The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 6

Release info

The Shield S06E10 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-21
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه گذشت:

‏بس کن. یه ورم لعنتی زده.

‏نمی‌ذارم زندگیم رو خراب کنی.

‏معلومه که می‌ذاری. تو قهرمان منی.

‏چرا؟ هنلن؟

‏ببخشید، از طرز حرف زدنش ‏دربارهٔ تو این‌طور برداشت کردم.

‏پس داچ هنوز شانس داره؟ ‏- داچ؟ معلومه.

‏داره حسابی نقش مربیِ دلسوز رو بازی می‌کنه.

‏ضرر کردی، رفیق.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏با شین حرف زدی؟ اون لِم رو کشت.

‏اون لحظه کاری رو کردم ‏که فکر می‌کردم باید بشه.

‏یه بار دیگه ببینمت، می‌کشمت.

‏فقط همهٔ کارهای غلطی رو ‏که تا حالا کردیم تصور کن.

‏هر اتفاقی برای من یا زنم یا پسرم بیفته

‏همه‌ش می‌رسه جلوی در امور داخلی.

‏من کساخیانم.

‏باید با کساخیان واقعی حرف بزنم.

‏پدرم شهر نیست.

‏فکر می‌کنی می‌تونی اینو مخفی نگه داری؟

‏اون‌قدر که یه معجزه بشه.

‏فکر می‌کنی خودت همه‌کاره‌ای؟

‏تو این کشور شریکم می‌شی.

‏کی بیشتر از همه پول توی جیب‌ها می‌ذاره؟

‏رزیان. بندرها دست اونه.

‏اون کسیه که دنبال تصاحب همه‌چیزه.

‏بازداشتی.

‏آدم‌های من نمی‌ذارن این کارو بکنی.

‏تو آدمی نداری.

‏کساخیان جونیور رئیسه، پس ‏دارودسته‌ت خوابش رو ببینه.

‏انگار شین امروز یه دستگیری گنده داشته.

‏نمی‌دونم چه ترتیبی بین شماست، ولی بدون:

‏وقتی همه‌چی می‌ریزه،

‏روی سمت میز شین فرود میاد.

‏اون پلیسه می‌دونه چه خبره.

‏نمی‌تونیم شریک باشیم. باید احتیاط کنم.

‏فقط از سر راهم کنار برو.

‏می‌خوام تا جایی که می‌تونم بدبختت کنم.

‏وقتی کار امنیتی‌ت رو ‏شروع کردی میام سلام کنم.

‏ویک از پدرت دزدی کرد. قطار پول ارمنی‌ها؟

‏چند سال پیش ازش سرقت شد؟ کار ویک بود.

‏از من هم خواستن بخشی ازش باشم.

‏وقتی گفتم نه، تبدیل به تهدید شدم.

‏باید به اون هم رسیدگی کنیم.

‏صبر کن، من اینو بهت نگفتم.

‏ولی گفتی. باید کار رو تموم کنم.

‏سن‌مارکوس رسماً بسته شد.

‏آدم‌هایی رو که قمه دستشون بود گرفتیم،

‏ولی نه اونایی رو که دستورش رو دادن.

‏اون مرد یه‌دست و چمدون پول یادت هست؟

‏من مقام رسمی مکزیکم. مصونیت دیپلماتیک دارم.

‏توی قتل‌های سن‌مارکوس حضور داشته.

‏می‌خوایم این دوروبر بمونه

‏و مطمئن بشیم چمدون ۲۳۰٬۰۰۰ دلاریش گم بشه.

‏و پزوئلا میاد، دستش تا آرنج تو کون آسوِداست.

‏ممنون.

‏از زندان سرنخ می‌گیره، نمایندهٔ شرکتیه

‏که سرمایه‌های مکزیکی پشتشن؟

‏حالا توطئه هم شد؟ چرا اون آدما رو کشتین؟

‏یه اتفاق بزرگ در پیشه.

‏یه یارو هست به اسم رومرو.

‏قرار بود زنده بذاریمش.

‏پس فقط دستش رو قطع کردین.

‏فهمیدم با کروز پزوئلا هم‌دانشگاهی بودی.

‏تک‌تک ثانیه‌ها رو استفاده ‏می‌کنم تا بفهمم چه خبره.

