The first 178 lines.
یه ستاره خیلی، خیلی، خیلی بزرگ.
مل بی: شما باورنکردنی هستید. مردم متوجه نمیشن
که چقدر خطرناک بود. این میتونه برای
جام جهانی هم جواب بده. شما عالی بودید.
جام جهانی چه رنگیه؟
طلایی.
مایکا پالاس به فینال میره.
شما به نیمه نهایی راه پیدا کردید
همینطور مسترماید، کریس ترنر، جسیکا سانچز.
ما زنده هستیم! این "آمریکاز گات تلنت" هست.
مرحله یکچهارم نهایی. لطفا از داورانمون استقبال کنید--
هاوی مندل.
مل بی.
سوفیا ورگارا.
و سایمون کاول.
و حالا مجری شما، تری کروز.
شما چطورید رفقا؟ آمادهاید داورا؟
عالی. امشب آخرین فرصته برای
هر گروهی که بتونه به نیمهنهایی هفته آینده برسه.
بله، درست شنیدید. ما فقط یک هفته با
نیمه نهایی فاصله داریم. و شما دیگه قانونو میدونید، شما در
خونه به سه گروه رای میدید تا بالا بیان.
و یکی از گروههای امشب مستقیم میره فینال،
به لطف گلدن بازر زنده امشب.
این هفته کی مسئول گلدن بازره؟ بین هاوی و--
هیچکس. خودتی، هاوی.
هیچکس غیر از هاوی نیست.
چه حسی داری درباره این همه مسئولیت؟
گوش کن، تری، تو منو میشناسی.
مسئولیت اسم دوم منه.
با این قضیه مشکلی ندارم. فشار زیادیه.
من خیلی چیزا دیدم. باید خودتو نشون بدی.
من دنبال کسی هستم که بتونه اینو ببره.
بریم سراغش. باشه.
بیصبرانه منتظرم ببینم کیو انتخاب میکنی.
پس، ما یازده گروه داریم. سه تا از اونا به هفته بعد
نیمه نهایی میرسن. یکیشونم با
گلدن بازر میره فینال. آماده یک شب
هیجان فوقالعاده هستید؟
اولین نفر، بیاید بترکونیم صحنه رو.
اینا دو تا خواننده/نوازنده هستن که از همون
بچگی با هم اجرا میکردن. کرش آدامز هستن.
باشه، بچهها. ما سهشنبه ساعت
نه شب اجرا داریم. حتماً ببینید.
ساعت نه شب نیست. ببخشید.
ساعت نه شب نیست. ما همدیگه رو از وقتی
به دنیا اومدیم میشناسیم. بیست سال پیش توی
زیرزمین خونهاش بودیم. من درام میزدم.
اونم یاد میگرفت گیتار بزنه.
ساعتها اونجا میموندیم، بدون اینکه بدونیم بیست
سال بعد اینجا خواهیم بود. دیوانهکنندهست.
باشه، بچهها. شگفتانگیز بود.
در عین حال، سخت هم بوده.
ما کلی شغل داشتیم. من ترقه فروختم، اوبر راندم،
توی دفتر حسابداری کار کردم. جوراب فوتبال آنلاین فروختم.
برای مدت طولانی ما برای سه چهار نفر اجرا میکردیم.
باید راهی پیدا میکردیم که آهنگهامون به گوش هر چه بیشتر
آدما برسه. شروع کردیم به پست گذاشتن توی شبکههای
اجتماعی. خیلی وقته که داریم این کارو میکنیم
با پول کم یا هیچ پولی. تمام بازدیدهای دنیا
برابر با این نیست که آدما روبروت باشن و آهنگتو باهات بخونن.
برات. دلیل اینکه اومدیم "ایجیتی" این بود که
موسیقیمون رو به بقیه بشناسونیم. اگه این آهنگ خوب باشه،
توی چند دقیقه واکنش نشون میده.
