The first 186 lines.
مامان؟
خوب خوابیدی؟
راستی ببین
.ورن بهم گفت دیشب یکی نوشتهت رو پیدا کرده
.واقعا متأسفم، حتما از کلاه افتاده بیرون
.تقصیر تو نیست
،میدونی آدمای بی عزت نفس .اعتماد بهنفس رو با غرور اشتباه میگیرن
چطوره به بودی نشون بدی اعتماد بهنفس واقعی چه شکلیه؟
.خیلی خب، چیزی تا مسابقات کشوری نمونده بچهها
باید رو هدفمون تمرکز کنیم - .چطوری -
.دیشب اومدن چادرت ولی نبودی
لازمه نگران باشم یا فقط احساس تحقیر کنم؟
.نه، هیچکدوم
.یه کمی سر این قضیه پاکسازی حالم گرفته بود
.رفته بودم قدم بزنم - تو تاریکی؟ -
.خب لامپ سرم بود
!خب دخترها، بریم برای تمرین گروهی آماده شیم
.میخوام سامر و پاپی با بودی و ورن مسابقه بدن
.خب، وقتی بیدار شدم یه تخته خفن بیرون چادرم بود
.نمیتونم قبولش کنم بکس. زیادی لطف داری
.اشکال نداره، اگه خواستی ببخشش
،بعد از پسرا میخوام گریف و تامی
با بکس و آری مسابقه بدن
.چطوری هم تیمی. بیا درباره نقشهمون حرف بزنیم
میخوای اول تو بری یا از اینایی که آخر میان؟
.چون این روزها معلوم نیست تو کدوم چادری
داداش، دیشب من و سامر .فقط باید سنگهامون رو وا میکندیم
.سامر هر کاری دلش بخواد میتونه بکنه
،ولی اگه به ورن نگی قضیه چیه
.من اول میگم
خب چیکار میکنی؟ بهش میگی؟
.حلش میکنم. قول میدم
موج سوارهای اول میرن ...که قدرتشون رو به رخ بکشن
که تو دور اول جلو بیفتن .و رقیبشون رو بی انگیزه کنن
میخوان به سرعت هرچه .تمومتر بهترین امتیاز ممکن رو بگیرن
...خب موج سوارهای دوم باید خونسرد بمونن
و باور داشته باشید همتیمیهاتون .شما رو عقب نمیندازن
.عالیه
شاید بد نباشه اینجا .یه کم بیشتر جمع شیم و بعد بیام بالا
...باشه، ما واسه روزنامه
فقط یه عکس از تیم ایالتی .با پس زمینه اقیانوس لازم داریم
خیلی خب تیم ویکتوریا !بیاید یونیفرم جدیدمون رو به رخ بکشیم
باشه عالیه. خب همه .لطفا جمع شید و به هم بچسبید
.یه ژستی بگیرید که مناسب صفحه اصلی باشه
!همه بگن برد - برد -
.خیلی خب عالیه. گرفتم
.میگم سامر
خب میخوام واسه مسابقه کشوری یه تغییراتی بدم
.تو و ورن گروه دخترها رو تشیکل میدید .ترکیب خفنی میشه
.وای وای در کمال احترام مربی، خواهرت از من متنفره
.و این اوضاع قرار نیست بهتر شه
.ظاهرا حستون دو طرفهست
.واسه امنیت خودم سکوت میکنم
.این کارم دلیل داره
.تو استعداد داری ولی ورن کلا سطحش جداست
،میتونی بشینی ازش متنفر باشی
یا میتونی از این آتیش .برای شکست دادنش استفاده کنی
.فکر میکردم مهم اعتماده اینکه همکاری کنیم
خب همکاری به معنی .انگیزه دادن به همدیگه هم هست
،اگه میخوای تو موج سواری آیندهای داشته باشی .باید از بهترین بهترینها باشی
و اگه نمیخوای هم که اصلا چرا اینجایی؟
!مانو! چرا هیچوقت تو یخچال غذا نداریم؟
.چون من خدمتکارت نیستم
اوی، تو اردوی تمرینی چه خبره؟
.پاپی خیلی اعصابش مگسی شده
.آره خیلی جدی شد
آره؟
لازمه با الو حرف بزنم یا چی؟
فقط مطمئن نیستم .سبک مربیگریش رو درک کرده باشم
.خیلی خب. بگو ببینم
خب شنیدم سال پیش ...که آری اذیت بود کمکش کردی
.و منم الان یه کمی سردرگمم
.اینطور که میشنوم من رو باید مربی میکردن
.آره مانو، اصلا مهم تویی
.باشه ردیفه
.بریم حواست رو بیارم سر جاش
داش، داری موج سواری میکنی یا خوابت برده؟
!همینه داش
!ایول
!هو هو
.وایسا، پس ورن میخواد تو رو مرد کنه
.اینطوری نگو
.و بعد سامر حسودیش شد و کشیدت تو چادرش
.نه! من رفتم تو چادرش
داداش. کی وقت کردی انقدر شیطون شی؟ کارت درسته
.مسئله همینه. من اصلا همچین آدمی نیستم
.خریت بود
.ولی انگار سامر رو مغزم تأثیر گذاشته
.داداش، میخوام بیخیال شم ولی نمیتونم .ناجور پیچیدهست
.داداش پیچیده نیست
