De første 200 linjer.
عکس کورین رو فرستادم برای هتلهای خدمات هفتگی و ماهانه
مدیر شب وقتی فکس به دست ـش رسید تماس گرفت
گفت کورین حدود یک هفته پیش با اسم جن مورفی اومده اتاق گرفته
کدوم اتاق؟
اون بالا تنها نیست، ویک - میدونم. بچههام ـم پیش ـشن -
بچهای وجود نداره یکی دیگهست
پلاکـشو چک کردم. اسم طرف، استیون لینفیلده مالک یه استودیوی یوگاست
احتمالاً کورین باهاش کلاس برداشته
. . . همسر سابقـم وقتی منو ول کرد
اولین کاری که کرد، این بود که رفت روی کونـش کار کرد
سرپرست گفت که یارو هر شب اونجاست
کدوم اتاق؟ - 209 -
ویک، صبر کن
صبر کن
ویک، اونکارو نکن
چی میخوای؟ تو کی هستی؟
. . . متأسـ نمیدونم
سرپرست، دو عکس مختلف رو تأیید کرد قسم خورد که خودشه
یه ماهـه داری روی این قضیه کار میکنی نمیتونی سهتا بچه با یه زن خونهدار رو پیدا کنی؟
هیچ رد پولی نیست بچهها نرفتن مدرسه
پیش دوستان و اقوامـش نیست
ببین، اگه جستجومونو به فراتر از . . . کالیفرنیای جنوبی، گسترش ندیم
میدونی، شاید من باید بیمارستانها و تصادفات رو . . . بررسی کنم
ببین، اونا زندهان فقط پیداشون کن
!یالا، عجله کن
تر و تازه از مکزیک
هنوز باز نشده - پلمبـشو باز کن -
هفتهای دو محموله بد نیست
پر باره - !عالی -
جمعـش کن تا خونه دنبالـت میایم
میدونی، اگه محموله رو دوبرابر کنیم دیر یا زود، یکی متوجه میشه
هـی، ویک منو مسئول کرد خیلیخب؟ داره جواب میده
خیلیخب؟ پس خودتو باهاش وقف بده
اوه، یا پیغمبر
چندتا مایهی عذاب - توجهشونو جلب میکنن -
اگه کوکائین رو پیدا کنن، چی؟ - به هر کدوم پنجاههزار دلار بدیم، میرن -
سهتا سیاهپوست که کوکائین همراهـشون دارن نمیتونن با سرعت مجاز برونن؟
اوه، عالی شد
میدونستم این کار، اشتباهـه - خفهشو -
بذار فکر کنم
هـی، تو مسئولی ، - هـی، توی این قضیه، با همـیم -
هـی، اینجا رو ببین، کلارک
شلیک نکن - دستاتون جایی باشه که بتونم ببینمـشون -
با هم همکاریم - چیزی نیست -
مشکلی نیست. ما پلیسـیم - بفرما -
ببین، باورت نمیشه، ولی تو الان خبرچین منو گرفتی
داشتیم میرفتیم واسه بازداشت اونم کوکائینِ ماست
مسئولـتون کیه ؟ - مکی، فرماندهی گروهـمونه -
بهش زنگ میزنم تا بیاد اینجا
افسر فرماندهـتون کیه ؟ - اسودا -
خب، به اونم زنگ میزنم
البته. اگه برات موردی نداره که یه سروان رو از خواب بیدار کنی
موردی نداره
گردنبندهای مشتعل در کارتلهای موادمخدر آمریکای
جنوبی و مرکزی، محبوبیت به دست آوردن
فقط بحث زمانه که به شمال آمریکا هم کشیده بشه
توی آفریقای جنوبی هم از گردنبند واسه شکنجه و کشتن ایمپیمپی، استفاده کیکنن
ایمپیمپی؟ - خبرچینِ پلیس -
از کی تا حالا با همدیگه اسپانیایی صحبت میکنیم؟ - دارم کلاس زبان اسپانیایی میرم -
توی لسآنجلس کار میکنم
این زبان رو بلد نباشم، منو نسبت به تبدیل شدن به بهترین کاراگاهی که میتونم باشم، محدود میکنه
سلام، من کاراگاه ویک مکیام - اینا افرادتن؟ -
بستگی داره. چی کار کردن؟
ما ماشین این افراد رو زدیم بغل . . . اسلحه و
یه مقدارِ قابل ملاحظه، کوکائین پیدا کردیم
اینا میگن که برای دستگیریه [ موادمخدری که در عملیاتی مخفی، توسط کاراگاهان مواد مخدر، به منظور دستگیری موادفروشان استفاده میشود ]
درسته. قرار بود توی فارمینگتون بیان به دیدن من
کسی به ادارهی ما، اطلاع نداد
ما منتظر سروان اسودائیم که بیاد این موضوع رو روشن کنه
نیازی نیست. همین الانـش دیر شده . . . تا
اسودا بیاد
چه خبره؟
ما ماشین این افراد رو با چندین کیلو کوکائین زدیم بغل
اونا ادعا میکنن که داشتن میرفتن برای یه بازداشت - که شما در فارمینگتون، اجازهشو دادی -
من ضوابط متعاقب رو اطلاع ندادم مسئولیتـش رو به گردن میگیرم
از طرف من از اقسر فرماندهتون عذرخواهی کنید ضمانت میکنم که دیگه چنین اتفاقی نمیوفته
البته
شرمنده که افرادتون رو نگه داشتم - نه. شما حق داشتی که با من تماس بگیری -
. . . ببین، متأسفم که
داشتید میرفتید سراغ یه بازداشت، درسته؟ - بله، قربان -
پس برید یکی رو بازداشت کنید - بله، قربان -
. . . من و تو باید صحبت کنیم
همین الان
: زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری .....:::::Hamid5251:::::.....
