The first 200 lines.
پسر، همهی شیر رو تموم کردی
صبح بخیر
سوفلهها. باید همینطور صاف بمونن
صبح بخیر
صبح بخیر. صبح بخیر بابا
بیخیال بچهها. جدی میگین؟
یالا دیگه. روز اول برگشتنه. بزنین بریم
اوم... من پیاده میرم
آره. باشه. عالیه. پیادهروی. خوشم میاد
هی فلورا، بهت افتخار میکنم که داری برمیگردی
باشه. دوستت دارم. خداحافظ
منم دوستت دارم. ما هم
ای خدا، چرا هیچکس گوش نمیده؟ گفتیم ۷:۳۰ دمِ در باشین
بدون صبحانه؟ برداشتم مامان
باشه. ای بابا
بسیار خب بچهها، راه بیفتیم
اوه، واو عزیزم. آخرین باری که دوش گرفتی کی بود؟
بعد از تمرین میخورم
باشه، اِم، عجله کن، بابا پشت فرمونه
یالا. زود باشین
یالا بچهها، خواهش میکنم
ممنون
بابا، نمیتونم بذارم سوفلهها بیفتن
نمیافتن عزیزم
هی! هی پِن
صبر کن. هی، قرار بود جیل منو برسونه
بابا کجاست؟
میشه فقط بریم؟
آره، میتونیم
پِن، صبر کن. به داکوتا گفتم که میبینمش
خب
لازم نیست تا تو بیای. مامان هیچوقت این کار رو نمیکرد
جاستین؟
دوستت دارم بابا
باشه. بسیار خب. خب بچهها روز خوبی داشته باشین. باشه؟
مراقب خودتون باشین
اوه. کیسی. سلام
چی شد؟ فکر کردم قرار بود روز اول رو با هم باشیم
آره. ما منتظر موندیم
زیاد منتظر نموندین
هی، مِریت کجاست؟
جیل رسوندش. تمرین کشتی داره
یه خبر کوچولو نمیدادی؟ دیگه وظیفهی من نیست
دوستت دارم وروجک. روز خوبی داشته باشی عزیزم
به پِن سلام برسون. توی تمرین تشویق بهترین روز رو داشته باش، باشه؟
حالت خوبه؟
آره، خوبم. ممنون. ممنون
اوه، بیخیال
سلام
حالت خوبه؟
آره
اه. فقط بهم بگو چقدر بهشون آسیب زدم
میدونی، یعنی منظورم اینه که
این همون سالیه که قراره اینطوری یادآوری بشه که
مامان و بابا طلاق گرفتن و زندگیمون رو نابود کردن؟
من... اون حرفم خیلی بیملاحظه بود. واقعاً معذرت میخوام
من... نه، شنیدنش خوبه
آره... واقعاً هست. یعنی، من
دیگه از دلسوزیهای بقیه واسه مردی که زنش رو از دست داده اشباع شدم
و تو هم جنی رو از دست دادی
آره
هی. اوم
انگشترت رو دستت نکردی
آره. اِم... دارم امتحان میکنم. فکر کنم دارم از تو الگو میگیرم
اوه، نه، نه. نه. اصلاً طبق من پیش نرو
دیوید بهم گفت که مال خودم رو دربیارم. میگفت: «ما دیگه با هم زن و شوهر نیستیم.»
من آدم مناسبی واسه پرسیدن این سوال نیستم
اوه. شاید از بچههام بپرسم
یا از اهل کلیسام
اونا حتماً نظری دارن. بله، حتماً دارن
خب، تو چی فکر میکنی؟
فکر میکنم
فکر میکنم بدون تو نمیتونستم تابستون رو دووم بیارم
منم همینطور
بسیار خب. آره
ممنون. مامانای مدرسه اصلاً باهام همدردی نمیکنن
نه، اونا فقط میخوان پشت سر من حرف بزنن و تو رو نجات بدن
آره خب، مرگ همیشه از طلاق جلوتره
اونا در واقع از زنهای کلیسا خیلی با سیاستترن
به نظرت بچهها چطورن؟
فکر میکنم بچهها دقیقاً همونجایی هستن که باید باشن
فلورا برگشته مدرسه
آره، اوناش
بهش اعتماد دارم. اِم، فقط میخوام مطمئن شم که همینطور میمونه
لازمه که دوباره با بچههای دیگه وقت بگذرونه
و از طرف دیگه جاستین
من اصلاً نگران اون بچه نیستم
صبحانهت رو بخور بازنده
حق با توئه. دارن به روال عادی زندگیشون برمیگردن
و این بهترین چیزه. اومهوم
مخصوصاً مِریت
برعکس
خوبه. خوبه. استراحت. صبر کن
هی! هی! کات! مِریت
تمرینات صف! همین حالا
و پِن و کیسی، اونا مایهی اتحادن
اوه آره، اونا همیشه هوای همدیگه رو دارن
هی. پِن
میتونیم
البته. ببخشید
ببین
