Sterling Point

Sterling Point

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Sterling Point S01E03 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-21
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه در استرلینگ پوینت گذشت...

‏- سلام؟ ‏- تو کی هستی؟

‏توی کلبهٔ پدربزرگ من ‏چه غلطی می‌کنی؟

‏فکر کردم این کلبه مال منه.

‏می‌تونی روی مبل بخوابی، ‏ولی صبح باید رفته باشی.

‏- کانر؟ ‏- کانادا چطوره؟

‏مامانمون، مامان فرزندخونده‌مون،

‏فکر می‌کنم یه دختر خونیِ ‏مخفی داشته.

‏نمی‌دونستم میای بالا.

‏فکر کردی برای همیشه گورم رو گم می‌کنم؟

‏لعنتی، لعنتی. لعنتی!

‏اوه، لعنتی.

‏بودن اینجا داره بهم نشون می‌ده ‏چقدر کم به مامانم فکر می‌کنم.

‏الان داری بهش فکر می‌کنی.

‏اَنی رو از کجا می‌شناسی؟

‏کل روز کانادا باهاش بودیم.

‏من کلبه رو بهش اجاره ندادم.

‏نمی‌دونم این دختره اصلاً کیه.

‏- هی. ‏- رامونا، آهسته‌تر!

‏می‌خوام توضیح بدی چرا وارد کلبه‌م شدی

‏و عکس مامان مُرده‌م رو دزدیدی.

‏چون اون مامان منم هست!

‏- از وجود من خبر داشتی؟ ‏- نه.

‏عالیه. یعنی همه تمام عمرمون ‏داشتن بهمون دروغ می‌گفتن.

‏گفتی فرزندخونده‌ای؟

‏پس ما نسبت خونی نداریم. ‏تو خواهر من نیستی.

‏مامان من فقط یه دختر داشت و اونم من بودم.

‏ولی رامونا، تو هم واقعاً نمی‌شناختیش.

‏- به نظرت فقط برم؟ ‏- جواب‌هایی رو که می‌خواستی گرفتی؟

‏تازه سطح ماجرا رو خراش دادم.

‏شاید همین جوابته.

‏میای یا نه؟

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏- اوه، ببخشید. فکر کردم... ببخشید. ‏- اوه!

‏- ببخشید، دستت پره. اِم... ‏- آره.

‏چطور خوابیدی؟

‏اِم، واقعاً نخوابیدم.

‏اوه، ببخشید. حیف شد.

‏شنیدم بیرون چکش می‌زدی.

‏آره، دارم برای زمستون آماده‌ش می‌کنم ‏که بتونم تمام سال اینجا زندگی کنم.

‏اوه. خوبه. بقیهٔ سال ‏یه جای دیگه زندگی می‌کردین؟

‏یه جایی به اسم بَری. ‏چند ساعت با اینجا فاصله داره.

‏خوبه، خوبه. حال‌وهوای بَری چطوره؟

‏- واقعاً هیچ حال‌وهوایی نداره. ‏- هوم.

‏- قهوه می‌خوای؟ درست کردم. ‏- خیلی هم می‌خوام.

‏ممنون.

‏و ممنون که گذاشتی اینجا بمونم. ‏واقعاً...

‏خیلی، خیلی سخاوتمندانه بود.

‏اگه هر کاری از دستم برمیاد ‏که کمکت کنم، یا...

‏- آره. ‏- ...هر کار خوبی برات انجام بدم،

‏- واقعاً دوست دارم. ‏- واقعاً لازم نیست...

‏- خیلی ممنون. ‏- باشه.

‏پس قراره تمام سال اینجا زندگی کنی؟

‏- برنامه همینه. آره. ‏- عالیه.

‏فقط... آره.

‏یه مدت اینجا نبودم، ‏پس همه‌چی یه جورایی

‏منو یاد گوردون می‌ندازه، و...

‏فقط می‌خوام از شر همهٔ این اثاث خلاص شم.

‏دیگه نمی‌تونم نگاهشون کنم.

‏آره.

‏آره، متأسفم. ‏حتماً واقعاً سخته.

‏بودن بین همهٔ این وسایل ‏باید خیلی سنگین باشه.

‏کاری هست بتونم کمکت کنم، ‏یا مثلاً...

‏اِم، یه سری وسایل رو از اینجا ببرم یا چیزی؟

‏اِم... بلد هستی با تفنگ درزگیر کار کنی؟

‏راستش با سلاح گرم راحت نیستم.

