The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 6

Release info

The Shield S06E09 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-21
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه گذشت:

‏کار کوئیک‌میلر چطوره؟

‏هنوز از جیب اداره داری ‏جیب خودت رو پر می‌کنی، نه؟

‏دستگاه‌ها مال خودت.

‏که بعداً بکوبیش تو سرم؟ ‏- آره، دقیقاً.

‏کارآگاهم ۱۲ تا جسد پیدا کرد

‏که تکه‌تکه شده بودن. خب، ۱۱ تا جسد و یه دست.

‏قاتل‌ها سالوادوری بودن، ‏قربانی‌ها همه مکزیکی.

‏رومرو؟ خوشحالیم بقیه‌ت رو هم پیدا کردیم.

‏من مقام رسمی مکزیکم. مصونیت دیپلماتیک دارم.

‏توی قتل‌های سن‌مارکوس حضور داشته.

‏اگه می‌خوایم این دوروبر بمونه،

‏مطمئن می‌شیم چمدون ۲۳۰٬۰۰۰ دلاریش گم بشه.

‏از طرف کمیتهٔ اکتشافیه. فقط ۱۰۰٬۰۰۰ دلاره.

‏نصف دیگه رو فقط وقتی می‌گیری

‏که عاملان کشتار سن‌مارکوس ‏به دست قانون سپرده بشن.

‏یه مأمور نفوذی بین سالوادوریا هست

‏که می‌تونه قتل‌های خونهٔ ‏سن‌مارکوس رو حل کنه.

‏مکزیکی‌ها یه چیزی تو آستین ‏دارن. سالوادوریا سهم می‌خوان.

‏تکه‌تکه کردن جسدها توی سن‌مارکوس

‏فقط برای فرستادن پیام بود.

‏سالوادوری‌هایی رو که توی ‏سن‌مارکوس قمه می‌زدن می‌شناسی؟

‏اگه بپرسم، پوششم نابود می‌شه.

‏با شین حرف زدی؟ لِم رو اون کشت.

‏می‌دونم با لِم چی کار کردی.

‏مثل این دفتر.

‏هر کاری کردیم روی کاغذه.

‏و داری باهاش ازمون اخاذی می‌کنی.

‏به کساخیان بگو یه پیشنهاد کاری براش دارم.

‏من پلیسی‌ام که لازم می‌شه بشناستش.

‏من همکارشم. الیس رزیان.

‏کساخیان خودش رو ایزوله کرده.

‏خیلی وقته رابطهٔ خوبی با قانون نداشتیم.

‏جالبه، من مشکل‌حل‌کنم. من کساخیانم.

‏کساخیان واقعی رو می‌خوام. ‏- پدرم شهر نیست.

‏تا کی می‌تونی مخفیش کنی؟

‏اون‌قدر که یه معجزه بشه.

‏تا اون موقع فکر می‌کنی خودت همه‌کاره‌ای؟

‏فقط مسئلهٔ زمانه تا رزیان ‏بفهمه پدرت از بازی خارجه.

‏با هر چی داره میاد سراغت.

‏پدرم هنوز آدم‌های وفادار زیادی ‏داره. حالا تو رو هم دارم.

‏کلودت از روزی که اومدم داره بازیت می‌ده.

‏فکر کرده اگه خیال کنی اینجا آینده‌ای ‏داری، راحت‌تر کنترلت می‌کنه،

‏درحالی‌که خودش جوری چیده ‏که آینده‌ای در کار نباشه.

‏مردی رو که امیلی رو کشت گرفتی؟

‏آره. می‌دونی دخترت برای موادش چه کار می‌کرد؟

‏لازم نیست تاریخ این‌طوری ثبتش کنه.

‏ممنون.

‏چند هفتهٔ دیگه جلسهٔ تجدیدنظر دارم.

‏قراره تصمیم بگیرن مجبورم کنن برم یا نه.

‏ببینم چی کار می‌تونم بکنم.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏باید

‏منشیت رو اخراج کنی.

‏فکر نکنم همهٔ پیغام‌هات رو بهت برسونه.

‏ببین، هنوز باید به چند ‏نفر دیگه دسترسی پیدا کنم

‏تا بفهمم وضعیتت چطوره.

‏بهت گفتم وضعیتم چطوره.

‏هفتهٔ بعد دارن پرتَم می‌کنن بیرون.

‏سؤال اینه، چطور جلوش رو ‏می‌گیری؟ همون‌طور که قول دادی.

‏از چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تره.

