Rick and Morty

Rick and Morty

Shkarko Titrat Farsi/persian

Sezoni 9

Informacioni i lëshimit

Rick and Morty S09 AMZN WEB DigiMoviez IRedSub&H1tmaN Sub Fa
Rick and Morty S09 AMZN WEB DigiMoviez AliMK Sub Fa
Një Komentar nga PersianSUB
ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز DigiMoviez ترجمه از نهـال و امیر ستارزاده و علی محمدخانی ‫ در تلگرام: @IRedSub & @H1tmaN_Sub & @AliMK_Sub

Etiketat

webdl
amazon_prime_video_synced
Publikuar më: 2026-08-03
Shkarkime: 7
Dëgjim i Dëmtuar: No
FPS: 23.976

Pamje paraprake e titrave në Farsi/persian

196 rreshtat e parë.

‫بین خودمون بمونه، ‫یه‌وقت چیزی بهش نگی

‫می‌گما، ریک، اصلاً فکرشم نمی‌کردم ‫سِوِن-ایلِوِن این‌قدر خفن باشه

‫دیدی توی آسیا چه دک‌وپُزی به‌هم زدن؟

از شیر مرغ تا جون آدمیزاد دارن

‫مورتی. چی گفتی، رفیق؟

‫آره، خوب استخری شده

‫- به کی پیام میدی؟ ‫- هیچ‌کس

‫هیچ‌کس؟

‫- آره. هیچ‌کس ‫- باشه، قبول

‫ولی جوابت مشکوک بود

‫هیچم مشکوک نیست. ‫حریم خصوصی سرت نمی‌شه؟!

‫لابد تو سرت میشه که ‫توی مستراح هم دوربین کار گذاشتی

‫اصلاً به‌ من چه. چی داری می‌سازی؟

‫- اسلحه‌ی انجماد؟ ‫- یه‌ چیزی تو همین مایه‌ها

‫از اون آبجوهاست که ‫خودبه‌خود تگری می… مورتی!

‫- چه مرگت شده تو؟! ‫- گوشی رو بده ببینم، مورتی!

‫با کی پیامک‌بازی می‌کنی؟!

‫هیچ‌کس!

‫اِی مادرتو… بمیر!

‫« یک پیام از مورتی شرور »

‫- جانم؟! ‫- چیز خاصی نیست

‫- گوه خوردی! ‫- می‌گم چیز خاصی نیست!

‫« ریک و مورتی، فصل نُهم » ‫« قسمت اول: امان از این مورتی‌ها »

‫با اون پسره سَر و سِری داری؟

‫به‌خدا قضیه‌ی مسخره‌ایه، مورتی. ‫گنده‌اش نکن

‫مورتیِ شرور خطرناکه. خبیثه

‫باریکلا. واسه همین هم هست که گهگاهی پیغوم میده و

‫خط‌ونشون می‌کشه که ‫اگه یه‌سری کمک‌ها بهش نکنم،

‫خانواده‌مون رو از صحنه‌ی روزگار محو می‌کنه

‫شدی آدمش؟!

‫عیناً خودِ کیوئه که ‫از آدم بیگاری می‌کشه

‫کیو رو که می‌شناسی، مورتی؟ ‫توی فیلم پیشتازان فضا

‫خیلی‌خب، فکر کن یه موجودِ کیهانی فضاییِ هم‌جنس‌گرا ‫قُفلی بزنه روی شطرنج

‫- نمی‌خوای جواب بدی؟ ‫- باز می‌خوای مسخره‌بازی دربیاری؟

‫یعنی حق ندارم نگران باشم؟

‫تو دیگه رسماً رد دادی

‫الو؟ زهرمار

‫دیگه جواب تلفن ما رو هم نمیدی؟

‫سلام، مورتی

‫آره. هم‌چنین

‫ریک، بدموقع که مزاحم نشدم؟

‫داشتم مورتی رو در جریانِ ‫شاهکارهامون توی…

‫پشت صحنه می‌ذاشتم

‫مگه شما دوتا مرغِ عشق ‫چیز پنهونی از هم دارید؟

‫- می‌دونی که به خونت تشنه‌ام؟ ‫- بله

‫واسه همینه که به پیامک بسنده می‌کنم

‫بریم

‫عجبا! مورتی، دلت می‌خواد بیای؟

‫البته که خونت پای خودته

‫اصلاً می‌دونی چیه؟ ‫من هم میام

‫- مورتی ‫- ایول

‫- به‌نظرم بتونیم دخلش رو بیاریم ‫- بیاریم؟

‫- گوه نخور. دارم لطف می‌کنم ‫- دارید پشت سرِ من نقشه می‌کشید؟

‫- آره ‫- نه

‫که این‌طور. مورتی، تو هنوز اینو ندیدی

‫کافیه یه تارِ مو از سرِ من کم شه،

‫کارشون تمومه. برای همیشه. ‫توی تموم دنیاهای موازی

‫رفیق، کلاً از جاشون تکون نمی‌خورن؟ ‫هیچ‌وقت؟

‫اینا رو از دنیای طلاییِ گروگان‌ها آوردم؛

همه‌شون ‫به‌شدت هالوئن و ریدن هم لازم ندارن

‫مورتی‌اش کو پس؟!

