Sterling Point

Sterling Point

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Sterling Point S01E05 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-21
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه در استرلینگ پوینت گذشت...

‏پدربزرگ مرحوم عزیزمون ‏جزیره رو برای ما هم گذاشته،

‏پس بیاین این لعنتی رو بفروشیم.

‏کانر، ما این جزیره رو نمی‌فروشیم.

‏امروز نه؛ وقتی هجده‌سالمون شد می‌فروشیم.

‏آره، ولی تو که به‌زودی هجده‌سالت نمی‌شه؟

‏یه مهمونی بزرگ. تو هم دعوتی، آبجی.

‏الو؟

‏سلام. می‌خواستم با جوزف اندرسن صحبت کنم.

‏من وکیل املاک گوردون کمپبلم.

‏به نظر می‌اومد شما دوتا با هم بودین؟

‏دبیرستان چند ماه با هم بودیم.

‏اشکالی نداره قرضش بگیرم؟

‏داشت با روری لب می‌گرفت.

‏داداش، ازت خوشش میاد. کاملاً واضحه.

‏ازش بخواه بیاد اون برنامهٔ فیلم.

‏- دوست داری بیای؟ ‏- آره.

‏- خیلی دوست دارم نزدیکت باشم. ‏- منم دوست دارم نزدیکت باشم.

‏هی، این دیگه باحال نیست.

‏سلام. قشنگه، نه؟

‏شش پرس پوتین. ‏خودتم یه چیزی بردار...

‏- واو! ‏- لعنتی...

‏- چه عوضی‌ای هستی، لینکلن. ‏- ببخشید.

‏- عاشق شدی. ‏- آره، شاید.

‏از یه دختری به اسم استیسی مالوری خوشش اومده.

‏- با احساس من بازی کردی. ‏- من باهات بازی نکردم.

‏- تو نمی‌خواستی؟ ‏- نه.

‏- معلومه داری بهم دروغ می‌گی. ‏- جای من نیست که بگم.

‏- جای تو نیست چی رو بگی؟ ‏- اینکه چطور مرد.

‏چی گفتی؟

‏موقع به دنیا آوردن رامونا مرد.

‏از کجا می‌دونی؟

‏چون من اونجا بودم.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏نمی‌دونم باید بهش بگیم یا نه.

‏چی؟ چند روزه از اتاقش بیرون نیومده

‏چون اون عوضی، اونا،

‏دل دختر منو شکسته.

‏حالا می‌خوای بهش بگی ‏مامان موقع به دنیا آوردنش مرده؟

‏- تو یه هیولای کوفتی‌ای؟ ‏- می‌شه اینو با صدای هلیومی نگی؟

‏ببخشید.

‏فکر نمی‌کنی قایم‌کردنش خیلی خرابه؟

‏یه چیزایی هست که بهتره ندونی

‏- دربارهٔ والدین زیستی‌مون. ‏- اون فرق داره.

‏دقیقاً عین همینه.

‏نه. والدین زیستی ما، والدین ما نیستن.

‏ما رو به فرزندخواندگی دادن. ‏گلدی واقعاً مامان رامونا بود.

‏می‌خواستش، بعد هم لعنتی ‏سر زایمانش مرد.

‏تاریکه.

‏یعنی، آره.

‏باشه. دارم دیر می‌رسم به مشاورم با سالی

‏برای مهمونی تولد.

‏اگه تصمیم گرفتی به رامونا بگی، ‏خبرم کن چی شد.

‏فکر و دعا باهات. دوستت دارم. خداحافظ.

‏چی رو بهم بگین؟

‏هوم؟

‏چه سؤال احمقانه‌ای. خوبی؟

‏آره.

‏آره، نه، عالیه. خیلی خوبه. خوبم. فقط...

‏دارم این حقیقتِ زیروروکنندهٔ ‏زندگی رو هضم می‌کنم

‏که من مامانمون رو کشتم.

‏- پس عالیه. ‏- رامونا، تو مامان رو نکشتی.

‏تقصیر تو نیست. اصلاً تقصیر تو نیست.

‏نه، می‌دونم تقصیرم نیست. ‏بچه بودم.

‏ولی... فقط... من...

