Black Butler

Black Butler (黒執事)

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 5

Informasi rilis

[Animworld] Kuroshitsuji S05E02 [Ali Sensei]
Komentar oleh Ali_Sensei
[AnimWorld] l [Ali_Sensei]

Tag

other
Diterbitkan pada: 2025-04-24
Unduhan: 38
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

141 baris pertama.

‫رسیدیم.

‫اینجا قصر زمردیه.

‫دنیای انیمه تقدیم میکند

‫زیرنویس های بیشتر در awsub@

‫Black Butler

‫Emerald Witch Arc

‫ایول گل‌های ناشناخته! ‫تا حالا از اینا ندیده بودم!

‫مراقب باش.

‫اونا سمی‌ان. اگه بهشون دست بزنی ‫انگشتات باد میکنن.

‫چشم!

‫از اینور.

‫همینجا وایسین.

‫باشه!

‫خیلی وقته که مهمون نداشتیم. ‫شام مهمون من هستین.

‫لطف شما رو میرسونه.

‫وولفرام، شام رو آماده کن و ‫اتاق خدمتکارها رو نشونشون بده.

‫بله.

‫فرضیه‌م درست بود.

‫چون پاهاش رو بسته بودن اینقدر کوچکن.

‫لا جریان بستن پا رو بهم گفته بود.

‫میگفت بستن سفت و سخت پاهای دخترها ‫از بچگی برای کاهش سایزشون

‫یکی از رسوم مختص چینه.

‫چرا توی آلمان انجامش میدن پس؟

‫و چرا روی یه رهبر محلی انجام دادن؟

‫اوی، تو.

‫من؟

‫شرمنده. اربابم هنوز زیاد ‫آلمانی رو خوب یاد نگرفته.

‫که اینطور.

‫یچیزی بگو خب! حرف زدن با زن‌ها تخصص توئه.

‫میخواید چی بگم بهشون؟

‫این سیگنالیه که بدن میفرسته ‫تا بدونی وقت غذا خوردنه.

‫از سر و صدای بلندش خجالت نکشید؟

‫وولفرام-سان خیلی طولش داده. ‫ممکنه اتفاقی افتاده باشه؟

‫آره بیش از حد معمول طول کشیده.

‫اجازه هست برم آشپزخونه و بهش سری بزنم؟

‫بله میتونی بری.

‫خب پس با اجازه من چند دقیقه میرم.

‫چی؟ وایساـــ

‫چی؟ انتظار داری من تنهایی ‫چجوری باهاش ارتباط برقرار کنم؟

‫خیلی زشت شد.

‫هی تو.

‫*** موی مشکی*** مرد*** اسم؟

‫امم...

‫وایسا ببینم. اگه هول نکنم میتونم ‫کلمات کلیدی رو متوجه بشم.

‫"مو مشکی" و "مرد" ‫منظورش سباستینه؟

‫سباستین، من، خدمتکار. متوجه میشی؟

‫ارتباط برقرار کردم!

‫کجا ***** والدین؟

‫والدینم؟

‫فوت کردن.

‫همم.

‫برگرد دیگه سباستین!

‫شرمنده مزاحم میشم.

‫چی میخوای؟

‫بنظر میرسید آماده کردن شام داره طول میکشه، ‫برای همین اومدم که کمک‌ــــ

‫نیازی نیست.

‫اندازه گیری مقدار مواد اولیه رو ‫طبق کتاب تازه تموم کردم.

‫ک-که اینطور.

‫ولی سالیوان-ساما میگفتن خیلی گرسنه هستن. ‫شاید بهتر باشه عجله کنیم.

‫ارباب جوان؟

‫خب پس بحثی نمیکنم. لطفا کمک کن.

‫حتما.

‫میخوام مالتاشن درست کنم. ‫میتونی خمیر رو ورز بدی؟

‫ها؟

‫چیه؟

‫هیچی. بسپارینش به من.

‫نباید اول خمیر رو ورز داد،

‫بعد همزمان با پختن نان، ‫بقیه مواد رو آماده کرد؟

‫ببخشید، ولی سوپ آماده شده؟

‫نه میخوام وقتی کار این غذا تموم شد برم سراغش. ‫همه رو که با هم انجام بدم قاطی پاطی میشن.

‫ببخشید اگه بی ادبی میکنم، ‫ولی میشه توی درست کردن اونم کمک کنم؟

‫همم؟ باشه.