و همینطور شد. یهو به اوج رسید
به خاطر "ایجیتی". حالا برگشتیم و اجرا میکنیم
زنده. فرق میکنه.
خیلی فشار بیشتریه. یه فرصت داریم و تموم.
ما تو "ایجیتی" هستیم تا ثابت کنیم ما چیزی بیشتر از یه سری بازدید توی شبکههای
اجتماعی هستیم. ما میخوایم یکی از
بزرگترین گروههای تمام دوران باشیم.
آره، من یه قلب جدید میخوام
که ندونه تو کی هستی
کرش آدامز.
سوفیا؟ به نظرم شماها عالی
هستین. میفهمم چرا اینقدر
تو اینترنت محبوب هستین، چون، میدونین، شما باحال و
متفاوتین. شما تو مسیر خودتون هستین.
فقط باحاله. من خوشم اومد.
خیلی ممنون. هاوی؟
راستش رو بگم. شماها عالی هستین.
شما میتونین ستاره بشین. شما لیاقت دارین تو این سطح باشین
همین الان. راستش رو بخواین،
آهنگی که اول باهاش تست دادین، A ساید بود، این
B ساید بود. این باعث پیشرفت نشد.
بهتر نبود. خوبه.
آمریکا، به اون تست اولشون نگاه کنین و بر اساس اون رأی بدین.
من اگه بودم این کارو میکردم. مل بی، تو چی
فکر میکردی؟ مل بی: به نظرم آهنگش
عالی بود. گروه خیلی هماهنگ بود.
اون گروه ترکوند. متأسفانه فقط... من
فکر کردم خوانندگیتون رو خیلی متزلزل شروع کردین.
از نظر خوانندگی میتونستین بهتر عمل کنین.
شما بهتر از این هستین.
سایمون؟ میدونی چیه، این
زندهست. سخته.
به نظرم با اومدن به این برنامه تصمیم خیلی هوشمندانهای گرفتین.
واقعاً همینطوره. من به شما احترام میذارم، میدونین،
چون مطمئنم خیلیها بهتون میگفتن
به اون برنامه نروین. شما واکنش رو به اون
آهنگ اول دیدین. من پشت سرم آدمهای خیلی هیجانزدهای رو حس میکردم،
که عالی بود. به نظرم چیزی که واقعاً در مورد شما خوبه اینه
که میدونین کی هستین.
فکر نمیکنم این آهنگ به خوبی آهنگ اول بود.
با این حال، واقعاً امیدوارم... امیدوارم شانس برگشتن رو پیدا کنین
چون اگه این اتفاق بیفته، من دوباره اون آهنگ اول رو اجرا میکردم.
من عاشق اون بودم. من واقعاً اون آهنگ رو دوست داشتم.
کرش آدامز، شماها موفقیت زیادی
آنلاین داشتین. این چطور با اجرای
زنده مقایسه میشه؟ منظورم اینه که تمام موفقیتهای
آنلاین دنیا با این قابل مقایسه نیست.
به این جمعیت نگاه کنین. به این جمعیت نگاه کنین.
مخصوصاً تو "ایجیتی" و امیدواریم آمریکا... امیدواریم شما هم
همینقدر پر انرژی باشین. امشب موفق باشین،
رفقا. یادتون باشه، فقط سه اجرا میتونن برن
به نیمهنهایی. پس رأی بدین.
بعد بیشتر رأی بدین. و به رأی دادن ادامه بدین.
خب، نفر بعدی شعبدهباز زک میرزه.
لازمه چهار تکه کاغذ بردارین و اسم یک
حیوان متفاوت رو روی هر کدوم بنویسین. اون رو بزرگ و خوانا بنویسین، طوری که
تمام صفحه رو پر کنه. و بعد از این وقفه دوباره شما رو میبینیم.
این وقفه.
این یه
تست خوب برای خودت بود. با مادرت، یه
تست عالی بود. ما سه
شعبدهباز داشتیم که "استعدادیابی آمریکا" رو بردن، و شما از اون حد
فراتر رفتین.
