Sterling Point

Sterling Point

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Sterling Point S01E04 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-21
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه در استرلینگ پوینت گذشت...

‏کاری هست بتونم کمکت کنم؟

‏اون جعبه کوفتی رو که گورد جمع کرده ‏ببر دست‌دوم‌فروشی.

‏اینا وسایل مامانه؟

‏می‌دونم از این آهنگ خسته شدی، ‏چون هزار بار پخشش کردم.

‏هرقدر هم اون آهنگ رو دوست داشته باشم، ‏در برابر عشقی که به تو دارم هیچیه، جو.

‏از روی نوار انگار ‏شما دوتا با هم بودین؟

‏الیس، برای دورهمی امشب خونهٔ رامونا ‏هدیه داری؟

‏- چی؟ ‏- باید برای اَنی یه چیزی بگیری.

‏- کجا خوابیدی؟ ‏- خونهٔ اونا.

‏بین شماها یه حال‌وهوایی هست یا چیزی؟

‏ببخشید، این استیسی مالوریِ خوشگله.

‏سلام.

‏- فکر می‌کنی ازش خوشت میاد؟ ‏- چرا؟

‏- بی‌دلیل. ‏- حسودیت شده؟

‏اونا!

‏خب، این ایوونه.

‏می‌خوام ببوسمت.

‏هی، خواهرت کجاست؟

‏اگه فکر می‌کنی شاید زده به کانادا، ‏ممکنه نشئه نباشی.

‏خودم می‌رم اونجا.

‏داداش، نه. این کار رو نکن. ‏واقعاً عصبانیه.

‏می‌دونم. برای همین باید برم.

‏باشه. خودم می‌رم اونجا ‏و اینو برات درست می‌کنم.

‏- وای خدای من. ‏- ببخشید، چه غلطی اینجا می‌کنی؟

‏پدربزرگ مرحوم جزیره رو هم برای ما گذاشته. ‏پس حالا سه‌نفره‌ست.

‏بیاین این حروم‌زاده رو بفروشیم.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏من اینجا حال‌وهوای ریزورت می‌بینم.

‏من... من بانگالوهای روی آب می‌بینم. ‏آتلیه می‌بینم.

‏می‌بینم یه میلیون خونهٔ ریز می‌فروشیم ‏و یه میلیون ثروت ریز می‌سازیم.

‏دکمهٔ خاموشش مثلاً... کجاست؟ ‏اصلاً داره؟

‏کانر، ما این جزیره رو نمی‌فروشیم.

‏هیس. شنوایی ۲۰/۲۰ دارم. ‏امروز نمی‌فروشیم، ولی وقتی ۱۸ سالمون شد.

‏- آره، ولی تو به‌زودی ۱۸ نمی‌شی؟ ‏- چرا. مهمونی بزرگ. تو هم دعوتی، آبجی.

‏- دارم دیوونه می‌شم! این... ‏- می‌دونم. نمی‌تونی...

‏دو سوم اکثریت، پس...

‏بی‌ربطه، چون من کاری رو که اون نخواد ‏انجام نمی‌دم.

‏ممنون.

‏لطفاً از همین الان سفر طولانی ‏پذیرش واقعیت رو شروع کن،

‏چون اینجا هیچ‌وقت فور ‏سیزنز یا اِروان نمی‌شه.

‏همین جزیرهٔ جادویی می‌مونه ‏که می‌تونیم با بچه‌هامون بیایم

‏تا آخر عمر، همون‌طور که پدربزرگ و ‏مامان مرحوممون می‌خواستن.

‏- یا... ‏- نه!

‏یه کم حس می‌کنم دارین زور می‌گین.

‏مامان عاشق اینجا بود، کانر.

‏بودن اینجا مثل نزدیک بودن به اونه.

‏نمی‌تونی یه لحظه اینو حس کنی؟

‏نه. احساسات جلوی حس تجاری‌م رو می‌گیرن.

‏- تو حس تجاری نداری. ‏- اوه.

‏باشه، خانم کوچولوی ‏«می‌خوام مثل بابا برم وارتون.»

‏پس برام ارائه بده

‏چرا به‌جای میلیون ساختن ‏باید خاطره بسازیم.

‏واقعاً می‌تونم.

‏- می‌خوای همین الان ارائه بدم؟ ‏- آره.

‏یه کم وقت بیشتر برای آماده شدن می‌خوام. ‏معمولاً پاورپوینت دارم.

‏داری می‌ری مدرسهٔ کسب‌وکار. عالی می‌شی.

‏عالی. باشه. با کمال میل.

‏اینجا... زن‌های خوشگل زیادی هستن.

‏آدم‌های خوشگل همه‌جا هستن. ‏خدا بزرگه.

‏- می‌رم از پل بپرم پایین. ‏- قایق‌سواری عالیه.