‫فکر میکردم اون سه نفر ‫به نقاط ضعف انسان ها عادتم داده باشن،

‫ولی این یکی کلا یه نمونه‌ی دیگه‌ست.

‫تا حد ممکن تلاشش رو میکنه، ‫ولی کارایی خاصی براش نداره.

‫فکر نمیکردم کسی وجود داشته باشه که ‫تا قبل از تموم کردن آماده سازی یه غذا، سراغ بعدی نره.

‫با این روند شام تا نصف شب آماده نمیشه.

‫چطوری سباستین؟ میخوای ما هم کمکت‌ــــ

‫نه مرسی.

‫حتما خسته‌ی راهید هنوز.

‫لطفا برید استراحت کنید ‫و هیچ کار غیر ضروروی ای نکنید.

‫سباستین-سان، خیلی مهربونی آره!

‫و حالا...

‫وقت کاره.

‫مالتاشن، سوپ براتورست، و آیسبین.

‫برای دسر هم روت گروتز داریم.

‫خب، این خیلی...

‫...غذای خوبی بنظر میاد. خسته نباشی وولف.

‫خب، امم... خدمتکار اونم کمک کرد.

‫شما لطف کردید و میزبان ما بودید. ‫درستش هم همین بود.

‫در شأن خدمتکار خاندان فانتوم‌هایو نیست ‫نتونه همچین خدماتی رو ارائه بده.

‫امتحانش کنیم پس.

‫خوشمزه‌ست!

‫تا حالا نون به این نرمی نخوردم.

‫ا-این چه طرز آداب غذا خوردنه!

‫مثل اینکه اعتقادی به ژست و ادا هم نداره.

‫وولفرام-ساما، مورد اضطراری!

‫چی شده هیلده؟

‫یه...

‫یه گرگینه پیداش شده.

‫گرگینه؟

‫یکی از زن‌ها به شدت مجروح شده. ‫لطفا کمکش کنید سالیوان-ساما.

‫الان میام.

‫وولف!

‫بله.

‫شما همینجا بمونید.

‫نه، لطفا اجازه بدید ما هم بیایم.

‫میخوایم قبل از برگشت ‫از خطراتی که توی جنگل هست آگاه بشیم.

‫راه رو باز کنید!

‫سالیوان-ساما!

‫سالیوان-ساما، لطفا کمک کنید!

‫ا-این زخم ها...

‫تا حالا سابقه نداشته گرگینه ها ‫به یکی از اهالی این روستا حمله کنن.

‫ارباب، خونریزی رو بند بیارید!

‫یکم دردت میگیره.

‫طلسمت کجاست؟

‫چون فقط میخواست بره همین اطراف ‫چندتا گیاه جمع کنه جا گذاشتش.

‫احمق!

‫چند بار باید بهتون بگم ‫همیشه طلسم‌هاتون همراهتون باشه؟

‫شاید هنوز همین نزدیکی باشه. ‫مشعل های بیشتری روشن کنید!

‫چشم!

‫عجله کنید!

‫اینجا چخبره؟

‫نگو که واقعا توی جنگل گرگینه وجود داره؟

‫معلومه که نه، خل شدی؟

‫نظرت چیه؟

‫فقط با دیدن زخم ها نمیتونم به نتیجه ای برسم.

‫میخواید جنگل رو هم همین الان بگردم؟

‫نه همینجا بمون. هیچ حرکت مشکوکی نکن فعلا.

‫این خشم گرگینه-ساما بوده!

‫از وارد شدن غریبه ها به جنگل ‫خونشون به جوش اومده!

‫اینجا رو ترک کنید غریبه ها!

‫برای این بود که طلسمش همراهش نبود! ‫وگرنه اصلا بهش حمله نمیشد!

‫هیچ گرگینه ای تا حالا ‫به یکی از ما صدمه نزده بود.

‫از غریبه ها دفاع میکنی جادوگر زمرد؟

‫وحشی گری و بی رحمی‌های فراوان غریبه ها

‫نسبت به اجدادمون رو از یاد نبر، جادوگرِ زمرد.

‫هیچوقت به یه غریبه اعتماد نکن.

‫هرگز نباید کینه‌ی اجدادمون رو فراموش کنی.

‫هرگز نباید قدردانی و وحشتت ‫از گرگینه-ساما رو فراموش کنی!

‫ولی من‌ـــ

More Farsi Persian subtitles for Black Butler

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left