Sterling Point

Sterling Point

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Sterling Point S01E06 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-21
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه در استرلینگ پوینت گذشت...

‏امروز یه‌سری مدرک توی دفتر بابام پیدا کردم.

‏گوردون قبل از مرگش بابای ‏منو قیم رامونا کرده.

‏پس یه‌جورایی انگار بابای تو ‏ممکنه بابای رامونا هم باشه؟

‏جو، امیدوارم هنوز میکس‌تیپ دوست داشته باشی.

‏بچه تازه لگد زد.

‏از تولد متنفرم. ‏باعث می‌شه مرگ رو نزدیک‌تر حس کنم.

‏فردا تولد مهمیه. هجده‌ساله می‌شی، اَنی.

‏می‌تونم یه کار خاص برات بکنم؟

‏می‌تونم امشب ببرمت بیرون؟

‏سلام. سلام. سلام.

‏سلام. این مهمونی منه.

‏من اینجا هیچ‌کس رو نمی‌شناسم.

‏- سلام. ‏- یه چیزی برات گرفتم.

‏لازم نبود این کارو بکنی.

‏خیلی مهربونی. عاشقشم.

‏- امروز تولد اَنیه. ‏- اوه.

‏- به سلامتی اَنی! ‏- به سلامتی اَنی!

‏- تولدت مبارک. ‏- ممنون.

‏- آره، تولدت مبارک! ‏- آره!

‏- دختر خودمونه! ‏- هی، ما...

‏بابت اتفاقی که با استیسی ‏مالوری افتاد ببخشید.

‏یه‌سری گند احمقانه زدم، می‌دونم، ‏ولی خواهش می‌کنم منو پس نزن.

‏تو بهترین چیز زندگی منی ‏و نمی‌خوام از دستت بدم یا بهت صدمه بزنم.

‏نمی‌دونم آیا...

‏می‌خوای سکس کنیم؟

‏- قبلاً کردی، نه؟ ‏- آره، خیلی زیاد.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏وای خدای من.

‏وای خدای من.

‏وای خدای من.

‏اَنی؟

‏بابا.

‏- تو... چی؟ ‏- داری چه...

‏- اینجا می‌مونی؟ ‏- داری اینجا چه کار می‌کنی؟

‏- چون دنیس گفت... ‏- نه، من... نمی‌مونم.

‏- اتفاقاً داشتم می‌رفتم. ‏- اوه.

‏اوه، سلام. خیلی ممنون.

‏من می‌گیرمشون. ام...

‏پول آمریکایی قبول می‌کنین؟ کانادایی ندارم.

‏نه بابا، این... این الیسه.

‏دوستمه.

‏آهان، آره.

‏توی هواپیما همدیگه رو دیدیم.

‏نمی‌دونستم این‌قدر زود دوست شدین.

‏بیا بریم داخل تا بتونیم حرف بزنیم.

‏من باید... نه، می‌رم خونه.

‏نه، حتی یکی از تماس‌هام ‏رو جواب ندادی. چه خبره؟

‏بعداً می‌گم.

‏- کی؟ ‏- بعداً.

‏- بعداً یعنی کی؟ ‏- بعداً. همه‌چی خوبه.

‏هی! اَنی.

‏- نه، خوبه! ‏- هی.

‏می‌شه منو برسونی؟

‏باشه.

‏اَنی، چه ساعتی؟

‏شام. حدودای شام.

‏می‌شه... مواظب باشی.

‏فقط لطفاً هرچه سریع‌تر برو.

‏الیس، من...

‏وای خدای من. لطفاً نگاه نکن.

‏لطفاً نگاه نکن. خیلی...

‏مسیح لعنتی!

‏- وای خدای من. ‏- کمک.

‏اوه.

‏زیادی خوش گذشت؟

‏- زیادی شات خوردم. ‏- آها، باشه.

‏الکل فقط سمه. می‌دونستی؟

‏آره، اینو می‌گن.