‏اوه. ببخشید، شوخی کردم.

‏- اوه. ‏- ولی نمی‌دونم چیه. ببخشید.

‏آره، اشکالی نداره. اِم...

‏اگه می‌خوای اون جعبه کوفتی رو که گورد ‏از قرن نوزدهم جمع کرده

‏- ببر فروشگاه دست‌دوم‌فروشی. ‏- می‌برم.

‏- باشه. ‏- می‌برم. اِم...

‏این... اینا وسایل مامانه؟

‏مطمئن نیستم.

‏خیلی باحاله.

‏واو.

‏اوه، آره. اینا قطعاً وسایل مامانه. ‏نگاه کن.

‏خیلی قشنگه.

‏آخ! چراغِ کولی. خیلی نازه.

‏مامان سگ کولی داشت؟

‏اِم، نه. نه.

‏نمی‌دونم می‌تونیم ‏این وسایل رو دور بندازیم یا نه.

‏چرا، می‌تونیم. آشغاله.

‏فقط گوردون هیچ‌وقت دلش نمی‌اومد ‏چیزی رو دور بندازه.

‏جَن آردن کیه؟

‏باحال.

‏وای خدای من. نگاه کن.

‏نمی‌دونم اینو برای کی درست می‌کرده.

‏- باشه. ‏- میکس‌تیپ.

‏بهت گفتم، ‏نمی‌خوام هیچ‌کدوم از اینا رو نگه دارم.

‏ببرشون دست‌دوم‌فروشی.

‏باشه، آره. معلومه.

‏- اِم، دست‌دوم‌فروشی کجاست؟ ‏- توی خشکی.

‏باشه، باحال. ممنون.

‏- همه‌چی خوب کار کرد؟ ‏- اِ...

‏می‌دونی، جا لیوانی‌ها ‏یه کم چسبناک بودن.

‏بین مشتری‌ها قایق‌ها رو ‏نمی‌شورین؟

‏- اِم، چرا. می‌شوریم. ‏- اوه.

‏فکر کنم فقط خوب نمی‌شوریم.

‏بابتش ببخشید.

‏چی‌کار می‌شه کرد؟

‏باشه، جمع امروزت می‌شه...

‏اِم... ۴۲۵ دلار.

‏فقط نقد می‌گیریم.

‏دوباره گفتی چقدر؟

‏۴۲۵ دلار.

‏- روز خوبی داشته باشی. ‏- آره.

‏- هی. ‏- هی.

‏- هی. ‏- رامونا بیرونت کرد؟

‏داره کلبه رو برای زمستون آماده می‌کنه،

‏که تازه فهمیدم ‏یعنی تزئین برای کریسمس نیست.

‏هی، چراغ باحالیه. چی؟

‏- چه خبره؟ ‏- ممنون.

‏رامونا گفت ‏توی شهر یه دست‌دوم‌فروشی هست.

‏- آره. ‏- آره؟

‏- می‌خوای برسونمت؟ ‏- می‌تونم...

‏- مشکلی نیست. با من. ‏- خیلی ممنون.

‏اوه، راستش ببخشید، ‏این یکی رو نمی‌برم دست‌دوم‌فروشی.

‏مال مامانمه، پس از نظر فیزیکی ‏نمی‌تونم دورش بندازم.

‏ولی نمی‌تونم برش گردونم کلبه

‏چون رامونا ازم خواسته ‏همه‌شون رو دور کنم، پس،

‏می‌خواستم بپرسم اگه اشکالی نداره... ‏و راحت بگو نه،

‏سؤال رو اعصابیه... ‏می‌تونم یه مدت بذارمش پیش تو؟

‏- برای یه مدت؟ ‏- معلومه. آره.

‏وایسا، اگه این وسایل رو نگه می‌داری، ‏پس چرا داریم می‌ریم دست‌دوم‌فروشی؟

‏هوم. این باید جواب بده. نه؟

‏آره، یعنی ‏اون چیز رو بذار توی لوور.

‏چطور شارژش کنیم؟

‏فکر کنم باید به برق بزنیمش ‏یا یه چیزی؟

‏- یا شاید باتری؟ ‏- باتری یادت هست؟

‏وای خدای من. باتری یادت هست.

‏باشه. نگفتی موسکوکا ‏پایتخت مد دنیاست.

‏- نمی‌دونستی؟ ‏- اینا خیلی باحالن.

‏- هستن؟ ‏- خیلی.

‏آره. بپوش.

