The first 200 lines.
آنچه گذشت:
بس کن. یه ورم لعنتی زده.
نمیذارم زندگیم رو خراب کنی.
معلومه که میذاری. تو قهرمان منی.
چرا؟ هنلن؟
ببخشید، از طرز حرف زدنش دربارهٔ تو اینطور برداشت کردم.
پس داچ هنوز شانس داره؟ - داچ؟ معلومه.
داره حسابی نقش مربیِ دلسوز رو بازی میکنه.
ضرر کردی، رفیق.
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
با شین حرف زدی؟ اون لِم رو کشت.
اون لحظه کاری رو کردم که فکر میکردم باید بشه.
یه بار دیگه ببینمت، میکشمت.
فقط همهٔ کارهای غلطی رو که تا حالا کردیم تصور کن.
هر اتفاقی برای من یا زنم یا پسرم بیفته
همهش میرسه جلوی در امور داخلی.
من کساخیانم.
باید با کساخیان واقعی حرف بزنم.
پدرم شهر نیست.
فکر میکنی میتونی اینو مخفی نگه داری؟
اونقدر که یه معجزه بشه.
فکر میکنی خودت همهکارهای؟
تو این کشور شریکم میشی.
کی بیشتر از همه پول توی جیبها میذاره؟
رزیان. بندرها دست اونه.
اون کسیه که دنبال تصاحب همهچیزه.
بازداشتی.
آدمهای من نمیذارن این کارو بکنی.
تو آدمی نداری.
کساخیان جونیور رئیسه، پس دارودستهت خوابش رو ببینه.
انگار شین امروز یه دستگیری گنده داشته.
نمیدونم چه ترتیبی بین شماست، ولی بدون:
وقتی همهچی میریزه،
روی سمت میز شین فرود میاد.
اون پلیسه میدونه چه خبره.
نمیتونیم شریک باشیم. باید احتیاط کنم.
فقط از سر راهم کنار برو.
میخوام تا جایی که میتونم بدبختت کنم.
وقتی کار امنیتیت رو شروع کردی میام سلام کنم.
ویک از پدرت دزدی کرد. قطار پول ارمنیها؟
چند سال پیش ازش سرقت شد؟ کار ویک بود.
از من هم خواستن بخشی ازش باشم.
وقتی گفتم نه، تبدیل به تهدید شدم.
باید به اون هم رسیدگی کنیم.
صبر کن، من اینو بهت نگفتم.
ولی گفتی. باید کار رو تموم کنم.
سنمارکوس رسماً بسته شد.
آدمهایی رو که قمه دستشون بود گرفتیم،
ولی نه اونایی رو که دستورش رو دادن.
اون مرد یهدست و چمدون پول یادت هست؟
من مقام رسمی مکزیکم. مصونیت دیپلماتیک دارم.
توی قتلهای سنمارکوس حضور داشته.
میخوایم این دوروبر بمونه
و مطمئن بشیم چمدون ۲۳۰٬۰۰۰ دلاریش گم بشه.
و پزوئلا میاد، دستش تا آرنج تو کون آسوِداست.
ممنون.
از زندان سرنخ میگیره، نمایندهٔ شرکتیه
که سرمایههای مکزیکی پشتشن؟
حالا توطئه هم شد؟ چرا اون آدما رو کشتین؟
یه اتفاق بزرگ در پیشه.
یه یارو هست به اسم رومرو.
قرار بود زنده بذاریمش.
پس فقط دستش رو قطع کردین.
فهمیدم با کروز پزوئلا همدانشگاهی بودی.
تکتک ثانیهها رو استفاده میکنم تا بفهمم چه خبره.
چرا اون آدما مردن و تو نمردی.
اون پول کجا میرفت.
پزوئلا توی همهٔ اینا دنبال چیه.
قبل از موعد آمار سهماهه این پرونده رو حل کردم.
پس نجات اینجا برام یه جا نمیخره؟
هیچ اتفاقی حرفی رو که میخوام بزنم عوض نمیکنه.
یه عکس دیگه دارم.
این آسوِداست.
تفنگ رو سرشه.
بهجای اینکه مثل یه مرد جلوی مهاجمهاش وایسه،
کیر یه مرد رو توی دهنش میگیره.
فکر نکنم بین رأیدهندهها خیلی خوب جواب بده.
شغلت رو نجات بده.
ولی همین الان دست از کندوکاو بردار.
الو؟
توی ورودی خونهتم. بیا بیرون.
چی؟ - بیا بیرون.
ویک؟ نمیخوای
این گفتوگو رو جایی داشته باشی که زن و بچهت بشنون.
چی؟
جلسهٔ تجدیدنظرم فرداشبه.
آخرین فرصته که نشونم رو نجات بدم.
اگه دنبال سخنرانی روحیهبخش میگردی،
اومدی سراغ آدم اشتباه.
نه، نیومدم.
این تویی، نه؟
این چیه؟
فکر کنم خودت میدونی چیه.
تو و دوستپسرت.
جعلیه. فتوشاپه.
این اتفاق نیفتاده.
این رو برای رأیدهندههات توضیح بده.
فکر میکنی میتونی از یه جعل آشغال علیه من استفاده کنی؟
مرد، تعجب میکنم کسی که پشت کامپیوتر اینو چسبونده
برام سینه هم نذاشته.
