Pierwsze 150 wierszy.
از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@
مترجم: «نـــامـــدار»
آهای!
این دیگه چه کاری بود؟
چیزی نمونده بود سرم رو قطع کنی.
برو بین پرچمها شنا کن توریست خانم،
وگرنه دفعه بعدی زیرت میکنم.
مگه موجسواران نباید آروم باشن؟
آهای!
مال تو بود؟
خیلی عذر میخوام.
روز فینال مسابقات حرفهای نوجوانان شورهیونه...
و رقابت داره حساس میشه.
پنج دقیقه از این مسابقه یکچهارم نهایی مونده...
و رقابت از همون اولش بین گیبسون و سوسا بوده...
که جفتشون اهل همینجا هستن.
دو شرکتکننده دیگه کلا کم آوردن.
گیبسون با قدرت شروع کرد، ولی سوسا هم از اولش...
داره پا به پاش میاد.
گیبسون اصلا نمیتونه موقعیت مناسبی پیدا کنه.
گیبسون از این یکی موج خوشش میاد،
ولی باز هم سوسا داره پا به پاش میاد.
انصافا؟ بیخیال دیگه!
گیبسون کمی تو دردسر افتاده.
وای! تخته موجسواری رو صد و هشتاد درجه میچرخونه.
سلام.
عه، سلام. شرمنده، مسابقه گروهم الان شروع میشه.
آها. صرفا میخواستم ببینم به نظرت برادرت وقت داره...
من رو تا فرودگاه برسونه؟
نمیدونم، مانو خیلی خسته است، ولی...
پرانی، میتونی بعدا سامر رو تا فرودگاه برسونی؟
آره. اگه با آهنگهای «بیکر بوی» حال کنه...
و تا ساعت سه آماده باشه، ردیفه.
خیلیخب، ردیفه.
ایول. مرسی.
همهچی روبهراهه؟
آره، سوار هواپیمائه که بشم،
همهچی روبهراه میشه.
آهای!
من که بهت دست نزدم پسر.
آها، باشه. پس حتما دلفینی داشته از کنارم رد میشده.
چرا شکایت میکنی؟
تو که صعود کردی.
واقعا میخوای دعوا کنیم گیبسون؟
میدونی چیه؟ مهم نیست.
من باهات مبارزه نمیکنم. تو مصدومی.
دارن آیین موجسواری ناشناختهای رو اجرا میکنن...
یا دعوای احمقانه راه انداختن؟
دعوای احمقانه راه انداختن.
من فرصت این کارها رو ندارم. مانو!
بس کنین بچهها، چنین کاری خیلی براتون بده.
- آهای! آهای! - مبارزه کن دیگه!
بلند شو! بلند شو!
ببینین، اگه میخواین رد صلاحیت بشین،
به همین کارتون ادامه بدین، خب؟
اینجا چه خبره بچهها؟
شرمنده، صرفا داشتیم شوخی میکردیم.
آره.
خب، بیاین از این به بعد درگیری ایجاد نکنیم، خب؟
جای نگرانی نیست، ممنون رفیق.
اِم، تو فکرش بودم که بریم استخر طبیعی؟
شاید اونجا ذهنت آروم شد.
نمیخوام ذهنم آروم بشه،
باید جسمم رو قوی کنم.
بیا اینجا ببینم.
ببین، واسه همینه که آدم با دوستانش رقابت میکنه،
علیهشون رقابت نمیکنه، خب؟
راستش، ما دیگه دوست نیستیم.
خیلیخب. قبوله.
ولی چرا داری احتمال عضویتت تو تیم ایالتی رو خراب میکنی؟
خودت که میدونی این کارها هم حسابه دیگه، نه؟
ببین رفیق، نمیدونم شنیدی یا نه،
ولی مدیریت «شورهیون بردرایدرز» الان با منه.
مربی خواهران گرام، مارلون، بودی و خواهر کوچولوت هستم.
