Tires

Tires

Pakua Manukuu ya Farsi/persian

Msimu wa 2

Maelezo ya toleo

Tires S02E09 WEB Filamingo Fa
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-08-22
Upakuaji: 2
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi/persian

Mistari 200 ya kwanza.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏از نظر من، از امروز «ولی فورج» قدیمی مرده.

‏یه‌سری بازسازی انجام دادیم،

‏لوگوی جدید، جنس‌های تبلیغاتی ‏جدید و یه نگرش جدید داریم.

‏من این کوفتی رو نمی‌پوشم.

‏قشنگه، نه؟

‏- منظورت چیه؟ ‏- تابلوی جدید.

‏تابلو جدیده؟ اوه، این...

‏- اسم فرق کرده. اسم جدید. ‏- نه!

‏نه، نه!

‏امروز روز اول یورش بازاریابی‌مونه.

‏باید همه‌جا جار بزنیم

‏که ولی فورج نه‌تنها بهترین ‏جا برای خرید لاستیکه،

‏بلکه تنها جاست.

‏رقبا رو مثل زنبور قاتل ‏نابود می‌کنیم؛ تضمینی.

‏سایت رو از نو ساختیم. ‏بیلبوردها هم دارن نصب می‌شن.

‏این چیه؟ من تهِ ته افتادم.

‏این قراره بره روی بیلبورد؟

‏نمی‌خوام غر بزنم، ولی خوشم نمیاد.

‏شبیه بیتل‌جوس شدم.

‏همین الان کوپن‌ها دارن به همه ‏خونه‌های شعاع 10 مایلی فرستاده می‌شن.

‏همه‌مون پای این ایده‌ایم.

‏کاری می‌کنیم همه بفهمن ‏بهترین لاستیک‌های آمریکا رو

‏با پایین‌ترین قیمت می‌فروشیم.

‏واو. فیل، سخنرانی محشری بود.

‏دیو، ساکت باش.

‏حالا، هفته بعد بازگشایی بزرگمونه.

‏این تبلیغ رادیویی یه ماه کامل، ‏هر روز روزی 10 بار پخش می‌شه.

‏تک‌تک کلماتش با دقت نوشته و انتخاب شده،

‏پس نمی‌خوام حتی یه هجا از متن عوض بشه.

‏می‌گم برای بازگشایی چه ‏کار کنیم. اینجا ولی فورجه.

‏تمش رو «جنگ استقلال آمریکا» بذاریم.

‏تم‌ها معمولاً جلفن. تو چی فکر می‌کنی، ویل؟

‏اِ، خب...

‏اِ، فکر کنم دقیق زدی به هدف، فیل.

‏تم واقعاً خیلی جلفه.

‏دیو، تو چرا اینجایی؟

‏این جلسه فقط برای مالکان شرکته.

‏ولی حالا که هستی، امروز باید این ‏شعبه رو بچرخونی. از پسش برمیای؟

‏وایسا، وایسا. فکر نمی‌کنی ‏از پس کار ویل بربیام؟

‏راستش مطمئن نیستم اصلاً چطور ‏از پس هیچ کاری برمیای، دیو.

‏چهار ساعت اینجا تنهایی،

‏پس سعی کن چیزی رو به گا ندی.

‏آره دیو. یه بار تو زندگیت ‏سعی کن چیزی رو نگایی!

‏آره دیو. چندش‌آوری!

‏شین، وقتی تبلیغ رادیویی رو می‌خونی،

‏باید بلند بخونیش.

‏با داد و فریاد. زیاد.

‏اوه، حتماً. قطعاً همین کارو می‌کنم.

‏- می‌بینم اون قیافه رو گرفتی. ‏- چه قیافه‌ای؟

‏قیافه «قرار نیست کاری که ‏فیل گفت رو انجام بدم».

‏- اینو می‌فهمی؟ ‏- آره.

‏- بی‌خیال. پسر شیرین کوچولوی من کجاست؟ ‏- این کار کوفتی رو نکن.

‏پسرک شیرینِ دادزنِ من کجاست؟

‏باشه. انجامش می‌دم.

‏- شین. ‏- شین!

‏- شین! ‏- نه، نه، نه، نه، نه.

‏تو نه.

‏- دیو، از سمت ما دور بمون. ‏- ببخشید.

‏پس خیلی زود براتون راهش می‌اندازیم. واقعاً.

‏راستش فقط داریم سعی می‌کنیم یه ‏کار خوب برای مشتری‌هامون بکنیم.

‏سلام، به ولی فورج خوش اومدین. ‏چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

‏باشه، اِم، کاری هست اینجا براتون انجام بدیم؟

‏ماشینم یه صدای عجیب می‌ده. باید درستش کنید.

‏باشه. صداش چه شکلیه؟

‏همین الان گفتم. عجیب.

