前 200 行。
این قسمت در «مونشاینرز»
من همون عرقهایی رو میخوام که توی اون گالنهاست
جوئی ارینگتون، اون میخواد رکورد سرعت روی زمین رو بشکنه
اونم با یه ماشین مسابقهایِ تقویتشده
ایول! اوه
این یه دورِ تولیدِ خیلی بزرگ برای ماست
و مهرِ جوئی هم روشه، یعنی گلابی
اوه آره، همین الان داره میزنه بیرون
کلی... این دیگه چه صیغهایه؟
تمام اون زحمتی که واسه له کردن این هلوها کشیدیم به باد رفت
و همهش پخش شد روی زمین. خب، بریم که داشته باشیم
کاری که میخوام بکنم اینه که یه تور بزرگ برامون درست کنم
امیدوارم دست این خرسها بهش نرسه
اینم از لحظهی سرنوشتساز. فقط از اون بالا منو به کشتن نده
هلو که خوبه. بلوبری هم که خوبه
چرا با هم خوب نشن؟
من و «دیگر» بد نیست یه پولی بیاد دستمون
اون بو رو میفهمی؟ این دیگه چه کوفتیه؟
دیاکسید گوگرد
ممکنه به قیمتِ از دست دادنِ کل اون بارِ عرقِ لعنتی تموم شده باشه
ما اینطوری مونشاین درست میکنیم
چشمات رو باز نگه دار. این تنها کاریه که باید بکنی
هنری. چیه؟ چی شده؟
گوش کن
شنیدی؟ گوش بده
پلیسها هستن
بدبخت شدیم
در شهرستان پولک، کارولینای شمالی، بعد از فرار از کارگاهِ
تقطیرِ زیرزمینیش، وقتی یه تیم نقشهبردار بیش از حد بهش
نزدیک شدن، جاش برمیگرده سر صحنهی جرم، فقط برای اینکه
ببینه مامورای قانون دارن حاصل ده سال
زحمتش رو از هم میپاشن
دارن دستگاه تقطیرم رو میبرن، هنری
تمام اون سختیهایی که واسه ساختنش کشیدیم، سر هم کردنش
ردیف کردن همهچیز، اون کمینگاهِ شکار
هر چی اینجا داشتیم، هر چی ساخته بودم، پرید
باورم نمیشه داره این اتفاق میافته
اون چیه تو دستش؟
ای وای، کلاهک دستگاه رو برداشت
چه کلاهک قشنگی بود، پسر
آره، همهچیز رو کاملاً جارو کردن. هیچی اون تو نمونده
آره، همینه
خمرهها، لولهها، کلاهکها
دارن آماده میشن که مایه رو خالی کنن، هنری
ای بابا
هنری، حالا میخوایم چیکار کنیم؟
خب، بذار بهت بگم، از تو خبر ندارم رفیق
ولی ما از اینجا میریم. برمیگردیم ویرجینیا
آره داداش
شانس آوردم که الان زندان نیستم
همین الان محل کارگاه، دستگاه و کل تجهیزاتم رو از دست دادم
انگار داریم میریم ویرجینیا، جایی که میدونم توش امن و امانم
قرار نیست برم زندان
میرم ویرجینیا آفتابی نمیشم تا آبها از آسیاب بیفته
باید جیم بزنیم
راه بیفت، بیا بریم
داری چیکار میکنی، «پوس»؟
فقط نشستم اینجا و به صدای جریان جویبار گوش میدم
حاضری یه کم عرق هلو درست کنیم؟
در شهرستان کاک ایالت تنسی، بعد از گرفتنِ
آبِ ۴۰ بوشل هلوی تگرگخورده
به نظر میرسه دارن قشنگ له میشن
اوه، آبش داره از همهجا میزنه بیرون
مارک و دیگر برمیگردن به کارگاه مخفیشون توی جنگل، با
این نقشه که اون آبمیوهی مجانی رو تبدیل به یه
دستور پختِ پرفروشِ برندیِ هلو کنن
نظرت چیه... لعنتی
که یه عرق هلو-بلوبری مشتی درست کنیم؟
