前 192 行。
آنچه گذشت، در سریال «اونطوری نیست»
جعبه جواهرات مامان رو تو برداشتی؟
همونی که روش طرح درخت عاج داشت؟
ما مشکلی نداشتیم، تا اینکه تو منو بوسیدی
گفتی بهم نیاز داری و بعد گفتی که اشتباه بوده
اشتباه هم بود. باید روی آدمهای دیگه تمرکز کنیم
بهم بگو اگه دارم دیوونه میشم
اگه بهش حسی داری
دیوونه نشدی
چطوره وقتی کارت تموم شد بهم پیام بدی و بیای اینجا؟
آره، میتونم بیام
اون دوستپسر جدیدته؟
میدونم یکشنبه روز مهمیه برات
اما من برنمیگردم
این دخترِ مالکوم و جنیه
فکر میکنی چی پیش بیاد؟ نمیدونم
فقط نمیخوام ببینم که صدمه میبینه
داری مشروب میخوری؟
مریت، بزن کنار
مریت
مریت
مریت. مریت. مریت
کمک میخوای؟
حالت خوب میشه
خب
خب
ترفندهای جدیدی یاد گرفتی
خب، دیگه
نمیخوام بدونم چطوری. نه، اصلاً
خب
اوم... در مورد این
یه لحظه صبر کن
فلوراست
حالت خوبه؟ آره. آره
چیزی لازم داری؟
نه. میدونی چقدر دیگه طول میکشه؟
نه، نباید زیاد طول بکشه
من اینجام. من اینجام
من اینجام. متأسفم. اون رفته
اوه، مالکوم
خدا رو شکر که اینجایی
سلام. خب، هر دوشون حالشون خوبه
مریت اون پشته پیش دکترها، ضربه مغزی خفیف داشته
اون... و فلورا؟
هنوز منتظره معاینهش کنن. حالش خوبه
چرا نمیری بهشون سر بزنی؟ ما همینجا هستیم
هی، حالت خوبه؟
چه اتفاق لعنتیای افتاده؟
ماشین جنی رو برداشته بودن. فعلاً همینقدر میدونم
متأسفم. من و مریت چند باری ماشین رو برده بودیم بیرون، واسه همین
تو از این خبر داشتی؟
میدونستم گواهینامه موقت داره، اما نه، از این خبر نداشتم
خب، که چی؟ فقط برای خوشگذرونی رفته بودن بیرون؟
فقط «خوشگذرونی» نبود
پسرت ماشین رو برداشت، فلورا رو هم با خودش برد و نزدیک بود هر دوشون رو به کشتن بده
ما معمولاً فقط الکی دور میزدیم، اما
امشب مریت ناراحت بود
و اون
مشروب خورده بود
و من نمیدونستم. و
این اواخر خیلی مشروب میخورد
توی مهمونی هم مست بود
باید به لوری میگفتم، اما نگفتم... باید بهش میگفتم
ببخشید. واقعاً معذرت میخوام
قضیه این بود
خیلی متأسفم عزیزم. نه، من معذرت میخوام
دیوید. اون اینجاست
سلام، سلام عزیزم، سلام
سلام. عزیزم. اوه، مریت
من اصلاً نمیدونم از کجا شروع کنم
ببخشید
گند زدم
خسارت ماشین مالکوم رو میدم
مریت، این موضوع خیلی فراتر از ماشینه
باشه؟ تو داشتی به ما دروغ میگفتی
ممکن بود بمیری. میدونم
ممکن بود فلورا بمیره. می... میدونم
میفهمم
تو... تو مست بودی
نبودم
اوه، از نظر قانونی مست بودی. ازت خون گرفتن
ماشین جنی رو انداختی تو دریاچه
بهخاطر رانندگی در مستی برات پرونده درست میشه
کمِ کمش گواهینامهت باطل میشه. میفهمی؟
متوجهی؟ خب، دیوید، لطفاً، فقط
متوجهی؟ صب
تو داشتی مشروب میخوردی. باشه
و نه فقط توی مهمونیها. پس کلی
حرفهای زیادی هست که
باید با هم بزنیم
باشه. اما الان
فقط خیلی خوشحالیم که تو و فلورا حالتون خوبه
باشه؟
اوهوم. باشه
هی. سلام
ام، گوشی فلورا افتاده بود
هی، مالکوم. ام
واقعاً معذرت میخوام
اصلاً روحم هم خبر نداشت که مریت
نه، من باید بیشتر مراقب ماشین جنی میبودم