‏عجیب. اِ، آره، اتفاقاً ‏عجیب رو راحت جمع می‌کنیم.

‏و تا ما اون رو بررسی می‌کنیم،

‏چرا یه نگاهی به قیمت‌های ‏باورنکردنی‌مون نمی‌اندازین؟

‏یه فروش ویژه داریم.

‏لاستیک رو به قیمت تمام‌شده می‌فروشیم.

‏واقعاً... معامله عالی‌ایه.

‏ماشینمو درست کن.

‏حتماً.

‏همین الان می‌دمش به مکانیک ‏و می‌ذارمش اول لیست.

‏گور بابای این عوضی‌ها. نه؟

‏پس الان می‌رم کلیدها رو به مکانیک بدم،

‏بعداً حرف می‌زنیم.

‏کَل، گوش کن رفیق.

‏یه سفیدپوست ترسناک با ‏قیافه قومیتی اون بیرونه.

‏ماشینش صدا می‌ده. باید یه دور باهاش بزنی،

‏بگی مشکل چیه، درستش کنی و سریع ‏شر اون مادرجنده رو کم کنی.

‏- امروز نمی‌تونم رانندگی کنم. ‏- اوه! چه بلایی سرت اومده؟

‏- زنبور شاخ‌دار نیشش زده. ‏- حساسیت داری؟

‏- فکر نکنم. ‏- خوبه. ظاهرش که خوبه.

‏- این از نظر تو خوبه؟ ‏- قبل‌تر بدتر بود.

‏اون‌قدرها هم بد نیست. ‏فقط یه نیش معمولی زنبوره.

‏- داداش، خیسه. ‏- نه، اون یه چیز دیگه‌ست.

‏نه، نیست!

‏می‌دونی چیه؟ باشه، کیلا، تو رانندگی کن.

‏همین الان یادم اومد چشم ‏تو اصلاً به تخمم نیست.

‏- می‌تونی رانندگی کنی. نه، کیلا؟ ‏- آره!

‏تو برون، تو هم صندلی شاگرد ‏بشین، گوش بده، مشکل رو پیدا کن،

‏بگو چیه، ماشین رو درست کنین و اون ‏مادرجنده ترسناک رو بیرون کنین.

‏- واقعاً می‌ذاری کیلا رانندگی کنه؟ ‏- آره.

‏روی هم سه تا چشم دارین. ‏یه جوری حلش کنین. بفرما.

‏شرش رو کم کنین.

‏- آخرین بار کی رانندگی کردی؟ ‏- امروز!

‏درود! برای بازگشایی بزرگ ولی فورج اتو بیاین.

‏شنبه آینده.

‏لاستیک‌های «ترو ترد» رو ‏به قیمت تمام‌شده داریم.

‏دونه‌ای 99 دلار؛ پایین‌ترین قیمت اطراف.

‏بابات گفت می‌خواد تبلیغ رو داد بزنی.

‏قرار نیست تبلیغ رو داد ‏بزنم. شبیه احمق‌ها می‌شیم.

‏اون گفت همینو می‌خواد و ‏پولش رو هم اون می‌ده، پس...

‏فیل احمقه.

‏هی، هر وقت آماده‌ای.

‏شنبه آینده برای بازگشایی ‏بزرگ ولی فورج اتو بیاین.

‏- لاستیک‌های ترو ترد داریم... ‏- کات.

‏- بلندتر از این نمی‌تونم داد بزنم. ‏- منم که باید جواب پس بدم.

‏دستور روشن و واضح بهم داده، خب؟

‏باید تو چشم‌هاش نگاه کنم.

‏می‌دونم به تخمت هم نیست، ولی من ‏دارم سعی می‌کنم عضو تیم باشم.

‏تمام چیزی که می‌خوام همینه، پس...

‏لعنت!

‏باید تو چشم‌هاش نگاه کنم و بگم ‏نمی‌تونم پسرش رو کنترل کنم.

‏لعنت، دارم تبدیل به دیو می‌شم.

‏کاری که باید بکنیم اینه که رقبا رو بکوبیم.

‏مثلاً «نشنال تایر سنتر؛ اونا یازده ‏سپتامبر رو فراموش کردن، ما نه. چندش‌آوره.»

‏نه.

‏«نشنال تایر سنتر. شنیدم مال ‏یه شرکت سرمایه‌گذاری خصوصیه

‏که یه کم هم تو قاچاق بچه دست داره.»

‏شین، فقط تبلیغ رو بخون ‏و مثل جن‌زده‌ها جیغ بزن.

‏قرار نیست مثل جن‌زده‌ها جیغ بزنم.

‏باشه. خودم میام اون تو ‏و تبلیغ رو جیغ می‌زنم.

‏باشه، بیا تو. بیا اینجا، پسر گنده.

‏چیزی می‌شنوی؟

‏اگه تو هی حرف بزنی، نه.

