Moonshiners

Moonshiners

Download Farsi Persian Subtitle

Season 15

Release info

Moonshiners S15E08 Kentucky Kingpin 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 15 قسمت 8 Moonshiners 2011 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-25
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

والا، من که می‌کشم کنار

این قسمت در «مهتاب‌سازان»

شنیدیم که تو کارولینای جنوبی یه سری

توفانِ تگرگ اومده

یه عالمه هلوهای خراب رو دستشون مونده

آخ، مرتیکه‌ی فلان‌فلان‌شده

آماده‌ای؟

خب، عجب تیکه‌ایه، مگه نه؟

داریم سعی می‌کنیم یه دستگاهی بسازیم که با یه بار تقطیر

بشه یه ویسکیِ جاافتاده تولید کرد که طعمش جوری باشه انگار

چندین سال تو بشکه بوده. خوشم اومد

منم همین‌طور. چیزی که دنبالشیم

اینه که اون رنگ قهوه‌ایِ غلیظ و خوشگل رو به دست بیاریم

و یه طعم مشتی هم پشتش باشه

لحظه‌ی سرنوشت‌ساز

ایول دمت گرم

گفته بودی یه ویسکیِ تو بشکه جاافتاده می‌خوای

بگو ببینم نظرت چیه

این دیگه چه انبارِ لعنتی‌ایه، نه؟

این بساط رو نگاه کن تیم

دارم یه پارت مشروب واسه کله‌گنده‌ی عرق‌سازهای منطقه می‌زنم

فقط واسه اینکه اجازه بده تو قلمروش کار کنم

اگه این عرق رو گند بزنم، می‌دونم که حسابی

با این یاروها به مشکل می‌خورم

اوه، داغه

ما این‌جوری عرق دست‌ساز درست می‌کنیم

خب، رفیق قدیمی‌مون جف چطوره؟

ردیفه؟

امروز فقط از یه چیز در موردش مطمئنم

جف امروز قرار نیست کاه بسته‌بندی کنه

تو شهرستان کاکِ تنسی، زیر نظر

مداومِ مامورهای قانون، مارک و دیگر

یه راه فرعی و پیچ‌درپیچ رو می‌رن تا یه فروشنده‌ی غله‌ی مطمئن رو ببینن

حالا جف، از وقتی بهش گفتم تو حالتِ

سکوت رادیویی هستیم مگر اینکه مورد اضطراری باشه، زنگ نزده

جف قبلاً واسه‌مون مشروب جابجا می‌کرد، واسه همین می‌دونیم که اولاً

می‌تونیم با تمام وجود بهش اعتماد کنیم

و دوماً، می‌دونه چطوری دهنش رو قرص نگه داره

هر چیزی که الان به بیزنس مشروب مربوط می‌شه

باید خیلی خیلی حواس‌مون به قدم‌هامون باشه

مخصوصاً وقتی بحثِ جور کردنِ مواد اولیه پیش میاد

به محض اینکه این غله رو بگیریم تا مشروب تولید کنیم و

کم‌کم شروع کنیم به تولید بیشتر، حتماً واسه جف

چند تا باکس می‌بریم تا اونم یه پول اضافه‌ای به جیب بزنه

آخه اینجا چه بلایی سرت اومده، جفری؟

لعنتی

دستگاه پرسِ کاهش آتیش گرفته

حالا که دستگاهش از کار افتاده، قطعاً نیاز داره که

الان یه پولی دربیاره. خب، نیمه‌ی پر لیوان اینه که

ما پول داریم و اومدیم که غله بخریم

هیچ‌کدومش به عمل نیومد

می‌دونی، این تابستون واقعاً نکبت‌بار بوده

اولِ کاری، بارندگی غیرعادی زیاد بود

ما رو برد سرِ زمیناش و محصولی که عمل آورده بود رو نشونمون داد

امسال وضعش واقعاً غم‌انگیزه

لعنتی. می‌فهمم چی می‌گی

اگه قراره اصلاً مشروبی درست کنیم که بشه فروخت

باید یه چرخش ۱۸۰ درجه‌ای بزنیم و ببینیم

اون پشت‌مشت‌ها چی داریم که بشه ازش عرق گرفت

کلاً سالِ افتضاحی بوده

ولی اون پایین توی کارولینای جنوبی، کلی هلو دارن

که مجبورن همه‌شون رو دور بریزن

۵۰، ۶۰ درصد محصول رو دارن همین‌طوری می‌ریزن دور

اونم به خاطرِ خسارتی که تگرگ زده

تگرگ؟ آره، تگرگ