‏اشکال داره فقط وقتی به خدا ‏نیاز داری بهش ایمان بیاری؟

‏خدایا. بیا اینو بخور. حالت بهتر می‌شه.

‏ولی آروم بخور که بالا نیاری.

‏قبلاً آوردم.

‏هی، این اشکِ خماریه؟ ‏یا اشکِ «یه چیز دیگه خرابه»؟

‏ام...

‏من فقط یه هرزه‌ام. پس...

‏چی؟

‏هوم.

‏آره. خیلی بیشتر از حد خوردم.

‏- آره. ‏- بعد پشت‌سرهم سیگار کشیدم.

‏- واو. باشه. ‏- بعد هم...

‏با روری رفتم خونه.

‏- وای خدای من. ‏- آره. و یه کارایی کردیم.

‏- یعنی کارای جدی. ‏- واو.

‏بهش گفتم قبلاً هم این کارا رو کردم.

‏دیگه نگو «کارا». ‏سکس کردین یا نه؟

‏با روری سکس کردی؟ این واقعاً...

‏- هیس! ‏- ببخشید. خیلی غیرمنتظره‌ست.

‏می‌دونم. حس می‌کنم مغزم رو گم کردم.

‏یعنی یه جایی جا گذاشتمش.

‏یعنی نمی‌خواستی انجامش بدی؟

‏نه، می‌خواستم. واقعاً خیلی می‌خواستم.

‏باشه. این خوبه.

‏نه، الان بابتش اضطراب گرفتم.

‏خوبه. آروم باش.

‏عجیبیش همینه. هیچ‌وقت نشده ‏همون لحظه یه کاری رو بخوام

‏و بعد واقعاً انجامش بدم.

‏و حالا می‌گم، این قضیهٔ الیس رو خراب می‌کنه؟

‏اصلاً قضیه‌ای با الیس هست؟

‏فکر کنم یه حس‌وحالی هست، ولی...

‏- باشه. ‏- دیگه نیست،

‏بعد از اینکه دید از خونهٔ روری میام بیرون.

‏- آره، اون... ‏- یه چیز دیگه هم حدس بزن.

‏بابام هم اونجا بود.

‏- بابات چرا اونجا بود؟ چی؟ ‏- برای اینکه...

‏احتمالاً زندگیم رو خراب کنه؟

‏- باشه. ‏- تا بابت از دست دادن بکارت یهویی‌م شرمنده‌م کنه.

‏- یهویی. ‏- آره، خوبی.

‏باورم نمی‌شه یهویی بکارت‌م رو از دست دادم.

‏نه، یعنی من کی‌ام؟

‏می‌ترسم حرکت بعدیم چی باشه.

‏نکنه بانک بزنم؟

‏نکنه کانال یوتیوب بزنم؟ ‏نکنه خواننده بشم؟

‏یه کم آب بخور. باشه؟

‏این خوبه. گاهی شلخته بودن خوبه.

‏مهمه. خیلی مهم‌تر از هرچیزی

‏که بهت گفتن مهمه، مثلاً...

‏مثلاً ریاضی.

‏- می‌دونی؟ ‏- نه، اون واقعاً خیلی مهمه.

‏آره، کاملاً. فقط...

‏داداش، ببین چقدر رشد و تغییر کردی.

‏اول تابستون به خودت دروغ می‌گفتی

‏دربارهٔ دوست‌پسر کاملاً گیت،

‏و حالا یه هرزه‌ای.

‏یه جورایی خفنه.

‏نه، هیچ دلیلی نداری بابتش عذاب وجدان بگیری.

‏اصلاً.

‏توی لحظه زندگی کردی. همون ‏کاری بود که می‌خواستی.

‏طبق برنامه‌ت نبود،

‏ولی زندگی همون‌طوری پیش می‌ره که پیش می‌ره.

‏- چی؟ ‏- باشه. این رامونای خردمند،

‏و حتی خوشحال کیه؟

‏دیشب چه اتفاقی افتاد؟

‏هوم...