خب، هلو که خوبه، بلوبری هم که خوبه
چرا با هم خوب نشن؟
نمیدونم. چند وقت پیش
یه مشت از این بلوبریها خریدیم
میدونی که، پولش قبلاً پرداخت شده
خیلی گرون بودن ولی دارم فکر میکنم
اگه بتونیم با این بلوبریها طعم هلو رو بهتر کنیم، ممکنه
اونقدری خوب بشه که بتونیم با قیمت بالاتری بفروشیمش
منظورم اینه که، این بلوبریهای خشکشده رو بچش ببین
چقدر شیرینن. اوه، چشیدم
اونقدر شیرینن که فک آدم قفل میشه
موضوع اینه که میدونی، باید یه کم
بپزیمشون تا دوباره نرم بشن. آره
ولی در عوض شکر کمتری استفاده میکنیم
اگه میخوایم انجامش بدیم، بیا انجامش بدیم
اینا بلوبریهای شیرینشده هستن، یعنی
توشون شکر دارن
میدونی که، اون شکر اثرش رو میذاره و
تبدیل به عرق میشه. اون پشت حالت خوبه؟
آره بابا، دو روز طول میکشه تا دوباره کمرم صاف بشه
و اگه نصف شکر رو استفاده کنیم، یعنی یه جورایی
فشارِ هزینهی خریدِ
اون بلوبریها رو کمتر کردیم
اولین کاری که باید بکنیم اینه که یه کم آب داغ کنیم
میدونی، بالاخره
همهچیز رو به کارگاه تقطیر رسوندیم
میخوایم یه مخزنِ پر از مایه درست کنیم
یه پاتیل آب داریم که داره گرم میشه تا
شکر توی مخزن رو حل کنیم و آب و تفالهی هلو رو خیس بدیم
و یه پاتیل کوچیکتر آب هم داریم گرم میکنیم که
بلوبریها رو توش بریزیم تا دوباره نرم بشن
آب هلو وقتی رنگ مصنوعی بهش نزنن
همچین دهنپرکن به نظر نمیرسد، مگه نه؟
میدونی، با اون بلوبریها
خیلی معرکه میشه. خب، امیدواریم که بشه
این هلوها خیلی شیرینن و بلوبریها هم
یه کم ملس و ترشن
فکر کنم خیلی خوب مکمل همدیگه بشن
لعنتی، چه بوی خوبی میده
یه مونشاینر هیچوقت
از هیچ مادهی اولیهی مجانیای نمیگذره، هر چی که میخواد باشه
مخصوصاً هلو. چون خیلی گرونه
میدونی، حاشیهی سودمون کمه، ولی گاهی لازمه
ریسک کنی تا بتونی یه تغییر اساسی بدی
اگه شانس بیاریم، این برندیِ هلو-بلوبری
چیزی از آب درمیآد که مردم واقعاً خواهانش باشن
میتونیم یه قیمتِ بالاتری روش بذاریم
بزن بریم
میدونم هر کدومشون به تنهایی عرق خوبی میدن
شاید با هم هم عرق خوبی بسازن
میتونم عرقِ «هلو و خامه» رو
روی بستنی وانیلی تصور کنم
آره، اگه خوردنش خوشمزه به نظر میرسه
لابد نوشیدنیش هم خوب میشه
مایل اونطرفتر به سمت جنوب غربی، در شهرستان گراهام، کارولینای شمالی ۱۰۰
آماندا و کلی نیمهی خودشون از همون آب هلوی مجانی رو
با نقشههای متفاوتی برای درست کردن یه دستور پختِ
سودآورِ عرق هلو، با خودشون میبرن
هلو یکی از مواد مورد علاقهی منه واسه عرق درست کردن
من دوستش دارم، مشتریها هم دوستش دارن
یکی از بهترین چیزاییه که میتونه گیرمون بیاد
پس رفتن به کارگاه واسه درست کردنِ اینهمه مایه از هلو
واقعاً هیجانانگیزه
پس منظورت اینه که اینهمه هلوی مجانی و این غلات قراره
یه عرقِ هلو و خامه برامون بسازه؟
آره