‏کلی سبزی تازه هست. ‏کدو سبز و کدو هم هست.

‏- آره. اِم... ‏- کدو سبز خودش کدوئه.

‏- رامونا. تازه... ‏- آره. دارم فکر می‌کنم. اِم...

‏- آب تمیز. ‏- آب تمیز داریم!

‏و، اِم، لون‌ها هم هستن که نازن.

‏- و شیرجه از صخره. ‏- شیرجه از صخره.

‏- و... ‏- آره.

‏عکس‌های قدیمی مامان و ‏وسایل قدیمی‌ش هست.

‏یعنی کانر، داداش، ‏خاطره قیمت نداره.

‏- اوه مرد، آبجی. من... ‏- آره، تکونت نمی‌ده؟

‏واقعاً نمی‌خوام الان بدجنس باشم، ولی...

‏افتضاح بودی.

‏خیلی بد بود، ببخشید، ‏و دارم می‌فهمم

‏چرا توی برنامهٔ مدرسهٔ کسب‌وکار قبول نشدی.

‏اوه.

‏نباید اینو می‌گفتم. تقصیر ‏من بود. بی‌رحمانه بود.

‏می‌دونی چیه، کانر؟

‏باشه. می‌فهمم چی می‌گی.

‏چرا فقط مثلاً یه هفته اینجا نمی‌مونی،

‏و اگه متنفر بودی، ‏اگه واقعاً نفهمیدی چه چیزیه،

‏جدی دربارهٔ احتمال فروش حرف می‌زنیم.

‏اِم، آره، یه دقیقه وقت می‌خوام ‏دربارهٔ تصمیمم فکر کنم.

‏ببخشید. فقط یه ثانیه می‌دزدَمت.

‏چته؟ ‏چه مرگته؟

‏دارم دروغ می‌گم.

‏- داری دروغ می‌گی؟ ‏- معلومه. فقط می‌خواستم خفه شه.

‏اوه، تحت تأثیرم. خوب بود.

‏- ممنون. ‏- آره.

‏- باورم نمی‌شه بابت اون گفتم ممنون. ‏- هوم.

‏اینجا عاشق یه دختر می‌شه ‏و خودش می‌خواد بمونه.

‏- توی همهٔ سفرهامون همین شده. ‏- باشه.

‏- یا یه خرس می‌خورتش. ‏- اوه!

‏- گرگ. ‏- یا یه گرگ می‌خورتش.

‏کانر! پیشنهاد تا پنج ثانیه دیگه ‏کدو تنبل می‌شه. پنج، چهار، سه، دو،

‏- یک. ‏- منو ببر صخره‌ها.

‏قبوله. کامل قبوله. بریم.

‏صخره‌ها چقدر بلندند و آیا گرگ هست؟ ‏تأیید یا تکذیب می‌کنیم؟

‏کمتر حرف بزن و بیشتر راه برو.

‏راستی اتاق من کجاست؟

‏الو؟

‏سلام. می‌خواستم با ‏جوزف اندرسن صحبت کنم.

‏الان اینجا نیست.

‏می‌شه بگین با من تماس بگیره؟

‏اسمم مارجری لوئیسه، ‏وکیل املاک گوردون کمپبل.

‏باشه.

‏راستی شمارهٔ تماسی از رامونا کمپبل دارین؟

‏- اِم، نه، ندارم. ببخشید. ‏- باشه.

‏لطفاً به آقای اندرسن بگین تماس گرفتم.

‏آره. حتماً.

‏- خوبی؟ کی بود؟ ‏- آره.

‏فقط یکی که با بابا کار داشت.

‏- پس برای شام بعداً می‌بینمت؟ ‏- آره.

‏حقیقت تلخ رو بگو.

‏باورنکردنیه.

‏کارت محشره.

‏«باورنکردنی»؟ «محشر»؟ جدی؟ ‏من دنبال بی‌نقصم!

‏پس می‌رم دوباره امتحان می‌کنم.

‏- بی‌نقصه. ‏- بهم دروغ نگو.

‏- نمی‌دونه چقدر بااستعدادی... هی! ‏- اوه، هی.

‏- چه خبر؟ ‏- داریم بیورتِیل مزه می‌کنیم.

‏راستش خوشحالم اومدی.

‏می‌خواستم یه کم برم توی مغزت.

‏بفهمم چرا فکر کردی چراغ آوردن برای اَنی ‏حرکت عاشقانهٔ بزرگیه.

‏می‌خوای دوست‌پسرش باشی یا برق‌کارش؟

‏- آره. ‏- خوب بود، میپل.

‏در هر صورت، وقتی رسیدم ‏کاملاً داشت با روری ماچ می‌کرد، پس...

‏باشه، نه. نه، نه، نه، الیس.

‏الیس، نگام کن. تو جذابی. باشه؟

‏قبولش کن. مال خودت کن. باهاش زندگی کن. ‏داداش، ازت خوشش میاد. خیلی واضحه.

