The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
نظرتون چیه؟ میخواین بریم یه آبجو یا چیزی بزنیم؟
راستش امشب با جیل قرار دارم
-عالیه -فکر کردم شنبهست
نه، انداختش جلو. نتونست صبر کنه دستش به این غول برسه
باشه!
ویل، تو چی؟ آبجو میخوای؟
اِ، نه
- یا عیسی، مرد - خدا
یه بهونه بیار
- آره - خب...
بعداً بارون میاد. نمیتونم فقط بگم نه؟
چرا
- اِ، شب خوش - خداحافظ
میبینمت، مرد
- این دیگه چه مرگشه؟ - نمیدونم
-خوش بگذره -میبینمتون بچهها
-خب، چی میگی؟ -درباره چی؟
- یه آبجو بزنیم - اوه. یعنی...
اگه... میدونی، من...
آره یا نه، کیلا؟
-اِم، باشه، آره. آره -باشه. اونجا میبینمت؟
-ماشین لعنتیم رو ندارم، کال -اوه. پس لعنتی راه بیفت بریم
-ممنون -نمیتونی کل شب اینطوری باشی
- کل شب؟ آروم باش! - فقط جواب بده
کجا میری؟
اوه، اِم، یه... شام کاری بهت پیام داده بودم، قول میدم
آره. نه نه، فقط... یادم رفت. یا عیسی
میدونی چیه دیو؟ یه کم از این «پسر خوب» گفتنها کم کن
اوه... آره، آرومم دارم ریلکس میکنم
- چی؟ - مهم نیست. اِم...
راستش داشتم فکر میکردم به نظرت میتونیم درباره...
نمیدونم، فارغالتحصیل شدن من از اتاق مهمون و برگشتنم به اتاق خودمون حرف بزنیم؟
- اِ... - شاید بهزودی؟
آره، یعنی، اِم...
میدونم میخوای یه کم صبر کنیم تا دوباره سکس داشته باشیم
ولی واقعاً فکر میکنم مهمه یه جور صمیمیت اروتیک رو
دوباره وارد رابطهمون کنیم، میدونی؟
فکر کنم کمک میکنه برگردیم رو روال خوب به نظر نمیاد؟
اوه، باشه
این...
آره، اِ...
امشب خوش بگذره
کسِ غریبهها فقط تنهاترَت میکنه
- یه روز دیگه، یه دعوای دیگه، با... - هی
- واسه تختت ملحفه تمیز گرفتم - تو بهترینی
خیلی خوب ازم مراقبت میکنی میدونی؟
آره
خدا
بدجوری هوس کیرمه
باشه. کفشهای لعنتیم کجان؟
- بفرمایید اول شما - ممنون. تا حالا اینجا نیومدم
-منم همینطور -اوه، خوبه
-فکر کنم تو شروع کنی -سلام
هی، اینجاست. اِ، برای دو نفر رزرو داریم
اینجا نمیتونی کتونی بپوشی
- چی؟ - اینجا نمیتونی کتونی بپوشی
اینجا وستچستره باید سرهمی پوشیده باشم
ببخشید، قانون شرکته اینجا رستوران لوکسه
یعنی، بیخیال
نه. ممنون
-فقط کتونیان -بله. و مجاز نیستن
اینطور نیست که اینجا...
- آره، یه... لعنتیِ... - یه جای خیلی خیلی شیک مثل...
مثل یه...
- مثلاً رد لابستر یا چیزی - الان هیچ نمونهای یادم نمیاد...
اینقدرها هم شیک نیست پس میتونیم با کتونی بریم تو
من فقط دارم کارم رو انجام میدم
باشه. کارت واقعاً کار نیست تو یه آیپدی. یه آیپد با پستونی
وقتی اون رو بسازن، کارت تمومه
آره، حذف میشی. خیلیها کارشون رو از دست میدن ولی تو اولین نفری
-میدونی چیه؟ ما میریم -خب، باید هم برید، پس...
نه، خودمون میخوایم بریم
- مجبورین - خودمون میخوایم
- شب خوبی داشته باشید - «شب خوبی داشته باشید»
این رو میبینی؟
-اینها رو برمیدارم -معلومه که برمیداری
ضمناً درباره کتونیها، بذار حدس بزنم
تیشرت سفید ساده هم نمیتونین بپوشین؟
آره؟ کلاه نقابصاف هم نه؟ میدونی این نژادپرستانهست؟
-میدونی یه کم نژادپرستی؟ -اوه. تو لیبرالی؟
تو عین شیطان لعنتیای
روانیای
یا خدا
یو، فکر کردم میخوای اون زنه رو بزنی
-میخواستم. دیوونهکننده بود -میدیدم که میخوای
تازه خیلی هم گرسنه نیستم، پس...
منم واقعاً گرسنه نیستم
-عالی -آره
-ولی میدونی چیه؟ -چی؟
باید بریم کریکساید
مثلاً بیست ساله کریکساید نرفتم
-منم همینطور -میخوای بریم کریکساید؟
آره، فکر کنم خوش میگذره خودم کاری میکنم خوش بگذره
باشه
اوه...
زیاد این کار رو نمیکنی، نه؟
چی، بار رفتن؟
نه زیاد
با اون دختره دبیرستان میرفتم
یه عوضی تمامعیار
- جدی؟ - آره. تو تیم والیبال من بود
جدی؟
یه لحظه صبر کن. همهشون تو تیم والیبال لعنتی من بودن
- هنوز باهاشون حرف میزنی؟ - یعنی، گاهی، ولی...