من هم معذرت میخوام
هی، کجا پارک کردی؟ تا دمِ ماشینت همراهیت میکنم
اوه، من با دیوید اومدم
اوه. باشه
من میرم دنبال کیسی. آره، یه لحظه به ما وقت بده
پسرم، الان به حرفم گوش کن
این زندگی فقط مال تو نیست
صدام رو میشنوی؟
هر کاری که میکنی، روی تمام آدمهای اطرافت تأثیر میذاره
روی تمام کسایی که براشون مهمی
من، مامانت، خواهرت، دوستات، دختر موردعلاقهت، همه
دارم از روی تجربه این رو بهت میگم
من بخش زیادی از عمر لعنتیم رو با الکل هدر دادم
اینکه فکر کنم تو هم همون مسیر رو میری، پسرم
من مثل تو نیستم
مجبور نیستی باشی. این یه بیماریه
آره، خب
تو ترک کردی، اما باز هم خانوادهمون از هم پاشید، پس چه فرقی میکنه؟
ممنون که زهرهترکمون کردی
حالا دیگه عمراً بذارن رانندگی کنم، داداش
من امروز خونه میمونم
فلورا. ماشین درست میشه
سرچ کردم. فقط کافیه با بکسل بکشنش بیرون
باشه، رفیق
خیلی باحاله
جاستین، بسه. فهمیدیم بلدی از گوگل استفاده کنی
متأسفم
هی. هی
من... من خوبم. حالم خوبه
فقط
فقط از مریت دور بمون
بهم قول میدی؟
باشه
بسیار خب. همه حاضرن؟
اوهوم
هی، مطمئنی نمیخوای امروز خونه بمونی؟ میتونی بمونیا
مخصوصاً بعد از اتفاق دیشب. نه. نه، خوبم
حداقل بذار برسونمت. بیا بریم
ترجیح میدم پیاده برم، بابا
تا فکرم آزاد بشه
باشه. خیلی خب
بسیار خب بچهها، بریم. زود باشین
فقط یه خبری ازشون بگیر. ممنون
هی، میتونی یه نگاه به این بندازی؟ آره، حتماً
اوه، لعنتی
اوه. دیوید؟
هوم
مالکوم؟
اوه، خواستگار شماره سه
خب، جواب بده دیگه زن
هی، تو. سلام
چطوری؟
چی شده؟ گفتی یه وضعیت اضطراری خانوادگی پیش اومده؟
آره، ام
بابت اون پیام مرموز و نگرانکننده معذرت میخوام. ام
پسرم، راستش، تصادف کرد
وای خدای من. حالش... آره، نه، حالش خوبه
خوبه. همه خوبن. ام
فقط خیلی ترسیدیم
ام، دیشب رو توی اورژانس گذروندیم
واسه همین همون موقع بهت زنگ نزدم
خیلی متأسفم لوری، خوشحالم که حالش خوبه
آره، اوضاع خیلی متشنج بود
اما الان دیگه همه چیز ردیفه. اون... اون خونهست
حالش خوبه. خوبه
خب، ام، اگه برات فرقی میکنه، باید بگم که... دلم برات تنگ شده بود
فرق که میکنه
منم دلم برات تنگ شده بود
میتونیم یه وقت دیگه وقتی سرت خلوت شد هم رو ببینیم؟
عالیه. ممنون که درک میکنی
آره. شوخی میکنی؟ تصادف پیش میاد دیگه، مگه نه؟
ام، بعداً بهت زنگ میزنم
باشه. فعلاً. باشه
خب، یه سوال در مورد زمانبندی اتفاقات
اوه، میشه لطفاً این بازی رو راه نندازی؟
کی اون پیام مرموز رو برای جو فرستادی؟
قبل از اینکه با شوهر سابقت بخوابی؟
همین رو فکر میکردم
نمیدونم چرا اون کار رو کردم
نمیدونم معنیش چیه
وای خدای من
ماشین رو انداخت تو دریاچه؟
آره. خیلی باحاله
باحال نیست
منظورم اینه که فلورا جلوی اون ماشین نشسته بود
ممکن بود، مثلاً... وای خدای من
میکا، شروع شد
جکسون گفت اون و ایلای قراره بعد از تمرین زیر سکوها با ما قرار بذارن
باشه
ایلای پسرِ باحالیه؟
خب، سال اول دبیرستانه
پایهم
No comments yet. Be the first to leave one.