The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 6

Release info

The Shield S06E08 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-21
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه پیش‌تر در «شیلد» دیدید:

‏کارآگاه من ۱۲ جسد پیدا کرد، ‏تکه‌تکه‌شده.

‏قمه سلاح محبوب ‏سالوادوری‌هاست.

‏با اطلاعاتی که رفقای آسوِدا ‏بهمون دادن جور درمیاد؛

‏اینکه قاتلا ‏سالوادوری بودن.

‏همهٔ قربانیا ‏مهاجر غیرقانونی مکزیکی بودن.

‏حل سریعش فرق بین

‏باز موندن مقر ‏یا تعطیل شدنشه.

‏گنگسترای سالوادوری ‏اسپانسر این جشن بودن.

‏این شبیه تلافیه

‏برای قتل‌های ‏خونهٔ سن‌مارکوس.

‏هرنان همونه که پیراهن آبی پوشیده.

‏آیس یه مأمور مخفی داره

‏خیلی بالا توی سلسله‌مراتب سالوادوریا ‏که باید ازش محافظت کنم.

‏یه مأمور داخل سالوادوریاست

‏که می‌تونه قتل‌های خونه رو ‏حل کنه.

‏می‌دونی کدوم سالوادوریا بودن

‏که توی سن‌مارکوس ‏قمه می‌زدن؟

‏اگه شروع کنم پرس‌وجو، ‏پوششم نابود می‌شه.

‏سالوادوریا دارن صف‌هاشون رو می‌بندن.

‏برای تو داره ‏زیادی خطرناک می‌شه.

‏هرنان کجاست؟ ‏ارتباطمون باهاش قطع شده.

‏راهی هست که شماها ‏پوششش رو لو داده باشین؟

‏با شین حرف زدی؟ ‏اون لِم رو کشت.

‏کاری رو کردم که اون لحظه ‏فکر می‌کردم باید بکنم.

‏یه بار دیگه ببینمت، ‏می‌کشمت.

‏ریک می‌خواست بدونه بن چطور ‏توی مکزیک پول گیر آورده.

‏بعد درو امروز اومد. ‏همون اطلاعات رو می‌خواست.

‏نمی‌ذاریم توی این ماجرا ‏آسیب ببینی.

‏باید از لس‌آنجلس بریم...

‏اون‌قدر پول کنار می‌ذارم ‏که بتونیم بریم.

‏فقط تمام کارای غلطی رو ‏که تا حالا کردیم تصور کن.

‏اگه اتفاقی برای من ‏یا زنم یا پسرم بیفته...

‏این می‌رسه جلوی در امور داخلی.

‏به کساخیان بگو یه پیشنهاد کاری ‏براش دارم.

‏من پلیسم. ‏لازمه بدونه.

‏من همکارشم، الیس رزیان.

‏گفتم می‌خوام ‏با کساخیان حرف بزنم.

‏خیلی وقته که

‏رابطهٔ خوبی ‏با پلیس نداشتیم.

‏جالبه، من اهل درست کردنم.

‏یه پمپ‌بنزین جدید ‏توی تالمج هست.

‏ارمنی‌ها، ‏اونا فرستادنت؟

‏فردا یه تأمین‌کننده میاد ‏مخزن‌هات رو پر می‌کنه.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏بمون.

‏تنفس‌درمانگر، با سی‌سی‌یو تماس بگیر.

‏تنفس‌درمانگر، با سی‌سی‌یو تماس بگیر.

‏ممنون.

‏پرستار گفت هنوز ‏قوی موندی، بابا.

‏باید درس‌های انگلیسیت رو ‏تموم کنیم.

‏فقط چند دقیقه ‏می‌تونم بمونم،

‏ولی این رو برات آوردم

‏که رنگ‌های باغ ‏توی ایروان رو یادت بندازه.

‏کمکی از دستم برمیاد؟ ‏باید با کساخیان حرف بزنم.

‏قرار بوده اینجا ‏دفتر داشته باشه.

‏اینجا نیست. ‏ببین، من

‏همهٔ ارمنی‌های کوپن‌بگیر رو ‏از اینجا تا گلندیل چلوندم.

‏این همون جاییه که ‏کارش رو ازش می‌چرخونه.

‏و تا یه دیدار کوتاه نگیرم ‏از اینجا نمی‌رم.

‏همدیگه رو می‌فهمیم، عزیزم؟

‏از این طرف، لطفاً.

‏بشینین.

‏من کساخیانم. ‏ببین.

‏الان تخم‌هام ‏توی گیره‌ست.

‏و دوست ندارم کسی ‏دسته‌ش رو بچرخونه، باشه؟

‏باید با کساخیان واقعی حرف بزنم.