وقتی این دونه‌های تگرگ به میوه می‌خورن

میوه لک برمی‌داره. آره، دقیقاً

باعث می‌شه بگنده. همون‌جا روی درخت می‌گنده

حیف اون همه هلو که داره حروم می‌شه

این‌طوری شد که یهو چرخ‌دنده‌های مغزم شروع کردن به چرخیدن

اونا یکی رو می‌خوان که کمکشون کنه از شرشون خلاص بشن

منظورم اینه که ضرر اونا می‌تونه سود ما باشه

نظرت چیه یه کم عرقِ هلو راه بندازیم؟

می‌فهمم چی تو سرته، باهات پایه‌ام

انگار داریم مسیرمون رو عوض می‌کنیم

اگه چیزی اون بیرون باشه که بشه نجاتش داد تا

ازش مشروب گرفت، حتماً می‌ریم سراغش

برندیِ هلو خیلی راحت فروش می‌ره

خب جفری، می‌ریم ببینیم می‌تونیم

یه آشنایی چیزی تو اون منطقه پیدا کنیم یا نه

مشکلی نیست. دمتون گرم که اومدین

ممنون جف. دستت درد نکنه برادر

خب جری، داریم خودمون رو بدجوری تو دردسر می‌ندازیم واسه ساختنِ

یه پاتیلِ کاملاً نو برای ویسکیِ کهنه، در حالی که هنوز نمی‌دونیم

اصلاً قراره جواب بده یا نه

ولی یه چی بهت بگم

اگه بتونیم این سیستم رو راه بندازیم، گالنی ۲۰۰ دلار

حسابی پول به جیب می‌زنیم. پولِ خیلی خوب

آره، دقیقاً همین‌طوره

توی شهرستان هیوود، کارولینای شمالی

بعد از اینکه یه قاچاقچی بهشون پیشنهاد پول قلمبه‌ای داد

برای ویسکیِ اصل که توی بشکه کهنه شده باشه

مایک و جری با یه مشکل روبرو شدن

اونا هیچ مشروب کهنه‌ای برای فروش ندارن

حالا دارن سگ‌دو می‌زنن تا یه جنسِ تقلبی بسازن که

اون‌قدری طبیعی باشه که مشتری رو خر کنه

خب، واسه اینکه این روش رو عملی کنیم و واردِ

واقعیت زندگیمون بشه... بگو، بفرما

داریم با یه پاتیلِ کاملاً نو شروع می‌کنیم که

گالن ظرفیت داره ۱۷۰

این تقریباً بزرگ‌ترین دیگ تقطیریه که می‌شه ساخت

اونم فقط با یه دونه ورقِ مس

اینم از بشکه، لبه‌اش رو زدیم و آماده‌ی کاره

خب، اون پایین، فقط یه بطری و یه درپوش می‌ذاریم

با یه دونه شیر، دیگه آماده‌ایم ستون رو سوار کنیم

این دیگِ زیردریایی که ازش استفاده می‌کردیم، طوری طراحی شده بود که

با حرارت بخار کار کنه

می‌دونی، ولی با این سیستمِ چند مرحله‌ایِ کهنه‌سازیِ سریع

که راه انداختیم، کنترل خیلی بیشتری خواهیم داشت

روی حرارت. واسه همین داریم یه دیگ می‌سازیم

که بتونه با شعله‌ی مستقیم کار کنه

حاضری؟ حاضرم

یا علی، بالا

خب، چیزِ ردیفی شده، مگه نه؟

خداییش واسه خودش غولیه

اوه، آره

خوبی؟ خوبم

می‌دونی، با این طراحیِ دیگ، در واقع می‌خوایم

از یه سری از قطعات دیگ قدیمی‌مون استفاده کنیم و

یه سری قطعاتِ جدید هم براش بسازیم

خوشم اومد. منم همین‌طور

ما در واقع سه تا فرآیند مختلف داریم که

می‌دونیم جواب می‌دن، به این امید که ترکیب این سه تا

با هم، همون چیزی رو که لازم داریم بهمون بده

حاضری؟ اونجا رو ببین

فکر کنم عالی از آب دربیاد

برای شبیه‌سازیِ کهنه‌سازیِ واقعی در بشکه، مایک و جری دارن طراحی می‌کنن

یه فرآیندِ دو مرحله‌ای رو

وقتی دارن مخلوط غلاتشون رو داغ می‌کنن

بخار الکل بالا می‌ره

توی ستون، اونجا مایع می‌شه و می‌چکه روی صفحاتی که

با تکه‌های چوب بلوطِ کمی سوخته پوشیده شدن تا طعم کارامل ملایم

و وانیل رو به خودشون بگیرن

در مرحله‌ی دوم

اونا الکل رو هدایت می‌کنن به