‏فکر کنم برم و... ‏می‌شه بعداً درباره‌ش حرف بزنیم؟

‏- آره، معلومه. ‏- فقط می‌رم

‏یه خواب خیلی طولانی و امیدوارم بی‌رویا بکنم

‏برای تقریباً پنج تا ده سال آینده...

‏- باشه. ‏- ...اول.

‏کاری هست بتونم کمکت کنم؟ ‏ببخشید این‌طوری فهمیدی.

‏تو چرا ببخشید؟ ‏تو که مامان رو نکشتی.

‏رامونا، تو...

‏پس می‌خوای...

‏- مخصوص کمپ راک ۲ باشه. ‏- کمپ راک ۲...

‏نمی‌تونه کمپ راک ۱ باشه.

‏- دوران «این منم» نیست. ‏- گرفتم.

‏کمپ راک ۲ . خیلی مشخص.

‏- اینو یادت هست؟ ‏- آره. همونه... آره، آره.

‏- باشه، کمپ راک. عاشقتم لعنتی. ‏- اوه.

‏برای کیک... چه کیکی می‌خوای؟

‏- اصلاً کیک می‌خوای؟ ‏- فکر می‌کنم ردولوت باشه

‏- با فان‌فتی، با اورئو... ‏- هوم.

‏...با کروسان.

‏آره. حتماً روش کار می‌کنیم. ‏چه ایدهٔ خوبی.

‏می‌خوای مشخصاً چیزی روی کیک نوشته بشه؟

‏اوه. باشه. دقیقاً... و ترجیحاً...

‏صورت الیسن استونر که می‌گه: ‏«تولدت مبارک، کانر.»

‏اسم اَنی رو هم روی کیک می‌ذاریم.

‏خیلی خوشم اومد.

‏تا وقتی زیر اسم من باشه، ‏کوچیک‌تر و داخل پرانتز.

‏لطفاً اینو یادداشت کن.

‏- ببخشید. ‏- روری.

‏- مجبورم کردن همهٔ این... ‏- سلام!

‏...فرم‌های گمرک رو پر کنم.

‏- فرم گمرک؟ ‏- وای خدای من. بازش کن.

‏باشه. مواظب باش. تیزه.

‏- چیه؟ ‏- نمی‌دونم. جادوه.

‏ام...

‏وای خدای من.

‏دارم می‌لرزم. بی‌نقصن.

‏بی‌نقصن. بی‌نقصن.

‏اَنی این تم رو چطور می‌بینه؟

‏درواقع این مهمونی منه.

‏آره، ولی دوقلوئین.

‏دوقلوی غیرهمسان. تازه، هر دوتون همین الان ‏یکی از اینا رو بپوشین.

‏صبر کن. یعنی اون هیچ کاری نمی‌کنه؟

‏نمی‌دونم. بیشتر کرم‌هاش رو مرتب می‌کنه.

‏باشه. خیلی خب. پس می‌ذارم شماها...

‏صبر کن، کجا می‌ری؟

‏ها؟ اوه، برمی‌گردم.

‏عالی می‌شه، مرد!

‏بپوشش.

‏همین الان؟

‏- بعداً شیفت دارم. ‏- خواهش می‌کنم. بپوشش.

‏این کارو نکن. قراره بره تن من.

‏باشه.

‏بفرما.

‏- کمپ راک. ‏- کمپ راک. آره، همینه.

‏- هی، رامونا؟ ‏- هوم؟

‏می‌شه حرف بزنیم؟

‏- این‌طوری نگاهم نکن. ‏- چه‌طوری؟

‏این‌طوری...

‏پر از عشق و همدردی.

‏ببخشید.

‏- هنوز داری همون‌طوری نگاه می‌کنی. ‏- این... صورت معمولی منه.

‏- من... ‏- ببین، می‌دونم.

‏می‌دونم تو با این چیزا فرق داری.

‏با همهٔ آدمایی که تو عمرت دیدی ‏بی‌وقفه درباره‌ش حرف می‌زنی،

‏ولی من این‌طوری کنار میام.

‏- می‌خوابم. ‏- آره.

‏- باشه؟ ‏- آره. باشه.

‏عالیه. ممنون. روز خوبی داشته باشی.

‏وای خدای من.

