The first 200 lines.
یواشتر پسر. این قسمت در «شرابسازان»
زیر آبم. برام مهم نیست
باید برم
خب، این محل تقطیر یه خرده فرق داره
با بقیهی جاها
در واقع باید از وسط رودخونه بریم
برو تیکل، گاز بده
ای وای
دو هفته بهمون وقت بدین، ردیفش میکنیم
میخوام بدونم این فکر از کجا به سرت زد
که مشروب کهنه بفروشیم؟
خب، ما همیشه یه جوری از پسش براومدیم
هی مارک، یه لحظه بیا اینجا
اینجا رو ببین
همینجا، این جای پاست
مشروبمون رو دزدیدن
میخوام برای همیشه از اینجا بندازمشون بیرون و
نمیخوام ریختشون رو ببینم. بخواب زمین، بخواب زمین
ما اینطوری عرق سگی درست میکنیم
جدی میگی؟ تیم
همه چی پرید، سوخت، تموم شد
رفیق، باید هر چه سریعتر از این شهر بزنیم به چاک
دیگه نباید اینجا بمونیم، پسر
در شهرستان کالپپر ویرجینیا، بعد از اینکه یه گروه از
مخالفان مشروب که اهل آتیشبازی بودن، مخفیگاهش رو سوزوندن
یا خدا! تیم! لعنتی
به همراه ۸۰۰ گالن عرق ذرت
که قرار بود بره کانادا
تیم چارهای نداره جز اینکه یه جای جدید برای راه انداختن دوبارهی
بساط عرقسازی قاچاقش پیدا کنه
تیم، من فقط
نگران اتفاقایی هستم که سرمون اومد، پسر
نصف پول دستمه، هاوارد
ببین، حدود ۲۰ هزار دلار دارم، میفهمی؟
خیلی پوله
خب، به رابطم تو کانادا زنگ زدم و باهاش حرف زدم
براش توضیح دادم که چه اتفاقی افتاده
اونم یه جورایی درک میکنه، میدونی، اینجا دنیای خلافکاراست
بالاخره این اتفاقا میافته
منظورم اینه که یه مبلغ قلمبهای وسطه
و من قول دادم که
براش هزار گالن عرق جور کنم
اوه، اون ته تههاست، آره
ببین، گفت برمیگرده سرِ دستگاه تقطیر
تو ماه گذشته، من و هنری داشتیم کار میکردیم
با تیم، تا این سفارش رو آماده کنیم
و بهت بگم، دقیقاً رسیده بودیم ته خط
و همهچی دود شد رفت هوا
آره
حسابی دارین میتزونین، نه؟
با اون یارو تو کانادا حرف زدم، خب؟
شرایط رو براش گفتم. خیلی خوب درک کرد
گفت سه چهار هفتهی دیگه بهمون وقت میده
تا جمعوجورش کنیم
همینجا باید متوقفتون کنیم
من و تیکل تصمیم گرفتیم که
دیگه نمیتونیم ادامه بدیم، پسر
نمیتونیم چیزی رو که سالها ساختیم از دست بدیم
منم نمیتونیم این قرارداد رو از دست بدم
میفهمم که تیم یه مشتری کلهگنده داره و این
یه فرصت خوبه که پول زیادی به جیب بزنه، اما ما
مجبوریم راهمون رو جدا کنیم
تیم، فقط باید از اینجا بزنیم به چاک
ته حرفم اینه که تو ویرجینیا دیگه امنیت نداریم
فعلاً. خب، تا جایی که من میدونم
قبل از اینکه کارم رو قانونی کنم
همین مشکل بود و رفتم کنتاکی
تو کنتاکی آدم میشناسم. این کارهان
میدونی، هم آدمای غیرقانونی و هم قانونی
اونجا کلی الکل تولید میشه
پس مطمئنم که میتونیم چند تا رابط پیدا کنیم
خب، همین کافیه. شروع خیلی خوبیه
منم براتون آرزوی موفقیت میکنم
این یاروها هنوز این اطرفان. ممکنه بیان سراغتون
حواستون به پشت سرتون باشه
امیدوارم فقط دنبال تو بوده باشن، تیم
آره، شاید اینطور باشه. واقعاً میگم
هنری، ممنون بابت همه چی، رفیق
و گوش کن، مرسی که تا اینجا هوامون رو داشتی
موفق باشین. مواظب خودتون باشین
باشه. شما هم مواظب باشین
خب، ظاهراً نقشه اینه که تیم بره کنتاکی
اونجا چند تا رابط داره
سوار وانت شو، هاوارد
اینطوری میتونن هر چه زودتر کار رو شروع کنن
تا سفارش ۱۰۰۰ گالنی رو آماده کنن
و ما همینجا میمونیم
بساط خودمون رو راه میاندازیم
شروع میکنیم به راه انداختن کار مشتریهای خودمون
هوم؟
آره همینه پسر
در شهرستان گراهام، کارولینای شمالی
بعد از گذاشتن اولین محموله تو مخفیگاه در این فصل
و مخفی کردن ۸۰۰ دلار عرق ذرت در یک جای مخفی
تا مشتری بیاد ببرتش
همونجا خوبه، مارک