‏پدرم شهر نیست.

‏ولی هر چیزی که لازم دارین ‏با اون مطرح کنین،

‏می‌تونین با من مطرح کنین.

‏من کارهاش رو اداره می‌کنم...

‏خب، پس این پیام رو ‏به باباجون برسون، باشه؟

‏من ثبت‌نام نکردم که ‏برم توی جک‌پات قتل.

‏و بهتره لعنتی ‏جمعش کنه.

‏نمی‌دونم ‏دربارهٔ چی حرف می‌زنین.

‏پیرمردت می‌دونه.

‏رزیان منو فرستاد ‏یه کاری برای شماها انجام بدم.

‏برای اینکه برای عملیات تحویل بنزینتون ‏مشتری جور کنم.

‏بله، حساب‌های شرکت سوخت ‏دست منه.

‏آره. خب، صاحبش آخرش مرده پیدا شد

‏با شکمش پر از ‏بنزین سوپر.

‏این گه برمی‌گرده سمت من، ‏محض رضای خدا.

‏خواهش می‌کنم، اینجا مکان مقدسه... ‏خب، عیسی می‌تونه کونم رو ببوسه.

‏اگه اون کونیِ رزیان ‏یه قربانی لعنتی لازم داشت

‏که قتل رو گردنش بندازه،

‏الان خودش رو جلوی ‏یه گلولهٔ هالوپوینت پیدا کرده.

‏داری ذهنی دیکته می‌کنی؟

‏بهتره این گفت‌وگو رو ‏اون طرف خیابون ادامه بدیم.

‏می‌دونی بابات ‏و دارودسته‌ش چطور نون می‌خورن؟

‏گنگسترای خونسردن.

‏می‌دونم پدرم کی و چی بود.

‏سال پیش از ارمنستان ‏اومد اینجا.

‏ازم خواست تحصیلم رو ‏توی برلین ول کنم

‏و بیام اینجا کمکش.

‏ترجمه کنم.

‏برای همین می‌دونم

‏همهٔ معامله‌هامون ‏قانونی بوده.

‏فقط چون دیگه پای مردم ‏قطع نمی‌شه،

‏مافیای ارمنی عضو ‏اتاق بازرگانی نمی‌شه.

‏با پدرم حرف می‌زنم.

‏و ازش می‌خوام بررسی کنه

‏توی پمپ‌بنزین ‏چه اتفاقی افتاده.

‏به پیرمردت بگو ‏مشکل منو حل کنه.

‏وگرنه یه دنیا مشکل ‏براش درست می‌کنم.

‏صدام کردی؟

‏چه خبره؟ ‏چرا خودتون دوتا نمی‌گین.

‏می‌دونم از دست دادن ‏یه آدم نزدیک چه حسی داره.

‏این رقصی که شما دوتا ‏دارین می‌کنین دربارهٔ یه چیز دیگه‌ست.

‏می‌خوام بدونم چیه.

‏فکر نکنم منظورت رو گرفته باشم.

‏افتادی دنبال نانسی گیلروی

‏برای رابط‌های مکزیکیِ بن.

‏و تهدیدش کردم اگه حقیقت رو نگه ‏اتهام می‌زنم.

‏چی توی اون رابط‌ها ‏این‌قدر مهمه

‏توی پرونده‌ای که بیشتر از یه ساله ‏بسته شده؟

‏من و شین یه گفت‌وگو داشتیم.

‏فکر می‌کردم با جلسهٔ تجدیدنظرت ‏که نزدیکه،

‏اگه واقعاً می‌خوای کارت رو نگه داری ‏کمک‌کارتر باشی.

‏دنبال چی بودین؟

‏قاتل لِم. ‏لِم فراری بود.

‏راه زیرزمینی گیلروی به مارگاریتاویل رو ‏می‌شناخت.

‏فکر کردم شاید اون مسیر ‏یه جاییش خراب شده.

‏قاچاقچی آدم شاید دورش زده، ‏نمی‌دونم.

‏یه کم بعیده.

‏آسوِدا تو رو گذاشته ‏سر رقص کلاه مکزیکیِ مرده‌هاش.

‏انگار تو و داچ ‏خیلی کار خاصی

‏برای پیدا کردن قاتل لِم نکردین.

‏دیگه هیچ‌وقت با اون لحن ‏با من حرف نزن.

‏انتقالم به‌زودی میاد، ‏دیگه مسئله‌ای نیست.

‏مأمور من ۳۶ ساعته ‏خاموشه.

‏از وقتی بدون اجازه ‏هرنان رو بازجویی کردین،

‏باید فرض کنم ‏پوششش لو رفته.

