The first 200 lines.
آنچه در قسمتهای قبل "اینطوری نیست که فکر میکنی" گذشت
ما همو بوسیدیم. اینطوری نیست که قرار باشه دوباره اتفاق بیفته
آره، نه، معلومه که نه
جیل چی فکر میکنه؟ هیچی
ما بهم زدیم. چی؟
اگه دو نفر از هم خوششون بیاد
نباید بذارن چیزی مانعشون بشه
داشتم فکر میکردم که شاید، اگه بخوای، یه وقت با هم شام بخوریم
خیلی دوست دارم باهات شام بخورم
به سلامتی، رفیق
مسته؟
دارم کار میکنم. نه، دیگه کار نمیکنی
دارم کار میکنم
بیشتر از دو سال بود که پاک بودم، و، خب
حالا، فقط یه روزه
تا وقتی مارکشون روشونه، هنوز میتونم پسشون بدم
نه، پسشون نمیدی. این خیلی سادهست
یعنی اگه انقدر تکونتکون نخوری ساده میشه
و بذاری کارمو بکنم. ببخشید
میتونم ثابت بمونم. خوبه
وگرنه میشی اولین کشیشی که موقع موعظه مچ پاش معلومه
راستش، این شلوار واسه کلیسا نیست
یه
برنامه شام دارم
برنامه شام؟ اوهوم
منظورت اینه که مثلاً یه قراره؟ اوهوم
خب. واو. عالیه. خوش به حالت
ممنون. خب دیگه، زود باش بگو
این زن مرموز کیه؟
تو مدرسه باهاش آشنا شدم. اوه
خب، میشناسمش؟
خانم کولاسانته
داری با "کالباس سرد" میری سر قرار؟
"کالباس سرد"؟ اوه، فقط یه لقبه
بعضی از بچهها، چندتا از اون بچه شرورها
پشت سرش اینطوری صداش میکنن. من نه
من... ببخشید
اون فوقالعادهست. اون، اون واقعاً بینظیره
و قصدم این نبود که... نه، نه، اینطوری نیست
فقط... دلم میخواد این قرار خوب پیش بره و واقعاً نمیدونم دارم چیکار میکنم
اون تو رو میشناسه
میدونه شماها چه روزایی رو پشت سر گذاشتین
آره. برو بیرون و حسابی بهت خوش بگذره
ببرش رستوران "کیمبال هاوس"، اونجا حرف نداره
بعدشم اگه معلوم شد که یه کابوس بوده
حداقل یه رولت مرغ محشر خوردی
درسته. آره. چطوره؟
اوم، فکر کنم خوبه. آره
باشه. هی. اوهوم
زیاد بهش فکر نکن. این کارِ منه. تو واسه قرارهات انقدر استرس میگیری؟
اوم، همهش شده لایک و رد کردن
ولی گزینههای مناسب
خیلی کمه. اوم
در مورد "کاپا جو" چطور؟ اوم
اوه، نه، ببخشید. منظورم... عیبی نداره
نمیخواستم بحثشو پیش بکشم. حرفمو پس میگیرم
میدونی، فکر نکنم تا حالا
تا حالا انقدر اعتمادبهنفس داشتم... اوه
توی یه شلوار. خب، عالیه
هنوز باید پای اون یکی رو درست کنم. پس... اوه. ببخشید. خب
همین یه پاش که خیلی خوبه
باشه. خوبه
خیلی خب
ثابت بمون
هی، صبح بخیر
داری چیکار میکنی؟
دارم واسهتون بوریتوی صبحانه درست میکنم، بچهها
ببینید، من با مامانتون حرف زدم و میخواستم با شما هم حرف بزنم
درباره اتفاقی که اون شب افتاد. لغزشم
چون واقعاً هم لغزش بود. خب، بچهها، واقعاً متأسفم
من به پاک موندنم پایبندم. باشه؟ واقعاً میگم
امیدوارم بتونید منو ببخشید؟
آره، باشه. مرسی واسه بوریتو
مریت، هی، بیخیال... میفهمم
من... من قبلاً هم این حرفا رو شنیدم
بخشیدمت. من دیگه میرم
هی، کوچولو، گوش کن
میدونم دیدن من تو اون وضعیت، اون شب
باید خیلی واسهت ترسناک بوده باشه
کاش میتونستم جبرانش کنم
طوری نیست
اصلاً هم طوری نیست، کیسی
من اشتباهات زیادی کردم
ولی فکر کنم بزرگترینشون اینه که به اندازه کافی حرف نزدم
ارتباط برقرار کردن با تو
باشه؟ با برادرت
با مامانت
شاید اگه این کارو میکردم، من
فقط تو این کار خوب نیستم، ولی قول میدم سعی کنم بهتر شم. باشه؟
میخواستم یه چیزی بهت بدم
این سکه یک سالگی پاکیمه
بعد از سال اولِ برنامه گرفتمش
خب، نباید پسش بدی یا یه همچین چیزی؟
نه، روال کار اینطوری نیست
ببین، میخوام اینو واسم نگه داری. باشه؟
مراقبش باش
میتونی این کارو بکنی؟
ببین، میدونم الان فقط یه هفتهست که پاکم