‏مسیح!

‏- مسیح لعنتی. من... ‏- ببخشید.

‏خیلی ببخشید. من...

‏- فقط ترسیدم. ‏- اشکالی نداره.

‏فکر کنم درواقع کوین جوناس بود که ترسوندم.

‏درسته.

‏رابطهٔ عشق و نفرت داریم.

‏منم همین‌طور. خوبی؟

‏آره. ببخشید. تو چطوری؟

‏خوبم. ام...

‏اومدم بابت اون شب عذرخواهی کنم.

‏ممنون.

‏لینکلن واقعاً از حد ‏گذروند و من خیلی حالم بده.

‏از الیس هم عذرخواهی می‌کنم.

‏ممنون. ولی خودت رو اذیت نکن.

‏معلومه که تو اون حرف رو نزدی، پس...

‏می‌دونم، ولی می‌تونستم بیشتر کاری کنم. ‏پس ببخشید.

‏- ممنون. ‏- آره.

‏سر این قضیه چقدر خوابت رو از دست دادی؟

‏- راستش رو بگو. ‏- خیلی.

‏- آره. ‏- جدی می‌گم.

‏- اوه، ببخشید. ‏- ولی من... نه، تا وقتی...

‏- آره، خوبیم. خوبیم. ‏- تازه، این دیوونگیه.

‏فکر می‌کردم تولد دوست نداری.

‏یه لحظه یادم رفته بود. یه لحظهٔ خوشبختانه.

‏ندارم. از تولد متنفرم. کانر دوست داره.

‏- آره. ‏- باعث می‌شه مرگ رو نزدیک‌تر حس کنم.

‏خب این قابل قبول نیست، ‏چون فردا تولد مهمیه.

‏هجده‌ساله می‌شی، اَنی. می‌دونی یعنی چی؟

‏وقتی بابت همهٔ جرم‌های خشونت‌آمیزت گیر بیفتی

‏می‌تونن مثل یه بزرگسال محاکمه‌ت کنن.

‏- آره لعنتی. ‏- آره.

‏همون چیزیه که منتظرش بودم. ‏ارزش جشن گرفتن داره.

‏می‌تونم یه کار خاص برات بکنم؟

‏می‌تونم امشب ببرمت بیرون؟

‏نمی‌دونم. نمی‌دونم.

‏اگه دلیل نه گفتنت برادرهای جوناسن، ‏لازم نیست درگیرشون کنیم.

‏- می‌ذاری؟ ‏- باشه.

‏- آره؟ ‏- هوم.

‏باشه.

‏می‌دونی امسال توی استعدادیابی ‏چه آهنگی می‌خوای بخونی؟

‏هنوز نمی‌دونم، ‏ولی فکر کنم یه چیزی از سوندهایم.

‏باشه، اون کیه؟

‏مسیح لعنتی.

‏چی؟

‏اوه، حواست باشه لباس زیر کافی برداری، باشه؟

‏فکر می‌کنی توی کمپ یهو ‏توی شلوارم می‌رینم؟

‏نه، فقط هیچ‌وقت معلوم نیست.

‏منظورت اون دفعه توی پارکینگ فرودگاهه؟

‏- هی! ‏- واو!

‏اون که ریدن نبود، باشه؟ ‏به‌زور یه گوز بود.

‏اه! چطور یادت مونده؟ ‏مال صدسال پیشه.

‏مامان هنوز پنج‌شنبه می‌رسه؟

‏ام...

‏نمی‌دونم.

‏چرا این‌طوری گفتی؟ ‏میاد دیگه، نه؟

‏آره. راستش نمی‌دونم.

‏یعنی چی نمی‌دونی؟

‏حداقل همیشه برای استعدادیابی میاد.

‏آره، می‌دونم. فقط... ‏می‌دونم دلش می‌خواد اینجا باشه، ولی...

‏فکر کنم یه‌سری کار براش پیش اومده.

‏- ولی من هستم، پس خوبه. ‏- فقط حقیقت رو بگو.

‏نمی‌دونم برمی‌گرده یا نه.

‏یعنی چی «برمی‌گرده یا نه»؟

‏چی گفته؟

More Farsi/persian subtitles for Sterling Point

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left