‏هیچ قطعیتی درباره‌ش نداریم.

‏با اضطراب تماس گرفت. ‏سر قرار هم نیومد.

‏شماها برای پیدا کردنش ‏چی کار می‌کنین؟

‏خب، خونهٔ دوست‌دخترش رو زیر نظر داشتیم

‏توی ۲۴ ساعت گذشته.

‏همکارای سالوادوریش رو هم ‏زیر نظر داریم.

‏گزارش وضعیتم ‏به رئیس اداره

‏مسئولیت رو گردن ‏تو و افرادت می‌ذاره.

‏خودت رو مطلع بدون. ‏ساعت ۱۰:۴۲ صبحه.

‏اگه برای یادداشت حفظ کونت ‏زمان دقیق لازم داری.

‏اگه هرنان هنوز توی بازیه،

‏هر نوع تماسی

‏باهاش رو فوراً ‏به دفتر من گزارش می‌دین.

‏حالا می‌فهمم چرا هرنان ‏سراغ ما میاد

‏نه رابط‌های خودش.

‏از اول هم نباید ‏خودمون رو وارد

‏یه تحقیقات بلندمدت فدرال می‌کردیم.

‏هرنان می‌تونه کمک کنه ‏قتل‌های سن‌مارکوس رو بشکنیم.

‏غیر از تیم ما ‏کی از پوشش هرنان خبر داشت؟

‏فقط داچ و من. همین.

‏ببین، هرنان ‏بلده از خودش مراقبت کنه.

‏با این حال باید بتونیم ‏اگه لازم شد طناب بندازیم براش.

‏الان غایبه.

‏اگه برای پیدا کردن هرنان ‏آب رو گل‌آلود کنیم،

‏ممکنه بذاریمش ‏توی وضعیت بدتری.

‏باید جست‌وجوی غیرفعال داشته باشیم.

‏چند ضربهٔ غیرمستقیم بزنیم،

‏ببینیم چی به چی واکنش نشون می‌ده.

‏خونهٔ دوست‌دختر هرنان چیزی دراومد؟

‏تمام شب و صبح نشستیم روش. نیومد.

‏البته کاملاً بی‌فایده نبود.

‏با پردهٔ باز ‏لخت یوگا می‌کنه.

‏حالا این واقعاً نگرانم می‌کنه،

‏هرنان برای اونم خونه نیومده.

‏می‌گم از اون طرف کار کنیم. ‏با بیز لات‌ها حرف بزنیم.

‏آتش‌بس دوام نیاورده.

‏ممکنه هرنان وسط تلافی ‏گیر افتاده باشه.

‏من و رانی با سانتی ‏می‌شینیم حرف می‌زنیم.

‏شین رو هم برای پشتیبانی ببر. ‏نه. لازم نیست.

‏شین با بیز لات‌ها سابقه داره، ‏ممکنه خراب کنه.

‏باشه، من و ژولین... ‏می‌ریم سالوادوریا رو اذیت کنیم.

‏عشق رو پخش کنیم.

‏هی، ویک؟ باید نگران ‏تو و شین باشم؟

‏نه. ممنون از نگرانیت.

‏ببین، مرد.

‏نمی‌تونم شین رو بابت کاری که کرد ‏ببخشم.

‏ولی اگه این دعوا رو علنی کنیم... ‏می‌دونم، می‌دونم.

‏فقط سخته ‏صورت بی‌حالت نگه دارم

‏وقتی شین قتل لِم رو ‏این‌جوری بازی می‌کنه

‏انگار داره حلش می‌کنه.

‏پس باید عصبانیتت رو ‏زیر پوست نگه داری.

‏ما هم توی این ماجرا پاک نیستیم.

‏و من قرار نیست باقی عمرم رو

‏لباس دولت تنم کنم.

‏منم همین‌طور.

‏سانتی توی سوراخ موششه؟ ‏فکر کردم بوی خوک اومد.

‏این حس بویایی تیزِ جوندگانه.

‏اومدم مطمئن شم ‏بدرفتاری نمی‌کنی.

‏هنوز آتش‌بس رو ‏با سالوادوریا رعایت می‌کنی؟

‏بیز لات‌ها با هیچ سالوادوریِ لعنتی ‏سر یه میز نمی‌شینن،

‏چون شما سعی کردین ‏بازی‌مون بدین.

‏شنیدم یه موش دارین

‏که مخفیانه بین اون احمقاست.

‏من احمق نیستم، رفیق.

‏داری زر مفت می‌زنی.

‏اگه بین سالوادوریا ‏آدم مخفی داشتیم،

‏تا حالا هم شما رو ‏گرفته بودیم هم اونا رو.

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left