‏یعنی سخت‌تر از

‏پنهان کردن موادکشیدن و تن‌فروشی دخترت

‏از رسانه‌ها بعد از مرگش؟ هان؟

‏ببین، هر کاری از دستم ‏برمیاد می‌کنم، کارآگاه مکی،

‏ولی هی به دشمن‌هات توی اداره می‌خورم.

‏ما معامله داشتیم. آبروی ‏دخترت در برابر شغل من.

‏فردا خبرم کن.

‏چی می‌خوای؟

‏خبر تازه از قتل‌های سن‌مارکوس.

‏تو کی هستی؟

‏کروز پزوئلا.

‏نمایندهٔ یه شرکت توسعهٔ محلیه

‏که چند گروه سرمایه‌گذاری مکزیکی پشتشن.

‏این چه ربطی به سن‌مارکوس داره؟

‏کشتار سن‌مارکوس خیلی‌ها رو عصبانی کرده،

‏هم اینجا هم مکزیک.

‏آره، ما هم دقیقاً خوشحال نشدیم.

‏سرنخ باند سالوادوری رو

‏که بهتون دادیم پیگیری کردین؟

‏آره. هنوز نمی‌شه ردشون کرد.

‏خب، کروز یه سرنخ دیگه آورده،

‏و می‌خوام شما دوتا بررسیش کنین.

‏از سروان رد شو؛ اون به ما دستور می‌ده.

‏یه مظنونه. خاویر رینکون.

‏عضو باند سالوادوریه که ‏الان توی زندان کانتیه.

‏منبعت کیه؟

‏نمی‌خواد درگیر بشه.

‏هه. شماها چتونه؟

‏یه یارو داریم که توی ‏سن‌مارکوس دستش رو قطع کردن

‏و توی کنسولگری مکزیک قایم شده.

‏حالا منبع تو هم می‌خواد پشت تو قایم بشه؟

‏جامعه‌تون یا می‌خواد این ‏جرم رو حل کنیم یا نه.

‏- می‌خوایم. ‏- رینکون توی کانتیه؟

‏اگه دربارهٔ سن‌مارکوس دهن‌لقی کرده بود،

‏باور کن من می‌شنیدم.

‏یادم نمیاد اسم شما دوتا توی برنامه باشه.

‏سزار اوروزکو. منبع منه.

‏برای شرکت من توی ساخت‌وساز کار می‌کنه.

‏دفترم آدرس پروژه رو بهتون می‌ده.

‏حالا می‌تونین یه کاری بکنین.

‏آسوِدا و رفیقش یه سرنخ دیگه ‏دربارهٔ سن‌مارکوس داشتن.

‏بوی چرند می‌ده.

‏آره، ولی حداقل چرند مشخصیه.

‏اگه راحت می‌شه تأیید یا ‏ردش کرد، انجامش بدین.

‏ولی دیگه جلسهٔ مخفی با اونا بدون من ندارین.

‏رانی پیر درمیاره رینکون سابقه‌ای داره یا نه.

‏من هم دربارهٔ اوروزکو درمیارم.

‏تا حالا کارمون لطف در برابر لطف بوده.

‏چیزی که می‌خوای منو خیلی عمیق‌تر

‏می‌بره توی شکم هیولای ارمنی

‏از چیزی که اصلاً قصدش رو داشتم.

‏بیشتر پول می‌دم. ‏- این کار ساعتی نیست.

‏درصد می‌خوام.

‏تو این کشور شریکم می‌شی.

‏آپارتمانت دیگه امن نیست.

‏چند روز آینده می‌خوام بری متل.

‏جرئت نمی‌کنن بهم آسیب بزنن. ‏می‌دونن پدرم چه می‌کنه.

‏این‌قدر مطمئن نباش وضعیت پدرت رازه.

‏باندها آسیاب شایعه‌ان.

‏و شایعه یه‌جوری تبدیل به واقعیت می‌شه.

‏یه متل پیدا می‌کنم.

‏با ترور کردن نمی‌تونی جای بابا رو پر کنی.

‏سربازها اگه زیادی سر ببینن ‏که می‌افته، عصبی می‌شن.

‏ولی باید قدرت خودم رو نشون بدم، درسته؟

‏پول خون این تشکیلاته.

‏و هرکی تأمینش کنه، قلبشه.

‏حالا کی بیشتر از همه پول توی ‏جیب سربازای ساده می‌ذاره؟

‏رزیان. بندرها دست اونه.

‏انواع واردات

‏بیش از ۴۰ درصد کسب‌وکار پدرمه.