دو تا بشکه‌ی هوابندی شده که توشون پُره از تکه‌های بلوط با سوختگی متوسط

با تحت‌فشار قرار دادن بشکه‌ها با نیتروژن، اونا مجبور می‌کنن

الکل رو بره توی خوردِ چوب بلوط، بعدش یه خلأ ایجاد می‌کنن

تا دوباره بکشنش بیرون؛ دقیقاً مثلِ جریانِ طبیعیِ

ورود و خروج ویسکی به تخته‌های بشکه‌ی بلوطِ تازه آمریکایی

همون اتفاقی که با تغییر فصل‌ها طی دو سال کهنه‌سازی می‌افته

بذار ببینیم این خنک‌کننده‌ی قدیمی که اینجاست

عرضش اندازه‌ای هست که اون تو جا بشه یا نه

اوه، آره. قشنگ جا می‌شه

بذارش پایین

اوکی، هنوز کلی جا داره

فقط داشتم مطمئن می‌شدم

این خنک‌کننده‌ای که ما طراحی کردیم

وقتی اون مایعِ داغ از دیگ بیرون می‌آد، بخار می‌کنه

ما نمی‌خوایم این اتفاق بیفته چون این یعنی هدر رفتنِ الکل

خب، با گذاشتن این خنک‌کننده اونجا، می‌تونیم آب سرد رو

توش جریان بدیم و وقتی الکل به صورت مایع بیرون میاد

قشنگ خنک باشه و دیگه بخار نباشه

توی اون خنک‌کننده چند تا لوله مارپیچ داری؟

اوه، نمی‌دونم

می‌دونی، حداقل باید ۱۳ تا باشه

من ۱۲ تا گذاشتم

واسه خوش‌شانسی یا هر چی، ما همیشه قدیما این لوله‌های مارپیچ رو

با ۱۳ تا حلقه درست می‌کردیم

آره

به عبارت دیگه، اون نماد ۱۲ تا عضوِ هیئت‌منصفه‌ست

و یه شانس واسه قسر در رفتن. پس اون یه نفرِ تک رو داری

عضوِ چی؟ هیئت‌منصفه، اعضای دادگاه

اعضای دادگاه؟ مثل همونایی که توی

آره، مگه بهشون نمی‌گن «اعضای دادگاه»؟

من که بهشون می‌گم اعضای دادگاه

آهان، باشه. حالا هر چی، همون هیئت‌منصفه

و این‌طوری یه شانس واسه قسر در رفتن داری

نمی‌خوایم این کارمون غیرقانونی باشه

نه، اصلاً نمی‌خوایم هیچ کار خلافی بکنیم

ما اصلاً جرئتش رو نداریم که بخوایم کار خلاف بکنیم، مگه نه جری؟

نه اصلاً

می‌دونی، این چیزیه که باید توی

یه آزمایشگاه علمی باشه، طوری که موهامون از هیجان سیخ بشه بچسبه به سقف

نه تهِ این جنگل‌های دورافتاده

بیا بریم سراغ ساختنِ دستگاهِ تقطیرمون

آره، فکر کنم من و جری باید این لباس‌های کار رو

با روپوش‌های سفید آزمایشگاهی عوض کنیم

پسر، داریم رسماً وارد دنیای علم می‌شیم

فکر کنم همون‌جوری که خنک‌کننده رو ساختیم، این رو هم بسازیم

بزن بریم تو کارش

کارِ این دستگاهِ تقطیر اینه که بخار رو دوباره به مایع تبدیل کنه

و با ایجاد جریانِ برگشتی، درصدِ الکل رو بکشه بالا

بخار و الکل رو داخلِ سیستم نگه می‌داره

و مثل بارون دوباره برمی‌گرده می‌ریزه روی صفحه‌ها

با این همه تیکه‌های چوب، تازه قراره

خوش‌طعم‌تر و خوش‌رنگ‌تر بشه، جا بیفته و عطر و بوش بپیچه

خلاصه از هر نظر عالی بشه

وقتی همه‌ش رو سر هم کنیم، خیلی خوشگل می‌شه

همین‌طوره. اون بالا هم یه فضای ستونیِ مناسب هست

ردیف می‌شه داداش

می‌دونی، اگه بتونیم راش بندازیم و همه رو رنگ کنیم که

فکر کنن یه ویسکیِ دوساله داریم

که از بشکه درمیاد، اون‌وقت قراره

بساطِ عرق‌خوریِ این کوهستان رو برای همیشه عوض کنیم

بیا بریم ببینیم می‌تونیم چند تا بشکه از جایی جور کنیم

بزن بریم تو کارش پسر

خب، اون که حرفی از جاده خاکی نزده بود

ولی انگار افتادیم تو جاده خاکی

منظورم اینه که، اینجا دیگه تهِ سوراخ‌سمبه‌هاست، تیم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left