.تو از آمریکا خوشت میاد. و باید به ورن بگی
.همین
.باشه
.مطمئنم شما و مامان بی برو برگشت دوست میشید
.اونم برای خودش دستگاه ریسندگی خریده
.سلام عزیزم - .سلام -
.سلام ورن - .سلام -
.نمیدونستم اینجایی - .آره، همینطوری اومدم کمک کنم -
...گفتم
نظرت چیه بریم رستوران فرخ غذا بخوریم؟ گرسنهت نیست؟
نه واقعا، یه جورایی کشته مرده .پارچه نگاری مامانت شدم
من و ورن داشتیم .درباره پدر مادرش حرف میزدیم
.دگه نمیتونن برای تولدش بیان
.وای پسر چه ضد حال - .تقصیر اونا نیست -
،رفتن یه جزیره مهمونی جشن ماه کامل بگیرن
،بعدش گیر افتادن و کشتیشون غرق شد
.و شانس آوردن زخمی نشدن
کسی دوست داره درباره رفتار ورنهای خونگی بشنوه؟
.پرندههای خیلی کنترلگریان - .الان نه هانی -
.بگذریم، هفده سالگی مسخرهست دیگه
...آره
،البته جشن خوب میشد ها
...اما خونهمون سر قضیه الو و مسابقات کشوری شلوغه و اصلا
.خیلی بهخاطرش مضطربه
.اگه کوچیک باشه میتونیم اینجا بگیریمش تو حیاط باربیکیو راه بندازیم؟
.نمیخوام مزاحم شم
.نه
.نه اصلا. بیا بگیریم. آره
.نگرانش نباش
!ایول
...خیلی ممنون. شماها اصلا
.شماها حرف ندارید
.اقیانوس محل تضاد و تناقضه
.پر از الگوئه، آشوب داره
.خطر و خوشی داره
.اکثر اوقات شرایطش میتونه سخت باشه
غیرقابل پیش بینیه
.اما باید پذیرای کمال هم باشی
.و تصور کردن اصلش به همینه
تو کی انقدر هیپی شدی؟
.چشمهات رو ببند
.میخوام بهترین روز رو روی آب تصور کنی
چی میبینی؟
چی میشنوی؟
چی حس میکنی؟
.حالا یه موجی داره میاد
.موج توئه
و قراره بهترین سواری رو ...روی آخرین انعکاس انرژی
موجی رو داشته باشی .که از ده هزار کیلومتری اون طرف دریا اومده
اینجا... اقیانوس شفافیتی .که نیاز داری رو در اختیارت میذاره
.تا ورای آشوب رو ببینی و حقیقتا بهش متصل شی
...اینجا
...موقع سواری بی عیب و نقصت
.تموم اونچه که میخوای خودش رو نشون میده
.از چیزی که فکر میکردم سختتره
.رسیدن به چیزی که نمیتونی تصورش کنی سخته
.بیا دوباره امتحان کنیم
.تمیزکاری میکنم
این مال مامانت نبوده؟
.چرا و مسخرهست
من حتی بهترین موج سوار تیم ایالتی هم نیستم
.بعد تو اتاقم بز دارم .تعجبی نداره بودی فکر میکنه من مغرورم
.اون همچین فکری نمیکنه - .تو که اونجا نبودی -
!مچتون رو گرفتم
.یه جورایی بانمکه
خیلی خب، کی آمادهست بریم باشگاه؟
چرا؟ که عین مارلون من رو زیر میله وزنه له کنی؟
اون یه گپ و گفت !دوستانه درباره مسئولیت پذیری بود
...خیلی خب
اولا که ایول، تو و برزیل انقدر نازید .که دیگه چیزی نمونده چندش باشید
ولی بودی برای این بهت پرید؟
.احتمالا. فکر کنم ما رو با هم دید
.و من چیزی بهش نگفته بودم - .درسته. آره همین کافیه -
.اخه حرفی برای گفتن نیست
...آخه واقعا تازهست پس
.آره خب. همین رو بگو و بگو ببخشید و باید آشتی کنید
.حداقلش بهنظرم اون باید از من عذرخواهی کنه
.از وقتی اون با ورن جور شدن .خیلی رفتارش عجیب شده
...خب میدونی که چه حسی به اون دارم پس
وایسا، واقعا بکستر تختهت رو ساخته؟
،آره. اینطوریه که من فقط جذاب و خفن نیستم .بیا این یه نشونه خوب دیگه
.عجب! تو و برادر ورن. بهنظر سخت میاد
.از سخت یه چی اونورتره
...اون شب اتفاقی آری اومد تو چادرم
!خفه شو
...و شاید هم رو بوسیده باشیم
!سامر تورس - .میدونم -
.حقیقتش خیلی جذاب بود
!باورم نمیشه - .میدونم -
...خلاصه فکر کنم آری و ورن، پلی آموری نیستن
.نهههههه. نه .نه
اگه ورن بفهمه تیممون مثل باربیکیو .گرفتنهای تو به آتیش کشیده میشه
.بامزه بود
ولی واسه یه بار حداقل من کارهای نیستم. خب؟
.ظاهرا آری میخواد باهاش بهم بزنه
خب... میخوای باهاش باشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.