‏خب، اون کسیه که دنبال تصاحب همه‌چیز می‌ره.

‏یه تهدیده.

‏حاضری برای سود بلندمدت، ‏کوتاه‌مدت ضربه بخوری؟

‏آماده‌م چیزی رو که پدرم ساخته نجات بدم.

‏رینکون برای حملهٔ مشدد شش ماه گرفته.

‏سه روز پیش بعد از یه ماه آزادش کردن.

‏پرونده رو انداختن دور؟

‏آدم‌عوضی زیاده، تخت کم.

‏رانی دنبال افسر آزادی مشروطشه.

‏هفتهٔ بعد هیئت بررسی من تشکیل می‌شه.

‏توصیهٔ دقیقه‌آخری داری؟

‏فقط داستانت رو بگو.

‏فکر می‌کنی شانسم چقدره؟

‏یاد گرفتم علیه تو شرط نبندم.

‏حتی وقتی نتیجه قطعی باشه؟

‏از قبل چیده شده.

‏هیئت تصمیمش رو گرفته؛ من بیرونم.

‏هایات همهٔ واقعیت‌ها رو نمی‌دونه.

‏باید دهنش رو می‌بست.

‏حتی یه فرصت منصفانه هم بهم نمی‌دی؟

‏با این همه فرصت کثیفی که گرفتی، ‏فرصت منصفانه‌ت رو دور ریختی.

‏یه هفته وقت داری.

‏همهٔ نیروها رو لازم دارم.

‏اگه از پسش برنمیای،

‏لازم نیست منتظر هیئت بمونی.

‏آمار سه‌ماهه‌ت هفتهٔ بعد موعدشه.

‏سن‌مارکوس رو حل می‌کنم

‏و اون جهش آماری رو که برای نجات ‏اینجا لازم داری بهت می‌دم.

‏بعد برو جلوی اون هیئت بشین

‏و سعی کن بگی اینجا به من نیاز نداری.

‏برای چی رفته بودی زندان، سزار؟

‏زنم رو زدم یا یه چیزی. خودش اینو گفت.

‏آروم باش، مرد. برامون مهم نیست زن ‏خودت رو چطور سر جاش نگه می‌داری.

‏فقط دربارهٔ رینکون بگو.

‏شنیدم لاف می‌زد.

‏سن‌مارکوس یا یه همچین چیزی.

‏- پس سعی کردم گوش کنم. ‏- تو مکزیکی‌ای.

‏چطور اون‌قدر به سالوادوریا ‏نزدیک شدی که بشنوی؟

‏هر دومون توی سلف کار می‌کردیم.

‏شنیدم رینکون به اون یکی گفت

‏وقتی هنوز زنده بودن تکه‌تکه‌شون کرده.

‏خودش و دو نفر دیگه.

‏رینکون گفت چرا کشتشون؟

‏ببین مرد، باید برم.

‏هی، وقتی من بگم می‌ری.

‏ببین، فقط سؤال‌هاش رو جواب بده.

‏زودتر برمی‌گردی سر کارت.

‏مرد، همه‌چیز رو به سینیور پزوئلا گفتم.

‏پزوئلا چه نفعی از این داره؟

‏اصلاً آدمی مثل تو چطور ‏تونسته باهاش رو‌در‌رو بشه؟

‏همه می‌دونن می‌خواد سالوادوری‌هایی رو

‏که سن‌مارکوس رو زدن بگیره. ‏- آره، ولی چرا؟

‏می‌تونستی به مکزیکی‌ها بگی.

‏اونا خودشون رینکون رو جمع می‌کردن.

‏من تنها کسی بودم که تونستم بهش نزدیک بشم.

‏مجبورم می‌کردن خودم بکشمش.

‏و ترسیدی. ‏- آره.

‏انگار زن خودت نیست یا چیزی.

‏اون گارین ایساگیانه.

‏توی یه نونوایی ارمنی که ‏می‌رم حساب‌وکتاب می‌کنه.

‏بیا. چیزی برای ترسیدن نیست.

‏رئیسم منو گذاشته روی کارِ کسب‌وکار دیگه‌ش.

‏وقتی داشتم بررسی می‌کردم ‏یه چیزی اشتباه دیدم...

‏اوم... چطور می‌گین؟

‏اِ... موجودی.

‏موجو... موجودی.

‏رئیسش یه یاروئه به اسم رزیان.

‏نونوایی پوشش کسب‌وکار بزرگ وارداتیشه.

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left