The Odyssey

The Odyssey

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

The Odyssey S01E10 In the Dark WEB-DL DDP2 0 H 264-DarkSaber
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 The.Odyssey زیرنویس فارسی سریال

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2026-02-21
Lataukset: 13
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

148 ensimmäistä riviä.

اگه بارون بیاد، سقف پناهگاه نم پس میده

شاید بهتر باشه یه جای بهتر برای قایم شدن پیدا کنیم

خیلی خطرناکه، اگه از کسی کمک بخوایم

ممکنه لومون بدن

جی، بیا کمک کن این شاخه‌ها رو جمع کنیم

بیا اینجا، جی

جی

جی

این دیگه چه کوفتیه؟

این یه مخزن محرومیت حسیه

خب، اگه اشتباه می‌کنم بگو، ولی مگه کما رفتن

خودش تهِ محرومیت حسی نیست که یه نفر می‌تونه تجربه کنه؟

ما داشتیم سیستم حسی «جی» رو بمباران می‌کردیم

فکر می‌کنم اگه کاملاً خاموشش کنیم

و بعد با تمام قوا بهش شوک بدیم

تضاد

آره

گرفتنش

ببین، باز هم فینگره

برج منو می‌خواد، منم می‌خوام برم به برج

پس فقط منو ببر اونجا

محافظ‌های زندانی، داریم می‌ریم تو

درسته

من دارم می‌رم تو

نه! اینجا یه جور مرکز تحقیقات علمیه

خطرناکه

مهم نیست

باید هر جور شده بیاریمش بیرون

اصلاً نمی‌دونستم یه همچین چیزی اینجاست

داری چیکار می‌کنی؟

داریم «جی» رو می‌فرستیم به یه سفر کوتاه

کجا؟ فضا؟

بیشتر شبیه فضای درون، و بعد برگشتن

و منم می‌رم اون استرولایت رو بیارم

اینا رو ببر برای بقیه، اون تو

فهمیدی؟

اوهوم

همین الان انجامش بده

هی

با این بچه چیکار داری، فینگر؟

بازش کن

من دارم وظیفه‌م رو نسبت به برج انجام می‌دم، فرکتال

و منم اینجام تا ببینم تو هم همین کار رو می‌کنی

اشتباه اومدی

اینجا یه مرکز تحقیقاتیه، نه زندان

این چهره رو نمی‌شناسی؟

برج می‌خواد اون خنثی بشه

هنوزم داری تلاش می‌کنی

که وارد شورای برج بشی، مگه نه فینگر؟

من بهت کمک نمی‌کنم

چرا، می‌کنی

می‌تونی با انجام تحقیقاتت روش، بی‌خطرش کنی

درست مثل کاری که با این آدما کردی

خودت خوب می‌دونی اتفاقی که افتاد یه حادثه بود

این غیرانسانیه که کسی رو عمداً به اون وضعیت دربیاریم

تبدیل کردن داوطلب‌هات به زامبی اشکالی نداره

اگه برای علم باشه؟

تو هیچ‌وقت اهل کار تیمی نبودی

مواظب حرف زدنت باش فینگر، من هنوز عضو شورای برجم

تو از من دستور می‌گیری

توی برج شاید

اما شش تا مانیتور بیرون منتظرن

و تا وقتی این بچه زامبی نشه، هیچ‌کس نه میاد تو و نه میره بیرون

پس هر بلایی که سر مغز مردم میاری، فقط انجامش بده

هی! داری با «هکی‌سک» من بازی می‌کنی؟

حالا منتظر می‌مونیم

بذار برم

مجبور نیستی هر چی فینگر می‌گه رو انجام بدی

برد ازت حمایت می‌کنه

آره، حتماً همین‌طوره

اما دنیا عوض شده، الان همه‌چیز رنگ سیاست گرفته

ولی تو برای برد کار می‌کنی، مگه نه؟

من و برد عادت داشتیم تا دیروقت با هم حرف بزنیم

شوخی می‌کنی، شماها با هم رفیقید؟

اون تنها آدم دیگه‌ایه که می‌شناسم

که به سوال‌های بزرگ علاقه داره

ما کلی نظریه درباره واقعیت ساختیم

مثل اون؟

بله، این مدلی از جهانه

من معتقدم جهان مجموعه‌ای از کره‌هاست که داخل هم قرار دارن

و با پوسته‌های کریستالی محکم از هم جدا شدن

بیرونِ این کره‌ها، نیستیِ بزرگ و ناشناخته‌ست

و داخلش، آسمونه

این کره ماست

و اون طرفش، یه قلمروئه که هنوز ناشناخته‌ست

میشه از یه کره به کره دیگه سفر کرد؟

سوال جذابیه، خودمم بهش فکر کردم

در واقع، این آزمایش هم درباره همینه

همین الان ولش کن

خونه‌ای رو که ازش اومدم، نمی‌تونم پیدا کنم

من با آسانسور اومدم اینجا

پس شاید راه برگشت از توی یکی از همون پوسته‌ها باشه

این یعنی تو یه مسافرِ بُعدی هستی

شاید کشف منو بشناسی

من پوسته‌ی منتهی به کره درونی رو کشف کردم

خب

پاهات رو بذار پایین

خودشه

باشه

نمای کریستالی پوسته نفوذناپذیره

کلنگ و بیل حتی یه خش هم روش نمی‌ندازن

ببین، نور

قبلاً هیچ‌وقت اینطوری نشده بود

شاید واقعاً یه مسافر بُعدی باشی

می‌دونم می‌خوای لمسش کنی، ولی نکن

مجبورم

جی

جی؟

مامان

جی

جی؟

نکن! اگه بهش دست بزنی زامبی می‌شی

اتفاقی که برای اونا افتاد هم همین بود

از تک خواهش می‌کنم، مراقب باش

ممکنه عقلت رو از دست بدی

می‌خوام ببینم اون تو چیه

وقتی نزدیک کریستال شدی، اون تصویر ظاهر شد

اون تصویرِ مامانم بود

مامانت

پس اون توی خود کریستال زندگی می‌کنه یا اون طرفش؟

نه، اون واقعیه

یه جایی، یادم نمیاد کجا

شاید ذهن ناخودآگاهت کلیدِ چیزی باشه

که اون طرفه، البته اگه واقعاً از اونجا اومده باشی

فینگر می‌خواد تو رو به زامبی تبدیل کنم

چه هدر دادنِ بیهوده‌ای

پس انجامش نده

کمک کن رد شم

بگو این نوچه‌هاتم کمک کنن

اینا زامبی‌ان، نه نوچه

اگه فینگر مجبورت کنه منو زامبی کنی

این تازه اولشه

اون وقت هر بچه‌ای رو که ازش خوشش نیاد، میاره اینجا

حق با توئه

من دانشمندم، نه قصابِ مغز

یادت باشه، پوستت بهش نخوره

خب؟

بسیار خب، زامبی شد. امیدوارم خوشحال باشی

حالا برو بیرون

همچین سخت هم نبود، مگه نه؟

پس خودش کجاست؟

وقتی زامبی شده دیگه به درد کسی نمی‌خوره

پس داره برای من کار می‌کنه

الان دیگه هیچی نمی‌خواد

جز سه کاسه فرنی در روز

می‌خوام ببینمش

واسه چی؟

درست توی خطرناک‌ترین جای گوداله

The Odyssey subtitles in other languages

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left