‫خودت آروم باش! ‫من توی لیک‌ویوـم؟!

‫من مُردم؟

‫چطوری کاربر‌هام انقدر ‫راحت تونستن باهاش کنار بیان؟

‫باید بیشتر قدر می‌دونستم.

‫وای، وای...

‫خیلی واقعیه.

‫می‌دونستم باید واقعی باشه.

‫واقعاً متأسفم.

‫اصلاً چی شد؟

‫از آخرین روز زندگیت برام بگو.

‫چیزی یادته؟

‫خودت نمی‌‌تونی توی خاطراتم نگاه کنی؟

‫چی شده؟

‫صدمه دیدن؟ ‫کسی روشون کرم ریخته؟ تف توش!

‫نه، نه چطور مگه؟

‫نورا، آروم باش.

‫چرا بیشتر بهش فشار نمیاری آلیشا؟

‫- نورا. ‫- این چه خوبه.

‫بگیر بشین.

‫الان برمی‌گردم.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

« آپلود » « فصل سوم: قسمت ششم »

‫از اینکار بدم میاد. ‫خیلی خطریه.

‫وقتی گفتی بیام سمت جت شخصیت

‫فکر کردم می‌خوای من رو ببری سفر عاشقانه.

‫تشخیص داده شده که این ‫کارمند هورایزن تهدید امنیتی

‫حساب میشه برای همین خودمون ‫داریم بهش رسیدگی می‌کنیم.

‫پس چرا انگار داریم ۱۳تا ‫قانون رو زیرپا می‌ذاریم؟

‫از نظر قانونی درست میگی.

‫فیک‌ویو باید فقط به‌عنوان ‫پیش‌نمایش استفاده بشه.

‫اما خب معمولاً آدم‌ها وقتی می‌فهمن مُردن ‫دیگه سفره‌ی دلشون رو باز می‌کنن.

‫معمولاً؟

‫موادی چیزی زده؟

‫ببین، این زن جاهایی سرک می‌کشیده

‫که نباید می‌کشیده.

‫دنبال اطلاعاتی بوده ‫که براش مجاز نبوده.

‫اگه یه تروریست لادـی باشه

‫مدیرهای ارشد رو هدف می‌گیرن.

‫تو که دلت نمی‌خواد ‫این بدن خوشگل و خفن

‫تیکه تیکه بشه، می‌خوای؟

‫- شما دوتا با هم... ‫- چی؟

‫کی با کی؟ ‫چطور؟

‫حالا به من که ربطی نداره ‫ولی باید به منابع انسانی خبر بدید.

‫آل، برای این تو رو وارد این ماجرا کردم ‫چون تو می‌شناسیش.

‫اگه کس دیگه‌ای میاوردم ‫اوضاع خیط می‌شد.

‫اگه دلت براش می‌سوزه ‫پس باید بری داخل

‫و ببینی چند چنده، هدفش چیه.

‫باشه، ولی دیگه چیزخورش نکنید.

‫چیزخورش نکردیم.

‫بیشتر بهش مُسکن بزن.

‫من برگشتم.

‫سلام فرشته خانم، میشه یه دمنوش بدید؟

‫یه دمنوش گیاهی لطفاً.

‫وای که چقدر حال بده.

‫- دمنوش بده! ‫- میدم...

‫هروقت بخوای بهت دمنوش میدم ‫اما اول یه‌چیزی.

‫یه‌خرده کنجکاوم...

‫یه اتفاقی برات توی سان فرانسیسکو افتاد.

‫خدایا...

‫اونجا چیکار می‌کردی؟

‫وایسا ببینم...

‫این دیگه چیه؟

‫نوری که از پنجره میاد چیه؟

‫چون رنگش اشتباهه.

‫حالا چیز خاصی نیست. ‫میگم درستش کنن.

‫بگو سان فرانسیسکو چی شد.

‫آره، اونجا با هم بودیم.

‫حالا اونی که مُرده منم

‫و اون داره راست راست می‌گرده؟

‫نیتن رو میگم.

‫یادت رفته؟ ‫نباید بگی نیتن دانلودیه

‫یا تو باهاش توی رابطه بودی.

‫چی می‌گید؟ ‫آلیشا...اَه!

‫اصلاً از نیتن چیزی نگو.

‫ممکنه توی دردسر خیلی بزرگی بیوفتی.

‫اطاعت میشه.

‫«تغییر وضعیت» ‫سلام.

‫من یه فرشته‌ی جدیدم.

‫اِوا سلام.

‫تو با کاربرت، نیتن براون ‫توی کالیفرنیا بودی.

‫یه‌بار درایوش رو توی لس‌آنجلس نجات دادی.

‫درست نمیگم؟

‫چی؟

‫من...

‫دیگه...اصلاً با اون کاری ندارم.

‫چندین ماهه که دیگه توی اون بخش کار نمی‌کنم.

‫«متئو اسکاوو»نامی می‌شناسی؟

‫می‌دونی دیوید چوک کجاست؟

‫مگه توی لیک‌ویو نیست؟

‫چرا رفتی دم در یه خونه ‫نزدیک پارک لافایت، نورا؟

‫واقعاً نمی‌دو...

‫آهــا...

‫می‌خواستم برم دستشویی.

‫اتفاقاً خونه‌ی قشنگی هم بود.

‫حالا چی شده مگه؟

‫آممم...

‫گفتی دمنوش می‌خوای.

‫زنگ بزن به منصور.

‫چیه؟

‫عمدی نبوده. ‫هیچی نمی‌دونه.

‫مسخره‌بازی...

‫خیلی‌خب، برش گردون.

‫اون کاپور عوضی هم پاک کن.

‫سلام، چه عجب! ‫کجا بودی؟

‫واقعاً دیگه نباید همچین ‫کاری با من بکنی نورا.

‫مُردم از دلشوره. ‫لوک گفت

‫بهت بگم اگه جواب ندی

‫دیگه من باهات سکس نمی‌کنم.

‫ای بابا، چطوری دلت میاد همچین کاری کنی؟

‫بله. نخواستم بیشتر از این ‫تنبیه‌‍ت کنم. ولی خب چه میشه کرد.

‫خیلی‌خب، باشه.

‫سعی می‌کنم از این به بعد سریع‌تر جواب بدم.

‫الان خوشحالی؟

‫آره، بهترم.

‫می‌تونی حق سکس رو نگه داری.

‫عالیه.

‫حالا کجا بودی؟

‫اصلاً نمی‌دونم.

‫همین الان روی نیمکت یه پارک به‌هوش اومدم ‫و سردرد دارم.

‫ممکنه خفتم کرده باشن.

‫چی؟! ‫ببخشید، حرفی که زدم...

‫در مورد سکس شوخی کردم. ‫حالِت خوبه؟

‫خوبم، کیف پولم هم نزدن.

‫ولی وقتی بیهوش بودم عجیب‌ترین خواب رو دیدم.

‫خواب لیک‌ویو رو دیدم. ‫خیلی واقعی بود.

‫- مطمئنی خوبی؟ ‫- آره.

‫- قرص‌ها ضد گوز بودن، نیتن. ‫- چی؟

‫- دکتر هم گم شده. ‫- گم شده؟

‫چندتا آدم مشکوک خونه‌‍ش بودن و ‫جوری حرف می‌زدن انگار اصلاً

More Farsi Persian subtitles for Upload

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left