یا خدا، فکر میکنی این یه تجدید دیداره که من دعوت نشدم؟
نه!
قطعاً یه تجدید دیداره و من لعنتی دعوت نشدم
شاید هست. نمیدونم شاید فکر کردن مُردی
قرار بود این حالم رو بهتر کنه؟
آره
-اوه -اوه گوه
گوه
خدا
چقدر احمقیم که نفهمیدیم دبیرستانیهای واقعی هم اینجا میان؟
دیوونهکنندهست که هنوز دارن همون کاری رو میکنن که ما میکردیم
آره خب، بعضی چیزها هیچوقت عوض نمیشن
اِم...
میتونیم همینجا بمونیم
تا پلیسها بیان و جمعشون کنن
اوه
اوه گوه، پلیس!
- وایسا! - پلیس! پلیس!
خودمونیم، پلیسا! همکارم زنه!
مواظب باشین ماشه رو میکشه!
برگردین اینجا، حرومزادههای کوچولو!
- میفهمم چرا پلیسا این کار رو میکنن. باحاله - همیشه فکر میکردم پلیس میشی
جدی؟ آره، خودمم. میفهمم
نه، فکر میکردم زندان میری ببینیم آبجو دارن یا نه
-گفتی داریم میریم شام، پیت -بال دارن
-من گورم رو از اینجا گم میکنم -هی. بیخیال، بشین، آروم باش
نمیتونم تو همچین جایی باشم! گولم زدی!
اوه، اینقدر دراماتیک نباش
چی، فکر میکنی این یاروها میرن اپلبیز لعنتی؟
تاجرهای مشکوک ژاپنیان اینها لعنتی پارتی میکنن
-فکر کردم گفتی کرهایان -هرچی
اگه بارب بفهمه اینجام ممکنه ازدواجم رو از دست بدم
هنوز دارم تو اتاق مهمون میخوابم. فهمیدی؟
آره؟ پس انگار به یه برد لعنتیِ بزرگ احتیاج داری
منم همینطور، باشه؟ میخوای دیگه تو اتاق مهمون نخوابی؟
میخوای دیگه ویل رو رئیس لعنتیت صدا نکنی؟
بیخیال دیوی این معامله میتونه هر دومون رو برگردونه بالا
برای یه نوشیدنی میمونم
-آره! -باشه؟
- ولی مستقیم میریم سر اصل کار - معلومه!
- باشه - گوش کن...
برای این یاروها احترام همهچیزه پس خونسرد باش. باشه؟
خودشه. هی، هی! آقای ریکی!
- خوشحالم میبینمت! - چه خبر، مرد؟
خیلی خوشحالم میبینمت رفیق. هی پسرا آقای ریکی، این دیوه
آره!
- اوه گوه، یاروی بامزه - قیافهت رو دوست دارم
پسرا بیاین تو. خوش اومدین بریم. بشینین. این رو ببین!
این دخترها رو ببین. باورنکردنیه
آره، خیلی هیجانزدهام درباره این لاستیکها، بچهها
- شات چطوره؟ شات! - آره!
- آره آره - شات! شات! شات! شات!
- شات، آره! بزن! - آره، خوبه... شما دیوونهبازیتون رو بکنین
من فکر کنم همون یه نوشیدنی میخورم ولی هیجانزدهام
شما حسابی خوش بگذرونین بریم درباره این لاستیکهای لعنتی حرف بزنیم، درسته؟
داری بیاحترامی میکنی؟
نه، اِم، فقط یه کم دارم سبک میگیرم الان
جدی جدی؟
داری منو میترسونی، داداش
ممکنه خیلی بد پیش بره
فکر کنم یه شات که چیزی نمیشه، نه؟
-شوخی میکنه -سر به سرمون گذاشتی؟
-بامزه بود! -آره، گرفتی منو
بیاین شات بگیریم!
شات! شات! شات! شات!
این خانمها رو ببین، مرد! دارم شق میکنم
یا خدا
هی، بچهها
- کیلا - سلام!
- سلام کیلا! - سلام! واو!
یا خدا، چطوری؟
خوب. اِم، شما اینجا چی کار میکنین؟
همینطوری، میدونی، یه نوشیدنی میزنیم
آره، به میشل پیام دادم گفت به هیلی خبر داده
بعد جِن یهو سر و کلهش پیدا شد
-همهتون دستبند ست دارین -اوه آره، همین الان از محل کار گرفتم
تو ماشینم بودن فکر کردم بامزه میشن
فکر کردم شاید یه جور تجدید دیداره واسه همین پرسیدم
-نه! -ما این کار رو نمیکردیم
- نه! - هرگز. این...
- بیشتر اینه که همه تو پیام با همیم - هوم
آره، اِ، تو چطوری؟
میدونی، بد نیست خیلی کار میکنم، همیشگی
خوبه
شما چطورین؟
خوبیم، آره
هیلی، خیلی خوب شدی
مرسی. عمل بزرگ کردن سینه کردم
خوبه. خب، من با دوستم اومدم
نمیخوام ولش کنم پس برمیگردم پیشش
-اون دوستپسرته؟ -نه، فقط دوست محل کارمه
اوه خوبه. مجرده؟
هست، ولی خیلی سختپسنده، پس...
مشکلی نیست
خب، میدونی، واقعاً واقعاً خوشحال شدم دیدمت، کیلا
No comments yet. Be the first to leave one.