Proof

Proof

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Proof US S01E03 HDTV x264-LOL
Proof US S01E03 HDTV XviD-AFG
Proof US S01E03 720p HDTV X264-DIMENSION
A Commentary by arshya77
► ارشیا ◄ || SerialDL.Net

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
XviD
720p
720
Published on: 2015-07-03
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

- ... آنچه در " اثبات " گذشت - صبر کن، پس تو واقعا ایوان تورینگ رو دیدی؟

چطوریه؟

ناراحت میشی اگه از بگو مگوهای روزمره بگذریم؟

من دارم میمیرم

ازت می خوام اثباتی پیدا کنی تا بفهمیم بعد از مرگ چه اتفاقی میفته

تو پسر نوجوانت رو تو یه تصادف از دست دادی

همچنین میدونم که تو یه سفر به شرق دور

برای کمک به آسیب دیدگان سونامی اخیر تقریبا غرق شدی

و اون موقع بود که تجربه‌ی نزدیک مرگ خودت رو داشتی

فکر کنم ما اثبات کردیم این همه چیزیه که اتفاق میفته

وقتی رفتی، رفتی

ما با اطمینان نمی دونیم چه اتفاقی بعد از مرگمون میفته

حداقل هنوز نه

آره ولی تامی این کارو نمی کرد

خب ما به منطقه‌ی پرش رسیده بودیم و فرمانده گفت

اگه نپرید با مشت میکنم تو کونتون

و یکی گفت تو پریدی؟

و اونم گفت اون اول آره یذره

زیر حمله ایم

جاده بستس

بریم،بریم، بریم

رگبار

به یه پزشک نیاز دارم

به یه پزشک نیاز دارم

... به پوشش بین خودمون و اون درختا نیاز داریم

تامی همین الان باید از اینجا بریم

بریم

برو

تو زمین کشاورزی، حمله از چپ حمله از چپ

تامی خودتو جمع و جور کن

زودباش تامی، منو دنبال کن، باشه؟

خیلی خب بچه ها، بیاید بریم

دنبال من بیاید

نه بادی بادی نه

خیلی خب لیام، بعدش چیکار کردی؟

اون تیر خورده بود

آره

گفتی تیر به پشتش خورده بود؟

تنفس

ناله ها

... اون

اون اسلحشو انداخت

چندتا نفس عمیق بکش

اون بد جوری خون ریزی میکرد

فقط آروم باش

باید بهش برسم

خیلی خب، چراغا

تموم شد، مرسی خدا - صبر کن، هنوز نه -

اون یکی از بیمارای جدیدم بود، لیام

یه جنگجوی سابق جنگ عراق که از استرس پست تروماتیک رنج میبره

می خوام لیام واقعی که امشب اینجاست رو معرفی کنم

لیام برو جلو و بلند شو

اول مشخص بود که اون نوار مغزش

اثر اون ضربه به مغزش بوده

که در زمان خدمتش تو عراق پیش اومده بود

ولی بعد از چند ماه درمان سنتی

و کمک سرویس سربازان

لیام نتونست منبعش رو پیدا کنه

ضربه مغزی اون قابل روئت نبود - این معرکس -

به هر کدوم از کلیدای معمولی - من فکر کردم این یه ملاعجست -

اون بیشتر و بیشتر خسته شد

خوابش کم شد و از درد و افسردگی شدیدی رنج میبرد

اون قدری ناچار شد که تصمیم گرفت

که این معالجه رو انجام بده

اونم با یه دکتر جادوگر مثله من

اگه تو خیلی مقاومی - در چند جلسه -

چرا خواستی بیای اینجا؟ - ... از این درمان -

من اونو از اینترنت پیدا کردم - ما سعی کردیم تا لایه ها رو عقب ببریم -

به علاوه ما الان باید به این آشغال نگاه کنیم

تا دنبال علت اصلی بگردیم - من دارم سعی میکنم فکرم رو گسترده نگه دارم -

از اتسرس، خستگی

خب، کار نمیکنه

در هیپنوتیزم من لیام شروع کرد تا درباره‌ی

یه نبرد صحبت کنه و اطلاعاتی رو بده

و تجربه های یه سرباز

کسی که عضو لشکر 31 بود، تامی

مشخص شد که این ها نمی تونن خاطره های

جنگ یا درگیری تو عراق باشه

این یه چیز متفاوت بود

این کاملا یه چیز متفاوت بود

من باور دارم چیزی که لیام داشت بازگو میکرد

از خاطرات زندگی قبلی اون بوده

و منبع اصلی بیماری اون از عراق نبوده

بلکه بخاطر ضربه‌ی مغزی بد که

در یک نبرد در جریان نبرد کره دیده بود

سی سال قبل از اینکه به دنیا بیاد

صبر کن، من میخوام برم باهاش صحبت کنم

اگه می خوای به طور عمومی به خاطر حرف هاش مسخرش کنی

ترجیح میدم بیرون واستم

سعی می کنم جنگ رو به حداقل برسونم

کارولین

فکر کنم آخرین باری که همدیگرو دیدیم داشتیم یه جسد رو تشریح می کردیم

خیلی مطمئنم تو مدرسه‌ی پزشکی بود

این زد، یکی از کارآموزام

از دیدنت خوشحالم زد - از دیدنتون خوشحالم -

باورت میشه اون موقع این زن همش تو کار ما دخالت میکرد؟