جو دوسر باعث میشه ویسکی توی دهن حسِ خامهای داشته باشه
جو رو اضافه میکنی، میپزیشون
شکر میزنی تا شیرین بشن و
هلوها رو هم میریزی. محشر میشه
شیر جو دوسر در واقع یه جایگزین محبوب واسه لبنیاته
همون نرمی و حسِ شیر معمولی رو داره
پس ما میخوایم توی ویسکیمون از جو دوسر استفاده کنیم
میتونستیم با اضافه کردن یه جور محصول لبنی بعد از تقطیر
عرقِ هلو و خامه درست کنیم، ولی اونجوری
موندگاریش خیلی کم میشد
تازه اونقدر هلو داریم که واسه چندین بار تولید کافیه
پس دلیلی نمیبینم که با چندتا مادهی دیگه امتحانش نکنیم
تنوع بدیم و سعی کنیم یه دستور پختِ
خاصتر درست کنیم. آب داره میآد
من بچگیهام با خوردن حلیمِ جو دوسر و شکر بزرگ شدم
و مامانم توش توتفرنگی و هلو
و گلابی و سیب میریخت
واسه همین هر چیزی که با خامه و جو دوسر قاطی بشه
به نظر من که عالیه
چرا روشن نمیشه؟
ای وایِ من
جوها رو بریز تو بشکهها. جوها تو بشکه
و بعدش هم فقط
اون آب داغ رو پمپ کنیم توش؟
آره
روالِ کارِ امروز واسه درست کردن مایه اینه که
جوها رو با آبِ جوش بپزیم
حالا میبینی چطور داره نرم و خامهای میشه؟
آخ، بوی حلیمِ جو میده
شکرمون رو حل میکنیم تا حجم کار
یه کم بره بالا و پوره هلو رو هم میریزیم روش
ایول بابا. اونو ببین
خب، توی این مایه کلی مواد جامد هست
از خودِ جو گرفته تا هستههای احتمالی هلو
پس امروز میخوایم مایه رو
بیرونِ پاتیل و توی این بشکهها درست کنیم
اینطوری میتونیم مایه رو از رو برداریم و بریزیم توی
پاتیل تا مواد جامد نره کفِ ظرف و روی شعله نسوزه
اونقدر هلوی مجانی داریم که نمیدونیم باهاشون چیکار کنیم
بوی محشری میدن. آره واقعاً
این مایه تا وقتی داره اینجا میپزه، بوی گرمی که
ازش بلند میشه واقعاً فوقالعادهست
تنها کاری که مونده اینه که به مخمرهای کوچولومون غذا بدیم
وقتی عمل تخمیر تموم بشه
یه الکلِ معرکه ازش درمیآد
درِ اینا رو ببندیم و بزنیم به چاک
دودو، دو، دو
تو راه ویرجینیام، محل کارگاهم رو از دست دادم
دستگاه تقطیرم رو هم از دست دادم
من و جیم تام اون دستگاه رو با هم ساختیم
برام یه دنیا ارزش داشت. اگه ۱۰ هزار دلار هم میدادن نمیفروختمش
آخرین باری که من و بابام با هم عرق گرفتیم
قبل از فوتش، با همین دستگاه بود
فصلِ سگیای بود
فکر کنم بهترین راه اینه که با پیج برم ویرجینیا
پیشِ هنری و تیکل و همونجا آفتابی نشم، شاید هم یه کم
باهاشون عرق درست کردیم یا یه کار دیگهای
و اصلاً سر در نمیآرم که
چطور الان تو زندان نیستم
تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که لابد دارن برام پروندهسازی میکنن
چون آخه چرا منتظر نموندن تا من برگردم؟
پسرخالهم برنت قدیما توی اداره کلانتری بود
واسه همین با همه رابطهش خیلی خوبه
فکر کنم یه زنگی بهش بزنم
الو؟ الو؟
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.