‏نذار اون پسرِ حساس‌نمای لاوبامبر مزاحم شه.

‏دعوتش کن اون برنامهٔ فیلم.

‏فقط یه کاری بکن، لطفاً.

‏عالی. سرحال باشین.

‏- سلام. ‏- سلام بچه‌ها.

‏- هی. ‏- هی.

‏- هی. ‏- هی. سلام.

‏باشه، پس خودم رو معرفی می‌کنم.

‏من برادر دوقلوی غیرهمسانِ اَنی‌ام، کانر.

‏- از قبل عذر می‌خوام. ‏- همیشه اون بامزه‌تره، نه؟

‏مطمئنم از قبل فهمیدین. ‏باشه، این خیلی خوبه.

‏امروز حوصله ندارم گردنم بشکنه، ‏ولی داریم از صخره شیرجه می‌زنیم، پس...

‏- بعداً می‌گیم چرا. ‏- یه جورایی هیجان‌زده‌ام.

‏یا هیجان‌زده و عصبی ‏یه چیزی بین اینا.

‏اَه! خیلی بلند می‌جَوی. لطفاً بیا.

‏آره، آره، نه. همیشه پایه‌ام.

‏- آره. یه جورایی به پشتک معروفم. ‏- نذار پشتک بزنه.

‏- گرفتم. ‏- بچه‌ها!

‏میاین؟

‏اِم، آره. هوم.

‏عالیه.

‏هی، اِم، رامونا؟ ببخشید. اِم...

‏- می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟ ‏- آره. اوه.

‏- جدی؟ بیرون؟ باشه. ‏- فقط... آره.

‏این چیز نرم و خوشمزه دیگه چه کوفتیه؟

‏بیورتِیله.

‏باشه، چه خبره؟

‏وکیل گوردون دنبالت می‌گرده؟ ‏به خونه زنگ زد.

‏- خب؟ ‏- چرا دنبالت می‌گرده؟

‏- چرا می‌خواد با بابای من حرف بزنه؟ ‏- نمی‌دونم. از خودش بپرس.

‏رامونا.

‏ببین، وقتی مردم می‌میرن، ‏وکیل‌ها زنگ می‌زنن و کاغذبازی می‌شه.

‏نمی‌دونم. رو اعصابه. ببخشید.

‏ربطی به جزیره داره؟

‏- همه‌چی خوبه. ‏- واقعاً؟

‏اِم...

‏باشه، پس ظاهراً من...

‏با اَنی و کانر صاحبشم. ‏یه جور داستان تقسیم سه‌نفرهٔ مسخره.

‏- ولی خودم جمعش می‌کنم، باشه؟ ‏- چی؟

‏آروم باش. اَنی قول داده ‏هر کاری من بخوام بکنه،

‏و معلومه که نمی‌فروشم، پس خوبیم.

‏- چی؟ کانر؟ بزن کنار. ‏- اون روریه؟ لعنتی، مرد.

‏چه خبره؟

‏چه خبر؟ خیلی خوشحالم می‌بینمت، مرد.

‏روری، رفیق من، چه خوش‌تیپ شدی.

‏ممنون، مرد.

‏کانر، ببخشید. داری می‌درخشی.

‏این چیه؟ ‏این رطوبت خیلی بهت ساخته.

‏رطوبت برای پوستم عالیه. ‏توی باهاما بهترین قیافه رو دارم،

‏و ظاهراً کانادا هم؟

‏باشه، خب، سوار شو بازنده. ‏می‌خوام اطراف رو نشونت بدم.

‏اوه عزیزم، منو ببر صخره‌ها.

‏صخره‌ها؟ آره! عاشق صخره‌هام.

‏کجا... صخره‌ها چی‌ان؟

‏صخره یعنی یه دیوارهٔ سنگی تقریباً عمودی.

‏گاهی پایینش آب هست، گاهی نیست. ‏فقط وقتی هست پریدن رو پیشنهاد می‌کنم.

‏- بزن «صخره‌ها». ‏- داریم می‌ریم خونهٔ کلیف؟

‏- مسخره‌بازی مردانه خیلی جالبه. ‏- یه کم پرچم قرمزه که اینا دوستن.

‏این فراتر از منه. پس من رفتم.

‏- اوه، باشه. ‏- خداحافظ.

‏با سالی خوش بگذره.

‏صخره‌ها. بریم صخره‌ها.

‏هی.

‏- هی. ‏- هی.

‏هی.

‏خیلی ممنون که اون چراغ رو درست کردی. ‏واقعاً برام مهم بود، پس...

‏تازه خیلی باحاله که بلدی این کار رو بکنی. ‏چراغ درست کنی.

‏آره، نه...

‏جیکوبسن، سوار شو.

More Farsi/persian subtitles for Sterling Point

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left