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
ممنون که داری سر اون بیدقتی تشريفات ادارى بهمون لطف میکنی
داری ساعات کمتری رو ثبت میکنی
دستگیریها کاهش پیدا کرده - حتماً آدم بدا دارن استراحت میکنن -
تو مشکلی نداری؟ - نه -
چون تو خیلی چیزا هستی ولی شلخته، یکی از اونا نیست
چرا فقط یه امتیاز منفی بهم نمیدی و تمومش کنیم ؟
یه بازپرس مدنی برای پاسگاه، تعیین شده
. . . اگه از چیزی که من حس میکنم، بو ببره
درِ اینجا رو تخته میکنه - خب، اون مشکل توئه -
فکر نکنم اون به اندازهی من، درکی از بیدقتیهای تشریفات اداریـتون داشته باشه
که باعث میشه مشکل «ما» بشه . . . این کار موادمخدر
هیمن الان که داریم صحبت میکنیم شین و بچهها اون بیرونـن دارن بازداشت انجام میدن
بهتره برنامهتو پیدا کنی و بهتره خیلی سریع پیداش کنی
گم نکردم تا پیداش کنم
این دو قربانی با نامهای پابلو فرناندو و کریستوفر ریز شناسایی شدن
اسمهای خیابونیشون، «بنگ-بنگ» و «کوکا»ـه
دو تا خلافکار مرده داریم که هر دو با گنگهای متفاوتی رابطه دارن
«یکی «لوسمگ» و یکی «تورو
هر دو، دستیار بلندپایه در قاچاق مواد هستن
درک میکنم که چرا میخواستن همدیگه رو بکشن
ولی کی میخواد جفتـشونو بکشه ؟ - رازش همینه، مگه نه؟ -
دنبال نشان گنگها باشید. با رابطهاتون صحبت کنید بفهمید چه اتفاقی داره میوفته
شاید بازسازی جرم، کمک کنه
«اوه، خدا» دارم میسوزم
هـی، اسمیتی - بله؟ -
این دوتا رو سریعاً ببر سردخونه
فقط یه یادآوری. لین کلیس از امروز مشاهدهی فعالیتها در پاسگاه رو آغاز میکنه
اون یه بازپرس مدنیـه
میدونم، ولی یه شورش بهوجود اومده بود و کل اون قضیهی رسوایی گیلروی
نمیشه انتظار داشت که شورای شهر هیچکاری انجام نده
هل نده، پسر - . . . به آقای مردهی شمارهی یک و -
شمارهی دو، سلام کن
چرا داری انبار «تیو» رو تحویل میدی؟ - کوکائین تیو نیست. مال اوناست -
یعنی بازم هست؟ فکر میکردم ناچیزـه
بود، تا امشب - چندتا بازداشت انجام دادید -
بله، قربان - خوبه -
تشريفات ادارىـش رو تموم کنید . . . و کوکائین رو تحویل اتاق مدارک بدید
و برید سراغ پروندهی بعدیـتون - بله، قربان -
کلی وزنـشه گفت کی داشته میفروختدشون؟
آلوارز - پس بهتره بری باهاش صحبت کنی -
بفهمی چرا از خردهفروشی، رفته سراغ کلیفروشی
لعنتی، حالا دیگه چی؟ بله؟
تیو، دوست ندارم اینجا باشم، پسر مشکل چیه؟
مشکل اونه. داره خون بالا میاره، پسر
چرا با ما تماس گرفتی؟ - . . . مثلاً با یه بهیار -
تماس بگیرم، بیاد توی اتاق تولید موادم
یا پیغمبر - چه مرگـشه؟ - نمیدونم، پسر. انگار داره میمیره -
!چیزی خورده؟ حرف بزن
دزدکی یه خط کشید تا ببینه جنس، چطوره
دزدکی یه خط کشید؟ در این مورد چی بهتون گفتم؟
حساسیت داره؟ - اوه، پسر. داره ایست قبلی میکنه -
!یه حوله بدین. حوله، حوله - بیا -
اوه، لعنتی
!یالا، پسر
ضربان داره باید برسونیمـش بیمارستان
بندازیدش پایین، به هیچ سؤالی جواب ندید