ولی ۱۱ ماه و ۱۹ روز دیگه، ازت میخوام اینو بهم برگردونی
اونوقت میتونیم بریم "کن زون"
یا بریم اسکیتسواری
یا هر کاری که یه سال دیگه به نظرت باحاله
اون یکی چیه؟
این واسه دو سالگیه. اینو نگه میدارم واسه انگیزه گرفتن
هی
بهت قول میدم دیگه هیچوقت لغزش نکنم
هی، دیگه داشتم از اومدنت ناامید میشدم
ببخشید. امون از این پدر و مادرا
حالت خوبه؟
الان خوبم
تکالیف انگلیسی رو تموم کردی؟ اوم، تقریباً. تو چی؟
البته. اوه، من
یه چیزی واست گرفتم. واقعاً؟
زیاد هیجانزده نشو. اوه
فکر کردم شاید یه دفترچه واسه متن آهنگات بخوای... اوم... تادااا
چی؟
بلدی نُت بخونی دیگه، درسته؟
نه. اصلاً. اوه
ولی حالا یه دلیل دارم که یاد بگیرم
داشتم فکر میکردم، بیا تو مدرسه اینو جار نزنیم
آره. کاملاً موافقم
من... منم میخواستم همین رو بگم
اوم، بعداً میبینمت. باشه
هی. یه لحظه وقت داری؟
آره
پیشنهاد برندینگ "بروک الکس" رو واست فرستادم
واسه اون برند جدید لباسهای ورزشی
اوه، آره. خب. این چیزیه که اونا تو فکرشونه
خب... قالب؟
تلفظش "مولد" هست
اوملاوت داره
اوه. الان دیدمش
بهترین زندگیت رو "مولد" کن. اوهوم
باشه
قراره با اون گیتار بره دویدن؟
اوه
ظاهراً که آره. باشه
من، اوم... امشب به اینا نگاه میکنم
راستش
کیسی ماسگریوز یه اجرای مخفیانه تو "مککاسکرز" داره
و من واسه خودم و لیلا بلیط رایگان جور کردم
میخوای مزاحم ما بشی؟ نمیتونم
باید به بچههای مالکوم غذا بدم. قرار داره
باشه. میتونم یه چیزی بگم؟
راهی هست که جلوی زبونتو بگیرم؟ نه
بخش زیادی از زندگیت داره دور اون مرد میچرخه
هر بار با هم حرف میزنیم، یا داری تو کلیسا بهش کمک میکنی
یا داری به بچههاش غذا میدی. خب دیگه
داری جوری جلوهش میدی که خیلی بدتر از اون چیزیه که هست
دیشب گفتی داشتی باهاش چیکار میکردی؟
داشتم شلوارشو اندازه میکردم
بهترین زندگیت رو "مولد" کن، لوری
فقط همینو میگم
بهترین زندگیمو "مولد" کنم
هی، مریت
هی، امشب میریم پیش درک. تو هم میآی؟
آره پسر، بیا
پسر، هستی یا نه؟ ها؟
درک امشب مهمونی داره. اوه، باحاله
نمیدونم
نمیدونم میتونم بیام یا نه. نه، بهت پیام میدم
بهت پیام میدم. باشه پسر، میبینمت
قضیه چی بود؟
هیچی، یه مهمونیه که قراره برگزار بشه
مهمونی درک؟
دلت میخواد بری؟ نه واقعاً
میتونه خوش بگذره
منظورت اینه که دلت میخواد بری یه مهمونی دبیرستانی؟
لازم نیست انقدر تعجب کنی
خیلی خب. اوم، خب
پس اونجا میبینمت
باشه. آره، میبینی. باشه
یالا. قرار نیست آسون باشه، بزن بریم
پشتتون رو بدین به دیوار. همینه، دستها پایین
خوبه. همینطوری. خوبه
آه. دو دقیقه و هفت ثانیه
یالا، تکونی به خودتون بدین. بزن بریم. قراره سخت باشه، باشه؟
تمام توانتون رو بذارید. الان تو سالن اصلی هستیم. یالا
داری خسته میشی، سوتو؟
من خوبم. تو چی؟
تا شب پایهم
پنج، شش، هفت، هشت. یک، سه، پنج، هفت، پایین
پس اون روحیه "تایگر" کجاست؟ نشونم بدید، یالا
منسجمتر. نباید هیچ حرکتی ببینم
سفت نگهش دارین دخترا. قوی باشین. از پسش برمیآین
لبخند، آره، لبخند بزنید. قیافههاتون رو درست کنید
پنلوپه، مچهات رو ثابت نگه دار. یالا. یه تکیهگاه قوی واسش درست کن
خب، جوئل، حرکاتت شل و ول هستن
لورا، زودتر از موعد پریدی. و پنلوپه
پنلوپه، توی اون هرم باید مثل کوه محکم باشی
فهمیدی؟ بدون لرزش
برید حرکات کششی انجام بدید، ولی تمرین بعدی انتظارم بیشتره
آب میخوام
بدنم مثل لاستیک شده
کیسی. کیسی. کیسی
یالا سه دقیقه. تمام توانت رو بذار
کیسی. کیسی
کیسی واسه خودش یلیه
بترکون
برو، کیسی
No comments yet. Be the first to leave one.