مارک راجرزِ کوهنشین و شریک خلافکارش، هاک
به سمت محل تقطیرشون در کوههای اسموکی میرن تا
دور بعدی تولید رو شروع کنن
اولین محموله رو گذاشتیم سر جاش و دور بعدی
گالنیمون آمادهی تولیده ۱۰
فقط باید عرق رو بگیریم
کیه؟
الو؟
آره
چیزی اونجا نیست؟
خب گوش کن، میریم چک میکنیم و
بهت خبر میدیم
باشه
آخه اونجا کاملاً تو دید بود
برام منطقی نیست که اونجا نباشه
چون مطمئنم بود، خودم گذاشتمش اونجا
نیستن، هاک. غیب شدن
اصلاً نمیفهمم چطور ممکنه کسی اینجا رو پیدا کرده باشه
یه جای کار میلنگه
دور اون کنده رو بگرد، ببین چیزی رو دستکاری کردن یا نه
بله، مشروبها غیب شده بودن
و اصلاً تو کتم نمیرفت چطور ممکنه کسی
همینطوری بیاد و پیداشون کنه
دارم دنبال چند تا
رد چکمهی غریبه میگردم. چیزی پیدا کردی هاک؟
هی مارک، یه لحظه بیا اینجا
اینجا رو ببین. دقیقاً اینجا یه رد پاست
آره
به نظرم دزدمون همینجاست
اونجا رو ببین. رد پا پیدا کردم
میبینیش؟
بذار قبل از اینکه بریم اون تو، برگردم یه چیزی بردارم
باشه. الان برمیگردم
هاک چند تا رد پا دقیقاً بالای همون جایی که
محموله رو گذاشته بودیم پیدا کرد؛ میخوام دنبالشون کنم
ببینم تا کجا میتونم برم
دیگه داره دیر میشه
اگه کسی جنسم رو بدزده، هیچ جوره نمیتونم برم پیش پلیس
از کجا معلوم
شاید خودشون پلیس باشن
وقتی بفهمم کی عرقهام رو برده، اون وقت
دقیقاً میدونم چه جوری جوابش رو بدم
بذار ببینیم چی پیدا میکنیم
بچهها ببینین، عاشق این نقطه میشین. حالا میبینیم
آره، همین الان معلوم میشه
میزنمش تو دنده سنگین، ببینیم چی میشه، نه؟
آره، دقیقاً
چه کیف میده برگشتن به محلهی خودمون
در شهرستان فرانکلین
امیدوارم همهی اون درسرها رو پشت سر گذاشته باشیم
حالا وقتشه روی مشتریهامون تمرکز کنیم
اولین کاری که باید بکنیم اینه که
یه جای امن برای تقطیر ردیف کنیم
خب، با اون همه مشکلی که برای تیم و بقیه پیش اومد
چطوری میخوایم از دست پلیس در بریم؟
که نگیرنمون؟ میدونی، من اصلاً
باور نمیکنم کارِ پلیس بوده باشه که به تیم زد
فکر کنم کارِ یکی از بومیها بود، اما... آره
اگه بریم پایینتر، شاید دیگه اون مشکل رو نداشته باشیم؟
دقیقاً
پس نقشه اینه: میبرمتون جایی که من و بابام
سالیانِ سال پیش کار میکردیم
اینقدر رفتیم ته کوه که هیچکی نمیتونه
بیاد اینجا و پیدامون کنه
و بهترین قسمتش اینه که از وسط رودخونه میریم
نه جادهای میمونه، نه
نه رد پایی، هیچی از خودمون به جا نمیذاریم
همه چی رو لب ساحل خالی میکنیم
کارمون که تموم شد، دوباره بارِ
وانت میکنیم، مستقیم از رودخونه میایم پایین و بوم
غیب میشیم. خب، این محل تقطیر
با بقیهی جاها فرق داره
در واقع باید از وسط رودخونه بریم
این کار باعث میشه رد پاهامون موقع رفتن به
محل تقطیر حسابی مخفی بمونه. از همینجا برو
از اینجا؟ اینو ببینین بچهها
اوه، باشه. داریم میزنیم به دل آب
آره ایول. خیلی خب
قایق لازم نیست. همش با وانته
وانت-قایق! وانت-قایق
این خیلی باحاله
رسیدیم. هیچ نشونهای نیست
نه جادهای، هیچی
یه خرده ناهمواره
طوری نیست، طوری نیست
ماشینمون مخصوصِ همین کاره
دقیقاً همونجا داری گند میزنی
باید بری سمت چپ. دارم سعی میکنم، دارم سعی میکنم
یواشتر پسر
زیر آبم. برام مهم نیست
باید برم، باید برم
یواش کن
اگه یواش کنم، آب میره توی
لوله اگزوز. نگفتم وایسا
گفتم یواشتر برو
برو تیکل، برو
ای وای
انگار اون طرف عمیقتر از اونی بود
که فکرش رو میکردیم
ممکنه آب رفته باشه تو موتور
بذار ببینیم. ببینیم روشن میشه یا نه
ای داد بیداد
یالا لعنتی. بیا دیگه، یالا
شاید کار کنه
No comments yet. Be the first to leave one.