‏چرا اون آدما مردن و تو نمردی.

‏اون پول کجا می‌رفت.

‏پزوئلا توی همهٔ اینا دنبال چیه.

‏قبل از موعد آمار سه‌ماهه ‏این پرونده رو حل کردم.

‏پس نجات اینجا برام یه جا نمی‌خره؟

‏هیچ اتفاقی حرفی رو که ‏می‌خوام بزنم عوض نمی‌کنه.

‏یه عکس دیگه دارم.

‏این آسوِداست.

‏تفنگ رو سرشه.

‏به‌جای اینکه مثل یه مرد ‏جلوی مهاجم‌هاش وایسه،

‏کیر یه مرد رو توی دهنش می‌گیره.

‏فکر نکنم بین رأی‌دهنده‌ها خیلی خوب جواب بده.

‏شغلت رو نجات بده.

‏ولی همین الان دست از کندوکاو بردار.

‏الو؟

‏توی ورودی خونه‌تم. بیا بیرون.

‏چی؟ ‏- بیا بیرون.

‏ویک؟ نمی‌خوای

‏این گفت‌وگو رو جایی داشته ‏باشی که زن و بچه‌ت بشنون.

‏چی؟

‏جلسهٔ تجدیدنظرم فرداشبه.

‏آخرین فرصته که نشونم رو نجات بدم.

‏اگه دنبال سخنرانی روحیه‌بخش می‌گردی،

‏اومدی سراغ آدم اشتباه.

‏نه، نیومدم.

‏این تویی، نه؟

‏این چیه؟

‏فکر کنم خودت می‌دونی چیه.

‏تو و دوست‌پسرت.

‏جعلیه. فتوشاپه.

‏این اتفاق نیفتاده.

‏این رو برای رأی‌دهنده‌هات توضیح بده.

‏فکر می‌کنی می‌تونی از یه جعل ‏آشغال علیه من استفاده کنی؟

‏مرد، تعجب می‌کنم کسی که ‏پشت کامپیوتر اینو چسبونده

‏برام سینه هم نذاشته.

‏فقط در ازای اینکه اینو به اطلاعت رسوندم

‏یه کم کمک می‌خوام.

‏کمک برای هیئت بازبینیت؟

‏فقط یه هل کوچیک.

‏اون‌قدر که توی مقر نگهم داره.

‏خب، اگه می‌خوای اخاذی کنی، درست انجامش بده.

‏این عکس جعلیه

‏و هر نسخهٔ دیگه‌ای هم ‏که قایم کرده باشی جعلیه.

‏دکتر گتلمن، ۶۱۴۴.

‏دکتر گتلمن، با ۶۱۴۴ تماس بگیرید.

‏اون یارو ته راهرو هم آدم توئه؟

‏فکر کردم بهتره.

‏بیمارستان با این نیروی مسلح مشکلی نداره؟

‏با توجه به سخاوت پدرم

‏نیاز ما به حریم خصوصی رو درک می‌کنن.

‏بدتر شده.

‏بردنش روی دستگاه.

‏می‌گن فقط یکی دو روز دیگه وقت داره.

‏متأسفم.

‏برای تو. اطلاعاتت دربارهٔ مردهایی

‏که عملیات پول‌شویی‌مون ‏رو دزدیدن ارزشمند بود.

‏خیلی از سؤال‌های بی‌جواب رو جمع کرد.

‏ببین، می‌خواستم دربارهٔ اون باهات حرف بزنم.

‏از وقتی قطع کردن پاها تموم شد

‏کار دارودسته‌ت خیلی آروم بوده.

‏از رادار همه خارج شدین.

‏پدرم خیلی زحمت کشید تا ‏اون آرامش رو برقرار کنه.

‏خب، فکر می‌کنم بهتره فعلاً

‏از هر نوع انتقام دوری کنیم.

‏می‌خوای هیچ کاری نکنم؟

‏ببین، اگه چند تا پلیس زخمی بشن،

‏همه‌چی دوباره آتیش می‌گیره.

‏همکارهای فدرالم می‌پرن وسط.

‏به کسب‌وکار ضربه می‌زنه،

‏و همین حالاش هم درآمد ‏بندرتون رو موقتاً بستیم.