ببین، اگه میخوای این ورزش رو جدی دنبال کنی،
میخوام تو رو هم دخیل کنم، خب؟
ببین، ورزشمون تکنفره است،
ولی اگه همراه نداشته باشی، تک و تنها میمونی داداش. از من بشنو.
خیلی رقتانگیز بود!
دقیقا. از موجسواریش هم بدتر بود.
آهای! من رو یادته؟
باید یه اسکیتبرد جدید برام بگیری.
اگه قراره همینجوری تو پارکینگ ولش کنی،
خرد شدنش تقصیر من نیست.
به نظرم دویست دلار کافی باشه.
راستی، دویست دلار آمریکا رو میگم.
چطوره دوتا پیاز سوخاری برداری؟
سلام شریدان!
میشه صحبت کوتاهی داشته باشیم؟
از دوستان توئه؟
آره، دوست جدیدمه.
پاپس، ایول که به یکچهارم نهایی رسیدی.
آخه پارسال نتونسته بودی به فینالهای زیادی راه پیدا کنی.
مرسی که ازم حمایت میکنی گریف.
بیا. بیا بریم.
اونها کی هستن؟
اعضای «انکور کوو بردرایدرز» هستن.
همگیشون خیلی مغرورن. نادیده بگیرشون.
شوخیت گرفته؟ باید انتقام بگیریم.
من انتقامم رو تو آب میگیرم.
هنوز اینجایی آمریکایی؟
اوایل مسابقات یکچهارم نهاییه...
و پاپی تتانوئی از شورهیون...
و لیلی تران از انکور کوو دارن پا به پای هم پیش میرن.
شاید تتانوئی دیر به این موج برسه.
نه! وایستین، خیلی خوب سوارش شد.
تران هم که عضو باشگاه...
پرسابقه «انکور کوو بردرایدرز»ه...
و اونجا همیشه قهرمان تربیت میکنن.
ولی تتانوئی تسلیم نمیشه،
داره با سرعت موجسواری میکنه.
تتانوئی تو مسابقات شهر خودش خیلی قدرتمند جلوه میکنه.
همین حرکت باید واسه صعود کافی باشه.
یوهو! میترکونی پاپی!
میشه سر و صدا نکنی؟
به نظرم یکی از تختههاش رو بشکونیم.
نظرت چیه که جای انتقام گرفتن،
با جتاسکی بریم دور دور؟
البته اگه از سرعت و عشق و حال متنفر نیستی.
مگه دوستدختر نداری؟
چرا. خب که چی؟
خیلیخب، برام آرزوی موفقیت کن.
سلام مانو، حالت چطوره رفیق؟
بد نیستم تامو. چه خبر؟
مانو، آمریکاییِ ما رو ندیدی؟
پیداش نیست.
اِم، نه، ندیدم، شرمنده.
- میبینمت. - خیلیخب، باز هم مرسی.
خب، جتاسکیت کجاست؟
شرمنده، یه لحظه بیشتر طول نمیکشه.
نه، نه، نه، نه. راحت باش.
باید برند خودت رو بسازی دیگه، نه؟
راستی، پستهات رو خیلی خوب مینویسی.
عه، مرسی.
خودم اخیرا دو سه تاشون رو خوندم.
ولی مسابقه نیمهنهاییت کیه؟
اِم، فعلا مونده،
ولی بهتره روزهای مسابقات زیاد به پاپی نچسبم.
وقتی هدفون میذاره، کسی نباید مزاحمش بشه.
نه، قطعا انگار اهمیت همهچی بیشتر شده.
هر موقع بتونم، سعی میکنم تنها باشم و کمی به ذن برسم، متوجهی؟
بهتره تو هم دفعه دیگه که دلت خواست مشتت رو حواله کسی کنی، همین کار رو بکنی.
آها. شرمندهام.
اگه میخوای تو هم بیای، وسایل مارلون همراهمه.
نه، نه، بهتره برگردم و...
واسه نیمهنهایی آماده بشم.
خیلیخب، باشه.
یعنی احتمالا بتونم کمی بمونم.
چه عالی.
حالت رو درک میکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.