و از اون فراتر رفتین.
هیجانانگیز بود.
فشار رو روی شرکتکنندهها زیاد میکنیم چون این آخرین شانس برای هر کسیه که
به نیمهنهایی برسه. پس با گذشت شب، میخوایم بدونیم شما چی حس میکنین.
کی داره عالی عمل میکنه؟
کی داره بد عمل میکنه؟ داورها چطور دارن عمل میکنن؟
بهم بگین چقدر این کت و شلوار رو دوست دارین.
دوست دارین کدوم اجرا رو برای شام دعوت کنین و چرا؟
فقط هر چیزی رو در مورد "ایجیتی" به ما بگین.
خب، آیا همه شما کاغذاتون رو آماده کردین، همونطور که گفتم؟
فقط یه دقیقه دیگه بهشون نیاز دارین.
این شعبدهباز در کودکی از دیوید بلین الهام گرفت،
که بهتر از این نمیشه.
از دالاس، تگزاس، زک میرز اینجاست.
هرگز اون زمانی رو که شعبدهبازی دیدم فراموش نمیکنم.
هشت سالم بود، خونه مادربزرگم بودم که دیوید بلین
اومد (پخش شد). به خودم گفتم این همون چیزیه که میخوام
تا آخر عمرم انجام بدم. معتقدم اونی که دارین اشاره میکنین قرمزه.
معتقدم اونی که دارین اشاره میکنین قرمزه. ما سه
شعبدهباز داشتیم که "استعدادیابی آمریکا" رو بردن، و شما از اون حد
فراتر رفتین. چهار تا بله.
خیلی ممنونم. سالها طول کشید تا دل و جرئت
ایستادن جلوی داورها رو جمع کنم.
اون یه حس فوقالعاده و تأییدیه بود.
بعد از اینکه تست من پخش شد، دیوید بلین بهم زنگ زد.
زیاد پیش نمیاد که قهرمانت باهات تماس بگیره.
انگار زندگی دیگه چیه؟ حالا چی؟ درست وقتی که فکر میکردم دیگه اوضاع
نمیتونه بهتر بشه، ما صاحب یه دختر دوم شدیم.
اسم اون آریاست. من عاشق اینم که پدر دختر باشم.
این بهترین چیز تو دنیاست.
اولین باره که اون لبخند و اون خنده رو میبینی.
این چیزیه که هر روز منو برای بلند شدن از خواب باانگیزه میکنه.
لیلا، دلم برات تنگ میشه. متأسفانه این بار خانوادهام نتونستن
باهام بیان. این فرصت رو، کی میدونه که آیا دوباره
دوباره خواهم داشت. پس من این کار رو برای دو تا
دخترم، همسرم، خانوادهام، آیندهمون، همه چیز انجام میدم.
زک، آمادهای برای صحنه.
وای. پس الان خبر بزرگ رو شنیدین.
دومین دخترمون تازه به دنیا اومده.
ممنونم. خیلی ممنونم.
پس زندگی من پر از غافلگیریه و
و... و... و خونم به هم ریختهست. پس امشب میخوایم یه
شلوغی بزرگ درست کنیم. در طول استراحت، همه
باید چهار تا کارت دریافت کرده باشن. روشون فقط حیوانات
تصادفی مختلف هست. داوران، لطفاً کارتهاتون رو بردارین
و اینطوری رو به پایین بذارین و فقط توی دستهاتون برشون بزنین
تا ندونین هر حیوونی کجای کارتهاست.
شما هم که توی خونه هستین، باید چهار تا کارت داشته باشین.
اگه امشب باهام همراه باشین، قول میدم جادو اتفاق میافته
هر جای دنیا که هستین. حالا که کارتهای همه
بر خورده، کاری که میخوام بکنین اینه که دقیقاً کاری که من میکنم رو انجام بدین.
No comments yet. Be the first to leave one.