‏من دربارهٔ اینکه انتقام چی باشه

‏یا کی انجام بشه اختیاری ندارم.

‏اطلاعات رو

‏برای همکارهای پدرم در وطن فرستادم.

‏کاملاً دست اوناست.

‏شاید باید اطلاعات بیشتری براشون بفرستی.

‏بهشون بگو نمی‌تونن فقط دو تا پلیس رو بکشن

‏بدون اینکه همه‌چی نابود بشه.

‏اون مردها میلیون‌ها دزدیدن.

‏می‌فهمم،

‏ولی باید این بازی رو باهوش انجام بدیم.

‏من بازی نمی‌کنم، شین. تو می‌کنی؟

‏فقط دارم سعی می‌کنم منافع ‏بلندمدت خانواده‌ت رو

‏حفظ کنم.

‏کاری که یه شریک خوب می‌کنه.

‏کارآگاه مکی. بنجامین وب. وکیل آقای آسوِدا.

‏چه کمکی ازم برمیاد؟

‏موکلم آرزو می‌کرد

‏امشب زودتر قضاوت بهتری به خرج می‌دادی،

‏ولی با تهدیدهایت انتخاب دیگری براش نگذاشتی.

‏حقیقت تهدید نیست.

‏راهکار حقوقی ما دو شاخه خواهد بود.

‏فهرستی بلند از اتهام‌های کیفری برای اخاذی.

‏در دعوای مدنی هم برای افترا خسارت می‌خواهیم

‏که مبلغش بعداً تعیین می‌شه.

‏چون به موکلم به‌عنوان شهروند عادی نزدیک شدی

‏اداره برات وکیل تأمین نمی‌کنه.

‏خودت مجبور می‌شی هزینه‌های حقوقی رو بدی.

‏مستمری پلیس هم بهت تعلق نمی‌گیره

‏و به‌زودی بی‌کار می‌شی.

‏برای جنگیدن مجبور می‌شی ‏دارایی‌هات رو بفروشی.

‏ببین کی حالا داره تهدید می‌کنه.

‏فقط دارم پیش‌نمایش هفت سال آیندهٔ

‏جهنم حقوقی‌ت رو می‌دم، کارآگاه.

‏شب خوبی داشته باشی.

‏می‌دونی؟

‏یه دقیقه وقت می‌خوام.

‏یه نوشیدنی دیگه برامون می‌گیرم.

‏داری به شرق آسیا هم گسترش می‌دی؟

‏فکر نمی‌کردم این‌قدر زود ببینمت.

‏همهٔ نسخه‌های اون عکس رو می‌خوام

‏و داستان پشتش رو هم می‌خوام.

‏ممکنه غیرممکن باشه.

‏خب، پس توافق ما هم غیرممکنه.

‏فکر کنم باید برگردم به برگردوندن سنگ‌ها

‏توی پروندهٔ قتل‌های سن‌مارکوس.

‏ارتباط من فقط درجه‌سومه. ‏قطعاً هیچ چیز مجرمانه‌ای نیست.

‏پس چرا از چیزی که ممکنه پیدا کنم می‌ترسی؟

‏می‌ترسم؟

‏نه.

‏منافع بزرگ‌تری دارم که می‌خوام حفظ کنم.

‏چیزهایی که برای من زیادی ‏بزرگن که دنبالشون کنم؟

‏می‌فهمم در سطح خیابون

‏افسر خیلی مؤثری هستی.

‏چند نفر رو گرفتم. امیدوارم ‏خیلی بیشتر هم بگیرم.

‏ولی بفهم، تو چیزی بیشتر از یه مگس

‏روی یکی از هزار تا گُه من نیستی.

‏دارم یه فرصت بهت می‌دم

‏نه چون ازت می‌ترسم، بلکه ‏برای اینکه خودم رو از دردسر

‏اقدام‌های شدیدتر در آینده نجات بدم.

‏اگه ناراحتت کردم ببخشید.

‏ممکنه در آینده کارهایی برات داشته باشم.

‏راه‌هایی که بتونی کمکم کنی. ‏- خوبه.

‏با دوستمون حرف زدی؟ شغلت رو نجات دادی؟

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left