فقط در ازای اینکه اینو به اطلاعت رسوندم
یه کم کمک میخوام.
کمک برای هیئت بازبینیت؟
فقط یه هل کوچیک.
اونقدر که توی مقر نگهم داره.
خب، اگه میخوای اخاذی کنی، درست انجامش بده.
این عکس جعلیه
و هر نسخهٔ دیگهای هم که قایم کرده باشی جعلیه.
دکتر گتلمن، ۶۱۴۴.
دکتر گتلمن، با ۶۱۴۴ تماس بگیرید.
اون یارو ته راهرو هم آدم توئه؟
فکر کردم بهتره.
بیمارستان با این نیروی مسلح مشکلی نداره؟
با توجه به سخاوت پدرم
نیاز ما به حریم خصوصی رو درک میکنن.
بدتر شده.
بردنش روی دستگاه.
میگن فقط یکی دو روز دیگه وقت داره.
متأسفم.
برای تو. اطلاعاتت دربارهٔ مردهایی
که عملیات پولشوییمون رو دزدیدن ارزشمند بود.
خیلی از سؤالهای بیجواب رو جمع کرد.
ببین، میخواستم دربارهٔ اون باهات حرف بزنم.
از وقتی قطع کردن پاها تموم شد
کار دارودستهت خیلی آروم بوده.
از رادار همه خارج شدین.
پدرم خیلی زحمت کشید تا اون آرامش رو برقرار کنه.
خب، فکر میکنم بهتره فعلاً
از هر نوع انتقام دوری کنیم.
میخوای هیچ کاری نکنم؟
ببین، اگه چند تا پلیس زخمی بشن،
همهچی دوباره آتیش میگیره.
همکارهای فدرالم میپرن وسط.
به کسبوکار ضربه میزنه،
و همین حالاش هم درآمد بندرتون رو موقتاً بستیم.
من دربارهٔ اینکه انتقام چی باشه
یا کی انجام بشه اختیاری ندارم.
اطلاعات رو
برای همکارهای پدرم در وطن فرستادم.
کاملاً دست اوناست.
شاید باید اطلاعات بیشتری براشون بفرستی.
بهشون بگو نمیتونن فقط دو تا پلیس رو بکشن
بدون اینکه همهچی نابود بشه.
اون مردها میلیونها دزدیدن.
میفهمم،
ولی باید این بازی رو باهوش انجام بدیم.
من بازی نمیکنم، شین. تو میکنی؟
فقط دارم سعی میکنم منافع بلندمدت خانوادهت رو
حفظ کنم.
کاری که یه شریک خوب میکنه.
کارآگاه مکی. بنجامین وب. وکیل آقای آسوِدا.
چه کمکی ازم برمیاد؟
موکلم آرزو میکرد
امشب زودتر قضاوت بهتری به خرج میدادی،
ولی با تهدیدهایت انتخاب دیگری براش نگذاشتی.
حقیقت تهدید نیست.
راهکار حقوقی ما دو شاخه خواهد بود.
فهرستی بلند از اتهامهای کیفری برای اخاذی.
در دعوای مدنی هم برای افترا خسارت میخواهیم
که مبلغش بعداً تعیین میشه.
چون به موکلم بهعنوان شهروند عادی نزدیک شدی
اداره برات وکیل تأمین نمیکنه.
خودت مجبور میشی هزینههای حقوقی رو بدی.
مستمری پلیس هم بهت تعلق نمیگیره
و بهزودی بیکار میشی.
برای جنگیدن مجبور میشی داراییهات رو بفروشی.
ببین کی حالا داره تهدید میکنه.
فقط دارم پیشنمایش هفت سال آیندهٔ
جهنم حقوقیت رو میدم، کارآگاه.
شب خوبی داشته باشی.
میدونی؟
یه دقیقه وقت میخوام.
یه نوشیدنی دیگه برامون میگیرم.
داری به شرق آسیا هم گسترش میدی؟
فکر نمیکردم اینقدر زود ببینمت.
همهٔ نسخههای اون عکس رو میخوام
و داستان پشتش رو هم میخوام.
ممکنه غیرممکن باشه.
خب، پس توافق ما هم غیرممکنه.
فکر کنم باید برگردم به برگردوندن سنگها
توی پروندهٔ قتلهای سنمارکوس.
ارتباط من فقط درجهسومه. قطعاً هیچ چیز مجرمانهای نیست.
پس چرا از چیزی که ممکنه پیدا کنم میترسی؟
میترسم؟
نه.
منافع بزرگتری دارم که میخوام حفظ کنم.
چیزهایی که برای من زیادی بزرگن که دنبالشون کنم؟
میفهمم در سطح خیابون
افسر خیلی مؤثری هستی.
چند نفر رو گرفتم. امیدوارم خیلی بیشتر هم بگیرم.
ولی بفهم، تو چیزی بیشتر از یه مگس
روی یکی از هزار تا گُه من نیستی.
دارم یه فرصت بهت میدم
نه چون ازت میترسم، بلکه برای اینکه خودم رو از دردسر
اقدامهای شدیدتر در آینده نجات بدم.
اگه ناراحتت کردم ببخشید.
ممکنه در آینده کارهایی برات داشته باشم.
راههایی که بتونی کمکم کنی. - خوبه.
با دوستمون حرف زدی؟ شغلت رو نجات دادی؟
No comments yet. Be the first to leave one.