آره، آره، می تونم

لطفا، تو شاگرد اول کلاس ما بودی

همونطور که من فراخوندم - تقریبا -

من همیشه پشت تو بودم

تو هنوز راجب اون اتفاق اوقات تلخی؟ - آره، یذره -

حداقل یه منظره‌ی زیبا بود

خب این درسته، و تو هم اینجا خوش اومدی

میشه؟

پس تو یه جراح سینه‌ای، جای تعجب نیست

تو همیشه از اون مدلای" تاپ گان "بودی

چی می تونم بگم؟ من عطش سرعت دارم

... و تو چی؟ تو چطوری

... از رتبه‌ی اول کلاس ما تو پن

... تقریبا رتبه‌ی اول کلاسمون به این علم جادو جمبل؟

حرفای تو، نه من ولی باشه، آره

معلوم شد واسه این کارای دل و روده‌ای ساخته نشدم

... نگه داشتن زندگی یه نفر تو دستات

و اینکه هر روز این کار رو بکنی برای من نبود

... ولی من عاشق روان پزشکیم دوتا مادر پدر دیوونه

... بعد من شروع کردم به

چطوری کتابم رو قبل از اینکه منتشر بشه خوندی؟

ببخشید

من چیزی درباره‌ی کتاب نمی دونم

دارم از چی صحبت می کنم؟ تو داستان من رو دزدیدی

منظورت از داستان تو چیه؟

چرا اعتراف نمی کنی؟

هر چیزی که میگی، از کتاب من برداشتی همه چیز رو

هی، هی، برو عقب

اینجا چه خبره؟ - چطوری این کارو کردی؟ -

چطوری کتابم رو قبل از اینکه منتشر بشه خوندی؟

چه کتابی؟ من چیزی درباره‌ی کتاب نمیدونم

خیلی خب، این مضخرفه

هر چیزی که میگی تو اون کتاب هست همه اطلاعات تو اون کتاب هست

آروم باش - گفتم برو عقب -

آروم باش

زودباش - این یارو رو از اینجا ببرین -

اوه

خیلی خب، بسته، بسته

چیزی گفتی که عصبیش کنه؟ - نه -

داشتم با یه سرباز سابق جنگ عراق صحبت می کردم

و اون احمق شروع کرد به چرت و پرت گفتن

پس اون داستان درباره‌ی کتاب چی بود؟

ببین وقتی یه چیزی بگی اونم میگه میشه کمکم کنی؟

اون یارو، اون یارو همش میگفت

که داستانش رو دزدیم دیوونه بود

پس تا الان ندیده بودیش؟ - نه-

ولی می خوام کاری رو که شروع کرده تموم کنم

ببین، آروم باش

مطمئنم دنیل نیوردت اینجا تا بهت توهین بشه

من فقط می خوام این چیزا رو از سرم بیرون بکشم

و اون یارو واقعا عصبیم کرد

میدونم، برات یه تاکسی می گیرم

مشکلی نداری به هتل برگردی؟ - آره، مشکلی ندارم -

البته باید بهت بگم

... تکرار جلسمون امروز، آه

سخت بود

واقعا سخت بود، باشه؟

خونریزی تقریبا متوقف شده

مرسی مرد

هی، تو باورم میکنی، نه؟

اون یارو لیام، اون یه شیاده

من جدیم - باورم میکنم -

از جایی که من میام خیلی آدمای کمی با

سربازا درگیر میشن مگر اینکه مسئله جدی باشه

من اون خلبان رو دیدم، فهمیدم باید بررسیش کنم

هیچ ایده‌ای ندارم چطوری این کارو کرده

کتاب من، در اصل یه رمان تصویریه

حتی هنوز منتشر نشده

آره، میدونم به چی فکر می کنی

که میتونه خیلی ناپسند باشه

تو فکر می کنی من دارم ژست میگیرم و دروغ میگم

دارم بهت میگم، من یه ناشر دارم

کتاب تو پائیز منتشر میشه

... اون دکتر، دنیل پاول

براش کتابم رو می فرستم

همش اونجاست، درست همونطور که توصیفش کرد

مأموریت رودررویی دوتا مأمور، بادی و تامی

داستان از زندگی قبلی مضخرفه

امشب قرار داری؟

نه، فقط یه دوست قدیمی از مدرسه پزشکی رو میبینم

مرد یا زن؟ - این یه قرار نیست -

چیزی هست که دربارش بخوای باهام صحبت کنی؟

آره، خب اینو ببین

من فکر می کردم شاید بتونیم درای خونمون رو

برای یه دانش آموز خارجی باز کنیم

چی، یه پسر فرانسوی خوشگل رو

می خوای بیاری اینجا تو اتاق خوابت؟

لازم نیست فرانسوی باشه - لازم نیست پسر باشه -

حتی اگه چیزی مثل این داشتیم

باید یه دختر می بود، نه پسر

به هر حال کجا می خواد بمونه؟

ما یه اتاق خواب اضافه داریم، اتاق ویل

درسته، درسته - ببین، الان یک سال شده -

بالاخره یه موقعی باید اون اتاق تخلیه بشه

میدونم، تو درست میگی

پس بهش فکر می کنی؟

بهش فکر می کنم، باشه

از قرارت لذت ببر

این یه قرار نیست - اوهوم -

پس چطوری به اینجا رسیدی؟

آخرین باری که ازت شنیدم تو سودان یا تبت بودی

با نخ و شاخه‌ی تیز عمل میکردی

این درست نیست

حاضر بودم برای یه شاخه‌ی تیز آدم بکشم

More Farsi Persian subtitles for Proof

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left