‏فکر کنم یه جورایی من و اونا اتفاق افتادیم.

‏یعنی هردومون یه شب ‏بکارت‌مون رو از دست دادیم؟

‏نه، نه. من باکلاسم و شب اول باهاش نخوابیدم.

‏دیگه هیچ‌وقت هیچ‌چیزی بهت نمی‌گم.

‏- باشه. ‏- اشکالی نداره.

‏صبر کن، فقط کنجکاوم. درد داشت؟

‏کاندوم استفاده کردین؟

‏اصلاً از کجا می‌دونستی باید چه کار کنی؟

‏جدی می‌گم.

‏یه کم.

‏آره.

‏و نمی‌دونم.

‏می‌تونم یه چیز خجالت‌آور بهت بگم؟

‏اینه که جوراب آبی و زرد ‏رو از هم تشخیص نمی‌دی؟

‏درواقع قرمز و سبزه.

‏و می‌دونم کوررنگی من به نظرت سکسیه.

‏آره. هست.

‏واقعاً هست. خیلی سکسیه.

‏- آره؟ ‏- واقعاً به نظرم جالبه.

‏نه، یه چیز دیگه‌ست.

‏آره، بگو، ولی هیچ‌وقت لازم نیست ‏جلوی من بابت چیزی خجالت بکشی

‏یا معذب باشی.

‏راستش... خیلی احمقانه‌ست.

‏مطمئنم نیست.

‏یه جور ناامنی عجیب دارم دربارهٔ...

‏اونا.

‏اینا.

‏چرا؟

‏نه، یعنی واقعاً بی‌نقصن.

‏تو که اصلاً ندیدیشون.

‏لازم نیست ببینمشون تا اینو بدونم.

‏یه مسئله‌ست برای من.

‏خودمم واقعاً... حتی دوست ‏ندارم بهشون نگاه کنم.

‏حاضری بهم بگی

‏دقیقاً چی درباره‌شون خجالت‌آورت می‌کنه؟

‏هرچی بگی منو نمی‌ترسونه.

‏باشه، چی؟

‏نه. چی؟ کی اهمیت می‌ده؟

‏- من اهمیت می‌دم. عجیبه. ‏- اصلاً بد نیست، رامونا.

‏- عجیبه. ‏- نه، نیست.

‏هیچ‌چیز عجیبی درباره‌ش نیست. وای خدای من.

‏تو خیلی زیبایی.

‏همه‌چی‌ت زیباست.

‏شیرینه.

‏ولی اگه نخوای، هیچ‌وقت لازم نیست نشونم بدی.

‏بازم به نظرم فوق‌العاده جذابی.

‏این حرف رو به همهٔ دخترا می‌زنی؟

‏من دختر دیگه‌ای نمی‌شناسم.

‏تو هم خماری؟

‏- سلام. ‏- اوه، مرد.

‏- این‌طوریه؟ ‏- اوه.

‏- یه کم... نه، اشکالی نداره. ‏- لعنتی، ببخشید.

‏ام...

‏ببخشید، بابام عجیب رفتار کرده؟

‏بیشتر روی بالکن بوده. ‏به ناکجاآباد زل زده.

‏این برای اون تقریباً عادیه.

‏- آها. ‏- نگران نباش.

‏باباهای کم‌حرف. بابای من تو کل عمرم ‏هشت بار حرف زده.

‏- یه اپیدمیه. باید کمکشون کنیم. ‏- آره.

‏مرسی گذاشتی شام عجیب‌وغریب‌مون ‏رو اینجا داشته باشیم.

‏- شام خانوادگی، هرچی هست. ‏- نه، خواهش می‌کنم.

‏شماها کاملاً اینجا جورین.

‏چی؟

‏صبح خداحافظی نکردی.

‏اوه، ببخشید. من...

More Farsi/persian subtitles for Sterling Point

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left