فکر میکردم امسال قرار بود با هم بریم تشویق؟
آره. اِم، من فقط با داکوتا اسم نوشتم ولی تو، تو هنوز میتونی
باشه، خب، تمام تابستون داشتی منو میپیچوندی، پس
پنلوپه. من باید برم. متاسفم
هی
اون دیگه چی بود؟
هیچی
فقط عذاب وجدان دارم
نداشته باش. تو مادرت فوت شده
هر کاری بخوای میتونى بکنى
باشه، خب، من در عین حال بچهی یه کشیش هم هستم. نه، نمیتونم
خب، پس با هم مشکلی نداریم؟
ما خوبیم. اونا هم خوبن. آره، ببین، داریم رو به عالی میریم
باشه
من واقعاً باید برم سر کار
اوم. منم باید برم کلیسا
گفتی وقتی وقتش بشه، خودم میفهمم. تقریباً یک سال شده
فکر کنم وقتشه
باشه. خب، این خیلی عالیه
همه واقعاً دلشون برات تنگ شده
تو... موعظههات. صدات
ببخشید. قصد ندارم بهت فشار بیارم
نه
فیض الهی هدیهای از طرف خداست
ما خودمون رو نجات نمیدیم
فیض چیزی نیست که به دستش بیاریم
یا بخوایم باهاش فخر بفروشیم
ما اسم کلیسامون رو گذاشتیم «فیض»، چون ما، یعنی این جامعه
یه زندگی پرشور از فیض الهی داریم
ما با فیض و رحمت خدا نجات پیدا کردیم
چون ایمان داریم
بله. چون ایمان داریم
آمین
آمین
نه، اون توی قراردادته، هیچ گلوتنی نباید توی اون عکاسی باشه
پس نمیدونم چرا چوبشور توی صحنه هست، مندی
آره، منم اگه بودم نفخ میکردم
نه، منم دلم نمیخواست ازم عکس بگیرن، نه
من
چی؟
نه. من درستش میکنم
حواسم هست
گیل
میدونم کار تو بود
منو توی سایتهای همسریابی ثبتنام کردی؟
الان بهشون میگن اپلیکیشنهای دوستیابی. «آیآرال مچ». یعنی «در دنیای واقعی»
باشه. میدونم معنیش چیه
تو آمادهای. شش ماه گذشته. خب، دقیقاً
فقط شش ماه گذشته و ما ۱۷ سال زن و شوهر بودیم
بودین
اگه این رو به عهدهی خودت میذاشتم، هیچوقت اتفاق نمیافتاد
اجازه برای چی؟
اون گروه تشویق چی شد؟
هیچی. فقط نظرم عوض شد
به کشتی؟
با پسرها؟
قانون تایتل ناین، مامان. سرچش کن
اگه مریت کشتی میگیره، چرا من نتونم؟
علاوه بر اون، من احتمالاً به خاطر اون، بیشتر از نصف این پسرا از کشتی سر در میارم. باشه؟
باشه. ممنون
خب، شنیدی که چی گفت
بسیار خب
ترور. نوبت توئه
مبارزه تمرینی با کیسی
بدو سوتو
خودت این رو خواستی
بریم ببرها! بریم ببرها! هی! هی
پاشین روی پاهاتون و داد بزنین: «بریم ببرها! بریم ببرها!»
ببخشید، صبر کن
باشه
هی! هی! پاشین روی پاهاتون و داد بزنین
«بریم ببرها! بریم ببرها!» هی! هی
پاشین روی پاهاتون و داد بزنین: «بریم ببرها! بریم ببرها!»
هی! هی
پاشین روی پاهاتون و داد بزنین: «بریم ببرها! بریم ببرها!»
عالی بود دخترها
سوتو، پاشو روی پاهات
خب دخترها، عالی بود! بیاین یه استراحتی بکنیم
بسیار خب مرد. اون بیرون خوب به نظر میرسی
هریس
لطفاً بیا پیشم
اوضاع چطوره پسر؟ هوم؟
واسه یکشنبه آمادهای؟
اوم. سوال اصلی همینه
و نیازی به جواب نداره. باشه؟
اگه زمان بیشتری نیاز داری
ببین پسر. میدونم گفتی میخوای این هفته برگردی
ولی من خیلی خوشحال میشم... نه، نه، نه. میخوام. نیاز دارم
ولی به هر حال ممنون. دوست خوبی بودی
من هوات رو دارم
فقط
هیچوقت خودم رو اینقدر به خدا نزدیک حس نکرده بودم
و در عین حال اینقدر تنها
این شد یه موعظهی خوب. اوم
این خیلی تأثیرگذار میشه
نه، نه، نه. نمیخوام یکشنبه رو به خودم اختصاص بدم
دلم میخواد اهل کلیسا بدونن که من کنارشون هستم
هی، بابا. اومدم خونه. حالم خوبه
باشه. باشه. من نگران نبودم
No comments yet. Be the first to leave one.