‏واو.

‏- چی؟ ‏- اصلاً شوخی نمی‌کنم وقتی می‌گم

‏با اینا محشر شدی.

‏- وای... نه. چی؟ هرگز. ‏- آره.

‏- نه؟ ‏- نه، مال من نیست.

‏- آره. ‏- رد می‌کنم.

‏باید بخریشون.

‏- اگه تو نخری، من می‌خرم. ‏- چی؟

‏صندلی هوبر اسکوپ آبی طاووسی. ‏این توی نیویورک مثلاً ۵۰۰۰ دلار می‌شه.

‏- یا مسیح. ‏- آره، می‌دونم.

‏واو.

‏ها، ها.

‏آره. سالمِ سالم.

‏- اینو می‌گیریم. ‏- مگه قرار نبود

‏از شر وسایل خلاص بشی، نه اینکه ‏وسایل بیشتری برگردونی؟

‏از نظر فنی آره، ‏ولی این برای رامونا عالیه.

‏داره کلبه رو از نو درست می‌کنه.

‏شاید بتونیم مثلاً ‏یه چیزی براش بگیریم؟

‏آره، رامونا از چیزهایی ‏که آدم توش باشه بدش میاد.

‏درسته.

‏ولی لازم نیست یه چیزِ خیلی رسمی باشه.

‏می‌تونه یه... کوچیک باشه.

‏یه دورهمی صمیمی. یه جمع خودمونی.

‏مثلاً سالی، اونا، ‏فقط چندتا از دوست‌هاش رو دعوت کنیم.

‏فقط می‌خوام یه کار خوب ‏براش بکنم، می‌دونی؟

‏من... اعتمادبه‌نفست رو تحسین می‌کنم.

‏صندلی رو چطور می‌برن روی جزیره؟

‏- مطمئنی... ‏- آره.

‏- واقعاً خوشحالم کمک کنم. باشه. ‏- خودم دارمش.

‏- لعنتی! لعنتی! ‏- وای! اوه، لعنتی!

‏- باشه، کمکت می‌کنم. ببخشید. ‏- برو چپ.

‏- باشه. ‏- می‌تونم کمک کنم؟

‏- هی. ‏- ببخشید، می‌تونم...

‏- وایسا. خوبیم. خوبیم. ‏- گرفتمت.

‏- برو عقب، داداش. ‏- باشه. آره مرد.

‏- دارم همین کار رو می‌کنم. آره. ‏- فقط عقب برو. خوبه.

‏- باشه. مواظب، مواظب، مواظب. ‏- باشه.

‏- باشه. ‏- اون‌قدرها هم بد نیست.

‏آفرین.

‏- ممنون. ‏- اِم...

‏- ممنون بچه‌ها. ‏- خب، تعریف کن.

‏دیشب چی شد؟

‏اون کیه؟ خواهرت بود؟

‏- اون... ‏- کشتت؟

‏می‌دونی چیه؟ اون راموناست.

‏خواهرمه،

‏و این صندلی رو براش گرفتم ‏به‌خاطر اینکه منو نکشت.

‏- دمت گرم. ‏- و منم زنده‌ام.

‏آره، خوبه. مطمئنم تا وقتی ‏این یارو اطرافته خوبی.

‏مرد، کاش وقتی صندلی هوبر اسکوپ نوئش رو ‏می‌بینه اونجا بودم.

‏- من... ‏- چی؟

‏فردا برای رامونا یه دورهمی داریم.

‏جدی؟ عاشق دورهمی‌ام. ‏می‌تونم... می‌تونم بیام؟

‏- باید بیای. ‏- فقط یه دورهمی؟ دورهمی عالیه.

‏- یه جمع کوچیک و آروم. ‏- دورهمی چیز موردعلاقهٔ منه.

‏- تو آدمِ دورهمی‌ای. ‏- یه جورایی آره.

‏- دورهمی چیزِ توئه. باحال. ‏- آره. دورهمی چیز منه.

‏باشه، باید بریم.

‏- باشه، باحال. ‏- حتماً.

‏باشه. پس من... ‏آره، فردا می‌بینمت.

‏- فردا می‌بینمت. ‏- عالی. تو رو هم می‌بینم، مرد.

‏اونا... چی‌ان، کروم هارتس؟

‏خیلی بهت میان، مرد. ‏روز خوبی داشته باشی!

‏دیدی؟ گفتم باحالن.

More Farsi/persian subtitles for Sterling Point

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left