‫اگه تو رو نیست‌ونابود کنه که ‫خودش هم به‌فنا میره

‫نمی‌خواید بس کنید؟

‫یه بابایی داره کل جهان‌های موازی رو می‌بلعه

‫همیشه یه خری بوده و هست برای این کار

‫اسمش اُسکُلینگاست

‫- فکر نکنم ‫- درسته

‫اسم خودش رو گذاشته «همگان»

‫بالاخره، یه‌روزی پاش به ‫منحنی متناهی مرکزی باز میشه

‫اون‌جاست که دامنِ ما رو هم می‌گیره

‫این‌همه روده‌درازی دیگه نوبره

‫می‌خواد دهن منو صاف کنه

‫خبری از درگاه‌مَرگاه نیست. تجهیزاتِ ما رو ‫قورت میده و لنگه‌اش رو می‌سازه

‫اون‌وقته که ما به‌گا می‌ریم. تو ‫بشین پشتِ فرمون

‫کلاً هیچ‌وقت حرف نمی‌زنید یا…

‫الان که من هستم این‌طوریه؟

‫- مورتی ‫- حرف می‌زنیم

‫در مورد یه‌سری اراجیفِ فیزیک، مورتی

‫پس، دوتایی شدید مدافعِ ‫منحنی متناهی مرکزی؟

‫از کِی تا حالا جنابعالی دغدغه‌مند شدی؟

‫نشدم. به‌خاطر همینه که ‫دارم از این سواری می‌گیرم

‫کیر تو جفتتون، خدا رو شکر رسیدیم

« ترجمه از نهـال و امیر ستارزاده » .:: H1tmaN & iredprincess ::.

‫ در تلگرام: @IRedSub & @H1tmaN_Sub

‫عه، دید ما رو

‫- بپوشش ‫- چی؟!

‫مورتی، اوضاع تخمی کهکشانیه

‫باید شیش‌دونگ حواسم جمع باشه

‫- بپوشش ‫- چرا این نپوشه؟!

‫مورتیِ شرور نیازی بهش نداره

‫مورتی، یا می‌پوشیش یا می‌فرستمت خونه

‫وای، غیب شد. باریکلا

‫چیه این؟ نانوبافته؟ چطوری نفس می‌کشه؟

اکسیژن رو داخل خودش بازیافت می‌کنه

‫- میشه توش شاشید؟ ‫- بله، میشه شاشید

‫نیازی به شاشیدن ندارم

‫خب، محفظه‌ی نمونه ردیفه. ‫محاله بتونه هضمش کنه.

‫- چه کوچیکه ‫- آفرین. بیست امتیاز، مورتی

‫- چقدر تو مفیدی آخه! ‫- ماسماسکِ شخمی‌ات رو بذار اینجا

‫- همه‌چی جفت‌وجوره ‫- بریم قالِ قضیه رو بکَنیم

‫چقدر حقیرانه کِبر می‌ورزید ‫در برابرِ عظمتِ من!

‫مایه‌ی سرافرازی‌ست بلعیدن‌تان

‫دستش بهتون نخوره

‫- طیاره، تخلیه کن ‫- خودم زودتر اقدام کردم

‫از من راهِ فراری نیست

‫عن‌قریب با من یکی می‌شوید

‫من همگان هستم!

‫ریک!

‫هی!

‫تازه دوزاریم افتاد

‫این بمب‌ها رو جاساز کن

‫ما بی‌شمار فناوری‌ها بلعیده‌ایم، ریک سانچز

‫به‌قطع و یقین یکی از آنان حریفِ توست

‫دمت گرم روشنم کردی

‫هر چه بیشتر ماهیتِ همگان را درک کنید،

‫بلعیدن‌تان در آستانِ ما آسان‌تر است

‫جونم به این شانس

‫این بو از آنِ من است، لیکن ‫باطنش موجودی‌ست به‌غیرِ من

‫ما هم… همگانیم

‫من هم، هم… همگانم

‫من بدین‌سان نگفتم و نیاندیشیدم

‫آوایم هم چُنین نیست

‫این‌ها چه هستند؟

‫بمب و این داستان‌ها که اصلاً نیست

‫باری یقین دارم همان‌اند

‫بی‌درنگ می‌بلعم‌شان

‫- کیرم توش ‫- من تار و پودِ زمانم؛

‫منزّه و بی‌پایان

‫حال، وقت‌تان سر رسیده است!