فقط گورتونو از اونجا گم کنید - تکون بخورید -
سریع - بریم -
چقدر کشید؟ - یکی دو خط. حساسیت نداره -
چیزی قاطیـش کرد؟ شاید جنس کوکائینـش خوب نیست
جنس کوکائینـش بد نیست. خوبه تیو فقط باید یهذره دیگه بهش اضافه کنه عمل اضافه کردن جنسی به مواد مخدر ] [ برای افزایش وزن و گرانتر کردن آن
خیلی مطمئنی یه خط بکـِـش
به آزمایشگاه بگو یه نمونه ازش بگیره ببینیم کسی دستکاریـش کرده یا نه
کی با جنس من ور میره؟
کسی که جنس کافی برای وارد شدن به کار رو داره
اوه، عوضی، جهت دوازده
هـی، آلوارز زود اومدی بیرون
بیخیال، پسر - یه چیزی رو بهم بگو -
. . . چطوره که یه هروئینفروش ناچیز مثل تو
یهویی شروع میکنه به حمل کوکائین مرغوب
من پاکـم، برادر - چند تا از افرادتونو گرفتیم -
کوکائین رو از کی میگیری؟ کی سعی داره خودشو وارد بازار کنه؟
نمیدونم منظورت چیه - شاید یهدور سواری، حافظهتو تقویت کنه -
بهنظرم زیاد به ناحیهی «وان-ناینر»ها سر نزنی
میشی دشمن مادرزادی
مو، کون خواهرت به همون اندازه که آلوارز میگه شیرین هست؟
میخواد بدونه که مامانـت توی مافینِ ذرت، چی میریزه
ببخشید؟
تو با کوکائین تیو ور میری؟ - چی؟ نه -
کی بهت مواد میده؟
اگه بهم کمک نکنی یه سواری دیگه گیرت میاد
اون کفشهای کورتزِ صدهزار دلاری بهش کمک میکنه سریعتر بدوه
باشه. برادرانِ کنترو
تا حالا اسمشونو نشنیدم - آرمادیو و ناوارو. اهل تیوانائن -
بهم گفتن که آماده باشم تا خیابونا رو با کوکائین پر کنم
فکر میکنن میتونن بیان توی فارمینگتون و قدرت رو بهزور بهدست بگیرن؟
آره، فکر کنم - اشتباه فکر کردی -
هـی، منو از اینجا ببر، پسر
!از سر راه برید کنار
کلادت. مردههات ممکنه با چندتا اتباع مکزیکی در افتاده بودن باشن
اسمی داری؟ - یه اسم -
کینترو. برادرن ناوارو و آرمادیو
اون یارو رو میبینی با ویک؟ - آره -
اخیراً چندباری اومده اینجا
نظری داری که کیه؟ - نه -
روی میز جلوی در، امضا کرد، درسته؟ - سیاستِ کاری همینه -
میخوای دفتر روزانه رو چک کنی؟
صدالبته
من بخشی از شبکهی کارآگاهان خصوصی هستم
بهطور رایگان، میتونم اطلاعات زنـتو برای بیشتر از دویست کارآگاه خصوصی در سرتاسر آمریکا بفرستم
چقدر؟ - . . . با بیستهزار دلار -
میتونم برای نصف سازمانها بفرستم پوشش خوبیه، ولی نیروی کمتری وجود داره
اوضاع آروم پیش میره - برای اینکه سریعتر پیش بره، چقدر لازمه؟ -
پنجاههزار دلار، کل شبکه رو پوشش میده
... اگه توی هرکدوم از 52 ایالت آزاد امریکا باشه
سریع پیداش میکنیم - انجامـش بده -
تا نصف دستمزد رو پیش، نگیرن کار رو شروع نمیکنن
. . . بیستوپنجهزار تا میخوام
همین الان
تا یک ساعت دیگه پولـتو میگیری
کی میخواست برادرتو بکشه؟ - میدونید «کوکا» کی بود؟ -
دستیار موادفروشی برای «تورو»ها
اون به همراه همتاش از «لوسمگز» کشته شد
اونا با همدیگه کار میکردن؟ - نمیدونم -
برادرت تا حد مرگ، سوخت چیزی میدونی که بتونه کمکـمون کنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.