‏نه، نمی‌شنوم. هیچ‌چی نمی‌شنوم.

‏باشه، بریم آیس‌کافی بگیریم.

‏کیلا، نه. این یارو روانیه.

‏- بی‌خیال! سریع تموم می‌شه. ‏- اگه اینجا بریزی‌ش چی؟

‏بلدم چطور آیس‌کافی بخورم.

‏چطور تقصیر منه؟ گفتم «مواظب ‏باش، یه خانم با کالسکه‌ست.»

‏من فقط... نگفتی. من ندیدمش.

‏و احتمالاً می‌تونستی زودتر بگی.

‏کیلا، نزدیک بود یه زن و بچه‌ش رو بکشی.

‏بچه فکر کرد خنده‌داره.

‏فکر کنم.

‏- درود! بیاین پایین... ‏- نه. بلندتر.

‏درود! بیاین پایین به...

‏تو که داد نمی‌زنی.

‏من دارم داد می‌زنم. تو داد ‏نزدی. من دارم داد می‌زنم.

‏باید واقعاً داد بزنی. باید حسش کنی.

‏فرض کن یکی روی پورنِ گلف زنونه‌ت ضبط کرده.

‏من پورن گلف زنونه نگاه نمی‌کنم. ‏اون لیگ حرفه‌ای گلف زنانه‌ست.

‏تو قطعاً با گلف زنونه جق می‌زنی.

‏من باهاش جق نمی‌زنم! فاصله ‏ضربه‌هاشون خیلی قابل‌درکه...

‏درود! این شنبه بیاین ولی فورج اتو...

‏- نه، بلندتر. ‏- شین، الان غش می‌کنم!

‏اگه غش کنی، یه آبمیوه پاکتی برات می‌گیریم.

‏درود! این شنبه بیاین ولی فورج اتو!

‏- لاستیک‌های ترو ترد داریم... ‏- امکان نداره.

‏چی؟

‏اون یارو

‏با اون دختره سکس داشته.

‏- نه. ‏- چ... چه خبره اون تو؟

‏چه خبره؟

‏با «خانم اکتبر» سکس داشتی؟

‏اوه، آره.

‏نه بابا، داری دروغ می‌گی.

‏دروغ نمی‌گم. می‌شه فقط روی تبلیغ تمرکز کنیم؟

‏داگ‌من عاشق این یارو می‌شه.

‏می‌تونین همین الان زنده برین روی آنتن؟

‏آره. معلومه.

‏- حتماً. می‌تونیم درباره تعمیرگاه حرف بزنیم؟ ‏- هرچی می‌خواین بگین.

‏اوه لعنت. دوست‌پسر سابقمه.

‏- همون یاروی سکس سه‌نفره؟ ‏- آره، خیلی عوضیه.

‏- پس جواب نده. ‏- چی؟

‏روی اسپیکر نذار.

‏بیا اون همستر لعنتی‌ات رو ببر.

‏لعنتی. گفتم میام می‌گیرمش. دست از سرم بردار.

‏خب، دوست‌دختر جدیدم حساسیت داره.

‏اسمش چیه؟

‏این کیه دیگه؟

‏نگرانش نباش. بعداً میام. خداحافظ.

‏بعداً میای؟

‏باید یه جا توقف کنیم.

‏کیلا، نه. دیگه هیچ توقفی نداریم.

‏همه‌جا قهوه ریخته. چشمم هم داغونه.

‏قهوه تموم شد. این دو ثانیه ‏طول می‌کشه. تقریباً رسیدیم...

‏قرار نیست...

‏ورم داره می‌ره تو مجرای گوشم. هیچی نمی‌شنوم.

‏عالیه. چه خوب که دقیقاً ‏داریم دنبال صدا می‌گردیم.

‏اینم از «دِ ریسس بویز»، فقط در ‏برنامه داگ‌من... هوهو!... و اسکوئرت.

‏کوین، باز هم خیلی ممنون که اومدی،

‏و دوباره تبریک به گروهت، «دِ ریسس بویز»،

‏برای بردن مسابقه گروه‌ها.

‏- آفرین. ‏- دقیقاً!

‏آفرین!

‏خب اسکوئرت، توی وقفه به گوشمون رسید

‏که شاید یکی از مهمون‌هایی ‏که قراره بیان اینجا

‏با خانم اکتبرِ خیره‌کننده ‏خودمون، ریگن، خوابیده باشه.

‏نه!

‏- یکی از شما دوتا باهاش خوابیده؟ ‏- تهیه‌کننده‌مون اینو می‌گه!

‏یا خدا!

‏کدومتون بود؟ فاگهورن لگهورن یا باگز؟

‏اوه، اِ... من.

‏باگز. ویل.

‏- خب! مرد خوش‌شانس. ‏- آره، خیلی خوش‌شانس!

More Farsi/persian subtitles for Tires

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left