‫چه شد؟! نمی‌فهمم

‫من همگانم

‫همه را می‌بلعم

‫دقیقاً. الان هم یک الگوریتم ‫خودبَلعی نوش جان کردی

‫- چه؟! ‫- حالا تا ابد هی خودت رو می‌بلعی و می‌بلعی

‫محال است!

‫من همگانم!

‫نه! من همگا…

‫خوشگل گرفتت ها

‫هیچ تقصیر من نبود

‫رسماً ریدی به هیکلم، مورتی

‫بمب و این داشتان‌ها که اَشلاً نیشت!

‫هول شده بودم. خب؟ ‫آخه… سگ توش!

‫ولی از حق نگذریم، خوب شد گیر افتادی. ‫همچین هم بدم نیومد

‫حال کردم باهاش هم‌کلام شدم

‫آره، سگش شرف داشت به ‫اون الدنگِ هفته‌ی پیش

‫پس، از این برنامه‌ها زیاد با هم دارید، نه؟

‫یه‌وقت‌هایی فقط

‫نظرتونه بریم غذاخوری؟ ضایعه؟ ‫نریم وافل بخوریم؟

‫چی؟! نه!

‫ریک، به مورتی حالی کن برنامه وافله

‫نوشیدنی چی می‌خورید؟

‫یک… نه، دوتا میلک‌شیک

‫- قهوه با ودکا ‫- قبول باشه

‫حال کردی، مورتی؟

‫راستش، امروز خیلی خوب پیش رفت

‫تو هم فقط یه‌ذره ریدی به برنامه

‫- معذرت می‌خوام ‫- فدای سرت

‫من و ریک به‌طرز عجیبی… با هم هماهنگیم

‫یه آتش‌بس صوری و آبکیه، مورتی

‫هر لحظه ممکنه یکی‌مون ‫اون‌یکی رو کله‌پا کنه

‫حالا می‌فهمم چرا ریک تو رو تو بازی نمی‌آورد

‫این بازی‌ها رده‌بندیِ سنی داره و ‫جنابعالی هنوز دهنت بوی شیر میده

‫لابد

‫دایورتش کن، مورتی. همه‌ش حرف مُفته

‫بیشترِ وقت‌ها، رو هوا کله‌معلق می‌شیم و ‫جیغ بنفش می‌کشیم

‫هرازگاهی هم یه اشعه‌ی گنده شلیک می‌کنیم

‫- تو دیگه چه جونوری هستی؟ ‫- ای خدا!

‫اجازه هست برم دست به‌آب؟

‫برم واسه وافل جا باز کنم

‫به قیافه‌ام می‌خوره یزید باشم؟

‫مُجازی، برو

‫باهاش که جور بشی، ‫می‌بینی دل‌نازک و مهربونه

‫حتی چند وقت پیش، یه‌سری از… ‫رمز و رازهای سفر در زمان رو نشونم داد

‫کاری نکن که دونه‌دونه‌ی وافل‌ها رو ‫شیاف کنم برات، داداش!

‫- پناه بر خدا! ‫- اومدی چه گوهی بخوری؟

‫می‌خوای جای منو بگیری؟

‫نمی‌فهمم از چی حرف می‌زنی

‫آره، جون خودت! خونه خراب‌کن!

‫می‌بینی؟ هر کثافتی که…

‫بین شماست، نشونه‌ی ضعفه

‫- کیرم دهنت ‫- اصلاً می‌دونی چیه؟

‫شاید قاپِ بابابزرگت رو دزدیدم

‫نه به‌خاطر این‌که خاطرخواهشم، ‫بلکه چون برای تو عزیزه

‫به‌به. دوتا میلک‌شیک ‫واسه دو مدل مورتی

‫یکی مستقل و همه‌فن‌حریف؛

‫یکی خایمالِ پدربزرگِ عزیز

‫چه کاریه اصلاً؟ ‫جفتش رو خودم می‌خورم

‫جوری ریدم که ابعادش ‫ترکیب شیمیاییِ مغزم رو زیر و رو کرد

‫در چه حالید؟ وافل سفارش دادید یا نه؟

‫- میشه بریم؟ ‫- مورتی، تازه ریدم و ذهنم باز شده

‫دوباره نندازش به جونم

‫نه بابا، تا همین‌جا کافیه. ‫ولی خدایی خیلی کِیف داد

‫مرسی همراهی‌مون کردی، مورتی

‫ریک، باید بعد مأموریت‌ها بیشتر بیایم اینجا

‫آها

‫این یکی رو مهمون من. در ضمن…

More Farsi/persian subtitles for Rick and Morty

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left